تصویرسازی: کریستیانا کوسیرو؛ عکس‌ها از گتی
تصویرسازی: کریستیانا کوسیرو؛ عکس‌ها از گتی

تصور مخدوش دونالد ترامپ و پیت هگست درباره جنگ ایران

این دو مرد ممکن است آرزو کنند در جهانی زندگی می‌کردند که هرکس بمب‌های بیشتری می‌ریخت، به خواسته‌اش می‌رسید. اما جنگ نشان داده است که این حقیقت ندارد.

هیچ راه خوبی برای پایان دادن به جنگی که خودت شروع کرده‌ای و به آنچه امید داشتی نرسیده است، وجود ندارد. چهارشنبه شب، دونالد ترامپ در سخنرانی خود به ملت درباره جنگ ایران، تلاش کرد واقعیت را با مبالغه به چالش بکشد. رئیس‌جمهور گفت: «ما ایران را شکست داده و به طور کامل نابود کرده‌ایم. هرگز در تاریخ جنگ‌ها، دشمن در عرض چند هفته متحمل چنین تلفات آشکار، ویرانگر و گسترده‌ای نشده است.» البته، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران نه تنها کنترل کشور، بلکه کنترل تنگه هرمز را نیز حفظ کرده و بنابراین، کنترل عرضه نفت جهانی به طور هشداردهنده‌ای محدود شده است. یک ماه حملات هوایی بسیاری از رهبران را کشته بود اما رژیم را تغییر نداده بود. با این حال، ترامپ پیشنهاد کرد که مأموریت «نزدیک به اتمام» است و ارتش آمریکا به زودی عقب‌نشینی خواهد کرد. اما او افزود که اگر تهران معامله‌ای را نپذیرد، «ما طی دو تا سه هفته آینده به شدت به آن‌ها ضربه خواهیم زد. ما آن‌ها را به عصر حجر بازمی‌گردانیم، همان جایی که به آن تعلق دارند.»

حرف‌های بزرگ. اما این اعلامیه شبیه به یک امتیاز هم بود، زیرا دو تا سه هفته احتمالاً زمان کافی برای ترامپ نیست تا برخی از تهدیدات قبلی خود را عملی کند: حمله مسلحانه به بنادر نفتی جزیره خارگ، یا حمله‌ای حتی جاه‌طلبانه‌تر برای استخراج اورانیوم که احتمالاً در تونل‌های نزدیک تأسیسات هسته‌ای ذخیره شده است. صبح روز سخنرانی ترامپ، گزارش‌های رسانه‌ها حاکی از آن بود که او در حال بررسی خروج ایالات متحده از ناتو است. در عوض، رئیس‌جمهور به متحدان آمریکا، که برخی از آن‌ها برای حل و فصل مسئله هرمز التماس می‌کردند، طعنه زد. او به آن‌ها گفت: «کمی شجاعت دیرینه به دست آورید.» اگر می‌خواهند جریان نفت دوباره برقرار شود، باید «به تنگه بروند و فقط آن را تصرف کنند.»

یکی از اعتقادات اصلی ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش این بوده است که ملت‌های جهان اکنون بر اساس منافع شخصی و نیروی بی‌رحمانه عمل می‌کنند، نه بر اساس اصول یا اتحاد، و کاخ سفید مشتاق بوده است که این خبر را منتشر کند. تمسخری که دولت این هفته به متحدان کمتر جنگ‌طلب خود داشت («آخرین باری که چک کردم، قرار بود یک نیروی دریایی سلطنتی بزرگ و بد وجود داشته باشد،» پیت هگست، وزیر دفاع، سه‌شنبه گفت) یادآور تمسخر ولودیمیر زلنسکی در فوریه ۲۰۲۵ بود. ترامپ به رئیس‌جمهور اوکراین درباره چشم‌انداز کشورش در میدان نبرد گفت: «شما آنجا مدفون خواهید شد.»

این تمایل به آنچه سائول بلو آن را آموزش واقعیت می‌نامید – لذت بدبینانه از توضیح دادن به ایده‌آلیست‌ها درباره اینکه دنیای پرفراز و نشیب واقعاً چگونه کار می‌کند – از ترامپ در سراسر دولت او گسترش یافته است. اما شاید مشتاق‌ترین معلم واقعیت، هگست بوده است، یکی از چهره‌های شکننده‌تر از نظر سیاسی در دولت، که وقتی برای پیوستن به کابینه ترامپ انتخاب شد، یکی از مجریان برنامه «فاکس اند فرندز ویکند» بود. هگست آنقدر به دیدگاهی از جهان که توسط برندگان و بازندگان تعریف می‌شود متعهد است که یک بار نوشت ژان دارک یک «بازنده» بود زیرا آخرین نبرد او «به فاجعه و در نهایت به اعدام او ختم شد.»

هگست پس از خدمتش در عراق و افغانستان، با این اعتقاد ظاهری بیرون آمد که آنچه مانع پیروزی کامل‌تر در آن جنگ‌ها شده بود، محدودیت‌هایی بود که ظاهراً بر نحوه کشتار سربازان اعمال می‌شد. (در سال ۲۰۱۹، او با موفقیت ترامپ را متقاعد کرد تا دو سرباز متهم یا محکوم به جنایات جنگی ادعایی را عفو کند.) هگست در سپتامبر در جمعی بزرگ از مقامات ارشد نظامی که آن‌ها را به کوانتیکو فراخوانده بود، گفت: «ما خشونت فراگیر و مجازات‌کننده را بر دشمن اعمال می‌کنیم. ما همچنین با قواعد درگیری احمقانه مبارزه نمی‌کنیم... فقط عقل سلیم، حداکثر کشندگی، و اختیارات برای رزمندگان.» او گفت: «شما برای زندگی مردم را می‌کشید و چیزها را نابود می‌کنید.»

در مورد ایران، هگست کنفرانس‌های مطبوعاتی دوره‌ای دولت را رهبری کرده است، که در آن‌ها از آمریکایی‌ها خواسته است برای موفقیت نظامی به عیسی مسیح دعا کنند؛ شعار او «حداکثر کشندگی» بوده است. اما حتی در ساعات اولیه جنگ نیز روشن بود که این رویکرد می‌تواند نتیجه عکس دهد. حملات اولیه، که در ۲۸ فوریه آغاز شد، آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم را کشت، اما آنقدر بی‌رویه بود که، همانطور که رئیس‌جمهور ترامپ اشاره کرد، بسیاری از چهره‌های سیاسی را نیز کشت که کاخ سفید امیدوار بود یک کادر جدید و سازگارتر از رهبران را تشکیل دهند. او چند روز بعد گفت: «بیشتر افرادی که در ذهن داشتیم مرده‌اند.» افرادی که باقی مانده بودند، حتی اگر ترامپ نمی‌خواست آن را بپذیرد، عموماً تندروتر توصیف می‌شدند. یکی از اهداف اعلام شده رئیس‌جمهور، الهام بخشیدن به یک قیام مردمی در میان شهروندان ایرانی بود که از سرکوب و خودکامگی اعمال شده توسط سپاه پاسداران خسته شده‌اند. با این حال، این امر مستلزم توجه به تمایز قائل شدن بین رژیم و غیرنظامیان آن و اجتناب از خسارات جانبی است. اما، طبق تحقیقات اولیه، در همان روزی که نیروهای آمریکایی خامنه‌ای را ترور کردند، بمبی را نیز در جای اشتباه انداختند و به طور ناخواسته نزدیک به دویست نفر را در یک مدرسه ابتدایی کشتند.

ترامپ و هگست ممکن است آرزو کنند در جهانی زندگی می‌کردند که هرکس بمب‌های بیشتری می‌ریخت، به خواسته‌اش می‌رسید. اما جنگ ایران نشان داده است که این حقیقت ندارد. نهادهای لیبرال قدیمی ممکن است در حال تزلزل باشند، اما این بدان معنا نیست که تنها قانون جنگل باقی مانده است. این واقعیت که رئیس‌جمهور اکنون سیگنال عقب‌نشینی آشفته‌ای را می‌دهد، هیچ ربطی به کشندگی ناکافی ندارد و همه چیز به سیاست مربوط می‌شود – به ویژه، هشدار در بازارهای جهانی نفت و مخالفت گسترده مردم آمریکا با جنگ. یکی از تراژدی‌های جنگ ترامپ این است که در ژانویه، رژیم ایران تحت فشار شدید اعتراضات بود، که با کشتار هزاران نفر آن را سرکوب کرد. یک فشار هماهنگ و مناسب می‌توانست آن را سرنگون کند. در عوض، کاخ سفید دلایل متغیری برای جنگ خود ارائه داد و ارتباط کمی با مقاومت ایران برقرار کرد. این عملیات نظامی را به عنوان چیزی برای فخر فروشی به پایگاه سیاسی خود تلقی کرد – راهی برای نشان دادن دقیقاً اینکه تا چه حد مایل به بی‌قید و بند بودن است.

یک روز قبل از سخنرانی رئیس‌جمهور، هگست یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد و در آن از بازدید اخیر خود از پایگاه‌های منطقه روایت کرد. او گفت: «این جنگجوی آمریکایی بود، که آزاد شده بود.» به نظر می‌رسید او این سفر را به عنوان یک مثل می‌دید. «همینطور که خورشید در حال غروب بود و خنکی بر آسفالت فرود می‌آمد،» او با یک زن خلبان روبرو شد و از او پرسید که نیروها به چه چیزی نیاز دارند: «او به سادگی با لبخندی زیرکانه به من نگاه کرد و گفت: "بمب‌های بیشتر، آقا. و بمب‌های بزرگتر."» شاید این چیزی بود که آن زن خلبان درخواست کرده بود. اما آنچه ترامپ و هگست واقعاً به او، ملتی که رهبری می‌کنند، و ایرانیانی که کشورشان را بمباران کردند، بدهکار بودند، یک برنامه بود – یک راه حل واقعی برای فاجعه‌ای که خودشان ایجاد کرده‌اند.