پرزیدنت ترامپ در یک کنفرانس خبری روز دوشنبه از نجات دو خلبان آمریکایی تجلیل کرد و سهم خود را از این افتخار به دست آورد. خدا میداند که اگر این مأموریت پرخطر شکست میخورد، او مقصر شناخته میشد. آقای ترامپ گفت که این مأموریت شامل بیش از ۱۵۰ هواپیما بود و "یکی از بزرگترین، پیچیدهترین و طاقتفرساترین عملیات جستجوی رزمی" بود که تاکنون انجام شده است. او افزود: "این در تاریخ ثبت خواهد شد."
ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، به خوبی این موضوع را بیان کرد. او گفت: "ملت باید این را بداند. این یک مأموریت فوقالعاده شجاعانه و دلیرانه و گواهی بر شجاعت، مهارت و سرسختی نیروهای مشترک و رهبران ما بود. به خصوص گزینه عملیات در روشنایی روز – داشتن شجاعت برای تلاش، برای بسیاری معنای زیادی دارد."
نظامیان آمریکایی تعهد ملت را دیدند. دشمنان نیز دیدند که چگونه یک نیروی مشترک آمریکایی توانست این عملیات را به سرعت و تنها در فاصله ۳۰ مایلی یک شهر بزرگ ایران انجام دهد. جان رتکلیف، مدیر سیا، گفت که اطلاعات آمریکا نشان میدهد که رژیم ایران شرمنده شده است.
اما متأسفانه نه آنقدر شرمنده که از وارد کردن آسیب به کشور خود دست بردارد. روز دوشنبه رسانههای دولتی اعلام کردند که ایران پیشنهاد آتشبس موقت در ازای بازگشایی تنگه هرمز را رد کرده است. کنترل تنگه در این مقطع تنها دفاع ایران است، زیرا دو ساقط شدن هواپیما از ۱۳۰۰۰ پرواز رزمی آمریکا به معنای ایجاد پدافند هوایی نیست.
رژیم در پاسخ، خواستار آتشبس دائمی و رفع کامل تحریمها شد، اما بدون امتیازات هستهای و سایر امتیازاتی که ارزش پذیرفتن آن را داشته باشد.
این موضوع تمام نگاهها را به ضربالاجل سهشنبه شب آقای ترامپ برای بازگشایی هرمز توسط ایران معطوف میکند. او همیشه میتواند آن را به تعویق بیندازد، اما در کنفرانس خبری خود آنچه را که باید ببیند، بیان کرد. آقای ترامپ گفت: "ما باید به توافقی برسیم که برای من قابل قبول باشد و بخشی از این توافق این خواهد بود که ما خواهان تردد آزاد نفت و هر چیز دیگری هستیم."
در غیر این صورت، رئیسجمهور گفت: "ما برنامهای داریم که تا ساعت ۱۲ شب فردا، هر پلی در ایران تخریب خواهد شد. هر نیروگاه در ایران از کار خواهد افتاد."
به زودی خواهیم فهمید که چه کسی بلوف چه کسی را میخواند، اما انتظار نداشته باشید که رژیم ایران زیاد به آنچه این حملات بر مردمش وارد میکند، اهمیت دهد. به معنای واقعی کلمه، آقای ترامپ پیشنهاد هدف قرار دادن بسیاری از اهدافی را میدهد که به غیرنظامیان ایرانی آسیب میرساند و میتواند بحران پناهندگان را شعلهور کند.
حمله بیرویه به زیرساختهای حیاتی، هم اشتباه و هم نابخردانه خواهد بود، زیرا مردم ایران را که ما به حمایت آنها نیاز داریم، مجازات میکند. آقای ترامپ گفت: "آنها حاضرند آن رنج را برای دستیابی به آزادی تحمل کنند." سوءمدیریت رژیم پیش از این شبکه برق ایران را در یک بحران دائمی قرار داده است، اما چنین حملهای میتواند تمام رنج را بدون هیچ آزادی برای ایرانیان به ارمغان آورد. همچنین میتواند حمایت از جنگ را در داخل و خارج از کشور از بین ببرد.
راهحل آشکار، تمایز قائل شدن بین انواع زیرساختها است. پلها میتوانند اهداف مشروعی باشند، اما بستگی دارد که آیا کاربرد نظامی قابل توجهی دارند یا خیر. در غیر این صورت، چرا باید مردم را مجازات کرد؟
منابع انرژی نیز میتوانند اهداف مشروعی باشند اگر ارتباط نظامی خاصی و قابل توجهی داشته باشند، مانند تأمین سوخت برای پرتابکنندههای موشک. اما همه اهداف انرژی این استاندارد را برآورده نمیکنند و منفعت نظامی، قطع برق ۹۰ میلیون نفر را توجیه نمیکند.
یک معیار برای سنجش هرگونه تشدید تنش ایالات متحده این است: علاوه بر افزایش "فشار"، که ممکن است هرگز برای تحت تأثیر قرار دادن رژیم ایران کافی نباشد، آیا به آمادهسازی عملیاتی برای بازگشایی هرمز کمک خواهد کرد؟ ایالات متحده علاقه زیادی به ایجاد هرج و مرج برای ارتش ایران دارد و هدفگیری میتواند این امکان را فراهم کند که بدون بمباران همه نیروگاههای کشور این کار را انجام دهد.