این عکس که توسط دولت کره شمالی ارائه شده است، وسایل نقلیه پرتاب جدید برای موشک‌های کوتاه‌برد با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای را در جریان یک مراسم نظامی در پیونگ‌یانگ در ماه فوریه نشان می‌دهد. خبرگزاری مرکزی کره/سرویس خبری کره/آسوشیتدپرس
این عکس که توسط دولت کره شمالی ارائه شده است، وسایل نقلیه پرتاب جدید برای موشک‌های کوتاه‌برد با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای را در جریان یک مراسم نظامی در پیونگ‌یانگ در ماه فوریه نشان می‌دهد. خبرگزاری مرکزی کره/سرویس خبری کره/آسوشیتدپرس

درس کره شمالی برای ایران

دیپلماسی نتوانست پیونگ‌یانگ را از دستیابی به بمب باز دارد. ترامپ همین اشتباه را مرتکب نشد.

رئیس‌جمهور ترامپ پس از شکست دیپلماسی، تصمیم گرفت از نیروی نظامی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای استفاده کند. این یک انتخاب بود، همانطور که منتقدان به سرعت اشاره می‌کنند، و انتخابی پرخطر. اما تجربه عجیب و فراموش‌شده ایالات متحده با کره شمالی نشان می‌دهد که گزینه‌های جایگزین حتی پرخطرتر بودند.

بازگو کردن آن تاریخ امروز ارزشمند است تا محدودیت‌های دیپلماسی هسته‌ای با یک دشمن مصمم، و همچنین آنچه زمانی رخ می‌دهد که ایالات متحده اجتناب از درگیری را بر همه چیز ترجیح می‌دهد، نشان داده شود.

***

در سال ۱۹۸۴ سازمان سیا هشدار داد که کره شمالی ممکن است به دنبال پلوتونیوم با درجه تسلیحاتی باشد. تحت فشار جهانی، دیکتاتور کیم ایل سونگ سال بعد به پیمان عدم اشاعه هسته‌ای (NPT) پیوست. این اقدام نشانه‌ای از نیت صلح‌آمیز پیونگ‌یانگ تلقی شد، حتی با وجود اینکه پذیرش پادمان‌های هسته‌ای را به تعویق انداخت.

کره شمالی به پیشبرد برنامه هسته‌ای خود ادامه داد. در سال ۱۹۹۳، این کشور از دسترسی بازرسان به سایت‌های هسته‌ای استتارشده خودداری کرد و جهان را در حدس و گمان رها کرد که آیا پلوتونیوم را برای ساخت بمب جدا کرده است یا خیر. پیونگ‌یانگ در مواجهه با سوالات دشوار، اعلام کرد که از NPT خارج خواهد شد.

دولت کلینتون توانست کیم را برای مدتی متقاعد کند، اما پیونگ‌یانگ با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اختلاف پیدا کرد و در سال ۱۹۹۴ میله‌های سوخت مصرف‌شده را از راکتور یونگ‌بیون خود بدون نظارت آژانس تخلیه کرد. آیا سوخت بعدی برای تولید پلوتونیوم با درجه بمب بازفرآوری می‌شد؟ هیچ‌کس نمی‌دانست.

بیل کلینتون تهدید به اعمال تحریم کرد. ارتش ایالات متحده طرح‌هایی برای حملات به تأسیسات هسته‌ای آماده کرد و وزیر دفاع بیل پری طرحی برای یک تقویت نظامی گسترده در منطقه ارائه داد. آقای کلینتون مذاکرات را لغو کرد و سامانه‌های پدافند موشکی پاتریوت را در کره جنوبی مستقر نمود. جان مک‌کین از سنا از استفاده از زور حمایت کرد و کاخ سفید به سمت گزینه‌های نظامی متمایل شد.

اینجا جیمی کارتر وارد صحنه شد. رئیس‌جمهور سابق به دولت کلینتون اطلاع داد که قصد دارد پیشنهاد قبلی کره شمالی برای بازدید و تلاش برای کاهش تنش را بپذیرد. آقای کلینتون تصمیم گرفت به کارتر اجازه دهد تا به عنوان یک شهروند عادی عمل کند، با این فکر که ممکن است به کیم فرصتی برای عقب‌نشینی بدهد. در عوض، آقای کلینتون خود را از نظر سیاسی در گوشه رینگ یافت.

کارتر بیش از هر چیز از درگیری می‌ترسید و حتی با تحریم‌ها مخالفت می‌کرد. او فراتر از آنچه آقای کلینتون به او اجازه داده بود بحث کند، رفت و یک توافق موقت با کیم را – در سی‌ان‌ان – اعلام کرد. مطبوعات و نهادهای سیاست خارجی از صلح هسته‌ای در زمان ما ستایش کردند.

گزینه‌های نظامی از روی میز برداشته شد و آقای کلینتون این توافق را پذیرفت که به «چارچوب توافق‌شده ۱۹۹۴» تبدیل شد. کره شمالی موافقت کرد که کار غیرقانونی هسته‌ای خود را متوقف کند و در نهایت اجازه بازرسی‌های کامل را در ازای یک بسته چند میلیارد دلاری از انرژی هسته‌ای غیرنظامی و نفت بدهد. ایالات متحده از این سوال که آیا کره شمالی به اندازه یک بمب پلوتونیوم داشت و نقض NPT توسط این کشور را نادیده گرفت، صرف نظر کرد. برخی می‌گفتند رژیم با تعامل اقتصادی به مرور زمان آرام خواهد شد. علاوه بر این، چه کسی یک جنگ دیگر در کره را می‌خواست؟

برای مدتی این توافق کارساز به نظر می‌رسید. با این حال، در سال ۱۹۹۶ دانشمند هسته‌ای پاکستانی سرکش، عبدالقدیر خان، برای کمک به غنی‌سازی اورانیوم – مسیری جایگزین برای دستیابی به بمب که کره شمالی پنهانی دنبال می‌کرد – به پیونگ‌یانگ سفر کرد. تحقیقات تسلیحاتی پنهانی ادامه یافت. نیت رژیم برای ساخت بمب هرگز تغییر نکرد.

در سال ۲۰۰۲، دولت جورج دبلیو بوش، کره شمالی را به دلیل برنامه غنی‌سازی‌اش تحت فشار قرار داد و پیونگ‌یانگ از چارچوب توافق‌شده عدول کرد. کیم جونگ ایل، پسر کیم ایل سونگ، بازرسان را اخراج کرد، از NPT خارج شد و کار پلوتونیوم را از سر گرفت. آقای بوش از تهدیدات، تحریم‌ها و دیپلماسی استفاده کرد اما در نهایت استفاده از زور را رد کرد. کره شمالی ذخیره پلوتونیوم خود را چهار برابر کرد و در سال ۲۰۰۶ اولین آزمایش هسته‌ای خود را انجام داد.

پس از آن، گزینه‌های نظامی ایالات متحده پرخطرتر شدند. کره شمالی به پیشروی خود ادامه داد. اکنون تصور می‌شود که این کشور حدود ۵۰ کلاهک جنگی در اختیار دارد و موشک‌های بالستیک قاره‌پیما (ICBM) را آزمایش می‌کند که روزی قادر خواهند بود به قاره ایالات متحده برسند. آخرین آزمایش موشکی یکشنبه انجام شد.

درس این است که رؤسای جمهور ایالات متحده برای متوقف کردن کره شمالی بیش از حد صبر کردند. همیشه گفته می‌شد خطرات جنگ بسیار زیاد است، هیچ وقت زمان مناسبی نبود، و همیشه گزینه دیپلماتیک دیگری برای امتحان کردن وجود داشت. کره شمالی اکنون یک قدرت هسته‌ای است، به این معنی که می‌تواند در هر درگیری به شکلی ویرانگر تشدید کند.

***

این مسیری است که تقریباً چهار رئیس‌جمهور با ایران در پیش گرفتند. مذاکرات، توافقات و کاهش تحریم‌ها به وفور دیده می‌شد، با تحریم‌هایی که به عنوان تاکتیک مذاکره استفاده می‌شدند اما بدون تهدید معتبر از زور. مانند پیونگ‌یانگ، تهران با توافقی موافقت کرد که آن را ملزم به شفاف‌سازی فعالیت‌های هسته‌ای گذشته نمی‌کرد و زیرساخت‌های هسته‌ای را برای آینده دست‌نخورده باقی می‌گذاشت. رژیم ایران هرگز از پیگیری بمب دست برنداشت.

دونالد ترامپ تنها رئیس‌جمهوری است که شجاعت حمله به برنامه هسته‌ای ایران و اجازه دادن به اسرائیل برای انجام این کار را در جنگ ۱۲ روزه ژوئن داشت. زرادخانه موشکی ایران که او اکنون برای تضعیف آن اقدام می‌کند، موازی با توپخانه کره شمالی است که با هدف قرار دادن سئول، اقدامات ایالات متحده علیه برنامه هسته‌ای پیونگ‌یانگ را بازداشت.

همچنین در فهرست اهداف ایالات متحده، ذخایر مدفون مواد شکافت‌پذیر ایران و سایت ساخت‌وساز آن در زیر کوه پیک‌اکس (Pickaxe Mountain) قرار دارند، جایی که بعدها امید دارد مواد را غنی‌سازی کند. مورد اول شاید قابل نظارت باشد، اما پایان دادن به جنگ در حالی که مورد دوم دست‌نخورده باقی مانده باشد، اشتباه خواهد بود.

ما نمی‌دانیم درگیری کنونی ایران چگونه به پایان خواهد رسید، اما می‌دانیم که رژیم رادیکال ایران پس از پایان آن برنامه‌ هسته‌ای نخواهد داشت. این امر جهان را به مکانی امن‌تر تبدیل کرده است.