دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در دفتر بیضی کاخ سفید در واشنگتن دی‌سی، ۳۱ مارس ۲۰۲۶ سخنرانی می‌کند.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در دفتر بیضی کاخ سفید در واشنگتن دی‌سی، ۳۱ مارس ۲۰۲۶ سخنرانی می‌کند.

اشتباه محاسباتی ترامپ در مورد ایران

نظریه مرد دیوانه در برابر دیوانگان دیگر کارساز نیست.

آتش‌بس در جنگ ایران نتیجه‌ای مبهم است.

رژیم ایران ضربه سختی خورده و برای مدت طولانی، در موقعیتی نخواهد بود که قدرت خود را در سطح جهانی، نزدیک به ظرفیت خود در ماه فوریه، یا بهتر است بگوییم، نزدیک به ظرفیت خود در اوایل سال گذشته، به نمایش بگذارد؛ زیرا نبردهای اخیر را باید ادامه جنگ دوازده روزه ژوئن گذشته دانست، که در آن آمریکا و اسرائیل برنامه هسته‌ای و پدافند هوایی ایران را از بین بردند.

از سوی دیگر، همان‌طور که از ابتدا تاکید کرده‌ام، با تعیین یک مهلت مصنوعی چهار تا شش هفته‌ای – که نه بر اساس ژئوپلیتیک یا چشم‌انداز پیروزی نظامی، بلکه بر اساس بازار سهام، نظرسنجی‌های منفی و سیاست‌های انتخاباتی آمریکا تعیین شده بود – رئیس‌جمهور ترامپ بقای رژیم برتری‌طلب شریعت در ایران را تضمین کرد. این رژیم همچنان کنترل تنگه هرمز را به عنوان یک گلوگاه برای تجارت جهانی در دست خواهد داشت. و علیرغم وضعیت آسیب‌دیده خود، به ظلم و ستم بر مردم ایران ادامه خواهد داد.

رئیس‌جمهور بر اساس غریزه خود عمل کرد و اشتباه کرد. رژیم تهران تمام کارهایی را انجام داد که او قمار کرده بود انجام نمی‌دهند. او مطمئن بود که آنها تسلیم خواهند شد (بی‌قید و شرط!)، اما رژیم هرگز به آن فکر نکرد و اطمینان داشت که علیرغم حملات می‌تواند برای چند هفته مقاومت کند؛ و ساختار مبارزاتی غیرمتمرکز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به آن اجازه داد تا علیرغم حملات هدفمند علیه رهبران رژیم، به مبارزه ادامه دهد. رژیم با حمله به کشورهای عربی (به ویژه آنهایی که میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا هستند و به عملیات نظامی آمریکا کمک می‌کنند) جنگ را گسترش داد – کاری که اطلاعات دیرینه آمریکا هشدار داده بود ایران می‌تواند انجام دهد، اما ترامپ تصور می‌کرد رژیم آن را انجام نخواهد داد. (ترامپ در ۱۰ مارس: «یکی از چیزهایی که مرا بیشتر از همه غافلگیر کرد، حمله آنها به کشورهایی بود که به آنها حمله نکرده بودند»؛ پیت هگست، وزیر دفاع، در همان روز: «نمی‌توانم بگویم که ما لزوماً پیش‌بینی می‌کردیم که آنها دقیقاً اینگونه واکنش نشان دهند، اما می‌دانستیم که این یک احتمال است.») و رژیم عملاً تنگه هرمز را بست، برگ دیگری که ترامپ خود را متقاعد کرده بود ایرانی‌ها اگر او تهدید به نابودی کامل آنها کند، بازی نخواهند کرد. (مقامات ایرانی به عبور و مرور انتخابی خود، به ویژه محموله‌های نفتی به چین، اجازه دادند و به درستی شرط بستند که آمریکا از ترس گسترش جنگ، مانع آن عبور و مرور نخواهد شد.)

ما می‌توانستیم در تمام این جبهه‌ها به نتیجه‌ای بهتر و قاطعانه‌تر دست یابیم، اما نه در چارچوب زمانی چهار تا شش هفته‌ای ترامپ.

این شکست خودخواسته در دستیابی به نتایج بهتر، آسیب عمیقی را که نیروهای آمریکایی و اسرائیلی به رژیم وارد کردند، کم‌اهمیت جلوه نمی‌دهد. بلکه آنچه آخر هفته استدلال کردم را نشان می‌دهد: یک پیروزی می‌تواند به لحاظ سیاسی شکست به نظر برسد، اگر رئیس‌جمهوری نتواند کشور را با اهداف روشن، ثابت و قابل دستیابی که به وضوح محقق شده‌اند، همراه کند. دموکرات‌ها و متحدانشان در رسانه‌های متمایل به پیشروی می‌خواهند این را شکستی برای ترامپ جلوه دهند؛ و طبق معمول، او به آنها مهمات داده است.

من در هر دو دوره ریاست جمهوری ترامپ استدلال کرده‌ام که رئیس‌جمهور بنیادگرایی اسلامی را درک نمی‌کند، از جمله ایدئولوژی انقلابی شیعه رژیمی که روح‌الله خمینی در سال ۱۹۷۹ تأسیس کرد. ترامپ خود را یک معامله‌گر می‌بیند و بقیه را قابل چانه‌زنی، که هیچ اصلی ندارند که قیمت آن تعیین نشده باشد و در ازای آن کنار گذاشته نشود. این جهان‌بینی با ایدئولوژی‌های پرشور ناسازگار است.

نظریه مرد دیوانه نیز چنین است.

ترامپ یک عمل‌کننده نظریه مرد دیوانه است – نه، همان‌طور که سرسخت‌ترین مخالفانش ادعا می‌کنند، یک دیوانه واقعی. او محاسبه می‌کند که اگر طرف مقابل فکر کند که او ممکن است آنقدر دیوانه باشد که لفاظی‌های جنون‌آمیز خود را عملی کند، به خواسته‌اش خواهد رسید: بمباران دشمن «تا عصر حجر»، «یک تمدن کامل امشب خواهد مرد»، «تنگه لعنتی را باز کنید، ای دیوانگان، وگرنه در جهنم زندگی خواهید کرد – فقط تماشا!»

این ممکن است در جمع‌های نسبتاً مؤدبانه کارساز باشد (مثلاً جمهوری‌خواهان کنگره را ترسانده است). اما در برابر دیوانگان دیگر کارساز نیست – از آن دست که، مانند رهبران رژیم ایران، در طول جنگ وحشیانه هشت ساله خود علیه عراق از کودکان سرباز به عنوان سپر انسانی استفاده کردند و به همین ترتیب دیروز، برای محافظت از نیروگاه‌ها و سایر زیرساخت‌ها در پاسخ به تهدید «تمدن» ترامپ، زنجیره‌های انسانی را بسیج کردند.

آنچه نمی‌توانم به آن نخندم، با وجود خطرات بالا، این است که ترامپ، اگر کسی شیاد باشد، شیادی در سیستم ایران را چگونه تشخیص داده و سعی کرده از آن سوءاستفاده کند.

ایران بازی‌ای را انجام می‌دهد که در آن کسانی که می‌خواهند فریب بخورند (یعنی ترقی‌خواهان فراملیتی) تشویق می‌شوند تا باور کنند که رژیم در حال تکامل به یک دولت عادی است. عمدتاً، آنها این کار را با برگزاری انتخابات‌های ساختگی انجام می‌دهند. برندگان گهگاه شامل میانه‌روهای ظاهری می‌شوند که به موقع برای خالی کردن جیب غرب در میز مذاکره اعزام می‌شوند؛ اما همه اینها یک فریب است زیرا، پشت پرده، رهبری برتری‌طلب شریعت (الف) کنترل می‌کند که چه کسی اجازه نامزدی در انتخابات را دارد و (ب) در نهایت تمام تصمیمات مهم را می‌گیرد.

از همان هفته اول نبردهای اخیر، ترامپ به دنبال راهی برای خروج از بحران بوده است – وقتی متوجه شد که ایران تسلیم نخواهد شد، که جنگ نمی‌تواند با چیزی شبیه به یک پیروزی سریع (مانند خروج مادورو از ونزوئلا) پایان یابد، و اینکه افزایش قیمت‌ها باعث کاهش میزان محبوبیت او شده است (که از ابتدا هم خوب نبود). او وانمود کرده است که به تغییر رژیم دست یافته است.

قصه دروغ این است که به لطف حملات هدفمند علیه رهبران، ایران اکنون توسط رهبرانی بسیار میانه‌روتر و منطقی‌تر اداره می‌شود (همان‌هایی که دستور می‌دهند زنجیره‌های انسانی برای محافظت از نیروگاه‌ها در برابر بمب‌ها تشکیل شود). او چگونه این کار را می‌کند؟ با وانمود کردن اینکه مقامات ایرانی که دولت می‌گوید اکنون با آنها مذاکره می‌کند، برخی از آنها از طریق فرآیند انتخابات ساختگی ایران به مقام رسیده‌اند (مانند رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان و رئیس مجلس محمدباقر قالیباف)، رهبران واقعی کشور هستند – ایرانیان جدید، منطقی و میانه‌رو.

از این رو، در چند ساعت گذشته، شاهد بوده‌ایم که ترامپ علیه سی‌ان‌ان اعتراض کرده است به خاطر آنچه ظاهراً جرم بزرگ انتشار بیانیه شورای عالی امنیت ملی ایران، صدای رژیم، بلافاصله پس از توافق آتش‌بس، بوده است. این بیانیه به شرح زیر آغاز می‌شود:

دشمن در جنگ ظالمانه، غیرقانونی و جنایتکارانه خود علیه ملت ایران، شکستی انکارناپذیر، تاریخی و کوبنده متحمل شده است. با برکت خون پاک و مقدس رهبر شهید انقلاب اسلامی، آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (رضوان‌الله تعالی علیه)، اقدامات رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا، آیت‌الله العظمی سید مجتبی خامنه‌ای (حفظه‌الله)، و مبارزه و شجاعت رزمندگان اسلام در جبهه‌ها – و به ویژه حضور تاریخی، ماندگار و حماسی شما مردم عزیز در صحنه از همان روزهای اول جنگ – ایران به پیروزی بزرگی دست یافته و ایالات متحده جنایتکار را مجبور به پذیرش طرح ده ماده‌ای خود کرده است.

در این طرح، ایالات متحده اصولاً متعهد شده است به عدم تجاوز؛ ادامه کنترل ایران بر تنگه هرمز؛ پذیرش غنی‌سازی؛ لغو تمامی تحریم‌های اولیه و ثانویه؛ خاتمه تمامی قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل و هیئت مدیره؛ پرداخت غرامت به ایران؛ خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه؛ و توقف جنگ در تمامی جبهه‌ها، از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان در لبنان. این پیروزی را به تمامی مردم ایران تبریک می‌گوییم و تاکید می‌کنیم که تا نهایی شدن جزئیات این پیروزی، استقامت و تدبیر مستمر توسط مسئولین، و حفظ وحدت و همبستگی در میان مردم ایران، ضروری است.

در واقع، برخلاف ادعای ترامپ، این بیانیه «اخبار جعلی» نیست. این بیانیه توسط رسانه‌های تحت کنترل رژیم منتشر شده، به زبان انگلیسی در وب‌سایت خبرگزاری تسنیم ایران قرار گرفته و اکنون توسط چندین رسانه خبری دیگر، از جمله فاکس نیوز (با استناد به تایمز اسرائیلنیویورک تایمز، سی‌بی‌اس نیوز، واشنگتن پست و پی‌بی‌اس، و دیگران گزارش شده است.

درک کنید: این واقعیت که رژیم تحت کنترل سپاه پاسداران بقا یافته، به این معنی نیست که ایران پیروز شده است (همانطور که ایران می‌خواهد دنیا باور کند)، چه رسد به اینکه رژیم تمام خواسته‌های دور از ذهن خود را برآورده خواهد کرد. اما هیچ تغییر رژیمی صورت نگرفته است. این همان رژیم با همان اهداف «مرگ بر آمریکا» است. انتخابات ایران همیشه یک فریب بوده است؛ تلاش رئیس‌جمهور ما برای جلوه دادن پیروزی از ابهام با این پیشنهاد که رژیم توسط همان میانه‌روهای ساختگی که همیشه از آنها به عنوان نماینده استفاده کرده است، جایگزین شده، به همان اندازه غیرواقعی است.

اکنون، با بازگشایی تنگه، به دور چندم مذاکرات با همان رژیم قدیمی می‌رویم. و ما می‌دانیم که اینگونه مذاکرات معمولاً چگونه پیش می‌رود.