دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز یکشنبه از هلیکوپتر مارین وان در چمن جنوبی کاخ سفید پیاده می‌شود. (عکس: پیت ماروویچ/گتی ایمیجز)
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز یکشنبه از هلیکوپتر مارین وان در چمن جنوبی کاخ سفید پیاده می‌شود. (عکس: پیت ماروویچ/گتی ایمیجز)

ما شاهد تولد دکترین ترامپ هستیم

همانند ریگان، رئیس‌جمهور راهی برای تغییر جهان بدون اعزام نیروهای نظامی به میدان نبرد پیدا کرده است.

منتقدان می‌گویند تصمیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای حمله به ایران، نقض وعده او مبنی بر عدم درگیر شدن در «جنگ‌های ابدی» است. در حقیقت، عکس این موضوع صادق است. ترامپ در ایران جنگ ابدی را آغاز نمی‌کند؛ بلکه در حال پایان دادن به آن است.

رژیم ایران به مدت ۴۷ سال است که با ایالات متحده در جنگ است. این جنگ در سال ۱۹۷۹ آغاز شد، زمانی که ایران سفارت آمریکا در تهران را تصرف کرد و بیش از ۵۰ آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز گروگان گرفت. این جنگ با سازماندهی بمب‌گذاری‌های سال ۱۹۸۳ در سفارت آمریکا و پایگاه تفنگداران دریایی در بیروت که منجر به کشته شدن ۲۵۸ آمریکایی شد، ادامه یافت، و پس از آن بمب‌گذاری سال ۱۹۹۶ در برج‌های خُبَر در عربستان سعودی که ۱۹ آمریکایی را به کام مرگ کشاند، رخ داد. در سال ۱۹۹۸، ایران «کمک مستقیم» به القاعده برای بمب‌گذاری‌های ۱۹۹۸ سفارتخانه‌های آمریکا در کنیا و تانزانیا ارائه کرد و «عملیات‌کنندگان» آن را در مورد «چگونگی انفجار ساختمان‌ها» آموزش داد، این مطلب بر اساس حکم دادگاه منطقه‌ای ایالات متحده برای ناحیه کلمبیا است.

پس از حملات ۱۱ سپتامبر، ایران به رهبران ارشد القاعده پناه داد که از نیروهای آمریکایی در افغانستان فرار کرده بودند و به این گروه اجازه داد تا از خاک ایران به عنوان مسیر انتقال پول، تسهیل‌کنندگان و عاملان از سراسر خاورمیانه استفاده کند. (ایران همچنان سیف العدل، جانشین اسامه بن لادن و ایمن الظواهری، به عنوان رهبر القاعده را در تهران پناه داده است.) ایران همچنین به شورشیان در عراق آموزش و تجهیزات ساخت بمب، از جمله «نفوذکننده‌های انفجاری شکل‌یافته» که هزاران سرباز آمریکایی را کشتند و مجروح کردند، ارائه داد.

در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حماس، گروه نیابتی ایران، بیش از ۱۲۰۰ نفر بی‌گناه – از جمله ۴۶ آمریکایی – را قتل عام کرد و ۱۲ آمریکایی را به گروگان گرفت. رژیم ایران همچنین اقداماتی برای حملات تروریستی در خاک آمریکا انجام داده است، از جمله نقشه سال ۲۰۱۱ برای بمب‌گذاری در کافه میلانو در واشنگتن به منظور ترور سفیر عربستان، نقشه‌ای برای ترور مایک پمپئو، وزیر امور خارجه سابق و دیگر مقامات ارشد آمریکا، و نقشه‌ای برای ترور خود ترامپ. و رژیمی که همه این کارها را انجام داد، در پی دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای بود و خواسته‌های مکرر ترامپ برای خلع سلاح صلح‌آمیز را نپذیرفت.

اکنون، ترامپ اقدامات قاطعانه‌ای برای پایان دادن به این دوران تروریسم انجام می‌دهد. اگر او موفق شود، تأثیر آن عمیق خواهد بود و امکان صلح پایدار در خاورمیانه و فراتر از آن را فراهم خواهد کرد.

تهدید ایران دلیل اصلی صرف میلیاردها دلار توسط آمریکا برای استقرارهای بزرگ در خاورمیانه است. اگر این خطر از بین برود و دولتی جدید – که شعار آن دیگر «مرگ بر آمریکا» نباشد – در تهران به قدرت برسد، ایالات متحده می‌تواند سرانجام نیروهای خود را کاهش دهد، «محور» مورد وعده دیرینه به منطقه هند-اقیانوسیه را اجرا کند و بر دفاع از منافع آمریکا در نیمکره خود تمرکز نماید.

آنچه ترامپ انجام می‌دهد و نحوه انجام آن به همان اندازه مهم است. با «عملیات خشم حماسی»، ما شاهد تولد دکترین جدیدی برای رهبری جهانی آمریکا در قرن ۲۱ هستیم: «دکترین ترامپ».

زمانی که ترامپ به قدرت رسید، با وضعیتی مشابه آنچه رونالد ریگان در سال ۱۹۸۱ به ارث برد، مواجه بود. در پی جنگ ویتنام، آمریکایی‌ها هیچ تمایلی به اعزام نیروهای آمریکایی برای جنگ در سرزمین‌های دوردست نداشتند. ریگان مجبور بود راه جدیدی برای رهبری در صحنه جهانی پیدا کند. بنابراین، او «دکترین ریگان» را شکل داد که از مبارزان آزادی‌خواه ضد کمونیست در سراسر جهان برای عقب راندن موج کمونیسم شوروی حمایت می‌کرد. این استراتژی به پیروزی در جنگ سرد کمک کرد.

امروز، پس از جنگ‌های عراق و افغانستان، نیز به همین ترتیب هیچ تمایل مردمی برای حضور نیروهای آمریکایی در کانون‌های بحران خارجی وجود ندارد. بنابراین، ترامپ نیز پیشگام راه جدیدی برای رهبری است. از کاراکاس تا تهران، او از تحریم‌ها، تعرفه‌ها، دیپلماسی و ابزارهای دیگر برای تحمیل اراده آمریکا بر دشمنان خود استفاده می‌کند. اگر این دشمنان تسلیم نشوند، او از نیروی نظامی برای سرنگونی رژیم‌هایی که مردم آمریکا را تهدید می‌کنند، بهره می‌گیرد. و با تمایل خود برای حمله دوباره و دوباره به این رژیم‌ها تا زمانی که رهبرانی پدیدار شوند که با آمریکا همکاری کنند، وقایع را در میدان کنترل می‌کند.

در حال حاضر، ایالات متحده از طریق هوا به ایران حمله می‌کند – رهبران رژیم، قابلیت‌های تلافی‌جویانه آن، برنامه هسته‌ای و زیرساخت‌های سرکوبش را از بین می‌برد. انتظار می‌رود این عملیات هفته‌ها طول بکشد، نه روزها. پس از آن، آنچه اتفاق می‌افتد به مردم ایران بستگی دارد. همانطور که ترامپ روز شنبه اعلام کرد: «به مردم بزرگ و پرافتخار ایران می‌گویم امشب، ساعت آزادی شما فرا رسیده است... وقتی ما کارمان را تمام کردیم، دولت خود را به دست بگیرید. این حق شماست که آن را به دست آورید.»

به عبارت دیگر، نیازی به نیروی تهاجم آمریکایی نیست. مردم ایران نیروهای میدانی هستند و سرنوشت کشور در دستان آنهاست. و اگر اوضاع آنطور که امیدواریم پیش نرود و دولتی ظهور کند که موضع خصمانه خود را نسبت به آمریکا از سر بگیرد و به دنبال سلاح‌های هسته‌ای باشد، ترامپ می‌تواند آن را نیز از بین ببرد.

این قدر مسلم است: دونالد ترامپ در حال رقم زدن تاریخ است. از زمان تأسیس جمهوری ما، تنها ۴۵ رئیس‌جمهور وجود داشته‌اند. از این میان، تنها تعداد انگشت‌شماری واقعاً جهان را متحول کرده‌اند. در دوران مدرن، فرانکلین دی. روزولت فاشیسم نازی را شکست داد و رونالد ریگان کمونیسم شوروی را مغلوب کرد. اگر ترامپ در شکست دادن رادیکالیسم اسلامی در ایران موفق شود، جایگاه خود را در کنار آنها به عنوان یکی از تأثیرگذارترین رؤسای جمهور در تاریخ ایالات متحده به دست خواهد آورد.