آمار حیاتی ایران
تولید ناخالص داخلی سرانه در سال: ۳,۹۰۰ دلار آمریکا (میانگین جهانی ۱۴,۲۱۰ دلار)
مجموع انتشار سالانه CO2: ۸۱۷ میلیون تن در سال ۲۰۲۳ (۲.۱۶% از کل انتشار جهانی)
CO2 به ازای هر نفر: ۹.۰۳ متریک تن در سال ۲۰۲۳ (میانگین جهانی ۴.۷)
جدیدترین NDC (برنامه کربن): ۲۰۱۵
برنامههای اقلیمی: وضعیت بحرانی نامناسب ارزیابی شده
یک ماه پیش، بنیامین نتانیاهو یک پیشنهاد حسابشده به مردم ایران ارائه کرد. نخستوزیر اسرائیل اظهار داشت که اگر ایرانیها به خیابانها بریزند و دولت خود را سرنگون کنند، او کشور را با کارشناسان برجسته آب اسرائیل پر خواهد کرد و آنها فناوریهای پیشرفتهای را برای بازیافت و نمکزدایی آب ایران به همراه خواهند آورد.
نتانیاهو به وضوح احساس میکرد که درخواست خود را به گونهای تنظیم کرده تا یکی از نقاط ضعف بزرگ دولت ایران را برجسته کند، و در این مورد حق با او بود، حتی اگر او دقیقاً فرد اشتباهی برای ارائه چنین پیشنهادی بود.
ایران با بحرانهای منابع متعددی مواجه است که ناشی از تغییرات اقلیمی، تحریمها، اشتباهات پی در پی و بیتوجهی دولت است. قطعی برق، چه برنامهریزی شده و چه غیرمنتظره، تقریباً هر روز در تهران پرگرد و غبار رخ میدهد، حتی به طور طنزآمیزی در سفارت آمریکا که زمانی مرکز اعصاب امپریالیستهای شکستخورده بود.
رئیسجمهور، مسعود پزشکیان، با صداقت درباره ابعاد بحران سخن میگوید: «در حال حاضر مشکل آب، برق و گاز وجود دارد. پشت سدها آبی نیست. چاههای زیر پای ما نیز در حال خشک شدن هستند. کسانی که ادعا میکنند آب هست، باید بیایند و به ما بگویند این آب کجاست…»
ایران به مدت پنج سال با خشکسالی دست و پنجه نرم میکند که به گفته کارشناسان، تغییرات اقلیمی آن را به مراتب شدیدتر کرده است. کاهش مداوم میزان بارش – تهران گرمسیری سال گذشته تنها ۱۵۸ میلیمتر باران داشت که ۴۲ درصد کمتر از میانگین بلندمدت است – همراه با مصرف بیش از حد، به ویژه در بخش کشاورزی، و برداشت گسترده غیرمجاز آبهای زیرزمینی و علاقه به پروژههای مهندسی معتبر اما معیوب ترکیب شده است.
سطح آب به طرز وحشتناکی پایین آمده است و در تابستان امسال حداقل ۱۹ سد ایران تنها بین ۳ تا ۱۵ درصد آب خود را داشتند. سه سد پایتخت – لار، مالو و امیرکبیر – تا سپتامبر به سطوح بحرانی رسیدند، اما درخواستها از شهروندان تهران برای کاهش ۲۵ درصدی مصرف آب هنوز نتیجه نداده است، بنابراین اکنون طرحهایی برای توقف تمامی کارهای ساختمانی در شهر به مدت دو سال وجود دارد. ایران اکنون در آستانه خشک شدن شیرهای آب قرار دارد.
در مصاحبهای با گاردین در دفترش در تهران، شینا انصاری، معاون رئیسجمهور ایران و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست دولت، شدت بحران را پنهان نمیکند. او میگوید: «ایران در کمربند خشکی زمین قرار دارد و ما مدتهاست با چالشهایی روبرو هستیم، اما در سه دهه گذشته دما ۱.۸ درجه سانتیگراد افزایش یافته و در پنج سال گذشته ۳۰ درصد کاهش بارندگی داشتهایم. در حال حاضر ما در پنجمین سال متوالی خشکسالی تقریباً کامل هستیم.»
او میگوید، در گذشته اشتباهاتی رخ داده است، مانند احداث صنایع پرمصرف آب در مناطق خشک، یا قرار دادن جمعیتهای بزرگ در مناطقی که منابع آبی کافی ندارند. «به دلیل محدودیتهای عمدهای که با آن روبرو هستیم، چارهای جز تغییر برخی از روشهای کشاورزی خود نداریم.» او اعتراف میکند که این موضوع از نظر اجتماعی حساس است.
در همه جا علائم کمبود آب به وضوح دیده میشود، از جمله تبخیر دریاچهها، خشک شدن سدها، فرونشست گسترده زمین در شهرهای باستانی مانند اصفهان، یا ترک خوردگی در خط اصلی راهآهن بین تهران و مشهد. در چمنهای دولتی، آبپاشها خاموش شدهاند. کاهش فشار به این معنی است که آب به آپارتمانهای مرتفع در برجها نمیرسد. حتی بهرهوری نخلها در آبادان، قطب بزرگ کشاورزی ایران در جنوب، به دلیل نمک زیاد در آب به نصف کاهش یافته است.
مهدی جمالینژاد، استاندار اصفهان، شهری با گنجینههای معماری و بیش از ۵ میلیون نفر جمعیت، میگوید: فرونشست دیگر زلزلهای خاموششده نیست، بلکه آتشفشانی در حال فوران است. او به گاردین میگوید که نه ایستگاه اصلی مترو در اصفهان، ۲۷۴ تقاطع اصلی آتشنشانی، ۳۲۸ مسجد، ۳۷ کتابخانه، سه بیمارستان اصلی، یک هتل و ۲۵۸ مدرسه در مناطق با فرونشست بالا قرار دارند. چهل مدرسه تخلیه و بسیاری از آنها به دلیل تشدید فرونشست تخریب شدهاند. تنها در هفته گذشته، سه حادثه فرونشست در مرکز اصفهان، چاهکهایی به عمق ۷ تا ۱۵ متر در مسیرهای عمومی ایجاد کرد.
عیسی کلانتری، وزیر کشاورزی اسبق که ۲۰ سال است به ایران در مورد بحران آینده هشدار میدهد، میگوید: برداشت بیش از حد بخش مهمی از مشکل است. «در حوضه شهری اصفهان، ما سالانه ۱.۱ تا ۱.۲ میلیارد متر مکعب آب از زمین استخراج میکنیم و برای کشاورزی استفاده میکنیم. این برداشت بیش از حد از منابع آب زیرزمینی به شدت به فرونشست اصفهان کمک کرده است. اکنون ما ۲۳ میلیارد متر مکعب "هوا" در مساحتی به وسعت ۲۷۰۰ کیلومتر مربع در شهر اصفهان و تالاب گاوخونی داریم. این بسیار خطرناک است، زیرا این رقم به این معنی است که یک حفره زیرزمینی ۱۰ متری وجود دارد که دائماً باعث فرونشست در شهر اصفهان میشود. به همین دلیل بناهای تاریخی اصفهان، جادهها، پالایشگاهها، نیروگاهها و حتی مدارس و خانههای آن در حال تخریب هستند.»
اما یک مثال دراماتیک و غمانگیز، تبخیر تقریباً کامل دریاچه فیروزهای ارومیه در شمال غرب ایران است که زمانی بزرگترین دریاچه خاورمیانه و ششمین دریاچه آب شور بزرگ جهان بود. این دریاچه که ۲۰ سال پیش یک مقصد گردشگری بود، اکنون تنها نیم متر عمق آب دارد. تأثیرات خشکسالی طولانی و تبخیر سریع در دماهای بالا با تولید بیش از حد سد و تولید بیش از حد کشاورزی ترکیب شده است.
با وجود آمادهسازی برنامههای نجات جامع بیشماری، از جمله انتقال آب از دریای خزر، یا پرداخت به کشاورزان برای کاهش مصرف آب، این امکان وجود دارد که دریاچه در صورت تداوم شرایط فعلی تا پایان تابستان امسال دیگر وجود نداشته باشد. در واقع، به گفته بنفشه زهرایی، رئیس مؤسسه آب در دانشگاه تهران، این دریاچه از هماکنون به "نقطه بازگشتناپذیری" رسیده است که عمدتاً به دلیل آبیاری مزارع در حال گسترش اطراف آن است. او هشدار میدهد که از بین رفتن آن تأثیرات چندگانهای خواهد داشت: «پیامدهای خشک شدن دریاچه ارومیه تنها به گرمتر شدن آب و هوای منطقهای یا تبدیل شدن به دشتهای نمکی ختم نمیشود؛ بلکه، مشابه تجربه خشک شدن دریاچه آرال، شاهد شیوع انواع سرطانها، انواع بیماریها و خالی شدن وسیع مناطق اطراف دریاچه از سکنه خواهیم بود.»
علاوه بر این، علیرضا شریعت، دبیرکل فدراسیون صنعت آب ایران میگوید، بستر نمکی که پس از خشک شدن یک دریاچه تشکیل میشود، نور خورشید را به شدت بازتاب میدهد. این پدیده چیزی را ایجاد میکند که کارشناسان آن را «اثر جزیره گرمایی شهری» مینامند. در مقیاس منطقهای، چنین اثری دمای هوا را افزایش میدهد و شرایط اقلیمی را به سمت گرمتر و خشکتر شدن سوق میدهد. این بدان معناست که از این پس، مناطق اطراف ارومیه، بازرگان، کردستان و حتی آذربایجان شرقی باید با آب و هوایی گرمتر و خشکتر از گذشته روبرو شوند. طوفانهای نمکی گسترش خواهند یافت. «این عادیسازی خطرناکترین بخش داستان است. وقتی مردم دیگر نسبت به زمین و منابع طبیعی خود حساسیت نشان ندهند، فاجعه به یک واقعیت روزمره تبدیل میشود.»
در اطراف دریاچه، اراضی کشاورزی که در اواخر دهه ۱۹۷۰ تنها ۳۰۰,۰۰۰ هکتار (۷۴۱,۳۱۶ جریب) بود، اکنون به حدود ۷۰۰,۰۰۰ هکتار (۱,۷۲۹,۷۳۸ جریب) رسیده است. برای آبیاری این وسعت از زمین، سالانه حدود ۴.۵ تا ۵ میلیارد متر مکعب آب مورد نیاز است. اما بازده آب منطقه کمتر از ۴ میلیارد متر مکعب است که بخش قابل توجهی از آن در فرآیند طبیعی تبخیر از دست میرود.
شریعت پیشبینی میکند: «به زودی باید دریاچه ارومیه را تنها در کتابهای تاریخی یا در عکسهای قدیمی جستجو کنیم؛ دیگر اثری از آن در واقعیت باقی نمانده است.»
در همین حال، آبهای زیرزمینی به هزاران چاه غیرمجاز از دست میروند. تنها در منطقه کوهستانی البرز در شمال ایران، بیش از ۸۰۰۰ چاه غیرمجاز کشف شده است. هیچ کس نمیتواند راهی برای جلوگیری از حفر این چاهها توسط کشاورزان ناامید پیدا کند، حتی با وجود اینکه آنها به خطر فرونشست میافزایند. همانطور که حمیدرضا جانباز، مشاور سابق معاون وزیر آب و خاک وزارت کشاورزی، به گاردین گفت: «ما ۸ میلیون هکتار (۱۹.۸ میلیون جریب) زمین آبی در کشور داریم و ۱ میلیون چاه ۸۰ تا ۲۰۰ متری حفر کردهایم، به این معنی که برای هر هکتار از اراضی آبی کشور یک چاه وجود دارد.» در مجموع، آمار نشان میدهد که ایران از برداشت بیش از حد گسترده آب به میزان ۴۳ میلیون متر مکعب در سال رنج میبرد.
حتی در محدودیتهای رسانههای سانسور شده، ایرانیان توانایی توسعهیافتهای برای تقسیم تقصیر دارند که در حال حاضر بین تحریمها، تغییرات اقلیمی، مافیای آب و فقدان تخصص تقسیم شده است.
به نظر میرسد به طور جهانی پذیرفته شده است که مجموعه کنترلهای نهادی ایران بر مصرف آب – سیستم حکمرانی آب آن – به شدت تکهتکه است، بنابراین با وجود اینکه وزارت نیرو به تنهایی مسئول آب است، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت کشور، استانداران و نمایندگان مجلس هر یک مسئولیتهایی دارند، اما هماهنگی ندارند.
انصاری میگوید برای تغییر مسیر تلاش میکند. به عنوان مثال، «در گذشته سدهای زیادی بدون ارزیابی تأثیرات زیستمحیطی ساخته شدهاند، اما از سال ۱۹۹۴ این ارزیابیها اجباری شدهاند. ما سعی کردهایم اولویتبندی آب را مجدداً سازماندهی کنیم تا دریاچهها و تالابها در اولویت قرار گیرند. ما با این واقعیت روبرو هستیم که منابع آب عمیق کاملاً خالی شدهاند، بنابراین سعی داریم گسترش شهرها را محدود کرده و صنایع بیشتری را به سواحل جنوبی نزدیک کنیم.» او با کمی اغراق میگوید: «این بسیار چالشبرانگیز است.»
رسیدگی به مسئله کشاورزی یکی دیگر از اولویتهای فوری است: کشاورزی ۸۸ درصد از مصرف آب را به خود اختصاص میدهد اما تنها حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور را تولید میکند. بسیاری میگویند که مصرف آب کشاورزان باید تقریباً نصف شود، بنابراین به جای تخصیص ۷۷ میلیارد متر مکعب آب به بخش کشاورزی، باید به ۴۰ میلیارد متر مکعب آب کاهش یابد. کشاورزان ایرانی باید از کشت محصولات پرمصرف آب مانند برنج یا هندوانه دست بکشند، یا به کلی از کشاورزی خارج شوند. هدف خودکفایی در غذا نیز ممکن است نیاز به تعلیق داشته باشد. اما قانع کردن کشاورزان برای کنار گذاشتن هندوانه و برنج و روی آوردن به پسته آسان نیست.
انصاری اعتراف میکند: «به دلیل محدودیتهای عمدهای که از آن رنج میبریم، چارهای جز تغییر بنیادی برخی از روشها و سیاستهای خود در صنعت کشاورزی نداریم. این یک واقعیت است که کشاورزی بیشترین آب را مصرف میکند، بنابراین ما باید در آنجا تمرکز کنیم، اما به هیچ وجه به طور انحصاری. بسیاری از محصولات ما در گذشته پرمصرف آب بودند، به ویژه در اطراف تالابها و رودخانهها. تغییر سیستمهای آبیاری اهمیت دارد، اما خود محصولات نیز همینطور. در بخشهایی از مرکز ایران، ما کشاورزی برنج زیادی مانند ژاپن داشتهایم. این باید تغییر کند. گاهی اوقات این شامل یافتن روشهای جایگزین درآمد میشود تا این جوامع تنها به کشاورزی وابسته نباشند.» این سخنان هزاران بحث دشوار با کشاورزان ایران را پیشبینی میکند.
اما او میگوید، ایران میتواند از سنتهای خود الهام بگیرد. «در چندین شهر باستانی ما مانند نائین، یزد، کرمان، اجداد ما از قناتها – کانالهای آب زیرزمینی – یا بادگیرها (برجهایی در بالای ساختمانها) استفاده میکردند. ما نشان دادهایم که خلاقیت داریم.» با این حال، او معتقد است که یکی از دلایل اصلی بسیاری از مشکلات ایران این است که در قرن گذشته روشهای توسعه غربی را دنبال کردهاند. «ما باید درسهای تاریخی را با روشهای مدرن کنترل منابع انرژی و آب ترکیب کنیم.»
کاهش مصرف سوختهای فسیلی ایران، تصویر بزرگتر، چه میشود؟ حقیقت ساده این است که ایران با معضل مشترک تقریباً تمامی بزرگترین تولیدکنندگان گازهای گلخانهای روبروست، جایی که اگرچه تأثیرات تغییرات اقلیمی در قالب خشکسالی یا بارندگی یا موجهای گرما جدی و رو به وخامت است، اما درآمد حاصل از سوختهای فسیلی – اعتقاد بر این است که ایران سومین ذخایر نفتی بزرگ جهان را دارد – برای اقتصاد آنها حیاتیتر از آن است که به خطر بیفتد.
آیا نشانههایی وجود دارد که ایران میخواهد مسیر خود را تغییر دهد؟ با بیش از ۲۰ سال تجربه و دکترا در مدیریت محیط زیست، انصاری یک کارشناس واقعی است و انتصاب وی به عنوان معاون رئیسجمهور نشانه آن تلقی شده است که دولت جدید تغییرات اقلیمی را جدی میگیرد. تأکید او در طول مصاحبه بر نیاز به رسیدگی همزمان به همه جنبههای مشکل اقلیم است.
اما او تأکید کرد که در بسیاری از اجلاسهای جهانی از جمله COP، بر این نکته پافشاری کرده است که مسائل زیستمحیطی باید از «تحریمهای یکجانبه غیرقانونی» مستثنی شوند و استدلال کرد که «این موضوع به وحدت بشریت مربوط میشود». ادامه تحریمها یکی از دلایلی است که ایران از تصویب توافقنامه پاریس برای محدود کردن انتشار گازهای گلخانهای خودداری کرده است، هرچند که این سند را امضا کرده است.
شاخص عملکرد تغییرات اقلیمی مستقل، ایران را در انتهای لیست ۶۷ کشور قرار میدهد، اما انصاری اصرار دارد که تقاضا برای انرژیهای تجدیدپذیر خورشیدی و بادی که اکنون ۱% از ترکیب انرژی را تشکیل میدهند، «به شدت رو به افزایش» است، به ویژه در بخش خصوصی. هدف برای انرژیهای تجدیدپذیر، ساخت ظرفیت ۱۲,۰۰۰ مگاواتی است، چیزی که او معتقد است تا پایان برنامه توسعه در سال ۲۰۲۸ ۱۰۰% قابل دستیابی است. رئیسجمهور مسعود پزشکیان هدف بلندپروازانهتر ۳۰,۰۰۰ مگاوات را در چهار سال آینده تعیین کرده است، و در نشانهای از میزان حمایت سیاسی از انرژیهای تجدیدپذیر، پزشکیان در افتتاحیه یک نیروگاه بزرگ خورشیدی که توسط فولاد مبارکه راهاندازی میشود، شرکت کرد، که پس از بهرهبرداری کامل ۶۰۰ مگاوات انرژی خورشیدی تولید خواهد کرد.
انصاری میگوید وزارتخانه مصمم است به کاهش فلرینگ گاز، فرآیند هدررفت سوزاندن گاز در طول استخراج نفت، کمک کند. تنها در ایران، فلرینگ گاز سالانه ۳۸ میلیون تن گازهای گلخانهای منتشر میکند که تقریباً برابر با کل انتشار سالانه سوئد یا نروژ است.
اما سرعت تغییرات اقلیمی و به طور حیاتی، تأثیر آن بر خشکسالی، در نهایت ممکن است بسیار سریعتر از آنچه بتوان کنترل کرد، پیش رود.