از زمانی که ایالات متحده و اسرائیل کارزار هوایی خود را علیه ایران آغاز کردند، جمهوری اسلامی حملات گسترده پهپادی و موشکی را علیه هر شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس به راه انداخت. هدف از خسارات وارد شده، اعمال فشار بر این کشورها، توزیع هزینه جنگ و آشکار ساختن محدودیتهای توانایی و اراده ایالات متحده است. تصمیم ایران برای حمله به همسایگان خود، نحوه تعریف اولویتهای امنیتی و دفاعی آنها را تغییر خواهد داد.
در حالی که از بیش از ۴۰۰۰ پرتابه ایرانی شلیک شده علیه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تا ۱۹ مارس ۲۰۲۶، تنها تعداد کمی به اهداف مورد نظر خود اصابت کردهاند، اما این حملات شوکهایی را در بازارهای جهانی انرژی، صنعتی و مالی ایجاد کردهاند. ایران پیش از این نیز زیرساختهای انرژی را در سال ۲۰۱۹ و پایگاههای نظامی ایالات متحده در خلیج فارس را در سال ۲۰۲۵ هدف قرار داده بود، اما واکنش کنونی آن از نظر کیفی و کمی متفاوت بوده و خطوط قرمزی را که شورای همکاری خلیج فارس امیدوار بود از طریق دیپلماسی و بیطرفی ظاهری خود حفظ کند، به طور قاطع درنوردیده است. ایران به صورت سیستماتیک اهداف نظامی، انرژی و سایر سایتهای اقتصادی را به عنوان بخشی از استراتژی جنگ نامتقارن هدف قرار داده که هیچ کشوری را بیتأثیر نگذاشته است. امارات متحده عربی و کویت به طور نامتناسبی مورد حمله قرار گرفتهاند، در حالی که عمان و قطر، طرفهای گفتگوی سنتی ایران، نیز دچار خسارات مادی شدهاند.
از حوزه نظامی به اقتصادی
توزیع کلی اصابتهای موفق در سراسر شورای همکاری خلیج فارس فراتر از تأسیسات نظامی و دو منظوره است و به طور قابل توجهی به سمت زیرساختهای غیرنظامی که برای اقتصاد جهانی حیاتی هستند، متمایل است. ایران زیرساختهای انرژی و حمل و نقل منطقه را که ستونهای قدرت جهانی شورای همکاری خلیج فارس هستند، هدف قرار داده است؛ با این کار به دنبال آسیب رساندن به اعتماد شهروندان، ساکنان و سرمایهگذاران خلیج فارس در توانایی این کشورها برای تأمین امنیت شهروندان و کارگران خارجی است. علیرغم ادعاهای مکرر مقامات ایرانی مبنی بر اینکه مناطق غیرنظامی به عمد هدف قرار نمیگیرند، حملات تأیید شده به فرودگاهها، بنادر، نفتکشها، پالایشگاهها، تأسیسات خدماتی و مناطق صنعتی و مسکونی، به ویژه در بحرین، عمان، قطر و امارات متحده عربی، پیامدهای درگیری را بسیار فراتر از حوزه نظامی گسترش داده است. ایران اقدامات خود را با این توجیه که هر گونه زیرساخت اقتصادی که (مستقیم یا غیرمستقیم) از عملیات نظامی علیه آن حمایت میکند، یک هدف مشروع است، توجیه کرده است. این امر مقیاس چالش برای امنیت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را برجسته میکند: تا کنون، اولویت اصلی، کسب تضمینهای امنیتی خارجی بود. از این پس، حفاظت از زیرساختهای حیاتی خود، تداوم اقتصادی و تابآوری اجتماعی به احتمال زیاد اهداف اصلی خواهند بود.
زیرساختهای انرژی به ویژه در معرض آسیب قرار گرفتهاند. با افزایش حملات ایران، تعداد اصابتهای موفق به داراییهای انرژی در سراسر شورای همکاری خلیج فارس نیز افزایش یافته است. پالایشگاههای کلیدی عربستان سعودی در رأس تنوره و ینبع مورد حمله قرار گرفتهاند، به طوری که پالایشگاه دوم به دلیل موقعیت خود در دریای سرخ که مسیری جایگزین برای تنگه هرمز فراهم میکند، به طور بالقوه تمام مسیرهای ممکن عرضه انرژی از خلیج فارس را به خطر میاندازد. ایران زیرساختهای حمل و نقل و لجستیک عمان، از جمله بنادری که به عنوان مسیرهای فرعی جزئی عمل میکنند، را هدف قرار داده است. پالایشگاههای کویت نیز مورد حمله قرار گرفتهاند: پالایشگاه مینا الاحمدی تنها در ۱۹ مارس تحت دو موج حمله قرار گرفت. بیش از ۲۵ شرکت فعال در شورای همکاری خلیج فارس، از جمله شرکتهای ملی و بینالمللی انرژی، اقدام به اعلام فورس ماژور (شرایط اضطراری) کردهاند. قطر انرژی اولین شرکتی بود که پس از چندین موج حمله ایران به رأس لفان، یکی از بزرگترین تأسیسات گاز طبیعی مایع (LNG) جهان، این اقدام اضطراری را اعلام کرد. ظرفیت صادرات LNG قطر انرژی ۱۷ درصد کاهش یافته است؛ تخمین زده میشود ۳ تا ۵ سال برای بازسازی این تأسیسات زمان لازم باشد. از آنجا که قطر ۲۰ درصد از صادرات جهانی LNG را تأمین میکند، سؤالات فوری در مورد امنیت عرضه جهانی گاز فراتر از این مرحله از درگیری همچنان باقی خواهد ماند.
امارات متحده عربی به عنوان مرکز مالی برتر خلیج فارس و همچنین یک هاب حیاتی بینالمللی کشتیرانی و ترانزیت، در استراتژی ایران برای اعمال فشار بر آمریکا از طریق حداکثرسازی تأثیر اقتصادی و مختل کردن تجارت جهانی، نقش محوری داشته است. امارات متحده عربی بیشتر از مجموع سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس مورد حمله پرتابههای ایرانی قرار گرفته و بیشترین و متنوعترین خسارات را در این گروه متحمل شده است. ۴۸ مورد اصابت تأیید شده به سایتهای مهم و استراتژیک (به شکل ۱ مراجعه کنید) وجود داشته است، از جمله برج العرب و مرکز مالی بینالمللی نمادین دبی، بندر جبل علی، مجتمع پتروشیمی و ذخیرهسازی فجیره، پالایشگاه رویس، فرودگاههای بینالمللی و مراکز داده آمازون وب سرویسز. تمرکز این اهداف با ارزش بالا در نزدیکی جغرافیایی نسبتاً کم به ایران، آسیبپذیری بخشهای اقتصادی پیشرو امارات متحده عربی را در برابر درگیری افزایش داده است. ایران همچنین تلاش کرده است تا هدف قرار دادن نامتناسب امارات متحده عربی را با برجسته کردن رابطه نزدیک آن با اسرائیل توجیه کند، زیرا امارات در سالهای اخیر سرمایهگذاریهای گستردهای در تسلیحات و فناوری اسرائیلی انجام داده است.
محدودیتهای بازدارندگی دیپلماتیک
حملات ایران به همسایگان خود که حمایت میانجیگری ارائه میدهند، محدودیتهای مشارکت و پوشش دیپلماتیک را نشان میدهد. عمان و قطر در ماههای اخیر به طور فعال و فوری مذاکرات آمریکا و ایران را تسهیل کرده بودند. با این حال، هر دو شاهد حملات به زیرساختهای انرژی و حمل و نقل خود بودهاند. عمان کمترین حجم حملات را دریافت کرده و کمترین خسارت را گزارش داده است. وزیر امور خارجه این کشور تلافی ایران را محصول «اجتنابناپذیر» تجاوز آمریکا و اسرائیل توصیف کرده است. در مقابل، قطر با توجه به خسارات اقتصادی قابل توجه، محکومیتهای شدید را علیه ایران صادر کرده، دیپلماتهای ارشد ایرانی را اخراج کرده و از انجام میانجیگری اکراه نشان میدهد. عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز برای جلوگیری از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران تلاش کرده بودند و قبل از جنگ بیانیههایی صادر کردند که روشن میساخت قلمرو آنها برای حمله به ایران استفاده نخواهد شد. حملات مستمر ایران بیتوجهی این کشور را به تلاشهای دیپلماتیک صادقانه آنها و پیامدهای بلندمدت برای روابط مربوطه نشان داده است. بنابراین، فضای مانور کشورهای شورای همکاری خلیج فارس محدودتر شده است: از نظر کشورهای خلیج فارس، دیپلماسی به تنهایی دیگر نمیتواند سرایت منطقهای را مهار کند و باید با امنیت جمعی قویتر و قابلیتهای متعارف مستحکمتر تقویت شود.
واکنشهای شورای همکاری خلیج فارس به هدف قرار دادن میدان گازی پارس جنوبی ایران توسط اسرائیل، به ویژه ارزش بازدارندگی محدود دیپلماسی را برجسته کرد. عمان، قطر و امارات متحده عربی علناً هشدار دادند که چنین حملاتی تشدید خطرناکی را تشکیل میدهد و بر اهمیت جلوگیری از حملات به زیرساختهای حیاتی انرژی و غیرنظامی تأکید کردند. با این حال، حملات بعدی ایران به سایتهای مرتبط با انرژی در سراسر قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نشان داد که چنین هشدارهایی تأثیر بازدارنده کمی داشتهاند. به نظر میرسد این امر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را وادار کرده است که فراتر از سیگنالهای دیپلماتیک به سمت مواضع دفاعی قویتر حرکت کنند. شاهزاده فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، این تغییر را زمانی بیان کرد که علناً اظهار داشت صبر عربستان سعودی و کشورهای وسیعتر شورای همکاری خلیج فارس نامحدود نیست و آنها «ظرفیتها و قابلیتهای بسیار قابل توجهی» دارند که در صورت لزوم میتوانند بسیج شوند.
بازآرایی معماری امنیتی منطقه
دفاع شورای همکاری خلیج فارس مدتها بر این ایده استوار بود که تضمین امنیتی ایالات متحده زیربنای بازدارندگی منطقهای است؛ در عمل، این امر توسط جنگ توخالی شده است. کویت، نسبت به سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، بالاترین نسبت خسارت خود را در سایتهای نظامی، از جمله پایگاه هوایی استراتژیک علی السالم ایالات متحده، متحمل شده است. حضور نظامی آمریکا کویت را به یک هدف اصلی تبدیل کرد، اما برای محافظت از قلمرو آن کافی نبود. ایران در توجیه انتخاب اهداف خود در سایر نقاط، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را به تسهیل پنهانی عملیات نظامی ایالات متحده متهم کرده است، به طوری که بحرین و امارات متحده عربی به طور خاص توسط مقامات ایرانی مورد اشاره قرار گرفتهاند.
علیرغم نرخ بالای رهگیری پرتابههای ایرانی توسط کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، موفقیت ایران در هدف قرار دادن داراییهای با ارزش بالا محدودیتهای معماری دفاع هوایی و موشکی آنها را آشکار میکند. علاوه بر این، برخی مقامات و تحلیلگران شورای همکاری خلیج فارس مظنون هستند که ایالات متحده در فاز اولیه جنگ دفاع از اسرائیل را بر دفاع از شورای همکاری خلیج فارس اولویت داده است. این امر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را وادار کرده است تا برای کمک به شرکای دیگر رجوع کنند. بریتانیا و فرانسه در پاسخ به سرنگونی پهپادهای ایرانی در سراسر بحرین، قطر و امارات متحده عربی، جتهای جنگنده مستقر کردهاند و اوکراین با توجه به فناوریهای پیشرفته پهپادی و ضد پهپادی خود، به شدت مورد توجه قرار گرفته است. پس از پایان این مرحله از درگیری، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس شروع به تأمل در مورد تعادل صحیح بین دفاع، بازدارندگی و اتحادهای گستردهتر برای امنیت آینده خود خواهند کرد.