جنگ ایران بلافاصله با رویکرد شکستطلبانه مطبوعات مواجه شد و از آن زمان تاکنون هیچ چیز نتوانسته است این نگرش منفی غالب را از بین ببرد. در مقابل، روایتی از سوی حامیان جنگ شکل گرفته که بر دستاوردهای فراوان آمریکا و اسرائیل تأکید میکند. این روایت نیز ممکن است روشنگرتر نباشد.
رئیسجمهور ترامپ در سخنرانی خود در روز چهارشنبه خطاب به ملت، گفت که آمریکا به «پیروزیهایی دست یافته که کمتر کسی تا به حال دیده است». اما او اذعان کرد که هنوز کارهایی باقی مانده است. هدف جنگ از بین بردن تهدید ناشی از قابلیتهای ایران – موشکی، هستهای، پهپادی و نیروی دریایی – است. آمریکا و اسرائیل همچنین به دنبال ایجاد شرایطی هستند که به مردم ایران فرصت سرنگونی رژیم را بدهند، اما این امر پس از پایان بمباران به خود ایرانیان بستگی دارد. فعلاً، خوشبینها به ما میگویند که روی موشکها تمرکز کنیم. آنها در حال نابودی هستند، همراه با توانایی ایران برای تولید بیشتر.
اگر این را برای اولین بار میشنیدیم، قانعکنندهتر بود. اما این بار سوم است. پس از اقدام تلافیجویانه اسرائیل علیه ایران در 26 اکتبر 2024، برنامه موشکهای بالستیک ایران قرار بود به طور قابل توجهی به عقب افتاده باشد. حمله اسرائیل به میکسرهای سیارهای، تجهیزات حیاتی برای تولید موشک، «به این معنی است که آنها اکنون باید میزان مهمات خود را محاسبه کنند»، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در دسامبر 2024 به من گفت، «زیرا احیای آن چندین سال طول خواهد کشید.»
کاش چنین بود. هفت ماه بعد، در ژوئن 2025، آقای نتانیاهو به درستی استدلال کرد که برنامه موشکی ایران بازسازی شده و تهدیدی وجودی محسوب میشود. در آستانه جنگ 12 روزه، اسرائیل معتقد بود ایران 2500 یا 3000 موشک بالستیک دارد و به زودی قادر به تولید انبوه بیشتر خواهد بود. اسرائیلیها میترسیدند ایران تا سال 2026 حدود 6000 و تا سال 2028 حدود 10000 موشک در اختیار داشته باشد.
پس از جنگ 12 روزه، اسرائیلیها دوباره ارزیابی کردند که برنامه موشکی ایران را به طور پایداری تضعیف کردهاند. در حالی که در اکتبر 2024 اسرائیل تنها 14 هدف مرتبط با موشک را مورد حمله قرار داده بود، در ژوئن 2025 چند صد هدف را هدف قرار داد و تخمین زد که نیمی یا دو سوم از 400 پرتابگر موشکی ایران را منهدم کرده است. بار دیگر، گفته شد که برنامه موشکی ایران چندین سال به عقب افتاده است.
بدون آن حملات، اکنون در وضعیت بسیار بدتری قرار داشتیم. اما با کمک چین، ایران پس از ژوئن بازسازی کرد. ظرف چند ماه، برنامه موشکی آن دوباره به دلیلی برای یک جنگ جدید تبدیل شد. اسرائیل تخمین میزند که ایران پیش از این جنگ اخیر، دوباره 2500 موشک همراه با 470 پرتابگر داشت و تولید در حال شتاب گرفتن بود. تاکنون، ایران بیش از 1000 موشک پرتاب کرده است – و بهای آن را پرداخته است.
این بار اسرائیل به تنهایی بیش از 2000 هدف مرتبط با موشک را مورد حمله قرار داده که بسیار بیشتر از ژوئن است. کل پایگاه صنعتی دفاعی ایران در حال نابودی است. این جدید است و یک دستاورد واقعی است که هرگونه بازیابی ایران را بسیار دشوارتر خواهد کرد. اما وقتی برای سومین بار در 17 ماه به ما گفته میشود که موشکها و پرتابگرها در حال کاهش هستند و نمیتوانند برای سالها بازسازی شوند، باید کمی شک و تردید خود را حفظ کنیم. وقتی پس از جنگ، اولین کشتی باری چینی پیشسازهای کلیدی سوخت موشک را به ایران حمل میکند، چه اتفاقی میافتد؟ چه کسی جلوی آن را میگیرد؟
کاهش 90 درصدی معمولاً ذکر شده در تعداد موشکهای پرتاب شده توسط ایران از روز اول، چیزی نیست که بتوان از آن چشمپوشی کرد. مشکل این است که ما این آمار را در 5 مارس شنیدیم. کمتر دلگرمکننده، نرخ پایدار پرتاب موشک و پهپاد توسط ایران طی چند هفته گذشته است.
نیروی دریایی ایران شاید بیش از همه آسیب دیده باشد. اما حتی در آنجا، شمار قابل توجه بیش از 155 کشتی غرق شده یا آسیبدیده، زمانی که ایران تنها به قایقهای تندرو کوچک، مینها و پهپادها برای اخلال در کشتیرانی نیاز دارد، تعیینکننده نیست.
تنها راه پایدار برای پایان دادن به خطر موشکها، پهپادها و قایقهای ایران، سرنگونی رژیمی است که آنها را به یک تهدید غیرقابل قبول تبدیل میکند. اما قرار است قیام به تأخیر بیفتد. آقای ترامپ در روز اول به ایرانیان گفت: «پناه بگیرید. خانههایتان را ترک نکنید. بمبها همه جا خواهند بارید. وقتی کارمان تمام شد، دولتتان را به دست بگیرید.»
خوشبینها توضیح میدهند که جنگ هنوز تمام نشده است، بنابراین نمیتوان انتظار اعتراضات گسترده را داشت. با این حال، انتظار برای توقف بمباران نیز کاملاً منطقی نیست. بدون پوشش هوایی از سوی آمریکا یا اسرائیل، آیا معتربان ایرانی دوباره در خیابانها قتل عام نمیشوند؟
اگر آمریکا به عنوان بخشی از توافقی برای بازگرداندن جریان انرژی از طریق تنگه هرمز از جنگ خارج شود، نمیتواند حمایت آشکاری از ایرانیان ارائه دهد. آقای ترامپ حتی ممکن است مجبور شود اسرائیل را از این کار بازدارد. شاید بهتر باشد بدون یک توافق رسمی برای هرمز پایان یابد. و روز چهارشنبه رئیسجمهور به نظر میرسید که اهداف را تغییر داده: «تغییر رژیم هدف ما نبود. ما هرگز نگفتیم تغییر رژیم، اما تغییر رژیم به دلیل مرگ همه رهبران اصلی آنها رخ داده است.»
آقای ترامپ هنوز گزینههای قدرتمندی برای تشدید اوضاع دارد. با این حال، هر یک از آنها خطرات قابل توجهی را به همراه دارد. نگه داشتن جزیره خارگ، پایانه صادرات نفت ایران، نیروهای آمریکایی را بدون اینکه لزوماً ایران را در تنگه هرمز تحت فشار قرار دهد، به خطر میاندازد. آسیب رساندن به زیرساختهای نفتی این جزیره، قیمتها را بیشتر افزایش خواهد داد. استخراج اورانیوم غنی شده ایران از زیر اصفهان و فردو میتواند یک مأموریت طولانی و خطرناک برای نیروهای ویژه باشد.
هیچ یک از اینها به این معنی نیست که روایت شکستطلبانه صحیح است. جنگ «طولانی نشده است»، همانطور که تقریباً از ابتدا شنیدهایم. جدول زمانی نظامی چهار تا شش هفته بود و ما در هفته پنجم هستیم. چند هفته دیگر جنگ را به «باتلاق» تبدیل نخواهد کرد، همانطور که به طرز مضحکی از قبل نامیده شده است. این صرفاً واقعیتی را منعکس میکند که ایران گزینه هستهای دیگر، یعنی مسدود کردن تنگه هرمز، را با هزینه بلندمدت زیاد برای رژیم فعال کرده است. حتی با این وجود، شوک انرژی ناشی از حمله روسیه به اوکراین در سال 2022 را به خود ندیده است.
یکی از اثرات قمار ایران در هرمز ممکن است نگه داشتن آمریکا در جنگ بوده باشد، که به آن و اسرائیل زمان داده تا اهداف بیشتری از رژیم، از جمله داراییهای اقتصادی کلیدی، را در هم بشکنند. منطقه از همین حالا تمام تلاش خود را میکند تا با استراتژی «شهید کردن همسایه» ایران سازگار شود، به شدت در دفاع هوایی سرمایهگذاری کرده و عرضه را از تنگه دور میکند. این تلاشها تشدید خواهد شد. رفتار امروز ایران در حال آمادهسازی شرایط و ایجاد ائتلاف برای خنثی کردن رژیم در آینده است.
هدف قرار دادن رهبران رژیم توسط اسرائیل به طرز خیرهکنندهای موفقیتآمیز بوده و دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم جایگزینهای ناگهانی، کمتجربهتر و ایدئولوژیکتر ایران مؤثرتر خواهند بود. رژیم ایران بلافاصله سقوط نکرد، اما از همه جهات در حال تضعیف است و ممکن است هفتهها یا ماهها پس از جنگ تحت فشار شکستهای خودش تسلیم شود.
سناریوهای نظامی بدترین حالت خوشبختانه بسیار دور بودهاند. تاکر کارلسون گفت: «هزاران آمریکایی خواهند مرد». اما از زمانی که ایران در 1 مارس برای کشتن هفت سرباز آمریکایی حمله بزرگی کرد، نتوانسته آن را تکرار کند. شش آمریکایی دیگر پس از برخورد دو هواپیما جان باختند. تاکنون – خدایا – رژیم نتوانسته آمریکاییهای بیشتری را بکشد.
جنگها اغلب روشنگر هستند و اکنون همه میتوانند مشاهده کنند که هواپیماهای آمریکایی تجهیزات روسی و چینی را تحتالشعاع قرار میدهند. جهان همچنین میتواند ببیند که آقای ترامپ «همیشه عقبنشینی نمیکند» یا خود را به مأموریتهای یکروزه محدود نمیکند. خوب است. دشمنان باید بدانند که رئیسجمهور مایل به استقرار نیرو، حتی با هزینه سیاسی، در دفاع پایدار از منافع آمریکا است.
با این حال، بسیاری از مسائل مهم، از ذخایر هستهای و سایت بالقوه غنیسازی کوهستان پیکاکس تا تنگه هرمز و خود رژیم، همچنان در ابهام است. به همین دلیل نه شکستطلبی و نه پیروزیگرایی قانعکننده نیستند. اولین دقیقه جنگ مهمترین دقیقه بود که رهبر عالی و حدود 40 نفر از مردان برجسته او را از پای درآورد. اما ماه اول آن نتیجه استراتژیک را تعیین نکرد. همانطور که آقای ترامپ روز چهارشنبه گفت، دلایل خوبی برای ادامه مبارزه وجود دارد.
آقای کافمن عضو هیئت تحریریه روزنامه وال استریت ژورنال و یکی از نویسندگان کتاب «در اتاق جنگ: داستان ناگفته مبارزه اسرائیل علیه حماس و محور ایران» است که در ماه سپتامبر منتشر خواهد شد.