محاصره آمریکا به طور مادی در حال مختل کردن جریانهای نفتی ایران است، با کاهش شدید بارگیریها و پر شدن سریع مخازن ذخیرهسازی. در حالی که تأثیر فوری بر درآمد محدود است، محدودیتهای عملیاتی اکنون در حال اجبار به کاهش تولید هستند و یک فشار مالی تأخیری اما قابل توجه را ایجاد میکنند.
نکات کلیدی
- صادرات ایران پیش از محاصره انعطافپذیر باقی ماند و در ماه مارس به طور متوسط ۱.۸۵ میلیون بشکه در روز رسید که بالاتر از روند قبلی ۱.۷ میلیون بشکه در روز بود.
- هیچ تانکر تأیید شدهای از منطقه محاصره آمریکا خارج نشده است.
- بارگیریها پس از محاصره به شدت به ۵۶۷ هزار بشکه در روز کاهش یافت.
- ظرفیت ذخیرهسازی قابل استفاده در خشکی حدود ۲۶ میلیون بشکه (۱۴ روز) است که با احتساب ذخیرهسازی شناور به حدود ۲۲ روز افزایش مییابد. با فرض اینکه همه مخازن ذخیره قابل استفاده نیستند، ذخیرهسازی قابل استفاده تنها به حدود ۱۲ روز با احتساب ذخیرهسازی شناور کاهش مییابد.
- کاهش تولید در حال انجام است و پیشبینی میشود تا اواسط ماه مه تا ۱.۵ میلیون بشکه در روز افزایش یابد، اما کاهش ماهانه به طور متوسط خواهد بود.
- تأثیر بر درآمد ایران تأخیری اما قابل توجه است و روزانه به ۲۰۰-۲۵۰ میلیون دلار میرسد.
ایران پیش از محاصره آمریکا چه مقدار نفت صادر میکرد؟
تا پیش از محاصره، صادرات نفت ایران تا حد زیادی تحت تأثیر جنگ قرار نگرفته بود، زیرا سپاه پاسداران کنترل تنگه هرمز را در دست داشت. طبیعتاً، کشتیهای حامل نفت ایران اجازه عبور داشتند. در نتیجه، محمولههای نفتی ایران در ماه مارس به طور متوسط ۱.۸۵ میلیون بشکه در روز بود که بالاتر از ۱.۷ میلیون بشکه در روز مشاهده شده در سه ماه قبل بود.
آیا ایران توانسته است نفت را از طریق محاصره عبور دهد؟
علیرغم ادعاها مبنی بر فرار ۳۱ تانکر از منطقه محاصره، ما هیچ کشتی را مشاهده نکردهایم که با موفقیت از آن عبور کرده باشد. چندین تانکر از تنگه هرمز عبور کردند اما نتوانستند محاصره آمریکا را که در جنوبتر، بین خلیج عمان و دریای عرب قرار دارد، پشت سر بگذارند. بیشتر کشتیها به جای آن به سمت منطقه چابهار در جنوب شرقی ایران تغییر مسیر دادند.
تأثیر بر بارگیری نفت ایران چیست؟ آیا ظرفیت بالاستی باقی مانده است؟
محاصره قبلاً بارگیریها را به دلیل محدودیت در دسترس بودن بالاست کاهش داده است. بارگیری نفت خام و میعانات گازی بین ۱ تا ۱۳ آوریل به طور متوسط ۲.۱ میلیون بشکه در روز بود، اما از آن زمان تنها پنج محموله مشاهده شده است؛ سه مورد در خارگ و دو مورد در عسلویه، که میانگین را بین ۱۴ تا ۲۳ آوریل به ۵۶۷ هزار بشکه در روز کاهش داده است. هنوز ۷ فروند VLCC و ۲ فروند افراماکس در خلیج فارس با سابقه بارگیری نفت خام ایران وجود دارند که نشاندهنده ۱۵.۴ میلیون بشکه بارگیری بالقوه در کوتاهمدت است. با این حال، فعالیتها پس از آن محدود خواهند ماند.
چقدر فضای ذخیرهسازی در خشکی باقی مانده است؟
از زمان محاصره، موجودی ذخایر نفتی ایران به میزان ۴.۶ میلیون بشکه (۵۰۰ هزار بشکه در روز) افزایش یافته است، که مجموع ذخایر خشکی را به ۴۹ میلیون بشکه میرساند. ما کل ظرفیت ذخیرهسازی را ٨٦ میلیون بشکه ارزیابی میکنیم. با این حال، پوشش ما در حال حاضر چند مخزن ذخیره واقع در پالایشگاههای نفت شمالی از جمله پالایشگاههای تهران، تبریز و اصفهان را شامل نمیشود. با احتساب این پالایشگاهها، احتمالاً کل ظرفیت ذخیرهسازی در خشکی به ٩٠-٩٥ میلیون بشکه میرسد. با فرض ظرفیت کل ٩٠ میلیون بشکه، شرکت ملی نفت ایران در حال حاضر حدود ٤١ میلیون بشکه ظرفیت ذخیرهسازی خالی دارد. این معادل حدود ٢٢ روز تولید است.
با این حال، چندین محدودیت ظرفیت قابل استفاده را کاهش میدهد. اولاً، همه مخازن را نمیتوان به دلیل محدودیتهای عملیاتی و احتمالی محدودیتهای فنی تا ۱۰۰٪ پر کرد. ثانیاً، برخی از مخازن ذخیره به دلیل جغرافیا یا ماهیت محصول قابل دسترسی نیستند:
- مخازن در سیری و لاوان (حدود ۴.۷ میلیون بشکه) برای نفت خام در خشکی قابل دسترسی نیستند.
- عسلویه (حدود ۸.۶ میلیون بشکه) به ذخیرهسازی میعانات گازی از میدان گازی پارس جنوبی اختصاص یافته است.
- بخشهایی از سایت بندرعباس (حدود ۱.۶ میلیون بشکه اضافی) به پالایشگاه میعانات گازی ستاره خلیج فارس متصل هستند و برای نفت خام قابل استفاده نیستند.
در نتیجه، ۱۴.۹ میلیون بشکه عملاً غیرقابل استفاده است، که حدود ۲۶ میلیون بشکه فضای ذخیرهسازی قابل استفاده باقی میگذارد که معادل حدود ۱۴ روز صادرات است. با احتساب ۱۵.۴ میلیون بشکه ذخیرهسازی شناور موجود، کل ظرفیت در دسترس به حدود ۴۱ میلیون بشکه (۲۲ روز) میرسد. با این حال، احتمالاً ذخیرهسازی در خشکی ایران بیش از ۸۰٪ ظرفیت خود را مورد استفاده قرار نخواهد داد که با الگوهای تاریخی مطابقت دارد. این نشان میدهد که ظرفیت ذخیرهسازی اضافی در خشکی به حدود ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه نزدیکتر است تا ۲۶ میلیون بشکه. در این صورت، این تنها معادل حدود ۱۲ روز از حجم صادرات عادی است.
چه اتفاقی برای تولید نفت ایران میافتد؟
با توانایی محدود در بارگیری نفت خام، شرکت ملی نفت ایران شروع به کاهش تولید کرده است. همانطور که در سایر تولیدکنندگان منطقهای در اوایل ماه مارس مشاهده شد، کاهش تولید قبل از رسیدن ظرفیت ذخیرهسازی به حداکثر آغاز میشود.
ما تخمین میزنیم که تولید نفت خام از ۲.۷۵ میلیون بشکه در روز به ۱.۲ تا ۱.۳ میلیون بشکه در روز تا اواسط ماه مه کاهش یابد، اگر محاصره ادامه یابد. انتظار نمیرود تولید میعانات گازی با توجه به مصرف داخلی قوی تحت تأثیر قرار گیرد. اگر محاصره تا اواخر ماه مه برداشته شود، تولید به سرعت بهبود خواهد یافت، با توجه به تجربه قوی شرکت ملی نفت ایران در مدیریت جریانهای تولید سرچاهی.
آیا این بر درآمدهای نفتی ایران تأثیر میگذارد؟ چه مقدار نفت روی آب قرار دارد؟
محاصره بر درآمدهای فوری ایران تأثیری ندارد. معمولاً حدود دو ماه طول میکشد تا یک محموله نفتی از جزیره خارگ به شمال شرق چین برسد. سپس خریدار چینی دو ماه فرصت دارد تا به طرف ایرانی، چه شرکت ملی نفت ایران باشد و چه یک واسطه، پرداخت کند.
ایران همچنین در حال حاضر ۱۸۴ میلیون بشکه نفت روی آب دارد که ۶۰ میلیون بشکه آن در خلیج فارس و دریای عمان است و بنابراین گیر افتاده است. ۱۲۴ میلیون بشکه باقیمانده عمدتاً در اطراف سنگاپور و نزدیک چین هستند، هرچند آمریکا اخیراً حداقل چهار تانکر را توقیف کرده است.
علیرغم معافیت موقت از تحریمها (که اکنون منقضی شده است)، واردات نفت چین از ایران افزایش نیافت، که نشاندهنده حاشیه سود ضعیف پالایشگاههای کوچک چینی و دشواری تخلیه نفت خام ایران است. بنابراین، همه ۱۲۴ میلیون بشکه به راحتی قابل نقد شدن نیستند.
در نتیجه، محاصره تنها ۳-۴ ماه دیگر بر درآمدهای نفتی ایران تأثیر خواهد گذاشت و اثربخشی آن را محدود میکند. هنگامی که این اتفاق بیفتد، محاصره درآمدهای نفتی ایران (شامل فرآوردههای نفتی و LPG) را با قیمتهای فعلی حدود ۲۰۰-۲۵۰ میلیون دلار در روز کاهش خواهد داد.
با این حال، محاصره بیش از یک فشار نمادین بر ایران وارد میکند. کاهش تولید هزینههای عملیاتی بالاتری به همراه دارد. ایران همچنین یک واردکننده عمده غلات، ذرت و برنج است. کاهش واردات این محصولات کشاورزی، تورم داخلی را افزایش خواهد داد. طبق گزارشها، ایران روزانه حدود ۲۰۰-۲۵۰ میلیون دلار محصولات عمدتاً کشاورزی نیز وارد میکند.
همچنین مشخص نیست که آیا ایران میتواند به طور کامل به درآمدهای خود دسترسی داشته باشد یا خیر. بخش عمدهای از جریان درآمدهای نفتی از طریق سیستم بانکی امارات متحده عربی عبور میکرد و امارات ممکن است در مورد این نقل و انتقالات کمتر سهلگیر شده باشد، همانطور که اخیراً توسط وزیر خزانهداری اسکات بسنت تأکید شد.
آیا این استراتژی ایران را مجبور به بازگشت به مذاکرات خواهد کرد؟
تاکنون، به نظر میرسد محاصره آمریکا بسیار کارآمد بوده است. هیچ کشتی حامل نفت ایران نتوانسته از آن فرار کند. اگرچه محاصره در کوتاهمدت ایران را از نظر مالی خفه نمیکند، اما وعده انجام این کار را در آینده میدهد اگر حفظ شود. این واقعیت که تهران خواستار لغو محاصره به عنوان شرطی برای از سرگیری مذاکرات شده است، نشان میدهد که این محاصره به جایی آسیب میرساند که دردناک است.
محاصره ظاهراً موفق شده است که مذاکرهکنندگان ایرانی را به میز مذاکره بازگرداند، و طبق آخرین گزارشهای مطبوعاتی، جلسهای احتمالاً در همین آخر هفته برگزار خواهد شد. با این حال، موانع کلیدی باقی مانده است. هر دو طرف معتقدند که دست بالا را دارند و نمیخواهند اول کوتاه بیایند. جلسه آتی در نشان دادن اینکه مذاکرهکنندگان ایرانی واقعاً از حمایت افراد مهم در تهران (فرمانده سپاه پاسداران احمد وحیدی و دبیر شورای عالی امنیت ملی محمدباقر ذوالقدر) برخوردارند، اهمیت خواهد داشت. پس از عبور از این مانع، سختترین قسمت برای مذاکرهکنندگان هر دو طرف باقی میماند.