دبی، ۲۰ آوریل (رویترز) - هشدار دیمیتری مدودف، رئیسجمهور سابق روسیه، نگرانیهایی را در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس ایجاد کرده است که بازگشایی تنگه هرمز ممکن است تنها دستاورد مذاکرات ایران و آمریکا باشد و از تنشزدایی گستردهتری که آنها حیاتی میدانند، فراتر نرود.
مقامات و تحلیلگران پیشبینی میکنند که دور بعدی مذاکرات که قرار است در اسلامآباد برگزار شود، بیش از موشکهای ایران یا نیروهای نیابتی منطقهای آن، بر محدودیتهای غنیسازی اورانیوم و نحوه مدیریت نفوذ ایران بر تنگه هرمز، حیاتیترین مسیر کشتیرانی نفت جهان، تمرکز خواهد داشت.
مقامات خلیج فارس هشدار میدهند که این رویکرد خطر تثبیت سلطه ایران بر منابع انرژی خاورمیانه را از طریق مدیریت به جای از بین بردن نفوذ آن، و اولویت دادن به ثبات اقتصادی جهانی، حتی در حالی که کشورهای بیشتر در معرض پیامدهای انرژی و امنیتی قرار دارند را خارج از تصمیمگیری رسمی، در پی دارد.
منابع خلیج فارس میگویند که دیپلماسی آمریکا و ایران اکنون کمتر بر عقبنشینی برنامه موشکی ایران و بیشتر بر سطوح غنیسازی و پذیرش ضمنی نفوذ تهران بر هرمز، که حدود یک پنجم عرضه جهانی نفت را انتقال میدهد، متمرکز شده است.
اگرچه مذاکرات بر سر غنیسازی با رد غنیسازی صفر و درخواستها برای انتقال ذخایر اورانیوم به خارج توسط ایران همچنان متوقف مانده است، مقامات خلیج فارس میگویند که تغییر اولویتها به خودی خود نگرانکننده است.
یک منبع خلیج فارس نزدیک به محافل دولتی گفت: «در نهایت، هرمز خط قرمز خواهد بود. قبلاً این موضوع مطرح نبود. اکنون هست. اهداف تغییر کردهاند.»
تاکنون هیچ پاسخ فوری از دولتهای عربی خلیج فارس به درخواستها برای اظهار نظر در مورد مسائل مطرح شده در این مقاله وجود ندارد.
تهدیدات ایران علیه کشتیرانی خلیج فارس در طول جنگ، تابوهای دیرینه پیرامون تنگه را شکسته و برای اولین بار اختلال در آن را به یک اهرم واقعی در مذاکرات تبدیل کرده است.
نقش محوری هرمز به صراحت توسط مدودف، معاون رئیس شورای امنیت روسیه، در پستی در پلتفرم X در ۸ آوریل بیان شد.
مدودف گفت: «مشخص نیست که آتشبس بین واشنگتن و تهران چگونه پیش خواهد رفت. اما یک چیز مسلم است - ایران سلاحهای هستهای خود را آزمایش کرده است. نام آن تنگه هرمز است. پتانسیل آن بیپایان است.»
این اظهارات هرمز را به اهرمی تبدیل کرد که به ایران امکان میدهد هزینهها را افزایش داده و قوانین را شکل دهد، بدون اینکه از آستانه هستهای عبور کند.
منبع امنیتی ایران: هرمز یک «دارایی طلایی» است
مقامات امنیتی ایران به طور خصوصی این دیدگاه را تأیید میکنند و تنگه را نه یک گزینه اضطراری، بلکه ابزاری دیرینه برای بازدارندگی توصیف میکنند.
یک منبع ارشد امنیتی ایران گفت: «ایران سالها برای سناریویی شامل بستن تنگه هرمز آماده شد و هر گام را برنامهریزی کرد. امروز، این یکی از مؤثرترین ابزارهای ایران است – شکلی از نفوذ جغرافیایی که به عنوان یک عامل بازدارنده قدرتمند عمل میکند.»
این منبع تنگه را یک «دارایی طلایی و بیقیمت ریشهدار در جغرافیای ایران» توصیف کرد – «که جهان نمیتواند آن را از ایران بگیرد دقیقاً به این دلیل که از موقعیت جغرافیایی ایران نشأت میگیرد.»
یک منبع دیگر ایرانی، نزدیک به سپاه پاسداران، فراتر رفت و اظهار داشت که تابوی دیرینه پیرامون استفاده از هرمز اکنون شکسته شده است.
این منبع هرمز را شمشیری «از غلاف کشیده» توصیف کرد که آمریکا و کشورهای منطقه نمیتوانند آن را نادیده بگیرند، و به منطقه اهرمی در برابر قدرتهای خارجی میدهد.
تحلیلگران میگویند آنچه کشورهای عربی خلیج فارس را بیشتر نگران میکند این است که در حالی که موشکها، پهپادها و نیروهای نیابتی ایران بارها به منطقه آنها حمله کردهاند، مذاکرات به طور فزایندهای تقریباً به طور انحصاری حول هرمز به دلیل تأثیر اقتصادی جهانی آن شکل میگیرد و نگرانیهای امنیتی خلیج فارس را به حاشیه میراند.
منابع خلیج فارس میگویند که در اصل، اختلاف بر سر هرمز کمتر در مورد اینکه چه کسی تنگه را کنترل میکند، بلکه بیشتر در مورد اینکه چه کسی قوانین عبور را تعیین میکند، است که نشاندهنده تغییر گستردهتر از هنجارهای بینالمللی ثابت به سمت ترتیبات مبتنی بر قدرت است.
ابتسام الکتبی، رئیس مرکز سیاستگذاری امارات، گفت که این وضعیت، عدم تعادل بین کسانی که قوانین را تعریف میکنند و کسانی که وقتی قوانین شکسته میشوند پیامدهای آن را متحمل میشوند، آشکار میکند.
الکتبی به رویترز گفت: «آنچه امروز در حال شکلگیری است، یک توافق تاریخی نیست، بلکه یک مهندسی عمدی برای درگیری پایدار است.»
او افزود: «چه کسی از موشکها و نیروهای نیابتی آسیب میبیند؟ اسرائیل، و به ویژه کشورهای خلیج فارس. یک توافق خوب برای ما شامل (رسیدگی به) موشکها، نیروهای نیابتی – و هرمز است. و به نظر میرسد آنها به موشکها یا نیروهای نیابتی اهمیتی نمیدهند.»
احتیاط در مورد لغو تحریمها
تحلیلگران هشدار میدهند که چنین رویکردی در مذاکرات، نه تنها تنشها را حل نمیکند، بلکه آنها را در سطوح قابل کنترل تثبیت میکند؛ نتیجهای که ممکن است برای واشنگتن و تهران مناسب باشد، اما خطر تثبیت بیثباتی را برای کشورهای خلیج فارس که تحت تهدید موشکها زندگی میکنند، به همراه دارد.
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از ۲۸ فوریه آغاز شد، اقتصادهای خلیج فارس را با پیامدهایی از حملات به زیرساختهای انرژی گرفته تا افزایش هزینههای صادرات و بیمه مواجه کرده است. مسیرهای جایگزین صادرات تجاری هزینهها را افزایش میدهند و همچنان در معرض همان تهدیدات موشکی ایران قرار دارند.
دیپلماتها میگویند مقامات خلیج فارس به واشنگتن توصیه کردهاند که از لغو کامل تحریمها خودداری کند و یک رویکرد مرحلهای برای آزمایش رفتار ایران را پیشنهاد کردهاند. آنها میگویند تهدیدات اصلی، به ویژه موشکهایی که قادر به هدف قرار دادن پایتختهای خلیج فارس هستند و نیروهای نیابتی مسلح ایران که به عنوان توسعهدهنده دولت ایران استفاده میشوند، همچنان بدون پاسخ باقی ماندهاند.
در سراسر خلیج فارس، احساسات نسبت به واشنگتن اکنون از رنجش پنهان تا ناامیدی و سردرگمی فزاینده در مورد تصمیمگیریهای یکجانبه آمریکا متغیر است.
عبدالعزیز صقر، رئیس مرکز تحقیقات خلیج فارس مستقر در عربستان سعودی، گفت که مقابله با مسئله ایران نیازمند «رویکردی متفاوت» است.
وی افزود: «آمریکا جزء لاینفک امنیت منطقه است... اما این به معنای عمل یکجانبه – بدون درگیر کردن منطقه – نیست.»
در حالی که رهبران خلیج فارس از به حاشیه رانده شدن ناراحت هستند، آنها به طور خصوصی و عمومی اذعان میکنند که تواناییهای نظامی آمریکا همچنان نتایج را از طریق برتری بینظیر خود شکل میدهند.
عبدالخالق عبدالله، استاد دانشگاه امارات، گفت که کشورهای عربی خلیج فارس تا حد زیادی به لطف دفاعیات خود و سیستمهای تسلیحاتی پیشرفته تأمین شده توسط آمریکا مانند سیستمهای دفاع هوایی تاد (THAAD) و پاتریوت (Patriot) از جنگ جان سالم به در بردهاند.
تحلیلگر میگوید تکیه بر یک حامی واحد محدودیت دارد
با این حال، عبدالله گفت که در حالی که آمریکا ضروری بود، اما خطاپذیر بود، و به آنچه او دست کم گرفتن احتمال رویارویی بر سر هرمز نامید، اشاره کرد.
ایالات متحده بارها در طول جنگ از طریق همکاری دفاع هوایی و موشکی، امنیت دریایی و حفاظت از زیرساختهای حیاتی، به دفاع از متحدان خود در خلیج فارس متعهد شده است.
محمد بحرون، مدیر مرکز تحقیقات «بُحوث» در دبی، گفت که یکی از درسهای جنگ، محدودیتهای تکیه بر یک حامی خارجی واحد است.
حاکمان عرب خلیج فارس میگویند که مدتها به واشنگتن درباره درگیری با ایران هشدار داده بودند، با این حال از زمان شروع جنگ به طور علنی سکوت کردهاند. این خویشتنداری نه تنها منعکسکننده دیپلماسی است، بلکه نشاندهنده عدم قطعیت درباره درگیری است که هزینههای اقتصادی و دفاعی آن را میپردازند اما کنترلی بر آن ندارند.
اکنون، در حالی که واشنگتن و تهران در حال مذاکره هستند، مقامات خلیج فارس استدلال میکنند که حذف آنها از مذاکرات دیگر یک مسئله منطقهای نیست، بلکه با توجه به اهمیت بینالمللی هرمز، یک مسئله جهانی است.
گزارشهای تکمیلی از پریسا حافضی در دبی؛ نگارش سامیا نخول، ویرایش ویلیام مکلین.