مجتبی خامنه‌ای: بدون امتیازدهی. عکاس: مجید سعیدی / گتی ایمیجز اروپا
مجتبی خامنه‌ای: بدون امتیازدهی. عکاس: مجید سعیدی / گتی ایمیجز اروپا

خطر ازسرگیری جنگ ایران به‌شکلی غیرمنطقی بالاست

خلاصه از هوش مصنوعی بلومبرگ

آتنی‌های باستان واقعاً کلمه‌ای برای گناه نداشتند. آنها کلمه‌ای برای خطا، هاماارتیا (hamartia)، داشتند و البته اصطلاح هوبرایس (hubris) را ابداع کردند — یک تخلف غرورآمیز علیه خدایان، یا شرافت شخص دیگر، که قابل مجازات بود. این دو اصطلاح چارچوب فزاینده‌ای مفیدی را برای آنچه میان آمریکا و ایران در جریان است و دلیل غیرمنطقی بودن خطر بازگشت به جنگ ارائه می‌دهند.

بیانیه‌ای که هفته گذشته توسط رهبر جدید ایران، مجتبی خامنه‌ای، صادر شد، کاملاً در این چارچوب می‌گنجد. اگر آن را به معنای واقعی بگیریم، نشان می‌دهد که او حتی سرسخت‌تر (که در اینجا به معنای مغرورتر) از پدرش، آیت‌الله علی خامنه‌ای، خواهد بود؛ کسی که در روز اول این تلاش آمریکا و اسرائیل برای پایان دادن به جمهوری اسلامی کشته شد.

خامنه‌ای هنوز در انظار عمومی دیده نشده و گمان می‌رود که مجروح شده و در انزوای نسبی پنهان است. با این حال، به نظر می‌رسد او نقش سیاسی مهمی در این بحران ایفا می‌کند و در تاریخ ۳۰ آوریل اعلام کرد که هیچ امتیازی در مورد برنامه‌های هسته‌ای یا موشکی ایران، هیچ بازگشتی به گذر آزاد بین‌المللی از مسیر نفتی تنگه هرمز، و هیچ پذیرشی برای ادامه حضور آمریکا در خاورمیانه وجود نخواهد داشت.

اینها از آن دست حرف‌هایی است که افراد وقتی گمان می‌کنند دستشان آنقدر قوی است که می‌توانند تحقیر شکست را بر رقیب تحمیل کنند، بر زبان می‌آورند. اما ایران همه ورق‌های برنده را در این بازی مرگبار پوکر ندارد. رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، که خواسته‌هایی مشابه و تسلیم‌طلبانه از تهران داشته است نیز چنین نیست. به نظر نمی‌رسد هیچ یک از طرفین به طور کامل نقاط قوت طرف مقابل و نقاط ضعف خود را درک کنند.

ترامپ اخیراً نیروی دریایی خود را برای اسکورت چند کشتی از طریق تنگه هرمز فرستاد تا محاصره ایران را بشکند. پاسخ تهران شامل احیای حملات موشکی و پهپادی به امارات متحده عربی، از جمله یک پایانه نفتی و چندین کشتی تجاری بدون محافظ بود. این امر آمریکایی‌ها را وادار کرد تا شش قایق کوچک را غرق کنند و ادعاهای رسانه‌های دولتی ایران مبنی بر اصابت یکی از اسکورت‌های نیروی دریایی آمریکا را تکذیب کنند.

آزاد کردن دو کشتی از قرنطینه آنها در خلیج فارس با این سطح از هزینه، یک داستان موفقیت‌آمیز نیست. این نشان می‌دهد که عملیات برای بازگشایی تنگه امکان‌پذیر است، اما تنها با هزینه و خطر بالا، زیرا ایرانی‌ها نشان داده‌اند که پاسخ خواهند داد. آتش‌بس ۸ آوریل تنها به این دلیل پابرجاست که هر دو طرف می‌دانند این یک آزمون بوده و بازگشت به جنگ تمام‌عیار بعید است که پیروزی به همراه داشته باشد.

خامنه‌ای هفته گذشته بیانیه خود را در سالگرد تسخیر قلعه‌ای در جزیره هرمز توسط انگلستان و ایران در سال ۱۶۲۲ صادر کرد؛ قلعه‌ای که بیش از یک قرن، کنترل دسترسی به خلیج و انحصار تجارت منطقه‌ای را به پرتغال داده بود. توسل او به تاریخ پارسی بخشی از تلاشی گسترده‌تر بود تا رژیم به شدت نامحبوب جمهوری اسلامی را در پرچم ملی (نه اسلامی) بپیچد و روایت جدیدی برای مشروعیت بخشیدن به رژیمی که اکنون خامنه‌ای ریاست آن را بر عهده دارد، بسازد.

این ممکن است تا زمانی که جنگ ادامه دارد تا حدی جذابیت داشته باشد. اما فراتر از آن، این یک آرزوی خام است، مگر اینکه خامنه‌ای جوان بتواند اقتصاد را احیا کند و اصلاحات گسترده‌ای را که اکثر ایرانیان خواهان آن هستند و پدرش نتوانست انجام دهد، به سرانجام برساند - که نمی‌تواند، یا حداقل برای رسیدن به آن مجبور خواهد بود تغییر رژیم د فاکتو را اعمال کند. موقعیت او ضعیف است.

ریال ایران که سقوط آن در ژانویه اعتراضات گسترده‌ای را علیه رژیم برانگیخت، دوباره در حال سقوط است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هنوز پابرجاست، اما آسیب دیده و فرماندهان ارشد آن کشته شده و پدافندهای هوایی‌اش منهدم شده‌اند. ایران ممکن است فعلاً ترامپ را از اجرای تهدیدش برای نابودی زیرساخت‌های انرژی خود منصرف کرده باشد، زیرا می‌تواند پاسخ مشابهی به همسایگان خود در خلیج فارس بدهد، اما این بدان معنا نیست که خامنه‌ای می‌تواند چنین اقدامی را دعوت کند. و با این حال، او این کار را می‌کند.

برخی از رهبران در تهران به نظر می‌رسد خطر موقعیت سرسختانه را برای حفظ قدرت و در نتیجه جان خود درک می‌کنند. این افراد شامل رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان، وزیر امور خارجه عباس عراقچی و رئیس مجلس محمدباقر قالیباف هستند — سه‌نفری که تلاش‌ها برای مذاکره و پایان دادن به جنگ را هدایت می‌کنند. نتیجه این امر، شکافی در داخل رژیم است که در رسانه‌های دولتی در جریان است. با این حال، بدون یک شورش در بخشی از دستگاه امنیتی، این نوع شکافی نیست که به کودتا منجر شود.

کاخ سفید نیز اشتباهات قضاوتی مشابهی انجام می‌دهد. قالیباف اخیراً در X، اپلیکیشن رسانه اجتماعی آمریکا، فرمولی را منتشر کرد تا نشان دهد چرا بسیاری از ادعاهای ترامپ اشتباه، اگر نگوییم توهم‌آمیز، هستند. این ادعاها شامل فخرفروشی‌هایی مبنی بر پیروزی در جنگ و نابودی ارتش ایران، فروپاشی اقتصاد آن، محو شدن برنامه هسته‌ای و «انفجار» زیرساخت‌های نفتی آن بوده است.

قالیباف، فرمانده سابق سپاه، معادله‌ای ارائه داد که توانایی ایران برای افزایش قیمت‌های جهانی انرژی، با توقف خروج عرضه از خلیج، را در برابر اقدامات متقابل موجود برای ترامپ قرار می‌دهد. همانطور که انتظار می‌رفت، محاسبات او به نفع تهران بود. او کارت‌های ایران — مانند بستن دسترسی به دریای سرخ یا هدف قرار دادن خطوط لوله‌ای که به برخی از همسایگان آن اجازه می‌دهند هرمز را دور بزنند — را هنوز کاملاً یا جزئاً بازی نشده علامت‌گذاری کرد. در مقابل، گزینه‌های آمریکا را از قبل مصرف‌شده دانست. هیچ‌یک از این فرضیات دقیق نیست.

با این حال، معادله او تا حد زیادی درست است به این معنا که تا زمانی که آتش‌بس برقرار باشد و هرمز مسدود بماند، این درگیری به آزمونی تبدیل شده است که هر طرف چقدر می‌تواند استرس اقتصادی و سیاسی تحمیل شده توسط طرف مقابل را تحمل کند. هیچ یک نمی‌تواند بن‌بست نامحدود را تاب بیاورد، از این رو تلاش ترامپ برای شکستن این بن‌بست و پاسخ ایران. تکبر مانع از توانایی هر یک برای ارزیابی منطقی آمادگی طرف مقابل برای پاسخ‌دهی می‌شود، شکستی که انتظارات غیرواقعی از پیروزی را تشویق می‌کند و امتیازات دردناک را اجتناب‌ناپذیر جلوه می‌دهد.

اشتباهاتی که به این جنگ منجر شد، آنقدر زیاد است که قابل شمارش نیست. هر ارزیابی بی‌طرفانه‌ای باید شامل تصمیم رهبر سابق برای استفاده از وضعیت ایران به عنوان یک قدرت هسته‌ای «در آستانه» برای اهرم مذاکره باشد. همینطور تحمیل وحشیانه یک رژیم اسلامی سالخورده بر جمعیتی ناخواسته. انتظار ترامپ مبنی بر اینکه می‌تواند با ایران مانند ونزوئلا برخورد کند، اشتباه دیگری است که از تکبر ناشی می‌شود و همچنان ادامه دارد.

پیش‌بینی اینکه آیا ترامپ می‌تواند تلاش خود را برای باز کردن تنگه به روی ترافیک بین‌المللی بدون اینکه ایران به یک کشتی آمریکایی ضربه‌ای وارد کند، یا زیرساخت‌های انرژی در کشورهای خلیج فارس را که می‌تواند مقادیر زیادی نفت و گاز را برای سال‌ها از بازار جهانی خارج کند، از بین ببرد — یا حتی اینکه آیا موفقیت او منجر به پایان قطعی برنامه هسته‌ای ایران خواهد شد که به نظر می‌رسد حداقل خواسته ترامپ برای توافق است، دشوار است.

اما آنچه روشن به نظر می‌رسد این است که اعتماد به نفس بیش از حد هم در کاخ سفید و هم در هر پناهگاهی که رهبر جدید ایران در آن مخفی شده است، از سرگیری جنگی که از تکبر متولد شده را تنها به یک اشتباه دیگر محدود می‌کند.

این ستون بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های شخصی نویسنده است و لزوماً منعکس‌کننده نظر هیئت تحریریه یا بلومبرگ ال‌پی و مالکان آن نیست.