کل استراتژی دفاعی ایران با کارزار کنونی دگرگون شده است. آیتاللهها هرگز انتظار نداشتند که خود را در یک جنگ مستقیم، شدید و پایدار با ایالات متحده و اسرائیل بیابند. تفکر آنها بر اساس کسب برتری در خاورمیانه از طریق گروههای نیابتی و در نهایت با سلاحهای هستهای استوار بود.
حاکمان ایران میلیاردها دلار صرف ساختن شبکهای از گروههای تروریستی کردند که کارهای کثیف آنها را هم برای اقدامات تهاجمی و هم برای دفاع انجام دهند. آنها انتظار داشتند که تلافی خصومتهایشان به عملیاتهای مخفیانه و حملات سایبری قابل مهار محدود شود، همانطور که سالها تجربه کرده بودند.
اما اگر تحت حمله مستقیم از سوی ایالات متحده یا اسرائیل قرار میگرفتند، چند سلاح نه چندان مخفی در آستین خود داشتند: حزبالله، حماس و – با فاصله زیاد در جایگاه سوم – حوثیها. این گروهها همزمان اسرائیل را با هزاران موشک بمباران میکردند و پدافند هوایی ارتش اسرائیل را در هم میشکستند و خسارات غیرقابل تحملی وارد میآوردند. این امر ایالات متحده را مجبور میکرد که به شیوه سنتی عقبنشینی کند.
اما اوضاع اینگونه پیش نرفت. هر سه گروه تروریستی نیابتی از زمان حمله وحشیانه و اشتباه حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، به شدت توسط اسرائیل (و در مورد حوثیها، توسط ایالات متحده) سرکوب شدهاند. در نتیجه، سهم ترکیبی آنها در دفاع از ایران طی چند هفته گذشته از نظر استراتژیک ناچیز بوده است.
بنابراین، وقتی جنگ به خاک ایران رسید، آیتاللهها مجبور شدند راه دیگری برای عقبنشینی ایالات متحده پیدا کنند. این امر تنها با حمله به اسرائیل محقق نمیشد: جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن گذشته نشان داد که اسرائیل قادر است اکثر موشکها و پهپادها را دفع کند و در هر صورت هرگز از جنگ دست نمیکشید یا از ایالات متحده نمیخواست چنین کند.
اما در ذهن آیتاللهها، حمله به همسایگان عرب خود، آنچه را که میخواستند، محقق میساخت. کشورهای حوزه خلیج فارس، از ترس بیثباتی سیاسی و اقتصادی، ترامپ را برای لغو جنگ تحت فشار قرار میدادند.
در واقع، این اقدام اثر معکوس داشت. پشت پرده، هم عربستان سعودی و هم امارات متحده عربی، طبق گزارشها، رئیسجمهور را ترغیب کردهاند که تا پایان کار به حملات ادامه دهد. موضع واقعی کشورهای عربی، هرچه که در ملاءعام بگویند، با ادامه استفاده ایالات متحده از پایگاههای منطقه آشکار میشود.
در واقع، اقدامات ایران تهدیدی را که کشورهای عربی مدتها از آن میترسیدند، بیشتر برجسته کرده و در نتیجه وابستگی آنها به حمایت ایالات متحده و اسرائیل، به ویژه در زمینه اطلاعات و پدافند هوایی را افزایش داده است. حتی آن دسته از کشورهایی که مدتها به دنبال بیطرف ماندن بودند، مانند قطر و امارات متحده عربی که پیشتر به عنوان میانجی عمل میکردند، مجبور به انتخاب طرف شدهاند. راهبردی که قرار بود تفرقه ایجاد کند، در عوض مخالفت با تهران را تحکیم بخشید.
یک اشتباه محاسباتی استراتژیک دیگر، بستن تنگه هرمز بوده است. این اقدام، به عنوان یک حمله اقتصادی جهانی، توجیه بیشتری به ایالات متحده و اسرائیل برای ادامه جنگ، از جمله احتمال گسترش حملات علیه زیرساختهای انرژی ایران، میدهد. همچنین این روایت را تقویت میکند که ایران یک تهدید جهانی است و کشورهایی که از درگیری دور ماندهاند، ممکن است به آن کشیده شوند – نه در کنار ایران.
بستن تنگه ممکن است روابط با شرکای کلیدی مانند چین و هند را بیش از پیش تیره کند. هر دو کشور به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار گرفتهاند، با وجود اجازه انتخابی و ناسازگار تهران برای عبور برخی کشتیها و محمولهها از این تنگه.
علاوه بر این، رژیم احتمالاً به اقتصاد خود آسیب بیشتری وارد میکند تا به کشورهای دیگر. ایران برای واردات غذا و سایر اقلام ضروری و همچنین برای صادرات نفت خود به این تنگه وابسته است. ایران ممکن است روزانه تا ۱۰۰ میلیون دلار تنها در درآمدهای نفتی خود ضرر کند – ضربه بزرگی به اقتصادی که از قبل بسیار شکننده است و نمیتواند چنین فشاری را برای مدت طولانی تحمل کند.
اشتباهات استراتژیک تهران از محاسباتی ناشی میشود که بر اساس دههها مماشات از سوی غرب و بزدلی در خاورمیانه در برابر تجاوزات گسترده استوار بود. اما اکنون رژیم با نوع دیگری از رئیسجمهور ایالات متحده، و همچنین همسایگان عربی که او با دقت با آنها رابطه برقرار کرده، و اسرائیلی قویتر و متحدتر از ۷ اکتبر مواجه است.
البته بزدلی قدیمی اروپا مانند همیشه پایدار است. در حالی که غر میزنند که نباید به ایران اجازه داده شود که به تهدید جهان ادامه دهد، بسیاری از کشورهای اروپایی خواستار کاهش تنش بودهاند – به عبارت دیگر، "اجازه دهید ایران به تهدید جهان ادامه دهد".
در تضاد آشکار با کشورهای عربی، موضع اروپا با محدودیتهایی که بریتانیا، اسپانیا، فرانسه و ایتالیا بر استفاده ایالات متحده از پایگاههایشان اعمال کردهاند، روشن میشود. اما رژیم تهران حتی نمیتواند از این بابت هم ذرهای آرامش داشته باشد، زیرا اروپا خود را از این جنگ بیربط کرده است.
سرهنگ ریچارد کمپ افسر سابق ارتش بریتانیا است.