مقدمه
ایالات متحده، اسرائیل و چندین متحد غربی ارزیابی میکنند که جمهوری اسلامی ایران مدتهاست با وجود عضویت در کنوانسیون تسلیحات شیمیایی (CWC) سال ۱۹۹۷، برنامه تسلیحات شیمیایی غیرقانونی داشته است. طی سرکوب مرگبار ژانویه ۲۰۲۶ توسط رژیم، چندین گروه و فرد ادعا میکنند که تهران ممکن است از مواد شیمیایی سمی علیه معترضان ایرانی استفاده کرده باشد. در حالی که کنوانسیون تسلیحات شیمیایی استفاده از عوامل کنترل شورش (RCAs) — مانند گاز اشکآور — را برای اهداف اجرای قانون داخلی ممنوع نمیکند، اما کشورهای عضو باید ذخایر عوامل کنترل شورش خود را اعلام کنند و از استفاده از مواد شیمیایی پاشیدنی که بر سیستم عصبی مرکزی تأثیر میگذارند یا مواد شیمیایی که اثرات مخرب طولانیمدت ایجاد میکنند، خودداری نمایند. چنین استفادهای به منزله استفاده از تسلیحات شیمیایی است.
این اتهامات جدید تأکید میکنند که برنامه سنتی تسلیحات شیمیایی تهران، که از زمان جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰-۱۹۸۸) آغاز شد، احتمالاً به تلاشی پیچیدهتر برای استفاده تهاجمی هدفمند و داخلی تکامل یافته است. طی جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵، اسرائیل یک سایت ادعایی تسلیحات شیمیایی ایران را منهدم کرد. اما با توجه به اینکه تواناییهای هستهای ایران عمدتاً از بین رفته و در مواجهه با نارضایتی بیسابقه داخلی، رژیم ممکن است تمرکز مجددی را به تسلیحات نامتعارف مانند تسلیحات شیمیایی معطوف کند.
این یادداشت، وضعیت، پیشینه و پیامدهای سیاستی برنامه تسلیحات شیمیایی ایران را بر اساس ارزیابیهای ایالات متحده و اسرائیل بررسی میکند. در حالی که برآوردهای هر دولتی نیازمند بررسی دقیق است، این افشاگریها غنیترین منبع اطلاعات موجود در مورد برنامه تسلیحات شیمیایی مبهم ایران را نشان میدهد که سیاستگذاران اغلب با توجه به تهدید فوری هستهای ایران، توجه کافی به آن نداشتهاند. به همین ترتیب، تحلیلگران به طور مؤثر محتوای افشاگریهای آمریکا و اسرائیل را ترکیب نکردهاند. این یادداشت به طور سیستماتیک چنین موادی را با هدف تحریک اقدام ایالات متحده و متحدانش برای مقابله با چالش تسلیحات شیمیایی گرد هم میآورد.
این گزارش با جزئیات اتهامات جدید علیه ایران و تعهدات قانونی رژیم به عنوان عضو کنوانسیون تسلیحات شیمیایی که تسلیحات شیمیایی را ممنوع میکند، آغاز میشود. سپس به بررسی تاریخچه فعالیتهای تسلیحات شیمیایی تهران میپردازد. در نهایت، یادداشت بررسی میکند که چگونه دولت ترامپ میتواند ایران را به دلیل نقض کنوانسیون تسلیحات شیمیایی، به ویژه در سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW)، که نهاد ناظر بر اجرای کنوانسیون تسلیحات شیمیایی است، پاسخگو بداند. برای این منظور، اسرائیل باید در نظر بگیرد که آیا اکنون زمان پیوستن به کنوانسیون تسلیحات شیمیایی است تا توانایی خود را برای برجستهکردن نقضهای تهران در محافل سازمان منع تسلیحات شیمیایی افزایش دهد. آمریکا و شرکایش همچنین باید تلاش کنند تا واردات جدید ایران برای برنامه تسلیحات شیمیاییاش را محدود کنند. واشنگتن و اورشلیم ممکن است در نهایت نیاز داشته باشند حملات بیشتری را علیه داراییهای تسلیحات شیمیایی تهران انجام دهند تا این تهدید را کاهش دهند.
ادعاهای جدید درباره فعالیتهای تسلیحات شیمیایی ایران
علاوه بر ادعاهای جدید در مورد استفاده ایران از تسلیحات شیمیایی علیه معترضان، یارون واکس (Yaron Wax)، معاون سفیر اسرائیل در هلند، در ۱ ژوئیه ۲۰۲۵، اعلام کرد: «طی دو دهه گذشته، ایران برنامهای برای تولید تسلیحات شیمیایی مبتنی بر عوامل دارویی تسلیحاتی (weaponized pharmaceutical agents) توسعه داده است. این عوامل، عمدتاً بیهوشکنندهها، بر سیستم عصبی مرکزی تأثیر میگذارند و حتی در دوزهای کم نیز میتوانند کشنده باشند.» واکس این اتهامات را در جلسه ویژهای از سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) که توسط ایران فراخوانده شده بود، مطرح کرد.
اظهارات او بر یک مسئله مهم تأکید کرد که اغلب در تمرکز بیشتر بر برنامه تسلیحات هستهای ایران گم میشود: با وجود پیوستن تهران به کنوانسیون تسلیحات شیمیایی در سال ۱۹۹۳ و گزارش آن به سازمان منع تسلیحات شیمیایی در سال ۱۹۹۸ مبنی بر کنار گذاشتن یک برنامه محدود تسلیحات شیمیایی پس از جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰-۱۹۸۸)، ایران تقریباً ۳۰ سال است که به تحقیق و توسعه یک برنامه مدرن تسلیحات شیمیایی مشغول است.
این تسلیحات تهدید مستقیمی برای مردم ایران — به ویژه معترضان — محسوب میشوند. آنها همچنین تهدیدی برای اسرائیل هستند. اورشلیم نگران است که جمهوری اسلامی ممکن است همچنان تسلیحات شیمیایی را به گروههای تروریستی نیابتی، مانند حزبالله در لبنان، حماس در غزه، حوثیها در یمن، یا سایر گروهها، منتقل کند تا حملات فرامرزی، آدمربایی، یا انواع دیگر جنگهای نامتقارن را تسهیل نماید. چنین انتقالهایی امکان انکار منطقی دست داشتن تهران در این حملات را فراهم میکند.
بر این اساس، اسرائیل قبلاً برای مهار این تهدید اقدام کرده است. واکس اعلام کرد که در طول بمبارانهای ژوئن ۲۰۲۵ ایران، اورشلیم یک سایت تحقیقاتی تسلیحات شیمیایی و هستهای، یعنی مجتمع تحقیقاتی شهید میثمی، را منهدم کرد تا کار غیرقانونی تسلیحات شیمیایی تهران، به ویژه در مورد عوامل دارویی (PBAs)، را مختل کند. عوامل دارویی تسلیحاتی (Weaponized PBAs) از ترکیبات دارویی مشروع ساخته میشوند و معمولاً به صورت آئروسل (aerosolized)، یا از طریق پاشش ریز در هوا، توزیع میگردند. آنها میتوانند، به عنوان مثال، از طریق نارنجکهای پرتابی از پهپادها منتقل شوند. عوامل دارویی سیستم عصبی مرکزی قربانیان را هدف قرار میدهند و آنها را ناتوان یا میکشند.
واکس ادعا کرد که در این مجتمع، گروه شهید میثمی (SMG) ایران بر روی مهمات تاکتیکی مشتق از فنتانیل (fentanyl opioid-derived) برای استفاده نظامی کار میکرد. اسرائیل گمان میکند که ایران حتی ممکن است بیش از یک دهه پیش، چنین عوامل دارویی تسلیحاتی را به رژیم بشار اسد در سوریه و شبهنظامیان شیعه عراقی ارائه کرده باشد.
به گفته اسرائیل، استفاده از این تسلیحات بر اساس شواهد زیر امکانپذیر بود: حمله رژیم سوریه در سال ۲۰۱۳ به مردم خود با هماهنگی ایران؛ حملات رژیم سوریه در سال ۲۰۱۴ در شهرهای اَربین (Erbin) و جابر (Jabar) سوریه، که در آن قربانیان مشکلات تنفسی، سردرد و از دست دادن هوشیاری داشتند و برخی جان باختند؛ و حمله شبهنظامیان عراقی در بغداد در سال ۲۰۱۹ با استفاده از گاز اشکآور تهیهشده توسط ایران علیه غیرنظامیان معترض به رژیم تهران. اورشلیم بیم دارد که تهران ممکن است در آینده از عوامل دارویی تسلیحاتی برای تسهیل حملات فرامرزی به اسرائیل و به طور کلی «علیه نیروهای اسرائیلی و دیگر نیروها» استفاده کند.
اورشلیم همچنین اطلاعاتی در مورد آموزش تسلیحات شیمیایی توسط ایران به نیروی رضوان، نخبه حزبالله، به دست آورده است. در سال ۲۰۲۴، اسرائیل پس از از بین بردن بسیاری از فرماندهان و مقامات حزبالله، تأیید کرد که نیروی رضوان در واقع «در حال بررسی برنامههایی برای یک حمله زمینی» به قلمرو شمالی اسرائیل، معروف به «نقشه حزبالله برای تسخیر جلیل»، بوده است. نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) مواد شیمیایی، آرامبخشها و ماسکهای گاز را یافتند که نشاندهنده برنامههایی برای مسموم کردن و ربودن نیروها و غیرنظامیان اسرائیلی بود. اسرائیل لزوماً باید فرض میکرد که حزبالله در حال برنامهریزی برای استفاده از تسلیحات شیمیایی است. بر اساس گزارشها، نیروهای دفاعی اسرائیل برنامههای نبرد خود را برای مقابله با حملات احتمالی تسلیحات شیمیایی تحت حمایت ایران تنظیم کردند و بر یافتههای داخلی مبنی بر عدم آمادگی نیروهای دفاعی اسرائیل برای مقاومت در برابر چنین حملاتی تکیه کردند.
اسرائیل از حداقل دهه ۱۹۸۰، ایران را به توسعه تسلیحات شیمیایی متهم کرده و برای مهار این اشاعه تلاش کرده است. اتهامات اورشلیم با توسعه آشکار عوامل دارویی (PBAs) توسط تهران شدت گرفته است. به عنوان مثال، طی جلسات کمیته اول مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۲۰۲۳، میخال مایان (Michal Maayan)، نماینده وزارت امور خارجه اسرائیل، اظهار داشت: «ایران برای اهداف تهاجمی به دنبال تولید مواد شیمیایی دوگانه-مصرف است که بر سیستم عصبی مرکزی تأثیر میگذارند و قصد دارد گروههای تروریستی وابسته به خود را با چنین تسلیحات شیمیایی مسلح کند.»
توسعه مداوم تسلیحات شیمیایی توسط ایران، آن را مستقیماً در نقض تعهدات قانونی کلیدی خود بر اساس کنوانسیون تسلیحات شیمیایی قرار میدهد، که این یادداشت اکنون به آن میپردازد.
تعهدات قانونی کنوانسیون تسلیحات شیمیایی
کنوانسیون تسلیحات شیمیایی (CWC) و سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) با هدف پاکسازی کامل جهان از تسلیحات شیمیایی و حفظ یک هنجار جهانی نسبتاً قوی علیه مالکیت و استفاده از آنها فعالیت میکنند. کنوانسیون تسلیحات شیمیایی با ۱۹۳ عضو، ادعای عضویت تقریباً جهانی دارد — در میان کشورهای عضو سازمان ملل، فقط مصر، کره شمالی و سودان جنوبی این کنوانسیون را امضا یا تصویب نکردهاند — و اسرائیل آن را امضا کرده اما هنوز تصویب نکرده است.
پیش از لازمالاجرا شدن کنوانسیون تسلیحات شیمیایی در سال ۱۹۹۷، تعداد محدودی از معاهدات و پروتکلها، استفاده از تسلیحات شیمیایی در جنگ را محکوم و ممنوع کرده بودند. دو نمونه شامل اعلامیه لاهه ۱۸۹۹، که استفاده از گازهای خفهکننده در جنگ را ممنوع میکند، و پروتکل ژنو ۱۹۲۵، که این تعهد را دوباره تأیید کرد، میباشند. ایران در آن زمان هر دو سند را تصویب کرد. پس از به قدرت رسیدن در سال ۱۹۷۹، رژیم روحانیون از این پیمانها خارج نشد. با این حال، هیچ یک از این توافقنامهها توسعه، ذخیرهسازی و استفاده تلافیجویانه از تسلیحات شیمیایی را رد نمیکرد.
کنوانسیون تسلیحات شیمیایی یک گام فراتر رفت و توسعه، ذخیرهسازی، تولید و استفاده از تسلیحات شیمیایی، حتی به دلایل تلافیجویانه، و همچنین دریافت یا انتقال آنها به هر شخص دیگری را ممنوع کرد. این کنوانسیون از امضاکنندگان میخواهد تا به طور محرمانه هر گونه تأسیسات تسلیحات شیمیایی و تسلیحات شیمیایی تولید شده یا دریافت شده از سال ۱۹۴۶ را تحت راستیآزمایی سازمان منع تسلیحات شیمیایی اعلام و از بین ببرند. این کنوانسیون سه «برنامه» یا لیست کنترل مختلف برای مواد شیمیایی، عوامل و پیشسازهایی تعیین میکند که کشورها باید آنها را بسته به پتانسیل استفاده نظامیشان، اعلام کرده و تحت پادمانهای سازمان منع تسلیحات شیمیایی قرار دهند.
کنوانسیون تسلیحات شیمیایی، تولید و نگهداری مواد برنامه ۱ را به مقادیر ناچیز برای اهداف تحقیقاتی محدود میکند. مواد برنامه ۱ خطر مرگبار دارند، کاربرد صلحآمیز ناچیز یا هیچ کاربردی ندارند، و بنابراین، پتانسیل بالایی برای استفاده به عنوان تسلیحات شیمیایی یا پیشسازهایی دارند که یک کشور میتواند به سرعت آنها را به تسلیحات شیمیایی تبدیل کند. همچنین، این کنوانسیون ذخایر مواد برنامه ۲ را که کاربردهای دوگانه مدنی و نظامی دارند یا پیشسازهای مرتبط با توسعه تسلیحات شیمیایی هستند، محدود میکند. کنوانسیون تسلیحات شیمیایی همچنین سقفهای بزرگی را برای مواد برنامه ۳ تعیین میکند، که مواد شیمیایی دوگانه-مصرفی هستند که به طور گسترده برای اهداف صنعتی در دسترساند.
هیچ یک از سه برنامه، عوامل کنترل شورش (RCAs) را پوشش نمیدهند، که کنوانسیون تسلیحات شیمیایی آنها را در جنگ ممنوع میکند اما برای اهداف اجرای قانون داخلی ممنوع نمیسازد. طبق کنوانسیون تسلیحات شیمیایی، عوامل کنترل شورش «میتوانند به سرعت در انسان تحریک حسی یا اثرات فیزیکی ناتوانکننده ایجاد کنند که مدت کوتاهی پس از قطع قرار گرفتن در معرض، از بین میروند.» استثنای عوامل کنترل شورش بازتابدهنده سازشی در مورد نیاز کشورها به حفظ امنیت داخلی بود. با این حال، کشورها باید ذخایر عوامل کنترل شورش خود را اعلام کنند و از استفاده از مواد ناتوانکننده با اثرات طولانیمدت خودداری نمایند، وگرنه این به منزله استفاده از تسلیحات شیمیایی خواهد بود. در سال ۲۰۲۱، سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) به طور رسمی روشن کرد که استثنای عوامل کنترل شورش شامل استفاده کشورها از مواد شیمیایی آئروسل (aerosolized) تأثیرگذار بر سیستم عصبی مرکزی (CNS) نیز نمیشود. چنین استفادهای «ناسازگار» با کنوانسیون تسلیحات شیمیایی است زیرا این مواد شیمیایی اثرات ناتوانکننده مشابهی با تسلیحات شیمیایی تولید میکنند.
تضمین رعایت
برای اطمینان از پایبندی کشورها به تعهدات کنوانسیون تسلیحات شیمیایی، پادمانهای سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) میتواند شامل بازرسیهای روتین از تأسیسات تحت پادمان، بازرسیهای «چالش» سازمان منع تسلیحات شیمیایی، و نمونهبرداریهای زیستمحیطی باشد. یک بازرسی چالشبرانگیز به درخواست یک کشور عضو از سازمان منع تسلیحات شیمیایی برای انجام بازرسی از یک تأسیسات یا مکان خاص در یک کشور عضو دیگر اشاره دارد که مظنون به فعالیتهای غیرقانونی است.
به همین ترتیب، کشورهای عضو کنوانسیون تسلیحات شیمیایی باید گزارشهای منظمی را به سازمان منع تسلیحات شیمیایی در مورد فعالیتهای خود در رابطه با تسلیحات شیمیایی، تأسیسات و مواد شیمیایی و پیشسازهای برنامهریزی شده ارائه دهند و قوانین داخلی را برای اجرای مقررات کنوانسیون تسلیحات شیمیایی وضع کنند. به عنوان مثال، ایالات متحده تعهدات کنوانسیون تسلیحات شیمیایی خود را در قانون اجرای کنوانسیون تسلیحات شیمیایی ۱۹۹۸ تدوین کرد.
راههای اولیه برای رسیدگی به پایبندی به کنوانسیون تسلیحات شیمیایی در سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) عمدتاً رویهای هستند و اثر برجسته کردن عدم پایبندی و ایجاد فشار علیه یک کشور ناقض را دارند، مانند درخواست رسمی از کشور برای شفافسازی یک وضعیت یا تعیین بررسیهای تخصصی در مورد مسائل پایبندی.
یک کشور عضو نیز میتواند درخواست بازدید سازمان منع تسلیحات شیمیایی، که «بازدید کمک فنی» نامیده میشود، را در صورتی که مظنون باشد هدف حمله تسلیحات شیمیایی قرار گرفته، داشته باشد. سپس سازمان منع تسلیحات شیمیایی از طریق نمونهبرداری به دنبال شناسایی و تأیید وجود تسلیحات شیمیایی خواهد بود. آزمایشگاههای وابسته به سازمان منع تسلیحات شیمیایی در کشورهای عضو، نمونهها را تجزیه و تحلیل میکنند و سازمان منع تسلیحات شیمیایی شواهد دیگری مانند مهمات و شهادت شاهدان عینی را جمعآوری میکند. کشور هدف یا کشورهای عضو سازمان منع تسلیحات شیمیایی نیز ممکن است از سازمان منع تسلیحات شیمیایی بخواهند که عامل حملات را تعیین کند. همه اینها اقداماتی هستند که ممکن است در شرایط جنگی و در بحبوحه تلاشهای رسمی برای انتشار اطلاعات نادرست دشوار باشند.
به عنوان مثال، در سال ۲۰۲۴، اوکراین به دلیل احتمال استفاده روسیه از مواد شیمیایی خفهکننده و عوامل کنترل شورش (RCAs) علیه نیروهای خط مقدم کیف، درخواست بازدید کمک فنی از سازمان منع تسلیحات شیمیایی را مطرح کرد. سازمان منع تسلیحات شیمیایی تا حدودی به جمعآوری نمونهها و سایر شواهد توسط اوکراین تکیه کرد. آزمایشگاههای وابسته به سازمان منع تسلیحات شیمیایی در کشورهای عضو، وجود مواد شیمیایی خفهکننده و عوامل کنترل شورش را تأیید کردند. برای مبهم کردن اقدامات خود، روسیه اتهامات بیاساس متقابلی را مطرح کرد که اوکراین در حال توسعه همین تسلیحات شیمیایی است.
عدم انطباق یک کشور با کنوانسیون ممکن است در نهایت منجر به مجوز شورای اجرایی — نهاد سیاستگذاری ۴۱ عضوی سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) — برای ماموریتهای سازمان منع تسلیحات شیمیایی با منابع و اختیارات نامحدود شود. چنین ماموریتهایی میتوانند تلاشهای تحقیقاتی بلندمدت و عمیق برای بررسی تخلفات در کشور مورد نظر باشند، اما اینها بستگی به مجوز دسترسی توسط کشور مظنون دارد. در تاریخ نسبتاً کوتاه سازمان منع تسلیحات شیمیایی، کشورهای عضو چنین ماموریتهایی را تا زمانی که تخلفات به سطح مرگ و میر یا جراحات گسترده برسد، مانند مورد سوریه در طول جنگ داخلی که در سال ۲۰۱۱ آغاز شد، مجاز نکردهاند.
تحت فشار شدید، سوریه در سال ۲۰۱۳ با هدف ظاهری برچیدن قابل راستیآزمایی برنامه تسلیحات شیمیایی خود به کنوانسیون تسلیحات شیمیایی پیوست. رژیم اسد سه ماموریت مجاز سازمان منع تسلیحات شیمیایی و دو ماموریت مشترک سازمان ملل و سازمان منع تسلیحات شیمیایی را برای تحقیق درباره استفاده سوریه از تسلیحات شیمیایی علیه مردم خود و نظارت بر برچیدن آنها، مجاز دانست و گهگاهی همکاری کرد. این رژیم تنها به طور جزئی به تعهدات کنوانسیون تسلیحات شیمیایی خود عمل کرد و به ذخیره و استفاده از تسلیحات شیمیایی ادامه داد.
در مقابل، کشورهای عضو فشار مشابهی را اعمال نکردند یا خواستار تحقیقات سازمان منع تسلیحات شیمیایی در مورد نقضهای تسلیحات شیمیایی روسیه پس از استفاده مسکو از تسلیحات شیمیایی علیه یک مأمور دوگانه روسی در خاک بریتانیا در سال ۲۰۱۸ و علیه مخالف الکسی ناوالنی (Alexei Navalny) در سال ۲۰۲۰ نشدند. از سال ۲۰۲۲، استفاده مداوم روسیه از مواد شیمیایی خفهکننده و عوامل کنترل شورش (RCAs) علیه نیروهای اوکراینی نیز منجر به صدور مجوز نشده است. این ممکن است نشاندهنده تردید کشورهای عضو برای صدور مجوز مأموریتی باشد که مسکو تقریباً مطمئناً از دسترسی به آن خودداری خواهد کرد — یا باعث پنهان کردن شواهد توسط روسیه خواهد شد — که به طور علنی ناتوانی سازمان منع تسلیحات شیمیایی را نشان میدهد.
کنوانسیون تسلیحات شیمیایی (CWC) همچنین از نظر قانونی، سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) را با حق قانونی مستقل برای بازرسی از سایتها و قابلیتهای مخفی مظنون — آنهایی که یک کشور در اعلامیههای خود به سازمان منع تسلیحات شیمیایی فاش نکرده، اما ممکن است مورد علاقه یک تحقیق باشند — در صورت امتناع یک کشور از دسترسی، مجهز نمیکند. مکانیسم غلبه بر این موضوع — بازرسی چالش — هرگز توسط کشورهای عضو فعال نشده است، عمدتاً به دلیل نگرانی از اینکه یک کشور تحت نظارت ممکن است از دسترسی خودداری کند یا اینکه بازرسی، بازرسیهای چالشبرانگیز تلافیجویانه غیرضروری را علیه کشور یا کشورهایی که درخواست اولیه را دادهاند، دعوت کند. این در تضاد است، به عنوان مثال، با وظیفه آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA)، که حق قانونی دارد بازرسیهای ویژه از هر سایتی را برای شناسایی اشاعه تسلیحات هستهای درخواست کند. از نظر قانونی، یک کشور نمیتواند چنین درخواستهایی را رد کند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی همچنین یک پروتکل الحاقی داوطلبانه دارد که کشورها میتوانند آن را تصویب کنند و حقوق بازرسی آژانس را تقویت میکند.
به عبارت دیگر، برای دستیابی به تحقیقات سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) در داخل ایران در مورد استفاده احتمالی تهران از تسلیحات شیمیایی علیه معترضان، کشورهای عضو سازمان منع تسلیحات شیمیایی ابتدا باید یک پایه شواهد محکم برای اثبات استفاده ادعایی ایجاد کنند. تهران تقریباً مطمئناً از دسترسی و همکاری خودداری خواهد کرد.
کشورهای عضو سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) همچنین میتوانند با رای خود، به طور غیررسمی، از تصدی مناصب انتخابی در سازمان منع تسلیحات شیمیایی توسط کشورهای عضو ناسازگار جلوگیری کنند یا به طور رسمی حقوق و امتیازات رایگیری و تصدی مناصب را به حالت تعلیق درآورند، همانطور که در سال ۲۰۲۱ به دلیل استفاده سوریه از تسلیحات شیمیایی و عدم برچیدن کامل آنها انجام دادند. چنین اقداماتی تأثیر کاهش نفوذ مخرب کشور ناسازگار در جلسات سازمان منع تسلیحات شیمیایی را دارد، در حالی که بازگرداندن حقوق و امتیازات آن را به عنوان انگیزهای برای بازگشت به پایبندی مطرح میکند.
در حالی که کشورهای عضو سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) میتوانند مجازاتهای جمعی، مانند تحریم، جریمه، یا محدودیتهای تجاری بر مواد شیمیایی، تجهیزات مرتبط و مهمات را نیز توصیه کنند، اما آنها تنها این کار را علیه سوریه انجام دادهاند. کشورها همچنین میتوانند مسائل مربوط به عدم پایبندی را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهند تا شورا مأموریتهای اضافی، مانند مورد سوریه، را تأیید کند یا تحریمهایی را وضع کند که همه کشورها موظف به اجرای آنها هستند.
اجرای چندجانبه خارج از سازمان منع تسلیحات شیمیایی
سایر سازوکارهای اجرایی چندجانبه خارج از سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) به اجرای کنوانسیون تسلیحات شیمیایی کمک میکنند. اگرچه این فهرست جامع نیست، اما چنین ابتکاراتی با قابلیت اعمال ویژه در مورد پایبندی ایران به کنوانسیون تسلیحات شیمیایی شامل گروه استرالیا، کمیته قطعنامه ۱۵۴۰ سازمان ملل، و ابتکار امنیت اشاعه (PSI) است.
در سال ۱۹۸۵، برای تقویت کار سازمان منع تسلیحات شیمیایی و اطمینان از اینکه کشورهای کلیدی تأمینکننده مواد شیمیایی به طور ناخواسته برنامههای تسلیحات شیمیایی را مسلح نمیکنند، استرالیا ۱۵ کشور را رهبری کرد تا گروه استرالیا را تأسیس کنند. کشورها این نهاد را که اکنون ۴۲ کشور در آن مشارکت دارند، از جمله ایالات متحده و اعضای اتحادیه اروپا، در بحبوحه این درک ایجاد کردند که تأمینکنندگان غربی، در طول جنگ ایران و عراق، به طور ناخواسته هر دو طرف را با مواد شیمیایی تجهیز کرده بودند. تا اواسط دهه ۱۹۸۰، آمریکا و سایر تأمینکنندگان کنترلهای صادراتی محکمی را بر مواد شیمیایی پیشساز کلیدی اعمال نمیکردند. در همین حال، ایران و عراق مکرراً از این ضعفها با استفاده از واسطهها برای تهیه کالاهای تسلیحات شیمیایی مورد نیاز، ارسال آنها از طریق کشورهای ثالث و پنهان کردن خریدار واقعی سوءاستفاده میکردند.
گروه استرالیا سالانه برای رسیدگی به اشاعه تسلیحات شیمیایی و بیولوژیکی تشکیل جلسه میدهد. این گروه لیستهای کنترل صادرات مشترک مواد شیمیایی و پیشسازهای دوگانه-مصرف و تجهیزات، فناوری و نرمافزاری را که آنها را تولید میکنند، هماهنگ میکند. به همین ترتیب، این گروه دستورالعملها و اطلاعات مربوط به تهدیدات نوظهور را به اشتراک میگذارد و از طریق مشاورهها، اطلاعرسانی و تلاشهای آگاهیبخش با صنعت و کشورهای غیرعضو همکاری میکند. ایران عضو گروه استرالیا نیست و به طور منظم چنین رژیمهای کنترل صادرات «تبعیضآمیز» یا یکجانبه را محکوم میکند.
مانند گروه استرالیا، کمیته شورای امنیت سازمان ملل متحد، که بر اساس قطعنامه ۱۵۴۰ شورای امنیت سازمان ملل (UNSCR) در سال ۲۰۰۴ تأسیس شد، از اجرای کنوانسیون تسلیحات شیمیایی (CWC) با ایفای نقش به عنوان مرکزی برای اجرای کنترلهای صادراتی بینالمللی و آگاهی از اشاعه تسلیحات شیمیایی و سایر تسلیحات کشتار جمعی (WMD) حمایت میکند. قطعنامه ۱۵۴۰ از کشورها میخواهد «اقدامات مؤثر را برای ایجاد کنترلهای داخلی به منظور جلوگیری از اشاعه تسلیحات هستهای، شیمیایی یا بیولوژیکی و وسایل پرتاب آنها اتخاذ و اجرا کنند.» این قطعنامه از کشورها میخواهد:
کنترلهای مؤثر ملی مناسب برای صادرات و ترانزیت چنین اقلامی را ایجاد، توسعه، بازبینی و حفظ کنند، از جمله قوانین و مقررات مناسب برای کنترل صادرات، ترانزیت، ترانشیپمنت و صادرات مجدد و کنترلهایی بر ارائه وجوه و خدمات مرتبط با چنین صادرات و ترانشیپمنتی مانند تأمین مالی و حمل و نقل که به اشاعه کمک میکند، و همچنین ایجاد کنترلهای کاربر نهایی؛ و ایجاد و اجرای مجازاتهای کیفری یا مدنی مناسب برای نقض چنین قوانین و مقررات کنترل صادرات.
کمیته همچنین سالانه گزارش میدهد و بررسیهای پنجساله از اجرای قطعنامه انجام میدهد.
یک ائتلاف چندجانبه دیگر، ابتکار امنیت اشاعه (Proliferation Security Initiative) یا PSI با ۱۱۶ کشور، در سال ۲۰۰۳ توسط ایالات متحده تشکیل شد و میتواند به عنوان یک سازوکار اجرایی برای مقابله با اشاعه تسلیحات شیمیایی عمل کند، هرچند تمرکز اصلی آن بر مهار اشاعه تسلیحات هستهای، موشکی و متعارف بوده است. در بیانیه اصول رهگیری PSI، کشورهای شرکتکننده متعهد میشوند:
اقدامات مؤثری را، چه به تنهایی و چه با همکاری سایر کشورها، برای رهگیری انتقال یا حمل و نقل تسلیحات کشتار جمعی (WMD)، سیستمهای پرتاب آنها، و مواد مرتبط به و از کشورها و بازیگران غیردولتی مورد نگرانی اشاعه، انجام دهند.
این بدان معناست که کشورها موافقت میکنند، مطابق با قوانین ملی و بینالمللی، حمل و نقل کالاهایی را که میتوانند به اشاعه تسلیحات شیمیایی کمک کنند، در صورت اطلاع از عبور چنین محمولههایی از قلمروهایشان یا مناطق خارج از آبهای سرزمینی هر کشور دیگر، متوقف کنند. چندین بار در سال، کشورهای PSI رزمایشهای منطقهای رهگیری و سایر آموزشها را برگزار میکنند.
از زمان تأسیس، ایالات متحده و کشورهای شریک دهها بار به ابتکار امنیت اشاعه (PSI) متوسل شدهاند تا محمولههای مرتبط با تسلیحات کشتار جمعی (WMD) را رهگیری کنند، مانند سال ۲۰۰۳، زمانی که آنها یک محموله از شبکه عبدالقدیر خان پاکستان به برنامه تسلیحات هستهای لیبی را متوقف کردند؛ در سال ۲۰۰۹، زمانی که کره جنوبی یک محموله کره شمالی حاوی تجهیزات حفاظت از تسلیحات شیمیایی را توقیف کرد؛ و در سال ۲۰۱۱ برای جلوگیری از اشاعه تسلیحات یا موشکهای کره شمالی به میانمار. در آینده، کشورها میتوانند به دنبال استفاده هدفمندتر از PSI برای بازدارندگی یا توقف اشاعه تسلیحات شیمیایی توسط کشورهایی مانند ایران باشند.
اسرائیل و کنوانسیون تسلیحات شیمیایی
اسرائیل کنوانسیون تسلیحات شیمیایی (CWC) را امضا کرده اما هنوز تصویب نکرده است. اورشلیم هرگز به داشتن تسلیحات شیمیایی اعتراف نکرده، اگرچه ممکن است در گذشته آنها را توسعه داده باشد. اسحاق رابین، نخست وزیر سابق، پیشگام امضای کنوانسیون تسلیحات شیمیایی توسط اسرائیل در سال ۱۹۹۳ بود و این اقدام را «منفعت خالص» ارزیابی کرد. با این حال، رهبران بعدی، تصمیم در مورد تصویب کنوانسیون تسلیحات شیمیایی را به تعویق انداختند.
مجموعهای از نگرانیها بر تصمیم اسرائیل برای خودداری از تصویب کنوانسیون تسلیحات شیمیایی تأثیر گذاشته است، از جمله پتانسیل درخواستهای بازرسی چالشبرانگیز سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) در تأسیسات حساس هستهای اسرائیل. چنین بازرسیهایی سیاست رسمی اسرائیل در مورد ابهام در مورد داشتن تسلیحات هستهای را تهدید میکند. سایر ملاحظات اسرائیل مربوط به الزامات افشای کنوانسیون تسلیحات شیمیایی در مورد تلاشهای گذشته تسلیحات شیمیایی به سازمان منع تسلیحات شیمیایی؛ عدم پایبندی یا تصویب کنوانسیون تسلیحات شیمیایی توسط همه کشورهای منطقه؛ توسعه تسلیحات شیمیایی توسط همسایگان منطقهای خود، ایران، احتمالاً مصر، و قبلاً عراق، لیبی و سوریه؛ و ترجیح ابهام برای ایجاد بازدارندگی در برابر دشمنانی که ممکن است به دنبال حمله به اسرائیل باشند، میباشد.
با این حال، موفقیت اسرائیل علیه ایران در جنگ ۱۲ روزه و نیاز آن به ایجاد یک جایگزین اخلاقی برای نقضهای تسلیحات شیمیایی تهران، ممکن است فضایی سیاسی را برای اورشلیم ایجاد کند تا ارزیابی مجددی از لزوم تصویب کنوانسیون تسلیحات شیمیایی داشته باشد.
تاریخچه برنامه تسلیحات شیمیایی ایران
گزارش اکنون به تاریخچه برنامه تسلیحات شیمیایی ایران میپردازد. در دهههای اول این برنامه، تهران به دنبال قابلیتهای رزمی سنتی سایر برنامههای تسلیحات شیمیایی کشورها بود. اما طی ۱۵ سال گذشته، ارزیابیهای ایالات متحده و اسرائیل نشاندهنده تغییری در تمرکز از کاربرد رزمی به توسعه عوامل دارویی (PBAs) و عوامل کنترل شورش (RCAs) اعلامنشده است که استفاده از آنها به عنوان استفاده از تسلیحات شیمیایی تلقی میشود. در سال ۲۰۱۱، ایالات متحده در ارزیابیهای وزارت امور خارجه خود گزارش داد که نمیتواند انطباق ایران با کنوانسیون تسلیحات شیمیایی (CWC) را تأیید کند.
برنامه اولیه تسلیحات شیمیایی ایران (۱۹۸۰-۲۰۱۰)
شکستهای اطلاعاتی که پیش از حمله ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳ رخ داد، یادآور قدرتمندی از دشواری ارزیابی وضعیت هر برنامه تسلیحات شیمیایی است. با این وجود، بررسی دقیق ارزیابیهای جامعه اطلاعاتی ایالات متحده (IC) از اواخر دهه ۱۹۸۰ تا کنون نشان میدهد که یافتههای جامعه اطلاعاتی — آنهایی که عمومی هستند یا طبقهبندیزدایی شدهاند — ثابت باقی ماندهاند.
جامعه اطلاعاتی ایالات متحده در سال ۱۹۸۸ ارزیابی کرد که ایران در سال ۱۹۸۳ در طول جنگ ایران و عراق، پس از استفاده صدام حسین از حملات شیمیایی برای مقابله با تهاجمات ایران، شروع به توسعه تسلیحات شیمیایی کرد. عراق حملات متعددی را علیه نیروها و غیرنظامیان ایرانی انجام داد که منجر به هزاران کشته شد. تحقیقات ویژه سازمان ملل در مورد استفاده ایران از تسلیحات شیمیایی علیه عراق بینتیجه ماند، اما جامعه اطلاعاتی ایالات متحده ارزیابی کرد که ایران در سال ۱۹۸۷ از طریق هوایی و زمینی شروع به استفاده از آنها علیه نیروهای عراقی کرده است. تهران ممکن است این گام را پس از لغو یک فتوای مذهبی علیه آنها برداشته باشد. وجود و زمانبندی فتوا همچنان مورد بحث است.
بر اساس گزارش جامعه اطلاعاتی ایالات متحده، ایران ممکن است تسلیحات شیمیایی سنتی برای استفاده علیه عراق، مانند گاز خردل (sulfur mustard)، فسژن (phosgene)، احتمالاً سیانید (cyanide) و شاید مواد دیگر، توسعه داده باشد. دههها بعد، یک ارزیابی وزارت امور خارجه در سال ۲۰۲۰ تأکید کرد که تهران «گلولههای توپخانه و بمبهای هوایی» را با مواد شیمیایی پر کرده و «خمپاره، گلولههای توپخانه و بمبهای هوایی را برای پرتاب عوامل تسلیحات شیمیایی در طول جنگ ایران و عراق» توسعه داده بود.
در سال ۱۹۸۸، یک پیشنویس گزارش سفید سازمان اطلاعات مرکزی (CIA) که اکنون طبقهبندیزدایی شده است، نشان داد که وقتی ایران به دنبال توسعه تسلیحات شیمیایی بود، «شرکتهای اروپای غربی و آسیایی با ارائه تجهیزات فرآوری شیمیایی و پیشسازهای شیمیایی پاسخ دادند.» طبق ارزیابی جامعه اطلاعاتی ایالات متحده در سال ۱۹۹۷، در طول جنگ ایران و عراق، تأمینکنندگان هندی نیز ممکن است در ارائه تجهیزات تسلیحات شیمیایی به ایران نقش کلیدی داشته باشند. به همین ترتیب، شرکتهای آمریکایی نیز مشارکت داشتند که منجر به سرکوب صادرات شد. جامعه اطلاعاتی ایالات متحده در سال ۱۹۸۸ ارزیابی کرد: «کمکهای خارجی در توسعه و گسترش برنامههای جنگ شیمیایی ایران و عراق محوری بوده است.» پس از جنگ، در سال ۱۹۸۹، تهران طبق گفته مقامات آمریکایی، به طور فعال به تهیه قابلیتهای تسلیحات شیمیایی ادامه داد.
تهران همچنین تسلیحات شیمیایی را به کشورهای دیگر منتقل کرد. طبق گزارشها، ایران در سال ۱۹۸۷ گاز خردل (sulfur mustard) را برای حمایت از جنگ لیبی علیه چاد فراهم کرد. پس از پیوستن به کنوانسیون تسلیحات شیمیایی، تهران نه چنین انتقالهایی را به سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) فاش کرد و نه به درخواستهای اطلاعاتی سازمان منع تسلیحات شیمیایی پاسخ داد – با وجود اعلام لیبی در سال ۲۰۱۱ به سازمان منع تسلیحات شیمیایی مبنی بر داشتن چنین تسلیحات و مواد و ارزیابیهای ایالات متحده که نشان میداد آنها ساخت ایران بودهاند.
در سال ۱۹۹۳، مدیر سازمان اطلاعات مرکزی (DCI) ایالات متحده ارزیابی کرد: «ایران حداقل چندین صد تن از عوامل تاولزا، خفهکننده و خونی — احتمالاً تا ۲۰۰۰ تن — را با نرخ ثابتی از سال ۱۹۸۴ تولید کرده است.» DCI در سال ۱۹۹۶ گزارش داد که ایران یکی از بزرگترین برنامههای تسلیحات شیمیایی را در جهان در حال توسعه داشت و سالانه ۱۰۰۰ تن عوامل شیمیایی جدید تولید میکرد. تهران این قابلیتها را هنگام پیوستن به کنوانسیون تسلیحات شیمیایی اعلام نکرد و طبق گزارشها، در اعلامیه محرمانه خود به سازمان منع تسلیحات شیمیایی تنها به ظرفیت تولید محدود تسلیحات شیمیایی در گذشته اعتراف کرد.
در گزارشی که تحولات سال ۱۹۹۷ را پوشش میداد، مدیر سازمان اطلاعات مرکزی (DCI) فاش کرد: «ایران مواد مربوط به جنگ شیمیایی (CW) را عمدتاً از شرکتهای چینی به دست آورد»، که منجر به تحریمهای ایالات متحده علیه نهادهای چینی و هنگکنگی شد. DCI مشاهده کرد که ایران به دنبال «تجهیزات و تخصص خارجی برای ایجاد زیرساختهای تسلیحات شیمیایی پیشرفتهتر و خودکفاتر» بود. در سال ۲۰۰۰، DCI گزارش داد که تهران «همچنان به دنبال فناوری تولید، آموزش، تخصص، تجهیزات و مواد شیمیایی بود که میتوانست به عنوان پیشساز در برنامه جنگ شیمیایی (CW) خود از نهادهای روسیه و چین استفاده شود.» در سال ۲۰۰۳، ایالات متحده نهادهای چینی دیگر و یک شرکت کره شمالی را به دلیل انتقال مواد شیمیایی و تجهیزات مرتبط به ایران تحریم کرد.
گزارش شده است که استفاده روسیه از یک عامل دارویی (PBA)، یک عامل ناتوانکننده مشتق از فنتانیل (fentanyl-derived incapacitant)، در طی یک عملیات ضد تروریستی، ایران را نیز الهام بخشید تا توسعه عوامل دارویی را بررسی کند. بر اساس گزارش وزارت امور خارجه در سال ۲۰۲۵، روسیه برای سرکوب گروگانگیران چچنی در یک تئاتر مسکو در سال ۲۰۰۲، از «مشتق فنتانیل» استفاده کرد که نه تنها شبهنظامیان بلکه حدود ۱۳۰ غیرنظامی را نیز کشت. فنتانیل (Fentanyl) هنگامی که به صورت آئروسل (aerosolized) درآید و تسلیحاتی شود و از طریق مکانیسمهایی مانند نارنجک، گلوله، خمپاره یا پهپاد پرتاب شود، میتواند سربازان و غیرنظامیان را ناتوان یا بکشد. در چنین حملاتی، آستانه دوز کشنده آنقدر پایین است که نسبتاً غیرقابل کنترل میباشد. وزارت امور خارجه در سال ۲۰۲۰ خاطرنشان کرد که مقالات علمی ایرانی «کاربردهای تسلیحاتی عوامل دارویی (PBAs)» را پس از بحران تئاتر مسکو ذکر کردهاند.
در سال ۲۰۰۳، وزارت امور خارجه ارزیابی کرد:
ایران اعلامیه کامل و دقیقی [به سازمان منع تسلیحات شیمیایی] ارائه نکرده است، و در واقع در حال حفظ و مدرنسازی عناصر کلیدی برنامه تسلیحات شیمیایی خود است. برخی از این عناصر شامل یک برنامه تحقیق و توسعه (R&D) تهاجمی تسلیحات شیمیایی، یک انبار اعلامنشده و یک قابلیت تولید تهاجمی است.
در سال ۲۰۰۴، مدیر سازمان اطلاعات مرکزی (DCI) ارزیابی کرد که ایران «همچنان به دنبال فناوری تولید، آموزش و تخصص از نهادهای خارجی بود که میتوانستند تلاشهای تهران را برای دستیابی به توانایی بومی تولید عوامل اعصاب تقویت کنند.» در سال ۲۰۰۶، DCI اظهار داشت: «ما قضاوت میکنیم که ایران یک ذخیره کوچک و مخفی از تسلیحات شیمیایی را نگهداری میکند.» با این حال، تا سال ۲۰۰۷، DCI به نظر میرسید که بر توانایی تهران برای تولید تسلیحات شیمیایی، به جای نگهداری از یک ذخیره، تمرکز کرده است. این سازمان گزارش داد: «ما ارزیابی میکنیم که ایران توانایی تولید عوامل تسلیحات شیمیایی را در مواقع لزوم حفظ میکند و تحقیقاتی را انجام میدهد که ممکن است کاربردهای تهاجمی داشته باشد. ما قضاوت میکنیم که ایران همچنان توانایی تسلیح عوامل تسلیحات شیمیایی را در انواع سیستمهای پرتاب حفظ میکند.»
برنامه مدرن تسلیحات شیمیایی ایران (۲۰۱۱-۲۰۲۵)
از سال ۲۰۱۱، ارزیابیهای وزارت امور خارجه و اسرائیل در مورد برنامه مدرن تسلیحات شیمیایی ایران عمدتاً بر توسعه عوامل کنترل شورش (RCAs) و عوامل دارویی (PBAs) اعلامنشده توسط تهران برای استفاده تهاجمی و داخلی متمرکز بوده است. واشنگتن و اورشلیم ارزیابی میکنند که تهران ممکن است در حال توسعه عوامل دارویی تحت یک خلأ قانونی در کنوانسیون تسلیحات شیمیایی (CWC) با عنوان «اهداف غیرممنوعه» باشد، یا موادی که یک کشور میتواند آنها را به دست آورد، توسعه دهد یا منتقل کند تا زمانی که برای «اهداف تحقیقاتی، پزشکی، دارویی یا حفاظتی مشروع» استفاده شوند. با این حال، کنوانسیون تسلیحات شیمیایی توسعه و استفاده از آنها را به عنوان سلاح ممنوع میکند.
از سال ۲۰۱۱، گزارشهای سالانه وزارت امور خارجه در مورد انطباق با کنوانسیون تسلیحات شیمیایی (CWC)، که بر اساس یافتههای اطلاعاتی است، اعلام کردند که ایالات متحده فاقد توانایی تأیید انطباق ایران با کنوانسیون تسلیحات شیمیایی است — که نشاندهنده عدم موفقیت مداوم تهران در رسیدگی به نگرانیهای آمریکا در مورد عدم انطباق، با وجود مطرح شدن این مسائل توسط واشنگتن در محافل بینالمللی مختلف، از جمله سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW)، است. از سال ۲۰۱۸، این وزارتخانه ایران را به طور رسمی در عدم انطباق با کنوانسیون تسلیحات شیمیایی تشخیص داده است. چنین گزارشدهی و تعییناتی تحت شرایط سنای ایالات متحده برای تصویب کنوانسیون تسلیحات شیمیایی الزامی است. برآوردهای اسرائیل نیز به نظر میرسد نقضهای ایران را که در ادامه ذکر شدهاند، تأیید میکنند.
در آوریل ۲۰۱۸، وزارت امور خارجه گزارش داد: «بر اساس اطلاعات موجود، ایالات متحده اکنون ایران را در عدم انطباق با کنوانسیون تسلیحات شیمیایی تأیید میکند.» و ادامه داد:
ایالات متحده نمیتواند تأیید کند که جمهوری اسلامی ایران در سه حوزه با کنوانسیون تسلیحات شیمیایی مطابقت دارد: (۱) تعهدات اعلامی تأسیسات تولید تسلیحات شیمیایی (CWPF)؛ (۲) انتقال تسلیحات شیمیایی (CW)؛ و (۳) نگهداری ذخایر تسلیحات شیمیایی اعلامنشده.
در سال ۲۰۲۱، این وزارتخانه نگرانی خود را از اینکه «هدف واقعی رژیم در رابطه با آزمایش و تولید این به اصطلاح عوامل شیمیایی ناتوانکننده»، استفاده از آنها «برای اهداف تهاجمی، از جمله علیه شهروندان ایرانی» است، گزارش داد.
به همین ترتیب، گزارش وزارت امور خارجه ارزیابی کرد که تهران تمام ذخایر عوامل کنترل شورش (RCAs) خود را اعلام نکرده است و خاطرنشان کرد که گروه شهید میثمی (SMG) ایران محصولاتی حاوی عوامل کنترل شورش اعلامنشده مانند دیبنزوکسازپین (dibenzoxazepine (CR)) را در نمایشگاههای دفاعی، از جمله برای استفاده در اسپریهای شخصی و گسترده و در نارنجکهای دستی، تبلیغ کرده است. ایالات متحده همچنین «نگرانیهای جدی دارد که ایران به دنبال [عوامل دارویی (PBAs)] برای اهداف تهاجمی است»، گزارش تأکید کرد و ایالات متحده از آن زمان این موضوع را در جلسات سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) مطرح کرده است.
در سال ۲۰۲۰، وزارت امور خارجه گزارش داد که «تحقیقات عوامل دارویی (PBA) ایران شامل طیف گستردهای از ترکیبات است که اثرات آرامبخشی، تجزیه و ناتوانکننده فراموشی متفاوت دارند.» به عنوان مثال، «در سال ۲۰۱۴، دپارتمان شیمی دانشگاه امام حسین (IHU) ایران به دنبال مقادیر کیلوگرم از مدِتومیدین (medetomidine) — یک آرامبخش که ایران آن را به عنوان عامل ناتوانکننده تحقیق کرده است — از صادرکنندگان چینی بود.» مقدار زیاد مدِتومیدین و ماهیت غیرپزشکی کار این دپارتمان این سوءظن را برانگیخت که دانشگاه از پوشش آکادمیک خود برای تهیه کالاهای تسلیحات شیمیایی سوءاستفاده میکند. وزارت امور خارجه قبلاً در سال ۲۰۱۴ گزارش داده بود که دانشگاه امام حسین بر روی عوامل دارویی «غیرکشنده» (non-lethal PBAs) در تلاشی به نام پروژه بازدارندگی، از جمله با همکاری سازمان پژوهش و نوآوری دفاعی (SPND)، که ایالات متحده در همان سال آن را تحریم کرد، کار کرده است. سازمان پژوهش و نوآوری دفاعی مسئول توسعه تسلیحات پیشرفته، از جمله تسلیحات هستهای و شیمیایی است.
به طور مشابه، اسناد دانشگاه امام حسین (IHU) که توسط یک سازمان هکر ناشناس در سال ۲۰۲۳ منتشر شده و توسط وزارت امور خارجه و مؤسسه علوم و امنیت بینالملل بررسی شدهاند، نتایج آزمایشها و ترکیب شیمیایی مواد عوامل دارویی (PBA) مورد استفاده در نارنجکها را مورد بحث قرار میدهند. علاوه بر این، محققان دانشگاه امام حسین و دانشگاه مالک اشتر (MUT) بر روی تسلیح سایر عوامل دارویی، یعنی بیحسکنندههای کتامین (ketamine) و سِووفلوران (sevoflurane)، و همچنین فنتانیل (fentanyl) و آنالوگهای آن، همانطور که تحقیقات منتشر شده ایرانی در این زمینه نشان میدهد، مطالعه کردهاند. در مارس ۲۰۲۴، سفیر لورا گراس (Laura Gross)، نماینده وقت ایالات متحده در سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW)، در شورای اجرایی گفت: «این اسناد به تفصیل توضیح میدهند که چگونه مدِتومیدین (medetomidine)، یک عامل دارویی (pharmaceutical-based agent)، را تسلیح کنیم. این اسناد نگرانیهای قبلی ما را در مورد توسعه چنین عواملی توسط ایران تأیید میکنند.»
بر اساس مقالات دانشگاهی منتشر شده ایرانی، تهران در مقیاس میکرو، عوامل اعصاب کشنده مانند ترکیبات نوویچوک (Novichok) را تحقیق و تولید کرده است. محققان ایرانی — از جمله رئیس تحریمشده گروه شهید میثمی (SMG)، مهران بابری — این فعالیت را به عنوان افزودن به قابلیتهای شناسایی تسلیحات شیمیایی ایران و دانشبنیان سازمان منع تسلیحات شیمیایی توجیه کردند. چنین تولیدی در مقادیر بسیار کم، تحقیقات تهران را پیش میبرد در حالی که با محدودیتهای برنامه ۱ کنوانسیون تسلیحات شیمیایی در تضاد نیست.
در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، یک سری حوادث مرموز بر دانشآموزان و دانشجویان دختر ایرانی در بحبوحه اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» تأثیر گذاشت. در حالی که هیچ عامل خاصی معرفی نشده است، رژیم تهران ممکن است عامل این حملات بوده باشد، که صدها نفر را بیمار کرد و ممکن است یک دختر را به کام مرگ کشانده باشد، در تلافی قیامهای ملی در حمایت از زنان. هیچ یک از ارزیابیهای ایالات متحده یا اسرائیل هنوز به علت تسلیحات شیمیایی اشاره نمیکنند. دولت بایدن اعلام کرد که علت حملات را نمیداند و خواستار مأموریت حقیقتیاب سازمان ملل شد. گزارش انطباق با کنوانسیون تسلیحات شیمیایی (CWC) وزارت امور خارجه در سال ۲۰۲۵ به این حوادث اشاره نکرد.
در سال ۲۰۲۴، وزارت امور خارجه مجدداً ایران را به دلیل توسعه غیرقانونی عوامل دارویی (PBA) و عوامل کنترل شورش (RCA) در عدم انطباق رسمی با کنوانسیون تسلیحات شیمیایی (CWC) دانست. در اظهارات خود در سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) در ژوئیه ۲۰۲۵، یارون واکس (Yaron Wax) تأکید کرد: «تسلیح عوامل دارویی توسط ایران دیگر فقط یک مسئله تحقیق و توسعه نیست.» او افزود: «ایران اکنون به نظر میرسد مهمات مبتنی بر فنتانیل (fentanyl-based munitions) و انواع دیگر عوامل دارویی تسلیحاتی را تولید کرده است.»
نهادهای مسئول توسعه تسلیحات شیمیایی ایران
ایالات متحده و اسرائیل ارزیابی میکنند که چندین نهاد کلیدی مسئول توسعه تسلیحات شیمیایی ایران هستند. ایران از شرکتهای وابسته به ارتش و شرکتهای خصوصی برای تهیه مواد شیمیایی، پیشسازها و تجهیزات مورد نیاز استفاده میکند. فهرستی غیرجامع از نهادهایی که مشمول تحریمهای ایالات متحده یا شرکا شدهاند، عبارتند از:
سازمان صنایع دفاع (DIO)
سازمان صنایع دفاع، زیرمجموعه وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح (MODAFL) ایران است و به گفته پروژه رصد ایران در مرکز ویاسکانسین (Wisconsin Project on Nuclear Arms Control)، «نماینده گروهی متشکل از بیش از ۳۰۰ شرکت است» که به طور مادی از برنامههای نظامی مختلف ایران، از جمله توسعه تسلیحات شیمیایی، حمایت میکنند. خود سازمان صنایع دفاع دارای زیرمجموعهها و شرکتهای وابسته متعددی است. سازمان ملل متحد، ایالات متحده، اتحادیه اروپا، بریتانیا، استرالیا و کانادا این سازمان را تحریم کردهاند و ژاپن آن را به عنوان یک نهاد مورد نگرانی فهرست کرده است.
گروه شهید میثمی
به گفته وزارت خزانهداری ایالات متحده، تا پیش از انهدام مجتمع تحقیقاتی شهید میثمی توسط اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، گروه شهید میثمی (SMG) برخی از تحقیقات و توسعه تسلیحات شیمیایی ایران را در این سایت انجام میداد. به گفته اسرائیل، گروه شهید میثمی همچنین بر روی توسعه مواد منفجره و موادی که در انفجارهای هستهای استفاده میشوند، کار میکرد. در سال ۲۰۲۰، ایالات متحده گروه شهید میثمی و مدیر آن، مهران بابری، که قبلاً برای یک سایت دیگر احتمالی توسعه تسلیحات شیمیایی ایران، یعنی آزمایشگاه تحقیقات شیمیایی دفاع، کار میکرد، را تحریم کرد. گروه شهید میثمی تحت نظارت وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح است و زیرمجموعه سازمان پژوهش و نوآوری دفاعی (SPND) میباشد.
هنگامی که واشنگتن گروه شهید میثمی را در سال ۲۰۲۰ تحریم کرد، خزانهداری خاطرنشان کرد که «پروژههای این گروه شامل آزمایش و تولید عوامل شیمیایی و بهینهسازی آنها برای اثربخشی و سمیت برای استفاده به عنوان عوامل ناتوانکننده بود.» یارون واکس (Yaron Wax)، فرستاده اسرائیل، در اظهارات خود در سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) در ژوئیه ۲۰۲۵ تأکید کرد که گروه شهید میثمی عمدتاً بر روی عوامل ناتوانکننده مبتنی بر فنتانیل (fentanyl) برای استفاده در نارنجکها کار میکرد، اما این پروژه به استفاده از خمپاره برای شلیک تسلیحات شیمیایی به فواصل دورتر تکامل یافته بود. به گفته واکس، اسرائیل «آزمایشگاهها، سالنهای تولید و خطوط پالایش» گروه شهید میثمی را در جریان بمباران مجتمع شهید میثمی در ژوئن ۲۰۲۵ از بین برد.
گروه صنایع شیمیایی و توسعه مواد (CIDMG)
گروه صنایع شیمیایی و توسعه مواد، زیرمجموعه سازمان صنایع دفاع (DIO) است و به گفته وزارت خزانهداری، مسئول تولید «محصولات و مواد شیمیایی نظامی و غیرنظامی برای تولید پودرها، مواد پیشران و مواد منفجره مین» میباشد. ایالات متحده این گروه را در سال ۲۰۱۲ و کانادا آن را در سال ۲۰۱۰ به دلیل حمایت از فعالیتهای تسلیحات شیمیایی ایران و سوریه تحریم کردند.
صنایع شیمیایی پارچین
صنایع شیمیایی پارچین، زیرمجموعه گروه صنایع شیمیایی و توسعه مواد (CIDMG) است که مواد شیمیایی و پیشسازها را وارد و صادر میکند. سازمان ملل متحد، ایالات متحده، اتحادیه اروپا، بریتانیا، استرالیا، کانادا و کره جنوبی آن را تحریم کردهاند و ژاپن آن را به عنوان یک نهاد مورد نگرانی فهرست کرده است.
صنایع شیمیایی اصفهان
صنایع شیمیایی اصفهان زیرمجموعه گروه صنایع شیمیایی و توسعه مواد (CIDMG) است که مواد شیمیایی تولید میکند و کالاهایی را تهیه میکند که به توسعه تسلیحات شیمیایی ایران کمک میکنند. کانادا این سازمان را در سال ۲۰۱۰ تحریم کرد. در سال ۲۰۱۱، بریتانیا و ژاپن آن را به دلیل نقش آن در توسعه تسلیحات شیمیایی به عنوان یک نهاد مورد نگرانی فهرست کردند.
گروه صنایع ویژه
گروه صنایع ویژه، زیرمجموعه سازمان صنایع دفاع (DIO) است و در تهیه پیشسازهای تسلیحات شیمیایی و اطلاعات ساخت دست دارد. سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، بریتانیا، استرالیا و کانادا آن را تحریم کردهاند و ژاپن آن را به عنوان یک نهاد مورد نگرانی فهرست کرده است.
دانشگاه امام حسین و دانشگاه مالک اشتر
وزارت امور خارجه در سال ۲۰۲۰ گزارش داد: «از سال ۲۰۰۵، برخی از مراکز تحت کنترل نظامی ایران، دانشگاه امام حسین (IHU) و دانشگاه مالک اشتر (MUT)، عوامل شیمیایی با هدف ناتوانسازی را تحقیق کردهاند.» در سال ۲۰۱۴، دپارتمان شیمی دانشگاه امام حسین، به دنبال مقادیر کیلوگرم از مدِتومیدین (medetomidine) از چین بود. دانشگاه امام حسین همچنین بر روی نارنجکهای گاز اشکآور با استفاده از مدِتومیدین برای پروژه بازدارندگی کار کرده است. محققان دپارتمان شیمی دانشگاه امام حسین تحقیقاتی را در مورد آئروسل کردن (aerosolizing) مدِتومیدین، کتامین (ketamine)، سِووفلوران (sevoflurane)، فنتانیل (fentanyl) و ترکیبات مرتبط منتشر کردهاند.
شرکت پژوهشی حکیمان شرق
ایالات متحده شرکت پژوهشی حکیمان شرق را در سال ۲۰۲۴ به دلیل «تحقیق و توسعه تسلیحات شیمیایی» تحریم کرد. واشنگتن ادعا کرد که این شرکت «در فعالیتها یا معاملات مشارکت داشته یا در تلاش برای مشارکت بوده است که به طور مادی به اشاعه تسلیحات کشتار جمعی توسط ایران کمک میکند.»
توصیهها
جامعه بینالمللی در اتخاذ اقدامات معنادار برای مجازات ایران به دلیل چندین دهه توسعه غیرقانونی تسلیحات شیمیایی ناکام بوده است. ایالات متحده، کشورهای اروپایی، اسرائیل و همسایگان منطقهای ایران نمیتوانند احتمال تسهیل یا انجام حملات تروریستی با استفاده از تسلیحات شیمیایی توسط جمهوری اسلامی را نادیده بگیرند. تهران ممکن است از قبل از آنها علیه مردم خود استفاده کند. در همین حال، ایران همچنان به عنوان عضوی با اعتبار در سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) باقی مانده و در این نهاد مناصب انتخابی دارد، در حالی که اتهامات مربوط به عدم پایبندی خود را انکار میکند. در عین حال، اسرائیل خارج از این کنوانسیون باقی مانده و بنابراین فاقد اختیاری برای رد اطلاعات نادرست تهران است.
در صورتی که ایران نتواند نقضهای کنوانسیون تسلیحات شیمیایی (CWC) خود را اصلاح کند، کنوانسیون تسلیحات شیمیایی و سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) تضعیف شده و با بحرانهای اعتباری بیشتری مواجه خواهند شد. تحریمهای غرب نیز ابزار قدرتمندی برای مسدود کردن داراییها و نام بردن و رسوا کردن نهادها و افراد جهت توقف تلاش ایران برای دستیابی به تسلیحات شیمیایی باقی میماند. دولت ترامپ و شرکای اصلی آن باید چندین اقدام فوری را برای پاسخگو کردن ایران دنبال کنند، که به این ترتیب تهران را مجازات کرده و توانایی آینده رژیم برای استفاده از تسلیحات شیمیایی را محدود خواهد کرد.
ایالات متحده باید یک کارزار فشار را برای پاسخگو کردن جمهوری اسلامی در سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) آغاز کند.
در وهله اول، واشنگتن باید به دنبال یافتن عدم انطباق ایران با کنوانسیون تسلیحات شیمیایی (CWC) باشد. ایالات متحده، همراه با سایر کشورهای عضو سازمان منع تسلیحات شیمیایی، باید کارزاری را برای افشای علنی نقضهای ایران آغاز کند — اطلاعات خود را تا حد امکان از طبقهبندی خارج کرده و به اشتراک بگذارد، از جمله هرگونه اطلاعات در مورد استفاده از تسلیحات شیمیایی، مانند استفاده علیه غیرنظامیان در سرکوب ۲۰۲۶ رژیم. معترضان ایرانی یا قربانیان ادعایی میتوانند با جمعآوری ایمن و ارائه کپسولهای گاز مصرفشده، نارنجکها، یا سایر مهمات حاوی باقیمانده شیمیایی به آزمایشگاههای وابسته به سازمان منع تسلیحات شیمیایی برای تجزیه و تحلیل، در حفظ شواهد استفاده رژیم از تسلیحات شیمیایی کمک کنند. فراریان از رژیم ایران یا افراد در مناصب قدرت نیز میتوانند شهادتهای حیاتی یا سایر شواهد مستند را در مورد استفاده از تسلیحات شیمیایی ارائه دهند. دولت ترامپ سپس باید یک ضربالاجل رسمی را دنبال کند که تهران انطباق خود را نشان دهد وگرنه حقوق و امتیازات سازمان منع تسلیحات شیمیایی خود را از دست خواهد داد.
تصمیم ضربالاجل باید در شورای اجرایی ۴۱ عضوی با رأی دو سوم به تصویب برسد. چنین تصمیمی باید با یافتن عدم انطباق توسط شورای اجرایی دنبال شود. کنفرانس کشورهای عضو سازمان منع تسلیحات شیمیایی، متشکل از ۱۹۳ کشور، که تصمیمات شورای اجرایی را تأیید یا رد میکند، باید تعلیق را در نشست سالانه خود که در حال حاضر برای ۲۳ تا ۲۷ نوامبر ۲۰۲۶ برنامهریزی شده است، رسمی کند.
دولت میتواند بر اساس سابقه تعلیق سوریه بنا نهد، که در آن شورای اجرایی، در ژوئیه ۲۰۲۰، به دمشق ۹۰ روز مهلت داد تا انطباق خود را نشان دهد. کنفرانس کشورهای عضو به طور رسمی حقوق و امتیازات سازمان منع تسلیحات شیمیایی سوریه را در آوریل ۲۰۲۱ به حالت تعلیق درآورد. اولین دولت ترامپ این تلاش را رهبری کرد و دولت بایدن آن را نهایی کرد، که بر ارزش حمایت دوحزبی تأکید میکند. مانند سوریه، که در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ گامهایی برای انطباق با کنوانسیون تسلیحات شیمیایی تحت رهبری جدید دمشق برداشته است، ایران نیز همچنان عضو سازمان منع تسلیحات شیمیایی باقی خواهد ماند و در صورت از سرگیری انطباق، راهی برای بازگرداندن حقوق سازمان منع تسلیحات شیمیایی خواهد داشت. ایران میتواند با پذیرش بازرسیهای گسترده و بدون اطلاع قبلی از سازمان منع تسلیحات شیمیایی در هر سایت، فراهم کردن دسترسی به اسناد، اجازه مصاحبه با مقامات و همکاری با تلاشهای سازمان منع تسلیحات شیمیایی برای برچیدن قابل راستیآزمایی داراییها و تأسیسات مخفی تسلیحات شیمیایی، انطباق خود را نشان دهد.
همزمان، دولت ترامپ و شرکای اصلی غربی آن در سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) باید کارزارهای جمعآوری رأی را برای جلوگیری از انتخاب ایران به پستهای رهبری رسمی در شورای اجرایی، کنفرانس کشورهای عضو و کنفرانسهای بازنگری پنجساله کنوانسیون تسلیحات شیمیایی (CWC) افزایش دهند. تهران در حال حاضر عضو شورای اجرایی و یکی از چهار معاون اجرایی آن است. چنین تلاشهایی برای جمعآوری رأی ممکن است نیازمند مشارکت مقامات عالیرتبه ایالات متحده باشد.
اسرائیل باید ارزیابی کند که آیا اکنون زمان تصویب کنوانسیون تسلیحات شیمیایی (CWC) است یا خیر.
اورشلیم باید بررسی کند که آیا میتواند با کار در چارچوب سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) و استفاده از آن به عنوان بستری برای افشای نقضهای ایران و اعمال فشار بر این رژیم، مؤثرتر با تهران مقابله کند یا خیر. اگر اسرائیل به عنوان کشوری که به طور قابل راستیآزمایی تسلیحات شیمیایی را کنار گذاشته است، به کنوانسیون تسلیحات شیمیایی بپیوندد، میتواند با اعتبار بیشتری موضوع توسعه تسلیحات شیمیایی توسط ایران و دستیابی بازیگران غیردولتی مانند گروههای تروریستی تحت حمایت ایران به تسلیحات شیمیایی را مطرح کند. از اهمیت بالایی برخوردار است که تلاشهای سازمان منع تسلیحات شیمیایی برای حفظ محرمانه بودن اطلاعات اسرائیل در مورد هرگونه تأسیسات و فعالیتهای تسلیحات شیمیایی برچیدهشده یا آنهایی که برای برچیدن تحت نظارت سازمان منع تسلیحات شیمیایی برنامهریزی شدهاند، حفظ شود.
واشنگتن باید هوشیاری جهانی، رهگیری و تلاشهای تحریمی را برای توقف خریدهای غیرقانونی جدید ایران از مواد شیمیایی، پیشسازها، مواد و تجهیزاتی که میتوانند به تهران در بازسازی یا گسترش تلاشهای تسلیحات شیمیایی کمک کنند، افزایش دهد.
ایران ممکن است داراییهای قابل توجهی از تسلیحات شیمیایی را در حمله اسرائیل به مجتمع شهید میثمی از دست داده باشد. برای تقویت قابلیتهای نظامی خود پس از جنگ ۱۲ روزه، تهران ممکن است به دنبال مواد شیمیایی جدید، پیشسازها، سایر مواد و تجهیزات از خارج باشد. ایالات متحده و کشورهای اصلی تأمینکننده مواد شیمیایی باید فوریت این احتمال را در میان اعضای گروه استرالیا و شرکتکنندگان ابتکار امنیت اشاعه (PSI)، و همچنین کمیته ۱۵۴۰ سازمان ملل، مطرح کنند.
گروه استرالیا و کمیته قطعنامه ۱۵۴۰ سازمان ملل باید فوراً دسترسی خود را به دولتها و صنایع داخلی افزایش دهند و لیستهای خرید احتمالی ایران را برای علامتگذاری قرمز و افزایش هوشیاری ارائه دهند. آنها همچنین باید این طرفین را در مورد طرحهای ترانشیپمنت و استفاده از واسطههایی که ایران ممکن است برای به دست آوردن کالاهای مورد نیاز به کار گیرد، آموزش دهند. به ویژه، واشنگتن باید اطلاعاتی را در مورد شناسایی و توقف محمولهها از کشورهای تأمینکننده کلیدی، مانند چین، هند و مکزیک، به اشتراک بگذارد و فشار بر هند و مکزیک — شرکتکنندگان گروه استرالیا — را برای سرکوب چنین فعالیتهای غیرقانونی اعمال کند. گروه استرالیا و کمیته ۱۵۴۰ سازمان ملل همچنین باید به طور فعال کشورها را در مورد مقابله با هرگونه تأمین مواد شیمیایی و مواد مورد نیاز به تهران توسط چین، روسیه یا کره شمالی مطلع سازند. دولت ترامپ همچنین باید کشورهای شرکتکننده PSI را در مورد تهدید واردات مرتبط با تسلیحات شیمیایی ایران مطلع سازد و کشورها را برای رهگیری چنین انتقالاتی آماده کند.
علاوه بر این، واشنگتن باید دستورالعملهای جدید و عمومی وزارت خزانهداری را در مورد طرحهای احتمالی دستیابی ایران به مواد شیمیایی، پیشسازها و تجهیزات صادر کند. در این دستورالعملها، باید به کشورها و تأمینکنندگان در سراسر جهان هشدار دهد که فرمان اجرایی ۱۳۳۸۲ ایالات متحده و تحریمهای قانون عدم اشاعه ایران، کره شمالی و سوریه (INKSNA) را اجرا خواهد کرد، که به دولت اختیار میدهد تا اشاعهگران تسلیحات کشتار جمعی (WMDs) را تحریم کند و آنها را از تجارت تجاری و مالی ایالات متحده منع نماید. کنگره نیز میتواند با بررسی هرگونه به روزرسانی در قانون عدم اشاعه ایران، کره شمالی و سوریه برای افزایش تأثیر آن در مهار دستیابی ایران به تسلیحات شیمیایی، از چنین تلاشهای ضد اشاعهای حمایت کند.
ایالات متحده باید در صورت لزوم، نیروی نظامی را علیه هرگونه تلاش تسلیحات شیمیایی ایران به کار گیرد یا اسرائیل را برای انجام این کار توانمند سازد.
اگر اطلاعات عملیاتی در مورد تلاشهای تسلیحات شیمیایی ایران به دست آید، آمریکا باید انجام حملات جدید علیه رژیم برای از بین بردن تأسیسات تسلیحات شیمیایی، ذخایر شیمیایی، تسلیحات پرتاب مرتبط و تجهیزات، و همچنین پرسنل کلیدی را در نظر بگیرد یا از تصمیم اسرائیل برای انجام این کار حمایت کند. اگر اسرائیل حملاتی را آغاز کند، واشنگتن باید در صورت امکان با اطلاعات اطلاعاتی به آنها کمک کند و در صورت نیاز اسرائیل به کمک برای رسیدن به تأسیسات عمیقاً دفن شده، به آنها بپیوندد. به ویژه، هر دو باید اقدام علیه هرگونه تأسیسات ایرانی را که ممکن است از استفاده تسلیحات شیمیایی علیه معترضان ایرانی حمایت کند، در نظر بگیرند.
نتیجهگیری
با لازمالاجرا شدن کنوانسیون تسلیحات شیمیایی (CWC)، جنگ شیمیایی باید به یادگاری از قرن بیستم تبدیل میشد. با این حال، با افزایش ذخیرهسازی و استفاده از تسلیحات شیمیایی توسط دشمنان ایالات متحده — از جمله اشکال جدید تسلیحات شیمیایی توسط کشورهایی مانند ایران که متعهد به حذف آنها شدهاند — این بلا به این قرن نیز سرایت کرده است. تنها زمانی که ایالات متحده و شرکایش ایران را پاسخگو بدانند و از حذف قابل راستیآزمایی برنامههای تسلیحات غیرقانونی آن اطمینان حاصل کنند، خاورمیانه و جهان از این تهدید ایمن خواهند بود.