از همان لحظهای که ایالات متحده و اسرائیل جنگ خود را علیه ایران آغاز کردند، تهران مجموعهای از خواستههای کاملاً ثابت را مطرح کرده است که حول محور صلح دائمی، رفع تحریمهای اقتصادی و حق پیگیری غنیسازی هستهای بنا شدهاند.
در مقابل، رئیسجمهور ترامپ بارها اهداف جنگ را تغییر داده است — از ممانعت ایران از دستیابی به تسلیحات هستهای، تحمیل ویرانیهای گسترده، تغییر رژیم و دستیابی به پیروزی کامل — گاهی اوقات چندین بار در یک روز.
تحلیلگران میگویند خواستههای ثابت ایران به رژیم کمک کرد تا از جنگی که حداقل بخشی از آن با امید به سقوط آن آغاز شده بود، جان سالم به در ببرد. سوال اینجاست که آیا آتشبس دو هفتهای که روز سهشنبه اعلام شد، در صورت ادامه همین رویکرد ایران در مذاکراتی که قرار است شنبه در پاکستان آغاز شود، دوام خواهد آورد؟ خواستههای حداکثری که علناً در طرح ۱۰ مادهای ایران برای مذاکرات مطرح شدهاند، هم غیرواقعی و هم غیرقابل اجرا به نظر میرسند، به ویژه از آن رو که آقای ترامپ قبلاً آنها را رد کرده است.
ایالات متحده به دنبال امتیازات عمدهای است، از جمله اینکه ایران اورانیوم با غنای بالا خود را تسلیم کرده و به عدم دستیابی به تسلیحات هستهای و همچنین سایر محدودیتها بر تواناییهای نظامی خود متعهد شود؛ بازگرداندن عبور و مرور نامحدود از طریق تنگه هرمز؛ و پایان دادن به حمایت از نیروهای نیابتی منطقهای خود مانند حزبالله. آقای ترامپ در پستهایی در پلتفرم «تروث سوسیال» خود، خواستههای منتشر شده ایران را «فریب» توصیف کرد، در حالی که اشاره کرد پیشنهادهای ایران پشت درهای بسته معقولتر هستند.
ایران میگوید هدفش از این مذاکرات، برقراری «معادلات امنیتی و سیاسی جدید» در خاورمیانه است که «قدرت و رهبری» این کشور را به رسمیت بشناسد، این مطلب طبق بیانیهای است که سهشنبه شب از سوی شورای عالی امنیت ملی، نهاد قدرتمندی که سیاستهای دفاعی و خارجی را تدوین میکند، به صورت آنلاین منتشر شد.
دکتر سانام وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در چتم هاوس، یک اندیشکده روابط بینالملل در لندن، خاطرنشان کرد که رژیم ایران بیش از صرفاً بقا میخواهد. او گفت که ایران بارها خواهان توافقی شده است که از هرگونه حمله مشابه در آینده جلوگیری کرده و بهبود از این جنگ را تسریع بخشد. اما اینکه آیا میتواند بر این خواستهها در پاکستان پایبند بماند، باید دید.
خانم وکیل اظهار داشت: «ثبات برای حفظ انسجام رژیم در زمان بحران مهم بوده است، اما تحت فشار مذاکرات، جایی که ایران مجبور به مصالحه است، وحدت و ثبات میتواند از بین برود.»
آقای ترامپ مدعی پیروزی شده و معتقد است که ایالات متحده دست بالا را دارد. جنگ به ایران ضربه سختی وارد کرد، میلیاردها دلار خسارت به بار آورد، توان نظامی آن را به شدت کاهش داد و طبق آمار خبرگزاری فعالان حقوق بشر، نزدیک به ۲۰۰۰ غیرنظامی کشته شدند.
با این حال، ایران از این درگیری با اهرمهای جدیدی نیز بیرون آمده است؛ با بستن تنگه هرمز، به اقتصاد جهانی آسیب رساند و هم به زیرساختهای انرژی حیاتی همسایگان عرب حاشیه خلیج فارس و هم به پایگاههای آمریکا در منطقه صدمه زد. این کشور میخواهد از تکرار حوادث ژوئن گذشته، زمانی که حمله ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل به ایران بدون هیچ توافق رسمی برای پایان دادن به خصومتها به تدریج فروکش کرد و در ۲۸ فوریه از سر گرفته شد، جلوگیری کند.
آقای ترامپ ابتدا برای جنگ معیار بالایی تعیین کرده بود و خواستار «تسلیم بیقید و شرط» ایران شده بود که بعداً آن را به «از دست دادن توانایی جنگیدن ایران» تعریف کرد.
او اغلب بین خواستههای خود دچار تردید میشد. به عنوان مثال، تنها در روز دوشنبه گذشته، درست قبل از آتشبس، رئیسجمهور روز را با بیان اینکه چشمانداز آتشبس «یک گام مهم» است آغاز کرد، در حالی که بعدازظهر خواستار «تسلیم شدن» ایران بود و عصر اظهار داشت که «کل کشور را میتوان در یک شب نابود کرد.»
کریم سجادپور، کارشناس ایران در بنیاد کارنگی برای صلح بینالملل در واشنگتن، خاطرنشان کرد که در دهههای پس از انقلابش، ایران تنها دو بار با مصالحه در مسائل مهم سیاست خارجی موافقت کرده است. ایران در سال ۱۹۸۸، پس از کشته شدن حدود ۲۵۰,۰۰۰ سرباز خود، آتشبس در جنگ ایران و عراق را پذیرفت. و در سال ۲۰۱۵، در دولت اوباما، توافق هستهای را امضا کرد که شامل بازرسیهای خارجی و صادرات بیشتر اورانیوم با غنای بالا خود میشد.
هیچ یک از این موارد ایران را مجبور به کنار گذاشتن آنچه آقای سجادپور آن را دو اصل اساسی خواند که از زمان به قدرت رسیدن رژیم در سال ۱۹۷۹ به عنوان راهنمای آن عمل کردهاند: تضعیف نفوذ آمریکا و رد اسرائیل، نکرد.
این ایدئولوژی انقلابی، دشمنی را در واشنگتن تغذیه میکند، همانطور که آقای ترامپ در اعلام جنگ در ۲۸ فوریه به وضوح بیان کرد.
او گفت: «برای ۴۷ سال، رژیم ایران شعار "مرگ بر آمریکا" سر داده و کارزاری بیپایان از خونریزی و کشتار جمعی را با هدف قرار دادن ایالات متحده، نیروهای ما و مردم بیگناه در بسیاری از کشورها به راه انداخته است.» و در طول جنگ بارها به این موضوع بازگشت.
آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم ایران برای تقریباً ۴۰ سال پیش از اینکه در روز اول جنگ ترور شود و پسرش جانشین او گردد، همیشه از دست کشیدن از این ایدئولوژی خودداری میکرد.
آقای سجادپور گفت: «آنها معتقدند که ایدئولوژیشان هویت آنهاست و هویتشان از بقایشان جداییناپذیر است. وقتی شروع به تضعیف یا کنار گذاشتن اصول خود میکنید، مانند این است که با پتک به ستونهای یک ساختمان بکوبید؛ فرو خواهد ریخت.»
برای مذاکراتی که قرار است شنبه آغاز شود، ۱۰ مادهای که ایران علناً منتشر کرده است، شامل مجموعهای از خواستههای گسترده است که دولت ترامپ آنها را غیرقابل قبول دانسته است.
گذشته از تضمینهایی که ایران هرگز دوباره مورد حمله قرار نخواهد گرفت، این خواستهها شامل حفظ برنامه توسعه هستهای، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و پایان دادن به حملات علیه نیروهای نیابتی آن، به ویژه جنگ اسرائیل علیه حزبالله در لبنان است.
شاید مهمتر از همه، ایران میخواهد عوارضی را بر عبور آزاد کشتیها از هرمز وضع کند. حدود ۲۰ درصد از ذخایر نفت جهان از این تنگه عبور میکند. در جبهه اقتصادی نیز، این کشور به دنبال غرامت جنگی و رفع دههها تحریم است.
کارولین لِویت، سخنگوی مطبوعاتی آقای ترامپ، روز چهارشنبه در نشست خبری کاخ سفید، با تأیید سخنان ترامپ، گفت که ایران پیشنهاد اولیه خود را تغییر داده و به صورت خصوصی یک طرح فشردهتر و معقولتر ارائه کرده است که آمریکا را به پذیرش آتشبس ترغیب کرد.
با این حال، بیانیه روز سهشنبه شورای عالی امنیت ملی نشان داد که «مقاومت» — که ایران آن را به عنوان دشمنی خود با ایالات متحده و اسرائیل به اختصار بیان میکند — ادامه خواهد یافت.
آقای سجادپور گفت: «ایران امتیازات عمدهای از آمریکا میخواهد، اما در عین حال میخواهد آن را به عنوان دشمن اصلی خود حفظ کند.» او افزود: «این دو موضع قابل مصالحه نیستند.» وی بیان کرد که خواستههای علنی ایالات متحده و ایران «در یک جهان قرار ندارند.»
تحلیلگران گفتند این واقعیت که رژیم ایران تا حد زیادی سران خود را از دست داده و رهبران ارشد آن کشته شدهاند، به احتمال زیاد دشواری مذاکرات از پیش پیچیده را دوچندان خواهد کرد. آنها افزودند که در حالی که جایگزینها دارای سوابق سیاسی و نظامی طولانی هستند، اما هنوز قدرت یا مشروعیت لازم را برای دستکاری در اصول انقلاب، حتی اگر بخواهند، به دست نیاوردهاند.
مسائلی مانند هرمز یا حملات اسرائیل به لبنان نیز میتواند آتشبس را برهم بزند. علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، خاطرنشان کرد که این اولین بار بود که حزبالله به طور خاص برای دفاع از ایران به اسرائیل حمله کرد، بنابراین دفاع نکردن از این سازمان برای دیگر نیروهای نیابتی در یمن و جاهای دیگر سابقه بدی ایجاد خواهد کرد. او گفت: «اگر ایرانیها به حزبالله خیانت کنند، چگونه میتوانند روی حوثیها حساب کنند؟»
همزمان، تحلیلگران خاطرنشان کردند که در حالی که آقای ترامپ آمادگی خود را برای از سرگیری جنگ ابراز کرده است، زمان به ضرر او کار خواهد کرد. او به سرعت با اجلاس از پیش به تعویق افتاده با رئیسجمهور شی جین پینگ چین، میزبانی ایالات متحده از مسابقات قهرمانی جام جهانی فوتبال و فصل انتخابات میاندورهای آمریکا روبرو است. جنگی در حال انجام بر همه اینها سایه خواهد افکند.
با وجود رجزخوانیهایش، تحلیلگران خاطرنشان کردند که با توجه به هزینههای عظیم جنگ و مشکلات سرسامآوری که برای ایران به جای گذاشته، این کشور ممکن است آماده مصالحه باشد.
اولاً، بمباران زیرساختهای اقتصادی حیاتی را درهم شکست و وضعیت مالی از پیش متزلزل دولت را عمیقتر کرد. نارضایتی عمومی از رژیم، که در زمان جنگ پنهان مانده بود، به احتمال زیاد با آتشبس دوباره پدیدار خواهد شد. از سوی دیگر، تندروها دولت را به دلیل پذیرش آتشبس پیش از دستیابی به خواستههای کلیدی، به ویژه تضمینهایی علیه حملات آتی، مورد حمله قرار میدهند.
با این حال، رهبران جمهوری اسلامی از زمان انقلاب ۱۹۷۹ سابقهای در اولویت قرار دادن بقای رژیم بر منافع کل کشور دارند. تحلیلگران گفتند که این امر نشان میدهد آنها ممکن است تمایلی به عقبنشینی از خواستههایی که آنها را در طول جنگ یاری کرد، نداشته باشند.
آقای سجادپور گفت: «آنها احساس پیروزی میکنند که توانستهاند بقا یابند. آنها به اولویت دادن ایدئولوژی انقلابی بر منافع ملی ادامه خواهند داد.»
سانام ماهوزی و شیرین حکیم در این گزارش مشارکت داشتند.