مذاکرات
ارتش ایران شنبه تهدید کرد که در واکنش به محاصره بنادر ایران توسط ارتش آمریکا، تلافی خواهد کرد. ارتش در بیانیهای که توسط رسانههای دولتی ایران منتشر شد، اعلام کرد: «اگر ارتش متجاوز آمریکا به محاصره، راهزنی و دزدی دریایی خود در منطقه ادامه دهد، باید مطمئن باشد که با پاسخ نیروهای مسلح قدرتمند ایران روبرو خواهد شد.» رئیسجمهور ترامپ این محاصره را در پاسخ به بستن تنگه هرمز، یک آبراه کلیدی برای تأمین انرژی جهانی، توسط ایران دستور داده بود.
به نظر میرسد این اقدام تأثیر کمی در وادار کردن ایران به پذیرش شرایط آمریکا برای توافق دیپلماتیک جهت پایان جنگ داشته است. انتظار میرود مقامات آمریکایی و ایرانی روز شنبه در پاکستان برای مذاکرات بیشتر گرد هم آیند، اگرچه مشخص نیست که آیا آنها مستقیماً ملاقات خواهند کرد یا پیامها را از طریق میانجیهای پاکستانی مبادله میکنند.
به گفته مقامات پاکستانی و سفارت ایران در پاکستان، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، صبح شنبه در اسلامآباد با فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، دیدار کرد. عراقچی روز جمعه وارد پاکستان شد.
از سوی آمریکا، استیو ویتکف و جارد کوشنر امروز به پایتخت پاکستان سفر میکنند، اما مشخص نیست که آیا آنها با هیچ مقام ایرانی دیدار خواهند کرد یا خیر. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، روز جمعه گفت که هیچ نشستی بین آمریکا و ایران برنامهریزی نشده است و ایران مواضع خود را از طریق مقامات پاکستانی منتقل خواهد کرد.
غیبت مارکو روبیو از مذاکرات ایران نقش خانهنشینی او را برجسته میکند.

زمانی که رئیسجمهور باراک اوباما بیش از یک دهه پیش درباره توافق هستهای با ایران مذاکره میکرد، مسئول اصلی او جان کری، وزیر امور خارجه بود. طی 20 ماه مذاکره، آقای کری حداقل در 18 روز مختلف، اغلب چندین بار در روز، با همتای ایرانی خود دیدار کرد.
دیپلماسی هستهای سطح بالا نقش طبیعی برای دیپلمات ارشد ایالات متحده بود. وزرای امور خارجه بهطور سنتی در بزرگترین وظایف دیپلماتیک کشور، از معاهدات کنترل تسلیحات گرفته تا توافقات اسرائیل و فلسطین، پیشگام میشوند.
اما همزمان با آماده شدن رئیسجمهور ترامپ برای اعزام هیئتی به دور جدید مذاکرات آمریکا و ایران در پاکستان در این آخر هفته، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه او، در جایی که اغلب حضور دارد باقی خواهد ماند: در خانه.
آقای روبیو در آخرین نشست آمریکا با ایران در اوایل ماه جاری شرکت نکرد. او همچنین در چندین نشست که طی سال گذشته در ژنو و دوحه برگزار شد، حضور نداشت. آقای روبیو از هیئتهای آمریکایی در خارج از کشور که برای حل جنگ در اوکراین و جنگ اسرائیل در غزه تلاش میکنند نیز غایب بوده است. با وجود یک دوره طولانی بحران و جنگ در منطقه، او از اکتبر گذشته تاکنون سفری کوتاه به اسرائیل نداشته است.
در ماههای اخیر، آقای روبیو – که غرق در نقش دوم خود، یعنی مشاور امنیت ملی آقای ترامپ است – اصلاً زیاد سفر نکرده است.
در دوران دولت بایدن، آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه، از ژانویه 2024 تا اواخر آوریل 2024، 11 سفر خارجی انجام داد و تقریباً به سه دوجین شهر سفر کرد، بر اساس گزارش وزارت امور خارجه. آقای روبیو تاکنون در سال جاری از شش شهر خارجی بازدید کرده است، از جمله توقفی در میلان برای المپیک زمستانی 2026.
آقای ترامپ بیشتر دیپلماسی خود را به دیگران، از جمله دوستش استیو ویتکف، یک همکار ثروتمند از دنیای املاک و مستغلات منهتن، و دامادش، جارد کوشنر، واگذار کرده است. آقای ویتکف و آقای کوشنر دیپلماسی با اسرائیل، اوکراین و روسیه، و همچنین ایران را رهبری کردهاند، هیئت ایرانی را برای دومین بار در این ماه در اسلامآباد، پایتخت پاکستان، ملاقات خواهند کرد.
فاصله آقای روبیو از خط مقدم دیپلماسی، منعکسکننده نقش دوگانه او در تیم امنیت ملی آقای ترامپ است. در طول سال گذشته، او همزمان با ریاست وزارت امور خارجه، به عنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید خدمت کرده است – اولین نفر از زمان هنری کیسینجر در اواسط دهه 1970.
وزیر امور خارجه، وزارت امور خارجه را اداره میکند و بر دیپلماتها و سفارتخانههای آمریکا در سراسر جهان، و همچنین سیاستگذاران مستقر در واشنگتن نظارت دارد. مشاور امنیت ملی، با کار از کاخ سفید، بخشها و آژانسها، از جمله وزارت امور خارجه را برای توسعه مشاوره سیاسی برای رئیسجمهور هماهنگ میکند.
این دو نقش، نفوذ آقای روبیو در آقای ترامپ را نشان میدهد و راهی برای حفظ آن به او میدهد. برای آقای روبیو، زمان کمتر در خارج از کشور به معنای زمان بیشتر در کنار رئیسجمهوری تکانشی است که مستعد تصمیمگیریهای حیاتی امنیت ملی در هر لحظه است.
همانطور که آقای ویتکف، آقای کوشنر و معاون رئیسجمهور جی.دی. ونس در اوایل این ماه با مقامات ایرانی در پاکستان ملاقات کردند، آقای روبیو در کنار آقای ترامپ در یک رویداد مسابقات قهرمانی مبارزه نهایی (UFC) بود، اشاره کرد اما اشفورد، تحلیلگر دیپلماسی آمریکا در مرکز استیمسون، یک سازمان غیرحزبی در واشنگتن. خانم اشفورد گفت: «روبیو به وضوح ترجیح میدهد نزدیک ترامپ بماند.»
آقای روبیو شغل مشاور امنیت ملی را به صورت موقت در ماه می گذشته، پس از اینکه آقای ترامپ، متصدی قبلی این شغل، مایکل والتز، را جابجا کرد، پذیرفت. اما مقامات میگویند که انتظار میرود آقای روبیو این سمت را برای مدت نامحدودی حفظ کند.
خانم اشفورد افزود که این ترتیب ذاتاً بد نیست. او خاطرنشان کرد که روسای جمهور قبلی وظایف دیپلماتیک مهم را به افرادی غیر از وزیر امور خارجه واگذار کرده بودند. به عنوان مثال، رئیسجمهور جوزف آر. بایدن جونیور، ویلیام جی. برنز، مدیر سیا را برای رسیدگی به دیپلماسی با روسیه و مذاکرات آتشبس بین اسرائیل و حماس منصوب کرد.
اما او به شکایتهای بسیاری از دیپلماتهای فعلی و سابق اشاره کرد که آقای روبیو بیشتر شبیه یک مشاور امنیت ملی است که گاهی در وزارت امور خارجه ظاهر میشود تا کسی که هر دو شغل را انجام میدهد. او گفت: «من فکر میکنم این به ضرر کل وزارت امور خارجه و توانایی آمریکا در انجام دیپلماسی به طور کلی است که ما عملاً سمت وزیر امور خارجه را خالی داریم.»
تامی پیگوت، سخنگوی وزارت امور خارجه، این ادعاها را رد کرد. او گفت: «هر کسی که تلاش میکند هماهنگی نزدیک وزیر روبیو با کاخ سفید و سایر سازمانها را منفی جلوه دهد، کاملاً در اشتباه است.» او افزود: «ما اکنون یک شورای امنیت ملی و وزارت امور خارجه داریم که کاملاً هماهنگ هستند، هدفی که دههها از دست دولتهای گذشته گریزان بود.»
آقای روبیو زمان خود را بین وزارت امور خارجه و کاخ سفید تقسیم میکند و اغلب در هر دو مکان در یک روز حضور دارد. در مصاحبهای با پولیتیکو در ژوئن گذشته، آقای روبیو گفت که «تقریباً هر روز» از وزارت امور خارجه بازدید میکند.
در آنجا، او اغلب با مقامات عالیرتبه دیدار میکند و سپس به کاخ سفید بازمیگردد. هفته گذشته، آقای روبیو در جلسهای در وزارت امور خارجه بین مقامات لبنانی و اسرائیلی ریاست کرد که زمینه را برای آتشبس در لبنان فراهم آورد.
او گفت که دو شغل او «واقعاً در بسیاری از موارد با یکدیگر همپوشانی دارند.» آقای روبیو افزود: «در بسیاری از موارد شما در یک جلسه یا در یک مکان هستید؛ اگر فکر کنید، فقط یک نفر کمتر در آنجا حضور دارد.» او ادامه داد: «بسیاری از افراد برای جلسات به واشنگتن میآمدند و میخواستند با مشاور امنیت ملی و سپس با من به عنوان وزیر امور خارجه ملاقات کنند. اکنون میتوانند هر دو را در یک جلسه انجام دهند.»
آقای روبیو در یک کنفرانس خبری در دسامبر گذشته، در پاسخ به سؤالی درباره برنامه سفر خود گفت که دلیل کمتری برای سفر به خارج از کشور دارد زیرا «ما رهبران زیادی داریم که دائماً برای دیدار با آقای ترامپ به کاخ سفید میآیند.» آقای روبیو همچنین در سفرهای خارجی آقای ترامپ به عنوان مشاور امنیت ملی حضور دارد.
بسیاری از کهنهسربازان امنیت ملی این ترتیب را غیرعاقلانه میدانند و میگویند که هر دو شغل بسیار پرمطالبه و با یکدیگر ناسازگار هستند.
حتی برای آقای کیسینجر هم آسان نبود، او بیش از چهار سال خود را به عنوان مشاور امنیت ملی تثبیت کرده بود و سپس در سال 1973 پرزیدنت ریچارد نیکسون را متقاعد کرد تا به او اجازه دهد نقش اضافی وزیر امور خارجه را بر عهده بگیرد. (در یک وارونگی از رویکرد آقای روبیو، آقای کیسینجر دائماً در حال حرکت بود، از جمله یک دور دیپلماسی سفر در خاورمیانه که او را برای 33 روز متوالی در جاده نگه داشت).
متیو وکسمن، که در دوران دولت جورج دبلیو بوش، نقشهای ارشدی در شورای امنیت ملی، وزارت امور خارجه و پنتاگون داشت، گفت: «بهطور کلی، ترکیب این نقشها یک اشتباه است.»
آقای وکسمن افزود: «با این حال، لزوماً چیز بدی نیست که روبیو با دو کلاه، در حال حاضر اینقدر از صحنه دور است.» او ادامه داد: «به خصوص در حالی که توجه زیادی به دیپلماسی پرخطر با ایران متمرکز شده است، کسی باید سیاست خارجی را در بقیه جهان مدیریت کند.»
آمریکا کوشنر و ویتکف را برای مذاکرات درباره ایران به پاکستان میفرستد.

ایالات متحده و ایران روز جمعه گامهایی را برای از سرگیری مذاکرات صلح برمیداشتند، زیرا پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، گفت که محاصره کشتیها و بنادر ایران توسط آمریکا «تا هر زمان که لازم باشد» برای وادار کردن تهران به توافق، ادامه خواهد داشت.
کارولین لویت، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، روز جمعه گفت که استیو ویتکف، فرستاده ویژه آمریکا، و جارد کوشنر، داماد رئیسجمهور ترامپ، قصد دارند روز شنبه برای مذاکرات به اسلامآباد، پایتخت پاکستان، سفر کنند.
خانم لویت به خبرنگاران در خارج از کاخ سفید گفت: «استیو و جارد فردا به پاکستان میروند تا حرفهای ایرانیها را بشنوند.» او افزود: «امیدواریم پیشرفت حاصل شود و امید داریم که تحولات مثبتی از این نشست به دست آید.»
خانم لویت اضافه کرد که آقای ترامپ، معاون رئیسجمهور جی.دی. ونس، که مذاکرات با ایرانیان را رهبری کرده است، و وزیر امور خارجه مارکو روبیو «در ایالات متحده منتظر بهروزرسانیها خواهند بود.»
خبرگزاری دولتی ایران گزارش داد که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روز جمعه وارد اسلامآباد شد. به گفته دو مقام ارشد ایرانی که با برنامههای او آشنا بودند، او پاسخ کتبی به پیشنهاد آمریکا برای توافق صلح را به همراه داشت.
پیشتر، این مقامات ایرانی، که به شرط ناشناس ماندن برای بحث در مورد دیپلماسی حساس صحبت کردند، گفته بودند که انتظار میرود آقای عراقچی این آخر هفته با آقای ویتکف و آقای کوشنر دیدار کند. اما بعداً، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در پستی در پلتفرم X گفت که هیچ نشستی بین ایران و ایالات متحده در پاکستان برنامهریزی نشده است و ایران مواضع خود را از طریق مقامات پاکستانی منتقل خواهد کرد.
در حالی که ایران علناً مذاکرات صلح را در طول محاصره دریایی بنادر خود توسط آمریکا رد کرده است، دو مقام ایرانی گفتند که تهران از طریق پاکستان در حال تبادل پیام و درگیر شدن در دیپلماسی برای از سرگیری مذاکرات بوده است. دولت ترامپ گفته است که محاصره نظامی با هدف در هم شکستن اقتصاد ایران و اعمال فشار بر تهران برای دستیابی به توافق است.
آقای هگست روز جمعه گفت که با وجود ادامه محاصره دریایی، ارتش آمریکا آماده است تا به دستور آقای ترامپ، دوباره به ایران حمله کند.
آقای هگست به خبرنگاران در پنتاگون گفت: «ایران میداند که هنوز فرصتی برای انتخاب عاقلانه در میز مذاکره دارد.»
نقاط اختلاف زیادی باقی مانده است, از جمله بازگشایی تنگه هرمز؛ سرنوشت اورانیوم بسیار غنیشده ایران؛ و درخواست تهران برای آزاد کردن حدود 27 میلیارد دلار از داراییهای بلوکه شده در خارج از کشور.
ایالات متحده و ایران بیش از دو هفته پیش بر سر آتشبس توافق کردند. با این حال، تنشها در داخل و اطراف تنگه، یک مسیر حیاتی برای نفت خام و گاز طبیعی خلیج فارس، همچنان بالا باقی مانده است. روز سهشنبه، آقای ترامپ گفت که آتشبس را به طور نامحدود تمدید میکند. اما ایران و ایالات متحده همچنان به توقیف کشتیهایی ادامه دادهاند که به گفته آنها محدودیتهای کشتیرانی در آبراه را نقض کردهاند.
روز جمعه، وزارت خزانهداری آمریکا مجموعهای از تحریمهای جدید را علیه 40 شرکت کشتیرانی و کشتیهایی که به گفته این وزارتخانه بخشی از «ناوگان سایه» نفتکشهای ایران بودند، اعلام کرد. این وزارتخانه همچنین تحریمهایی را علیه پالایشگاه مستقل چینی، هنگلی، اعمال کرد که خزانهداری آن را به عنوان یکی از بزرگترین مشتریان ایران برای نفت خام و سایر محصولات نفتی شناسایی کرد.
ایالات متحده و ایران در حالی برای از سرگیری مذاکرات گام برداشتند که درگیریها بین اسرائیل و حزبالله، شبهنظامی تحت حمایت ایران، روز جمعه در لبنان شدت گرفت و آتشبس جداگانهای را که توسط کاخ سفید نیز تمدید شده بود، تحت فشار قرار داد.
آقای ترامپ روز پنجشنبه، پس از میزبانی از دیپلماتهای اسرائیلی و لبنانی در کاخ سفید، از تمدید سه هفتهای آتشبس در لبنان خبر داد. حزبالله، که بخشی از مذاکرات نیست، اعلام کرده است که قصد دارد به آتشبس پایبند باشد، اگر اسرائیل نیز همین کار را انجام دهد.
از زمان اعلام آتشبس اولیه در هفته گذشته، حملات بین اسرائیل و حزبالله به شدت کاهش یافته است. اما هر دو طرف همچنان به تبادل آتش ادامه دادهاند و این امر نگرانیهایی را در مورد فروپاشی آتشبس به یک جنگ تمام عیار افزایش داده است.
فاطمه المصری، 49 ساله، که روز جمعه در شهر قانا در جنوب لبنان بود و از آرامگاه همسرش، یک کارگر اورژانس، که در این درگیری کشته شده بود، بازدید میکرد، گفت: «آتشبس؟ کدام آتشبس در حالی که پهپادها هنوز بالای سر ما پرواز میکنند؟»
او افزود: «کدام آتشبس در حالی که ما هنوز مردان و عزیزان خود را از دست میدهیم؟ ما میخواهیم این جنگ تمام شود.»
وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد که درگیری کنونی که ماه گذشته آغاز شد، حدود 2500 نفر را در لبنان کشته است، و مقامات نیز از کشته شدن دو غیرنظامی و 15 سرباز در اسرائیل خبر دادند.
این درگیری ماه گذشته آغاز شد، زمانی که حزبالله در حمایت از ایران راکتهایی را به اسرائیل شلیک کرد، که به دنبال آن یک کمپین بمباران گسترده و تهاجم زمینی اسرائیل به جنوب لبنان آغاز شد. نیروهای اسرائیلی هنوز در بخش وسیعی از جنوب کشور مستقر هستند، جایی که مقامات اسرائیلی گفتهاند قصد دارند برای همیشه آن را اشغال کنند.
اسرائیل روز جمعه عملیات خود را تشدید کرد و اخطارهای تخلیه را برای شهر دیرعامس در جنوب لبنان صادر کرد و سپس ساعاتی بعد حملات هوایی را آغاز کرد. این شهر فراتر از «خط دفاعی پیشرو» شش مایلی قرار دارد که اسرائیل گفته بود در طول آتشبس کنترل خواهد کرد، که نشان میدهد حملات اسرائیل در حال گسترش است.
ارتش اسرائیل در بیانیهای اعلام کرد که حزبالله یک روز قبل از این شهر به سمت شمال اسرائیل راکت شلیک کرده است. حزبالله همچنین اعلام کرد که روز جمعه دوباره پهپادهایی را به سمت نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان شلیک کرده است.
اسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، متعهد شده است که تخریب شهرها و روستاهای مرزی را در طول آتشبس ادامه دهد. صدها هزار لبنانی از منطقه آواره هستند و بسیاری از آنها نمیدانند که آیا و چه زمانی میتوانند بازگردند.
به گفته یک مقام ارشد لبنانی که از مذاکرات محرمانه مطلع بود و به شرط ناشناس ماندن صحبت کرد، لبنان در طول مذاکرات روز پنجشنبه در کاخ سفید خواستار پایان دادن به این تخریبها شد.
حزبالله نیز به نوبه خود، روز جمعه نسبت به وضعیت آتشبس ابراز انزجار کرد و به ادامه عملیات نظامی اسرائیل اشاره کرد و تعهدات خود را برای پاسخ با زور تکرار کرد.
محمد رعد، رهبر حزبالله در پارلمان لبنان، در بیانیهای گفت که آتشبس «اصلاً یک آتشبس نیست» و از دولت لبنان خواست تا از مذاکرات مستقیم با اسرائیل کنارهگیری کند.
آقای رعد گفت: «مقامات باید در برابر مردم خود شرمنده باشند»، و این امر تنشهای از قبل فزاینده بین دولت لبنان و حزبالله، گروهی که آن را کنترل نمیکند، را افزایش داد.
حملات اسرائیل در این هفته امل خلیل، خبرنگار روزنامه لبنانی الاخبار، را کشت و یک نفر دیگر را در جنوب لبنان زخمی کرد، که آتشبس شکننده را بیشتر به لرزه درآورد.
توافق آتشبس، که هفته گذشته توسط وزارت امور خارجه منتشر شد، مقرر میداشت که اسرائیل «عملیات نظامی تهاجمی» در لبنان را متوقف خواهد کرد اما «حق خود را برای انجام تمام اقدامات لازم در دفاع از خود، در هر زمان، در برابر حملات برنامهریزی شده، قریبالوقوع یا در حال انجام، حفظ میکند.»
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در بیانیهای ویدئویی ضبط شده روز جمعه، حزبالله را به «خرابکاری» در تلاشهای صلح بین اسرائیل و لبنان متهم کرد و نشان داد که ارتش قصد ندارد حملات علیه این گروه را متوقف کند.
آقای نتانیاهو گفت: «ما آزادی کامل عمل را در برابر هر تهدیدی، از جمله تهدیدات نوظهور، حفظ کردهایم.» او افزود: «ما دیروز حمله کردیم، امروز حمله کردیم. ما مصمم هستیم امنیت را به ساکنان شمال بازگردانیم.»
لبنان
تحلیل خبر
لبنانیها میپرسند، «کدام آتشبس؟» در حالی که خشونت در جنوب ادامه دارد.

اعلام روز پنجشنبه رئیسجمهور ترامپ مبنی بر تمدید سه هفتهای آتشبس در لبنان، وقفهای بسیار ضروری را در جنگی که نزدیک به 2500 نفر را کشته، صدها هزار نفر دیگر را آواره کرده و خانهها، پلها و زیرساختهای اساسی را تخریب کرده بود، حفظ کرد.
آتشبس شکننده از آب درآمده است. اگرچه بمبارانهای گسترده اسرائیل در هفتههای اخیر متوقف شده است، اما خصومتها در قالب خشونتهای سطح پایین مداوم بین اسرائیل و گروه شبهنظامی لبنانی تحت حمایت ایران، حزبالله، ادامه دارد.
نه اسرائیل و نه لبنان، علیرغم درگیر شدن در مذاکرات دیپلماتیک نادر در واشنگتن، علناً در مورد تمدید آتشبس اظهارنظر نکردهاند. حزبالله، که مستقیماً در مذاکرات با میانجیگری آمریکا شرکت نداشت، اعلام کرده است که با اکراه به آتشبس پایبند خواهد بود، تا زمانی که اسرائیل نیز همین کار را انجام دهد.
تحلیلگران میگویند که خشونتهای مداوم و پذیرش grudging شرایط، نشان میدهد که این توافق کمتر از یک آتشبس واقعی است و در معرض فروپاشی کامل قرار دارد.
دیوید وود، تحلیلگر ارشد لبنان در گروه بینالمللی بحران، یک سازمان تحقیقاتی پیشگیری از درگیری، گفت: «این بیشتر یک کاهش تنش محدود است تا یک آتشبس.»

بر اساس مفاد آتشبس، که توسط وزارت امور خارجه آمریکا پس از اولین اعلام در اواسط آوریل منتشر شد، اسرائیل حق دارد در دفاع از خود «در برابر حملات برنامهریزی شده، قریبالوقوع یا در حال انجام» اقدام کند. این کشور این امر را توجیهی برای ادامه حملات در داخل لبنان عنوان کرده است. در روزهای اخیر، حملات آن در جنوب، یک پایگاه حزبالله که این گروه مدتها کنترل بالفعل بر آن داشته و از حمایت گستردهای برخوردار است، متمرکز شده است.
نیروهای اسرائیلی این منطقه را به شدت در طول جنگ بمباران کردند و اکنون بخش قابل توجهی از قلمرو آن را اشغال کردهاند، جایی که تخریب گستردهای را انجام میدهند.
روز شنبه، ارتش اسرائیل اعلام کرد که شبانه به پرتابگرهای راکت در خارج از منطقه اشغالی اسرائیل در جنوب لبنان حمله کرده و هشدار خود را به خانوادههای آواره تکرار کرد که به مناطق تحت کنترل آن نزدیک نشوند.
اسرائیل همچنین اعلام کرد که بیش از 15 شبهنظامی حزبالله را در این آخر هفته، از جمله چهار نفر در یوحمور، شهری در جنوب لبنان، کشته است. این کشور گفت که دو موشک از لبنان به سمت شمال اسرائیل شلیک شده است که یکی از آنها رهگیری شده و دیگری در یک منطقه باز سقوط کرده است.
حزبالله نیز به نوبه خود، حملات به نیروهای اسرائیلی را ادامه داده و میگوید که پهپادهای اسرائیلی را سرنگون کرده است.
علی فیاض، نماینده مجلس وابسته به حزبالله، در بیانیهای روز جمعه گفت که تمدید سه هفتهای آتشبس به دلیل ادامه حملات اسرائیل «هیچ معنایی» ندارد. این اولین واکنش عمومی این گروه از زمان اعلام تمدید آتشبس بود.
آقای فیاض این توافق را به دلیل «عدم تحمیل هیچ گونه تعهدی، حتی حداقل، بر طرف اسرائیلی» مورد انتقاد قرار داد.
آقای وود گفت که آتشبس لبنان عمیقاً با تنشهای گستردهتر با ایران مرتبط است، به این معنی که اگر مذاکرات بین واشنگتن و تهران فرو بپاشد، لبنان میتواند به سرعت به کانون تنش تبدیل شود.
آقای وود گفت: «یک عامل که آتشبس را به شدت شکننده میکند این است که تا حد زیادی به توجه رئیسجمهور ترامپ وابسته است.» او افزود: «رئیسجمهور ترامپ این آتشبس را عمدتاً به این دلیل تحمیل کرد که نمیخواست ادامه درگیریها در لبنان مذاکرات با ایران را به هم بزند.»

بنبست کنونی یادآور پویایی آخرین آتشبس اسمی بین اسرائیل و حزبالله است که در اواخر سال 2024 به اجرا درآمد. اسرائیل به حملات خود به زیرساختهای حزبالله و کشتن جنگجویان و فرماندهان آن در تلاش برای تضعیف ظرفیت نظامی این گروه ادامه داد.
حزبالله عمدتاً آتش را متوقف کرد. پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، این گروه راکتهایی را به شمال اسرائیل شلیک کرد و بسیاری را با نشان دادن اینکه هنوز توانایی جنگیدن را حفظ کرده است، غافلگیر کرد.
پاول سالم، یکی از اعضای ارشد موسسه خاورمیانه در واشنگتن، گفت که حزبالله با ادامه حملات خود در چارچوب آتشبس کنونی، «میخواهد این اصل را تثبیت کند که تا زمانی که اشغالگری اسرائیل در لبنان وجود دارد، حق مبارزه برای خود قائل است.»
آقای سالم گفت که آنها همچنین میخواهند یک آتشبس پایدارتر از ترتیب کنونی پیدا کنند. او افزود که با کمک ایران، آنها میخواهند «فشار بر آمریکا و اسرائیل را افزایش دهند تا یک آتشبس کامل بدست آورند»، شبیه به آنچه در جنگهای 1996 یا 2006 بدست آوردند.
کارشناسان میگویند که آخرین اقدامات اسرائیل در لبنان بازتاب تاکتیکهایی است که این کشور علیه حماس در غزه استفاده کرده است، از جمله اشغال قلمرو و ادامه حملات مرگبار و عملیات نظامی علیرغم آتشبس اعلام شده. مقامات اسرائیلی گفتهاند که تخریب شهرها و روستاهای مرزی لبنان بخشی از یک استراتژی عمدی است که بر اساس حمله آنها به غزه الگوبرداری شده است.
روز جمعه، اسرائیل ظاهراً عملیات خود را در لبنان تشدید کرد و به ساکنان شهر جنوبی دیرعامس هشدار داد تا قبل از انجام حملات هوایی، منطقه را تخلیه کنند. این شهر خارج از «خط دفاعی پیشرو» شش مایلی قرار دارد که اسرائیل گفته بود در طول آتشبس آن را حفظ خواهد کرد، که نگرانیها را در مورد گسترش عملیات آن افزایش میدهد.
ارتش اسرائیل گفت که یک روز قبل، حزبالله از این منطقه به سمت شمال اسرائیل راکت شلیک کرده بود.
بسیاری از آوارگان جنوب لبنان میگویند که آتشبس تسکین ملموس کمی به همراه داشته است. کامل محمد منصور پس از آغاز جنگ از روستای تالوسه فرار کرد و اکنون پس از از دست دادن خانه، پسانداز و زمینهای کشاورزی خود در چادری در یک استادیوم در بیروت زندگی میکند.
آقای منصور، 78 ساله، در یک بعد از ظهر اخیر پرسید: «شما از کدام آتشبس حرف میزنید؟» او افزود: «من همه چیز را از دست دادهام و اینجا تنها نشستهام.»
بر اساس گزارش وزارت بهداشت لبنان، حداقل چهار نفر در حملات اسرائیل به یک موتورسیکلت و یک کامیون در جنوب لبنان کشته شدند. وزارت بهداشت در بیانیهای که توسط رسانههای دولتی لبنان منتشر شد، اعلام کرد که این حملات در شهر یوحمور در جنوب لبنان رخ داده است.
در حالی که ایالات متحده یک آتشبس اسمی در لبنان را به میانجیگری رسانده است، خشونت بین اسرائیل و حزبالله کاملاً متوقف نشده است. اسرائیل به حملات خود در لبنان ادامه میدهد و آنها را اقدامات دفاعی مینامد. و حزبالله نیز همچنان راکتهایی را به سمت خاک اسرائیل شلیک میکند، اگرچه تعداد آنها کمتر از قبل است.
علیرغم آتشبس با حمایت آمریکا در درگیری بین اسرائیل و حزبالله، ارتش اسرائیل همچنان بخشهایی از جنوب لبنان را اشغال کرده است. روز شنبه، ارتش اسرائیل هشدار خود را به صدها هزار آواره لبنانی تکرار کرد که به مناطق تحت کنترل اسرائیل نزدیک نشوند، و بسیاری را در سردرگمی در مورد زمان بازگشت به خانه رها کرد.
درگیریهای سطح پایین نیز همچنان ادامه دارد. ارتش اسرائیل در بیانیهای روز شنبه اعلام کرد که پرتابگرهای راکت را در خارج از منطقه اشغالی اسرائیل در جنوب لبنان هدف قرار داده است. حزبالله نیز چندین بار از زمان اجرای آتشبس در اوایل این ماه، راکتهایی را به سمت اسرائیل شلیک کرده و آژیرهای حمله هوایی را در اسرائیل به صدا درآورده است.
تنگه هرمز
آخرین وضعیت درگیری دریایی بر سر تنگه هرمز در اینجا است.

پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، صبح جمعه گفت که نیروهای آمریکایی محاصره تنگه هرمز را «تا هر زمان که لازم باشد» حفظ خواهند کرد.
روز قبل، یک مقام ارشد ایرانی در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که مبارزان این کشور در غارهای دریایی در تنگه پنهان شدهاند تا «متجاوزان را نابود کنند.»
هم ایالات متحده و هم ایران از زمان توافق بر سر آتشبس، به دنبال اعمال کنترل بر تنگه هرمز بودهاند. ایران میگوید تنها کشتیهایی که از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این کشور مجوز دارند، مجاز به عبور خواهند بود. نیروی دریایی ایالات متحده میگوید تمام کشتیهایی را که از بنادر ایران میآیند یا به آنجا میروند، رهگیری و بازمیگرداند.
به طور خلاصه، دانستن اینکه چه کسی این مسیر حیاتی کشتیرانی در دهانه خلیج فارس را کنترل میکند، غیرممکن است. آنچه مسلم است این است که سرنوشت تنگه نه تنها برای حل و فصل درگیری ایران و آمریکا، بلکه برای اقتصاد جهانی، به یک مسئله حیاتی تبدیل شده است.
آنچه در مورد آنچه در این آبراه باریک اتفاق میافتد، میدانیم:
بیشتر کشتیها حرکت نمیکنند.
نیروهای ایرانی اعلام کردند که دو کشتی باری را در نزدیکی تنگه در روز چهارشنبه توقیف کردهاند، در حالی که ارتش آمریکا روز جمعه اعلام کرد که از زمان آغاز محاصره بنادر ایران، 34 کشتی را متوقف و بازگردانده است.
شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران آنها نگرانند که ایران کانالهای اصلی را مینگذاری کرده باشد و ممکن است به کشتیهای تجاری حمله کند. این امر بیشتر صدها کشتی محبوس در خلیج فارس را از تلاش برای خروج منصرف کرده است.
با این حال، ایران اجازه داده است برخی از کشتیها، از جمله کشتیهای خودش، از تنگه عبور کنند، با استفاده از مسیری که نزدیک به خط ساحلی ایران است و میتواند شامل پهلوگیری در بنادر ایران باشد. بر اساس دادههای کپلر، یک شرکت جهانی ردیابی کشتی، حداقل 150 کشتی از زمان اعلام اولین آتشبس در 7 آوریل از تنگه عبور کردهاند.
با این حال، ترافیک روزانه در تنگه هنوز بسیار پایینتر از سطوح قبل از جنگ است. در زمانهای عادی، حدود یک پنجم عرضه نفت جهان و سهم قابل توجهی از گاز طبیعی آن از طریق تنگه با کشتی عبور میکرد. تنشها در این آبراه بازارهای جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار داده است، به طوری که قیمت نفت دوباره به حدود 100 دلار در هر بشکه رسیده است.
دادههای کپلر نشان داد که بین چهارشنبه و پنجشنبه، 17 کشتی از آبراه عبور کردهاند.
حتی بدون نیروی دریایی، ایران میتواند بیشتر ترافیک تجاری را مسدود کند.
اگرچه بیشتر نیروی دریایی عادی ایران در اوایل درگیری توسط حملات اسرائیل و آمریکا منهدم شد، اما سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هنوز قایقهای کوچک و سریعی را برای اخلال در کشتیرانی مستقر میکند. این ناوگان که به «ناوگان پشه» معروف است، برای آزار و اذیت کشتیرانی، اغلب از طریق موشک و پهپاد، طراحی شده است.
ایرانیان همچنین گفتند که در بخشی از تنگه مین دریایی کار گذاشتهاند که قبل از جنگ دو گذرگاه معتبر برای عبور کشتیها داشت، یکی برای کشتیهای ورودی به خلیج فارس و دیگری برای کشتیهای خروجی. این امر کشتیها را به مسیری نزدیکتر به ایران سوق داده است که کنترل آن برای نیروهای ایران آسانتر است.
تهران اخیراً قوانینی را برای عبور از آبراه وضع کرده است، از جمله دریافت مجوز برای مسیرهای از پیش تأیید شده. مقامات ایرانی همچنین لایحهای را در مجلس خود برای دریافت عوارض از کشتیهایی که مایل به عبور از تنگه هستند، ارائه کردهاند.
نیروی دریایی آمریکا میگوید هیچ چیز از شبکه آن عبور نمیکند.
رئیسجمهور ترامپ گفته است که نیروی دریایی آمریکا محاصره را تا زمانی که ایران و ایالات متحده به یک توافق صلح پایدار دست یابند، حفظ خواهد کرد. ایران رفع محاصره را شرط از سرگیری مذاکرات قرار داده است.
با پشتیبانی هوایی فراوان و ناوگانی از کشتیهای جنگی که در خلیج عمان و دریای عرب در جنوب شرقی تنگه گشتزنی میکنند، نیروی دریایی آمریکا در حال ردیابی کشتیهای تجاری خروجی از بنادر ایران بوده و با کشتیهایی که از آن عبور میکنند، مقابله کرده و آنها را مجبور به بازگشت یا مواجهه با توقیف کرده است.
آقای هگست روز جمعه گفت که 34 کشتی رهگیری و بازگردانده شدهاند. یک کشتی باری با پرچم ایران، توسکا، یکشنبه تلاش کرد از محاصره آمریکا فرار کند و با آتش توپخانه نیروی دریایی از کار افتاد و به همراه خدمه آن در دریای عرب به دست آمریکا افتاد. ایران این توقیف را دزدی دریایی خواند.
اگرچه ارتش آمریکا گفته است که هیچ کشتی ایرانی از شبکه آن عبور نکرده است، تحلیلگران Lloyd’s List میگویند حداقل هفت کشتی با ارتباط با ایران توانستهاند از 13 آوریل از تنگه هرمز و محاصره گستردهتر عبور کنند.
برخی کشتیها با تایپ کردن مبدأ یا مقصد جعلی و وانمود کردن به هدایت کشتی دیگری، موفق به فرار از محاصره شدهاند. کشتیها همچنین میتوانند به طور موقت فرستندههای خود را خاموش کنند، به نظر میرسد در یک مکان ناپدید شده و در مکان دیگری دوباره ظاهر میشوند.
اخبار بیشتر جنگ
ایران اعلام کرد که صبح شنبه مردی را در ارتباط با اعتراضات ضد دولتی ژانویه که مقدمه جنگ با ایالات متحده و اسرائیل بود، به طور علنی اعدام کرده است. بر اساس گزارش میزان، خبرگزاری رسمی قوه قضائیه ایران، عرفان کیانی پس از تأیید حکمش توسط دیوان عالی کشور، در شهر اصفهان به دار آویخته شد.
کیانی به تخریب اموال عمومی و خصوصی، آتشافروزی، مسدود کردن جادهها و حمل سلاح در جریان اعتراضات متهم شده بود. نیروهای ایرانی به طرز وحشیانهای این تظاهرات را سرکوب کردند و هزاران نفر را کشتند. اعلامیه میزان، کیانی را به عامل بودن برای اطلاعات اسرائیل متهم کرد. رهبران ایران اغلب چنین اتهاماتی را علیه مخالفان مطرح میکنند، بدون ارائه مدرک.
ترامپ به دنبال برچیدن ذخایر اتمی ایران، مشکلی که خود به ایجاد آن کمک کرد.

با از سرگیری مذاکرات هستهای در پاکستان در این آخر هفته، رئیسجمهور ترامپ با میراث پیچیده تصمیم خودش، هشت سال پیش، برای لغو آنچه او «یک توافق وحشتناک و یکطرفه» خوانده بود، روبرو خواهد شد.
آن توافق دوران اوباما دارای نقصها و کاستیهایی بود. قرار بود پس از 15 سال منقضی شود و ایران را پس از سال 2030 آزاد بگذارد تا هر مقدار سوخت هستهای که میخواهد تولید کند. اما هنگامی که آقای ترامپ در سال 2018 از این توافق خارج شد، ایرانیها خیلی زودتر به غنیسازی شدید روی آوردند و آنها را به بمب نزدیکتر از همیشه کرد.
اکنون، مذاکرهکنندگان آقای ترامپ با عواقب آن تصمیمی که او برخلاف اعتراضات بسیاری از مشاوران امنیت ملی خود در آن زمان گرفت، دست و پنجه نرم میکنند.
بیشتر توجهات اخیر بر نیم تن اورانیوم ایران متمرکز شده است که تا سطحی درست قبل از آنچه معمولاً در بمبهای اتمی استفاده میشود، غنیسازی شده است. تصور میشود بیشتر آن در یک مجموعه تونل دفن شده باشد که آقای ترامپ در ژوئن گذشته آن را بمباران کرد. اما این 970 پوند سوخت بالقوه بمب، تنها بخش کوچکی از مشکل را نشان میدهد.
امروز، بازرسان بینالمللی میگویند، ایران در مجموع 11 تن اورانیوم در سطوح مختلف غنیسازی دارد. با خالصسازی بیشتر، این مقدار برای ساخت حداکثر 100 سلاح هستهای کافی است – بیش از اندازه تخمینی زرادخانه اسرائیل.
تقریباً تمام این ذخایر در سالهای پس از خروج آقای ترامپ از توافق دوران اوباما انباشته شد. این به این دلیل است که تهران به تعهد خود عمل کرد و 12.5 تن از کل ذخایر خود، حدود 97 درصد، را به روسیه ارسال کرد. طراحان سلاح ایران با سوخت هستهای بسیار کمی برای ساخت حتی یک بمب باقی مانده بودند.
اکنون، رسیدن یا فراتر رفتن از این دستاورد دیپلماتیک یکی از پیچیدهترین چالشهایی است که آقای ترامپ و دو مذاکرهکننده اصلی او، دامادش جارد کوشنر و فرستاده ویژه او، استیو ویتکف، که انتظار میرود روز شنبه به پاکستان بروند، با آن روبرو هستند.
آقای ترامپ به شدت آگاه است که هر آنچه با ایرانیها مذاکره کند، با آنچه آقای اوباما بیش از یک دهه پیش به دست آورد، مقایسه خواهد شد. در حالی که دو کشور هنوز در حال تبادل پیشنهادات هستند و ممکن است به نتیجهای نرسند، آقای ترامپ از هماکنون توافق هنوز مذاکره نشده خود را برتر میداند.
آقای ترامپ در سایت شبکه اجتماعی خود روز دوشنبه نوشت: «توافقی که ما با ایران انجام میدهیم، بسیار بهتر خواهد بود.» او افزود: «توافق دوران اوباما یک راه تضمین شده به سوی سلاح هستهای بود، که با توافقی که ما روی آن کار میکنیم، اتفاق نخواهد افتاد و نمیتواند اتفاق بیفتد.»
بر اساس اهداف اغلب در حال تغییر آقای ترامپ برای درگیری با ایران، آقای کوشنر و آقای ویتکف با فهرست گستردهای از موضوعات مذاکرهای روبرو هستند که بسیاری از آنها توسط تیم اوباما مورد بررسی قرار نگرفت. آنها باید راهی برای محدود کردن توانایی ایران در بازسازی زرادخانه موشکی خود بیابند. (توافق 2015 هرگز به توانایی موشکی ایران نپرداخت و تهران یک قطعنامه سازمان ملل را که محدودیتهایی را اعمال میکرد، نادیده گرفت.)
آنها باید راهی برای انجام دستور آقای ترامپ مبنی بر حمایت از معترضان ضد رژیم پیدا کنند، کسانی که آقای ترامپ در ژانویه زمانی که به خیابانها ریختند، قول کمک به آنها را داد. در واقع، این اعتراضات از جمله محرکهای افزایش نظامی آمریکا بود که در نهایت منجر به حمله 28 فوریه شد.

و آنها باید درباره بازگشایی تنگه هرمز مذاکره کنند، که ایرانیها پس از حملات آمریکایی-اسرائیلی آن را بستند، اقدامی که آقای ترامپ به وضوح برای آن آماده نبود. اکنون ایران دریافته است که چند مین ارزان قیمت و تهدید به کشتیها، اهرم فشار عظیمی بر اقتصاد جهانی به آن داده است، فشاری که میتواند آن را به روشهایی که سلاحهای هستهای نمیتوانند، افزایش یا کاهش دهد.
اما سرنوشت برنامه اتمی در قلب مذاکرات قرار دارد. همانند مذاکرات 2015، ایرانیها اعلام میکنند که طبق معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای، «حق» غنیسازی دارند، حقی که از آن دست نخواهند کشید. اما این هنوز هم جایی برای «تعلیق» تمام تلاشهای هستهای برای چندین سال باقی میگذارد. (معاون رئیسجمهور جی.دی. ونس دو هفته پیش هنگامی که با واسطههای پاکستانی خود دیدار کرد، 20 سال را درخواست کرد، اما چند روز بعد آقای ترامپ اعلام کرد که دوره صحیح «نامحدود» است.)
ویلیام جی. برنز، رئیس سابق سیا که نقش اصلی را در مذاکرات دوران اوباما ایفا کرد، روز جمعه در نیویورک تایمز گفت که یک توافق خوب نیازمند «بازرسیهای هستهای سختگیرانه، یک مهلت طولانی برای غنیسازی اورانیوم و صادرات یا رقیقسازی ذخایر موجود اورانیوم غنیشده تهران در ازای کاهش تحریمهای ملموس» خواهد بود.
او همچنین از دولت ترامپ خواست تا هر اصطلاحی را مشخص کند. آقای برنز گفت: «مگر اینکه خطوط به وضوح ترسیم و به شدت نظارت شوند، ایرانیها از آنها خارج خواهند شد.»
این دقیقاً همان چیزی است که وقتی آقای ترامپ در سال 2018 از توافق اوباما خارج شد و چیزی را جایگزین آن نکرد، اتفاق افتاد. در آن زمان، ایران حتی به اندازه یک بمب هم اورانیوم نداشت. سپس با شدت تمام شروع به غنیسازی کرد.
در جنگ کنونی، آقای ترامپ علناً در مورد یک حمله احتمالی برای توقیف نیم تن اورانیوم ایران که به درجه بمب نزدیک است، صحبت کرده است، که میتواند تقریباً 10 سلاح تولید کند. اما او در مورد کل 11 تن ذخیره و تهدیدی که برای ایالات متحده و متحدانش ایجاد میکند، صحبت نکرده است.
این مشکل به هیچ وجه جدید نیست. در سال 2006، ایران غنیسازی اورانیوم را در مقیاس صنعتی آغاز کرد. در حالی که اهداف خود را صلحآمیز و غیرنظامی توصیف میکرد، اقدامات تهاجمی آن کارشناسان را متقاعد کرد که تهران قصد ساخت بمب را دارد.
زنگ خطر در سال 2010 بلندتر به صدا درآمد، زمانی که ایران غنیسازی اورانیوم را تا 20 درصد آغاز کرد. این سطح خلوص، خط رسمی تقسیم بین کاربردهای غیرنظامی و نظامی را مشخص میکند. ایران گفت که سوخت 20 درصدی را برای یک رآکتور تحقیقاتی در دانشگاه تهران میخواهد.
غنیسازی 20 درصدی دولت اوباما را نگران کرد. این امر ایرانیها را در مسیر سوخت 90 درصدی قرار میداد که برای ساخت کلاهکی سبک و فشرده به اندازه کافی برای قرار گرفتن بر روی موشک استفاده میشود. (امکان ساخت سلاح از سوخت 20 درصدی وجود دارد، اما آنقدر بزرگ و سنگین خواهد بود که برای حمل آن به کامیون، قایق یا هواپیما نیاز است.)

در پیمان دوران اوباما، ایرانیها از غنیسازی سوخت تا سطح خلوص بیش از 3.67 درصد، که برای تامین سوخت رآکتورهای هستهای برای تولید برق غیرنظامی کافی است، منع شده بودند. کل ذخایر کشور به حدود 660 پوند محدود شد. این محدودیتها قرار بود به مدت 15 سال، تا سال 2030، پابرجا بماند. اما به ایرانیها اجازه داده شد تا غنیسازی در سطح پایین را ادامه دهند و آنها سانتریفیوژهای کارآمدتری ساختند.
این گریزگاه به خوبی آنها را برای آنچه پس از آن اتفاق افتاد، زمانی که آقای ترامپ سه سال بعد توافق را لغو کرد و تحریمهای اقتصادی را دوباره اعمال نمود، آماده کرد. ایرانیها با نادیده گرفتن تمام آن محدودیتها واکنش نشان دادند.
در اوایل سال 2021، درست قبل از اینکه آقای ترامپ کاخ سفید را ترک کند، ایران هدف خود را دوباره برقرار کرد تا سطح غنیسازی را به 20 درصد برساند.
سپس یک انفجار مرموز برق نطنز را، که مجتمع اصلی غنیسازی ایران است، قطع کرد. مقامات ایرانی این حادثه را به خرابکاری اسرائیل نسبت دادند و در واکنش، بخشی از ذخایر خود را به سطح 60 درصد رساندند، که بزرگترین جهش در تاریخ برنامه غنیسازی آن بود. این فقط یک قدم کوچک با بالاترین درجه نظامی فاصله داشت.
از اوایل سال 2021 تا اوایل سال 2025، دولت بایدن تلاش کرد، اما ناموفق بود، که محدودیتهای جدیدی را مذاکره کند. در طول مذاکرات، ایران به غنیسازی ادامه داد و ذخایر سوخت 60 درصدی خود را گسترش داد.

سپس، در ژوئن 2025، آقای ترامپ تأسیسات غنیسازی ایران در نطنز و فردو، و همچنین تونلهای ذخیرهسازی اورانیوم و سایر تأسیسات در اصفهان را بمباران کرد. او اعلام کرد که برنامه هستهای «نابود شده است.»
بهطور رسمی، دولت آمریکا محتاطتر بود و گفت که برنامه «عقب افتاده است.» اما اگر «عملیات چکش نیمهشب» واقعاً بخش زیادی از زیرساختهای اتمی ایران را فلج کرده باشد، دولت ترامپ در مورد بقای ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، که آژانس بینالمللی انرژی اتمی 10.9 تن تخمین زده است و سطوح خلوص آن از 2 درصد تا 60 درصد متغیر است، اندکی یا هیچ چیز نگفت.
یکی از معدود مقاماتی که در مورد آن بحث کرد، آقای ویتکف بود که ذخایر را «حرکتی به سمت تسلیحات هستهای – این تنها دلیلی است که شما آن را خواهید داشت» خواند. او افزود که ایران میتواند بیشترین سوخت غنیشده خود را به تقریباً سه دوجین بمب تبدیل کند.
در حالی که بحث عمومی بر این متمرکز شده است که آیا یک تیم کماندویی آمریکایی میتواند نیم تن اورانیوم غنیشده 60 درصدی ایران را بازیابی کند، کارشناسان هستهای میگویند تهران میتواند کل 11 تن را به سوخت بمب تبدیل کند، اگر بتواند سانتریفیوژهای جدیدی را، احتمالاً زیرزمینی، برای افزایش سطح غنیسازی خود فعال کند.
ادوین اس. لایمن، کارشناس هستهای در اتحادیه دانشمندان نگران، گفت که ذخایر ایران میتواند بسته به مهارت آن در ساخت نه تنها هسته سوخت بمب بلکه قطعات غیر هستهای مانند چاشنیهایی که واکنشهای زنجیرهای را آغاز میکنند، تقریباً 35 تا 55 سلاح تولید کند.
توماس بی. کاکران، کارشناس سلاحهای هستهای که یک مطالعه تأثیرگذار در مورد سطوح غنیسازی نوشت، نتیجه گرفت که ذخایر ایران برای 50 تا 100 بمب در صورت غنیسازی بیشتر کافی است.
برای ایالات متحده، مکان ذخایر 11 تنی یک عدم قطعیت عمده است. برای ایران، این یک اهرم سیاسی است.
گری سامور، که به کاخ سفید اوباما در مورد برنامه هستهای ایران مشاوره میداد، گفت: «بله، بسیاری از دانشمندان برجسته آنها کشته شدهاند.» او افزود: «اما آنها هنوز ظرفیت صنعتی اساسی برای تولید سلاحهای هستهای را دارند اگر تصمیم به انجام آن بگیرند.»
ایران یک کارت دیگر در بازی هستهای دارد – عدم قطعیت در مورد مکان دقیق یک مجتمع غنیسازی جدید که تهران در آستانه جنگ 12 روزه با اسرائیل در ژوئن گذشته قصد داشت آن را اعلام کند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش داد که جلسه افشاگری که برای 13 ژوئن 2025 تعیین شده بود، «به دلیل آغاز حملات نظامی در آن روز لغو شد.»
تحلیلگران اکنون معتقدند که ایران ممکن است این کارخانه را در پیچ و خم تونلهای کوهستانی مجاور سایت صنعتی گسترده اصفهان خود راهاندازی کرده باشد. این منطقه نزدیک به جایی است که تصور میشود تهران بیشتر ذخایر اورانیوم خود را نگهداری میکند، که این احتمال را افزایش میدهد که ایران یک سایت صنعتی عمیقاً دفن شده داشته باشد که میتواند دورهای جدیدی از غنیسازی سوخت را انجام دهد.
متیو بان، متخصص هستهای در هاروارد، گفت: «ما نمیتوانیم دانش آنها را با بمباران از بین ببریم.» و از آنجایی که یک کارخانه غنیسازی اورانیوم میتواند «قابل مقایسه با اندازه یک فروشگاه مواد غذایی» باشد، او افزود که منطقه کوهستانی ایران مکانهای زیادی برای پنهان کردن یک تلاش مخفیانه بمبسازی ارائه میدهد.
در مرز ایران، تجارت روغن خوراکی تصویری از مشکلات کشور را ارائه میدهد.

در گذرگاه مرزی شلوغ ترکیه با ایران، در یک انبار پر از جعبههای روغن خوراکی، یک مغازهدار آخرین اخبار را از تلفن خود برای همکارانش میخواند: مذاکرات صلح بین ایالات متحده و ایران به تعویق افتاده است.
برای این بازرگانان، فراز و نشیبهای جنگ و بحران اقتصادی در ایران، رونق غیرمنتظرهای را برای کسب و کارشان به ارمغان آورده است. همانطور که قیمت کالاهای اساسی در ایران سر به فلک کشیده است، آنها میتوانند روغنهای زیتون، آفتابگردان و ذرت را با سودی اندک به ایرانیان در مرز بفروشند، کسانی که یا روغن را در داخل کشور خود میفروشند یا خودشان استفاده میکنند.
دهها نفر در طول یک صبح و بعد از ظهر در حال حمل چندین بطری چهار و پنج لیتری روغن در حال عبور از ترکیه به ایران دیده شدند. در مصاحبهها، مغازهداران گفتند که تقاضا برای روغن خوراکی در روزهای اخیر افزایش یافته است.
مریم، یک زن ایرانی که روز چهارشنبه چهار بطری روغن خوراکی را به قصد فروش در کشورش خریداری کرده بود، گفت: «ما به تازگی این کار را شروع کردهایم.» او افزود: «روغن خوراکی بهتر است» از سیگارهایی که این زوج معمولاً در مرز میخریدند و میفروختند، زیرا سود بیشتری دارد. او از ذکر نام کامل خود خودداری کرد، مانند بیشتر ایرانیان مصاحبه شده در مرز، از ترس تلافی دولت ایران.
سایر ایرانیان مصاحبه شده اصلاً نمیخواستند شناسایی شوند. فروشندگان روغن در ترکیه نیز به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند و گفتند که میخواهند تجارت محرمانه بماند تا مقامات ترکیه به آن پایان ندهند.
گذرگاه زمینی کاپیکوی، نزدیک شهر وان، در شرق ترکیه، یکی از معدود ارتباطات پایدار بین ایرانیان و جهان خارج در طول جنگ بوده است. حریم هوایی کشور برای بیشتر دو ماه گذشته بسته بود، اگرچه در روزهای اخیر دوباره بازگشایی شد، و شهروندان به دلیل قطع مداوم اینترنت توسط دولت، در بیخبری باقی ماندهاند.

افزایش شدید تجارت روغن خوراکی نشانهای قوی از بحران تورمی رو به رشدی است که سالها بر خانوارهای ایرانی فشار آورده و به نظر میرسد در ماههای اخیر بهویژه شدید شده است. نرخ تورم در ایران که توسط صندوق بینالمللی پول برای سال جاری پیشبینی شده، نزدیک به 70 درصد است که بالاترین نرخ محاسبه شده توسط صندوق بینالمللی پول برای این کشور از سال 1980 به بعد خواهد بود.
ایرانیان در گذرگاه مرزی این هفته از افزایش هزینههای مواد غذایی در کشور شکایت داشتند، جایی که حداقل دستمزد معادل حدود 108 دلار در ماه است. ایران همچنین به دلیل اختلالات جنگ و قطع اینترنت با اخراجهای گستردهای روبرو است.
افزایش قیمتها چالشی برای دولتی است که در سالهای اخیر با چندین دور اعتراضات ناشی از نارضایتی اقتصادی دست و پنجه نرم کرده و اکنون باید اقتصادی را بازسازی کند که مراکز صنعتی بزرگ آن در حملات هوایی ویران شدهاند.
مقامات، آخرین دور اعتراضات را با سرکوب مرگبار در ژانویه سرکوب کردند. از آن زمان، دولت معترضان را اعدام کرده و ایرانیان را با ارعاب در خانههایشان نگه داشته است.
قیمت روغن خوراکی در ایران در ژانویه پس از آنکه دولت یارانههای واردات برخی کالاهای ضروری را حذف کرد، افزایش یافت. این سیاست با هدف کاهش هزینههای دولتی در بحبوحه تحریمهای نفتی ایران انجام شد.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، گفت که برنامه یارانه توسط برخی بخشها مورد سوءاستفاده قرار گرفته است، بدون اینکه قیمتها کاهش یابد. و در پی تغییر سیاست، ایرانیان در مصاحبهها گفتند که در یافتن روغن خوراکی در فروشگاهها مشکل دارند.

در تلاش برای رفع این افزایش قیمتها، دولت به ایرانیان یک پرداخت نقدی ماهانه مستقیم داد که مبلغ آن 10 میلیون ریال ایران، یا حدود 7 دلار به نرخهای فعلی بود. کارشناسان گفتند که این بعید است فشار وارده بر اکثر ایرانیان را کاهش دهد.
میلاد، 37 ساله، از خوی، که به همراه همسرش روغن خوراکی برای بازگشت به ایران خریداری کرده بود، اعتراف کرد که اصلاح یارانه منجر به افزایش قیمتها شده است، اما گفت که در محدود کردن «مافیاهای» فاسد که از وضعیت برای کسب سود سوءاستفاده کرده بودند، مؤثر بوده است.
او گفت: «از زمانی که قیمتها بالا رفته، ما این روغن را میخریم تا با خودمان برگردانیم.»
هرگونه کمک ارائه شده توسط تجارت مرزی در مقایسه با فشاری که ایرانیان با آن روبرو هستند، حداقل است.
بیبیجان، 71 ساله، ساکن تهران، گفت که اخیراً سه جوجه کوچک را حدود 22 میلیون ریال – حدود 14 دلار به نرخهای فعلی – خریده است. او گفت که قبلاً میتوانست پنج یا شش جوجه را حدود پنج میلیون ریال بخرد.
یک زوج متأهل که به عنوان تولیدکننده پوشاک کار میکنند، گفتند که حتی قبل از جنگ، حداقل نیمی از سال بیکار بودهاند. آنها گفتند اگر ایرانیان همچنان با چنین چشماندازهای تیره و تاری روبرو باشند، بسیاری برای سیر کردن خانوادههای خود شروع به دزدیدن غذا خواهند کرد.
خبرگزاری مهر، یک خبرگزاری نیمهرسمی ایرانی، اعلام کرد که پروازهای بینالمللی از فرودگاه بینالمللی امام خمینی تهران روز شنبه از سر گرفته شد. این خبرگزاری گفت که مقاصد شامل استانبول، مسقط پایتخت عمان و شهر مدینه عربستان سعودی میشود. این آخرین گام در از سرگیری هوانوردی تجاری در ایران بود، که اخیراً پس از بستن حریم هوایی خود در آغاز جنگ، آن را دوباره باز کرده است.
آمریکا تحریمهای نفتی بیشتری را با هدف فلج کردن اقتصاد ایران اعمال میکند.

ایالات متحده روز جمعه مجموعهای از تحریمها را با هدف 40 شرکت کشتیرانی و کشتیهایی که به عنوان بخشی از به اصطلاح ناوگان سایه نفتکشهای ایران شناسایی کرده بود، اعمال کرد، زیرا دولت ترامپ تلاشهای خود را برای فلج کردن اقتصاد ایران گسترش داد.
دولت ترامپ همچنین تحریمهایی را علیه یک پالایشگاه مستقل چینی، پالایشگاه پتروشیمی هنگلی، که یکی از بزرگترین مشتریان ایران برای نفت خام و سایر محصولات نفتی است، اعمال کرد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در بیانیهای که توسط این وزارتخانه منتشر شد، گفت: «خزانهداری به محدود کردن شبکه کشتیها، واسطهها و خریدارانی که ایران برای انتقال نفت خود به بازارهای جهانی به آنها متکی است، ادامه خواهد داد.» او افزود: «هر شخص یا کشتی که این جریانها را – از طریق تجارت و تأمین مالی مخفی – تسهیل کند، در معرض تحریمهای آمریکا قرار خواهد گرفت.»
ایالات متحده در هفتههای اخیر رویکرد خود را در قبال تحریمهای ایران به طرز چشمگیری تغییر داده است. پس از اعطای معافیت یک ماهه از تحریمها که در ماه مارس اجازه فروش برخی از نفت ایران را میداد، دولت ترامپ تحریمهای تهاجمیتری را اعمال کرد، علاوه بر ایجاد محاصره خود در تنگه هرمز به موازات ایران. این وارونگی با هدف قطع درآمد نفتی بود که ایران از آن برای تأمین نیروی اقتصاد خود استفاده میکند.
ایران به شدت به ناوگان سایه نفتکشهای خود برای فرار از تحریمهای غربی در انتقال نفت به آسیا متکی است.
بیشتر نفت ایران که به چین فروخته میشود، توسط پالایشگاههای مستقل «چایفروش» آن خریداری میشود. هنگلی دومین پالایشگاه بزرگ چین از این نوع است و میلیاردها دلار نفت خام ایران را از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خریداری کرده است، که نفوذ نظامی، سیاسی و اقتصادی گستردهای در سراسر ایران دارد.
تشدید درگیریها، آتشبس تازه تمدید شده اسرائیل و لبنان را به چالش میکشد.

درگیریها بین اسرائیل و حزبالله روز جمعه علیرغم آتشبس تازه تمدید شده که تنها یک روز قبل اعلام شده بود، تشدید شد. این درگیریها، در حالی که لبنان و اسرائیل برای مذاکرات صلح سطح بالاتر آماده میشوند، تردیدهایی را در مورد آتشبس ایجاد کرد.
رئیسجمهور ترامپ روز پنجشنبه پس از میزبانی از دیپلماتهای اسرائیلی و لبنانی در کاخ سفید، از تمدید سه هفتهای آتشبس خبر داد. حزبالله، گروه تحت حمایت ایران که اسرائیل آن را هدف قرار داده، بخشی از مذاکرات با میانجیگری آمریکا نیست، اما اعلام کرده است که قصد دارد به آتشبس پایبند باشد، اگر اسرائیل نیز همین کار را انجام دهد.
این درگیری تقریباً 2500 نفر را در لبنان کشته است. همچنین دو غیرنظامی و 15 سرباز در اسرائیل کشته شدند.
حملات اسرائیل و حزبالله از زمان اعلام آتشبس اولیه در هفته گذشته به میزان قابل توجهی کاهش یافته است، اگرچه هر دو طرف بارها به تبادل آتش ادامه دادهاند – که این امر نگرانیهایی را در مورد فروپاشی دوباره آتشبس به یک جنگ تمام عیار ایجاد میکند.
فاطمه المصری، 49 ساله، که روز جمعه در شهر قانا در جنوب لبنان بود و از آرامگاه همسرش، یک کارگر اورژانس، که در این درگیری کشته شده بود، بازدید میکرد، گفت: «آتشبس؟ کدام آتشبس در حالی که پهپادها هنوز بالای سر ما پرواز میکنند؟ کدام آتشبس در حالی که ما هنوز مردان و عزیزان خود را از دست میدهیم؟»
او افزود: «ما میخواهیم این جنگ تمام شود.»
آخرین درگیریها ماه گذشته آغاز شد، زمانی که حزبالله در حمایت از ایران راکتهایی را به اسرائیل شلیک کرد، که به دنبال آن یک کمپین بمباران گسترده و تهاجم زمینی اسرائیل به جنوب لبنان آغاز شد. نیروهای اسرائیلی هنوز در بخش وسیعی از جنوب کشور مستقر هستند، جایی که مقامات اسرائیلی گفتهاند قصد دارند برای همیشه آن را اشغال کنند.
اسرائیل روز جمعه عملیات خود را تشدید کرد و اخطارهای تخلیه را برای شهر دیرعامس در جنوب لبنان صادر کرد و سپس ساعاتی بعد حملات هوایی را آغاز کرد. این شهر فراتر از «خط دفاعی پیشرو» شش مایلی قرار دارد که اسرائیل گفته بود در طول آتشبس کنترل خواهد کرد.
ارتش اسرائیل در بیانیهای اعلام کرد که حزبالله روز پنجشنبه از این شهر به سمت شمال اسرائیل راکت شلیک کرده است. حزبالله همچنین اعلام کرد که روز جمعه دوباره پهپادهایی را به سمت نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان شلیک کرده است.
اسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، متعهد شده است که تخریب شهرها و روستاهای مرزی را در طول آتشبس ادامه دهد. صدها هزار لبنانی از منطقه آواره هستند.
به گفته یک مقام ارشد لبنانی که از مذاکرات محرمانه مطلع بود و به شرط ناشناس ماندن صحبت کرد، لبنان در دور جدید مذاکرات در واشنگتن در روز پنجشنبه، خواستار پایان دادن به این تخریبها شده بود.
حزبالله نیز به نوبه خود، روز جمعه نسبت به وضعیت آتشبس ابراز انزجار کرد و به ادامه عملیات نظامی اسرائیل اشاره کرد و تعهدات خود را برای پاسخ با زور تکرار کرد.
محمد رعد، رهبر فراکسیون پارلمانی حزبالله، در بیانیهای گفت که توافق آتشبس «اصلاً یک آتشبس نیست» و از دولت لبنان خواست تا مذاکرات مستقیم با اسرائیل را لغو کند.
آقای رعد گفت: «مقامات باید در برابر مردم خود شرمنده باشند»، و این امر تنشهای از قبل فزاینده بین دولت لبنان و حزبالله، گروهی که آن را کنترل نمیکند، را افزایش داد.
حملات اسرائیل در اوایل این هفته همچنین یک خبرنگار را کشت و یک نفر دیگر را در جنوب لبنان زخمی کرد.
توافق آتشبس، که هفته گذشته توسط وزارت امور خارجه منتشر شد، مقرر میداشت که اسرائیل «عملیات نظامی تهاجمی» در لبنان را متوقف خواهد کرد اما «حق خود را برای انجام تمام اقدامات لازم در دفاع از خود، در هر زمان، در برابر حملات برنامهریزی شده، قریبالوقوع یا در حال انجام، حفظ میکند.»
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، حزبالله را به «خرابکاری» در تلاشهای صلح بین اسرائیل و لبنان متهم کرد و نشان داد که هیچ قصدی برای توقف حملات علیه این گروه در بیانیهای ویدئویی ضبط شده، که روز جمعه منتشر شد، ندارد.
او گفت: «ما آزادی کامل عمل را در برابر هر تهدیدی، از جمله تهدیدات نوظهور، حفظ کردهایم.» او افزود: «ما دیروز حمله کردیم، امروز حمله کردیم. ما مصمم هستیم امنیت را به ساکنان شمال بازگردانیم.»