با ورود نیروهای آمریکایی به منطقه جنگی و مسدود شدن تنگه هرمز، پنتاگون یک گزینه استفاده نشده برای شکستن بنبست دارد.
این گزینه، عملیاتی به رهبری تفنگداران دریایی ایالات متحده و لشکر ۸۲ هوابرد برای تصرف جزیره خارگ در خلیج فارس است.
تفنگداران دریایی با ناو هواپیمابر یواساس تریپولی و کشتیهای آبی-خاکی همراه آن به حوزه عملیاتی سنتکام رسیدهاند. سیبیاس نیوز روز دوشنبه گزارش داد که صدها نفر از نیروهای ویژه آمریکایی، از جمله کماندوهای نیروی دریایی (Navy Seals) و رنجرهای ارتش، نیز در محل حضور دارند.
رئیسجمهور دونالد ترامپ در آخر هفته به روزنامه فایننشیال تایمز گفت که واشنگتن میتواند با اشغال جزیره خارگ، کنترل نفت ایران را به دست گیرد. او روز دوشنبه در شبکه اجتماعی Truth Social، تهدید به «نابودی کامل» جزیره کرد.
نیک رینولدز، کارشناس جنگ زمینی در اندیشکده موسسه خدمات سلطنتی متحد در لندن، گفت: «تصرف جزیرهای مانند خارگ مشکل بزرگی نخواهد بود، اما فکر نمیکنم برای آمریکا بدون تلفات باشد.»
گزینه تصرف جزیره خارگ، که ۹۰ درصد از کل صادرات نفت ایران را در خود جای داده است، امید واشنگتن را برای مجبور کردن تهران به پذیرش خواستههایش فراهم میکند.
پنتاگون تایید کرده است که هواپیماهای حمله زمینی A-10 وارهاگ (Warthog) و هلیکوپترهای آپاچی آن در حال انجام ماموریتهایی علیه نیروهای زمینی ایران در داخل و اطراف جزیره هستند.
این اقدامات میتواند به «نرم کردن» مواضع باقیمانده ایران قبل از پیادهسازی و کاهش هرگونه تهدید از سوی قایقها، مینها و موشکهای کروز ایرانی کمک کند.
کارشناسان گفتند که فرماندهان آمریکایی به طور ایدهآل یک حمله آبی-خاکی را با استفاده از هاورکرافتها و خودروهای زرهی آغاز خواهند کرد. پس از پیادهسازی، تفنگداران دریایی میتوانند با پشتیبانی هلیکوپترهای تهاجمی و جتهای جنگنده، هرگونه مواضع باقیمانده ایران را از بین ببرند. تلهها میتوانند به راحتی در کمین باشند و ایران احتمالاً به مقابله با اشغال ادامه خواهد داد.
دکتر لینت نوسباخر گفت: «اگر دفاعیات جزیره ۲۲ کیلومتر مربعی به اندازه کافی سرکوب شده باشد، همانطور که ایالات متحده پیشنهاد کرده است، فرود موفقیتآمیز نیرو «یک کار نسبتاً ناچیز» خواهد بود.»
«سؤال این است که چقدر میخواهند در آنجا بمانند و چگونه عملیات پایداری را انجام دهند.»
اما او گفت که «ایرانیها مطمئناً کل جزیره خارگ» را که ۲۵ کیلومتر از سرزمین اصلی فاصله دارد، «برای توپخانه، به ویژه توپخانه راکتی، ثبت کردهاند.»
تهاجم تفنگداران دریایی
با قابلیت هلیکوپتری گسترده، که شامل هواپیماهای Osprey با قابلیت حمل ۳۲ سرباز و Sea Stallion با قابلیت حمل ۵۵ سرباز میشود، ایالات متحده گزینههایی فراتر از تصرف قلمرو دارد.
آقای رینولدز میگوید: «امکان تهاجم به قلمرو اصلی ایران در تلاش برای متوقف کردن برخی از آن حملات [با برد بلندتر] به کشتیرانی با اقدامات مستقیم وجود دارد.»
آنها همچنین میتوانند در حملات هلیکوپتری علیه جزایری که ایران از آنها قایقهای تندرو قادر به مینگذاری تنگه یا حمله به کشتیها را به پرواز درآورده است، استفاده شوند.
اما دلایلی برای احتیاط وجود دارد. ایالات متحده نمیخواهد تکرار عملیات فاجعهبار «پنجه عقاب» در سال ۱۹۸۰ برای نجات گروگانهای سفارت آمریکا را ببیند. این عملیات منجر به سقوط هلیکوپترها و از دست دادن هشت نفر شد.
این موضوع مطمئناً مورد توجه رؤسای پنتاگون قرار خواهد گرفت که در مورد اقدامات بعدی با تشدید جنگ با ایران تصمیمگیری میکنند.
گشایش تنگه هرمز در نهایت برای جلوگیری از بدتر شدن وضعیت اقتصادی در حال وخامت، حیاتی تلقی میشود.
کارشناسان نظامی معتقدند که دستیابی به چنین هدفی مستلزم استقرار گسترده نیروی زمینی، دریایی و هوایی در منطقه برای ریشهکن کردن تهدید ناشی از ایران برای کشتیهای تجاری است.
حملات هوایی به مواضع ایران با استفاده از هلیکوپترها و جتهای جنگنده ادامه دارد، اما اقدامات بیشتری لازم است. تا کنون، برنامهریزان پنتاگون گزینههایی را به رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، ارائه کردهاند. از جمله این گزینهها، یک حمله زمینی خواهد بود که میتواند ایران را مجبور کند تا خفقان خود بر تنگه را کنار بگذارد.
یک واحد واکنش سریع متخصص متشکل از ۲۲۰۰ تفنگدار دریایی، یعنی لشکر ۳۱ تفنگداران دریایی، گزارش شده است که در حال حرکت به سمت خلیج فارس با کشتی تهاجمی آبی-خاکی یواساس تریپولی است.
پیشنهاد شده است که آنها، به همراه هلیکوپترهای تهاجمی و ترابری، میتوانند برای تأمین امنیت تنگه به کار گرفته شوند تا امکان عبور همه کشتیها فراهم شود. با این حال، آنها تا حدود ۱ آوریل برای چنین عملیاتی در محل نخواهند بود و انجام آن بسیار دشوار خواهد بود.
آنها میتوانند به چتربازان لشکر ۸۲ هوابرد، نیروی واکنش سریع ارتش که میتواند ظرف ۱۸ ساعت پس از اطلاعرسانی مستقر شود، ملحق شوند.
عملیاتهای احتمالی برای لشکر ۳۱ تفنگداران دریایی، متنوع و در سراسر ایران پراکنده هستند.
تفنگداران دریایی میتوانند برای حملات کماندویی به مناطق ساحلی هرمز در ایران استفاده شوند و تهدیدات کشتیرانی مانند باتریهای موشکی یا انبارهای مین را که هدف قرار دادن آنها از هوا دشوار است، از بین ببرند.
هیئت هدف
دکتر نوسباخر، افسر سابق اطلاعات نظامی، گفت: «بالاترین اولویت برای آمریکاییها باز کردن تنگه است، زیرا ایرانیها در حال حاضر در این جنگ پیروز هستند و تنها راه متوقف کردن آن، به حرکت درآوردن نفتکشها است.»
جان هکت، کهنه سرباز سابق تفنگداران دریایی آمریکا، نیز موافق است. او گفت: «تنها تعداد انگشتشماری کشتی از تنگه عبور کردهاند که نشان میدهد تقریباً صد درصد کنترل تنگهها در دست ایران و صفر درصد در دست ایالات متحده است.»
تسخیر تنگه
دکتر نوسباخر گفت: «کسی در حال حاضر مطمئناً به یک بسته هدف نگاه میکند و میپرسد: «آیا میتوانیم تنگه را با استفاده از نیروهای زمینی باز کنیم؟» همچنین کسی به وضوح توضیح داده است که آنها میتوانند حملات زیادی انجام دهند و یواساس تریپولی میتواند برای عملیات هوایی با تعداد زیادی هلیکوپتر بهینه شود.»
کلید شکستن بنبست، تأمین امنیت سمت ایرانی تنگه هرمز خواهد بود. با توجه به طبیعت کوهستانی آن، این کار برای نیروهای زمینی دشوار خواهد بود.
یواساس تریپولی نیرویی از تفنگداران دریایی را با هلیکوپترهای سنگینبر Sea Stallion، هلیکوپترهای تهاجمی Viper و هواپیماهای Osprey حمل میکند.
یک نیروی «هلیکوپتر محور» به تفنگداران دریایی این توانایی را میدهد که حملات هوایی را بر روی اهدافی انجام دهند که قبلاً توسط جتهای جنگنده آمریکایی و اسرائیلی از هوا مورد حمله قرار گرفتهاند.
یک واحد تفنگداران دریایی دارای تسلیحات مخصوص به خود برای مبارزه مستقل است، از خودروهای هشت چرخ LAV-25 که دارای توپ ۲۵ میلیمتری هستند، تا توپخانه ۱۵۵ میلیمتری، خمپارهها و موشکهای ضد تانک.
حملات ساحلی
پیشنهاد شده است که آنها میتوانند در بندر جاسک، در سمت خلیج عمان، در خاک ایران فرود بیایند، سپس به تدریج در امتداد خط ساحلی که تنگه را کنترل میکند، به سمت بندرعباس حرکت کنند و مواضع ایران را از بین ببرند.
جرمی بینی، کارشناس شرکت اطلاعات دفاعی جینز، گفت: «این نیرو میتواند راه خود را در امتداد سمت ایرانی تنگه باز کند، در حالی که پیش میرود منطقه را پاکسازی میکند، اما در آنجا به چیزی بسیار بیشتر از یک تیپ نیاز خواهید داشت.»
آقای رینولدز در اندیشکده RUSI معتقد است که تفنگداران دریایی هلیکوپتربر «قادر به انجام حملات زیادی برای جلوگیری از دسترسی ایرانیان به سواحل تنگه هرمز برای نابودی کشتیها از خشکی» هستند.
حمله اورانیوم
ایالات متحده یک تیم متخصص از نیروهای ویژه آماده برای بازیابی مواد هستهای گمشده دارد. آقای هکت گفت که نیروی مأموریت ملی، متشکل از اپراتورهای دلتا فورس و نیروی دریایی، «مأموریت ویژه مقابله با سلاحهای کشتار جمعی» برای بازیابی اورانیوم رها شده یا «مواد مرتبط با هستهای پراکنده که باید از جایی خارج شوند» را دارد.
معمولاً این گروهی متشکل از ۶ تا ۱۲ سرباز با کولهپشتی برای حمل مواد است. اما با توجه به حجم ذخایر ایران، آقای هکت میگوید که این کار به نیرویی حداقل ۱۰۰۰ نفری نیاز دارد.
این عملیات همچنین به مهندسان، ماشینآلات خاکبرداری و تجهیزات تخصصی نیاز خواهد داشت، زیرا اورانیوم بسیار غنی شده برای جابجایی خطرناک است. این کار به نیروی محافظی نیاز دارد که تفنگداران دریایی، یا به احتمال زیاد لشکر ۸۲ هوابرد، میتوانند آن را فراهم کنند.