خلاصه
- نخبگان روحانی به دنبال بازگشت به دیپلماسی با آمریکا برای جلوگیری از حملات ویرانگر بیشتر هستند.
- به گفته منابع داخلی، آیتالله خامنهای، رهبر عالی، از سرگیری گفتوگوی هستهای در بحبوحه اختلافات داخلی حمایت میکند.
- امتیاز دادن به خواسته ترامپ برای توقف هستهای، به رهبری جمهوری اسلامی آسیب جدی وارد میکند.
- خشم عمومی از تصور حکمرانی ناکارآمد، وخامت خاموشیها و کمبودها در حال افزایش است.
- با اشاره دولت به آمادگی برای تغییر کنترلشده، میانهروها دوباره در صحنه ظاهر شدهاند.
دبی، ۱۴ اوت (رویترز) - نخبگان مذهبی ایران که از جنگ و بنبست دیپلماتیک تضعیف شدهاند، در یک دوراهی قرار گرفتهاند: یا در برابر فشارها برای توقف فعالیتهای هستهای خود مقاومت کنند و خطر حملات بیشتر اسرائیل و آمریکا را بپذیرند، یا تسلیم شوند و خطر گسستگی در رهبری را به جان بخرند.
در حال حاضر، حکومت جمهوری اسلامی بر بقای فوری، بر استراتژی سیاسی بلندمدت تمرکز دارد.
یک آتشبس شکننده به جنگ ۱۲ روزه در ماه ژوئن پایان داد؛ جنگی که با حملات هوایی اسرائیل و سپس حملات آمریکا به سه تأسیسات هستهای ایران آغاز شد.
هر دو طرف اعلام پیروزی کردند، اما جنگ آسیبپذیریهای نظامی را آشکار کرد و تصویر بازدارندگی یک قدرت بزرگ خاورمیانه و دشمن منطقهای اصلی اسرائیل را خدشهدار ساخت.
سه منبع داخلی ایران به رویترز گفتند که نهاد سیاسی اکنون مذاکرات با آمریکا را - با هدف حل و فصل اختلاف چندین دههای بر سر جاهطلبیهای هستهای خود - تنها راه جلوگیری از تشدید بیشتر و خطر وجودی میدانند.
حملات به اهداف هستهای و نظامی ایران، که شامل ترور فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و دانشمندان هستهای نیز میشد، تهران را شوکه کرد. این حملات تنها یک روز قبل از آغاز دور ششم مذاکرات برنامهریزی شده با واشنگتن آغاز شدند.
در حالی که تهران، واشنگتن را به "خیانت به دیپلماسی" متهم کرد، برخی از نمایندگان تندرو مجلس و فرماندهان نظامی، مقامات حامی دیپلماسی با واشنگتن را سرزنش کردند و استدلال کردند که این گفتوگو یک "تله استراتژیک" بود که نیروهای مسلح را منحرف کرد.
با این حال، یک منبع سیاسی داخلی که مانند دیگران به دلیل حساسیت موضوع خواست نامش فاش نشود، گفت که رهبری اکنون به سمت مذاکرات متمایل شده است، زیرا "آنها هزینه رویارویی نظامی را دیدهاند."
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، روز یکشنبه گفت که از سرگیری مذاکرات با ایالات متحده "به معنای تسلیم شدن ما نیست" و خطاب به تندروهای مخالف دیپلماسی هستهای بیشتر پس از جنگ افزود: "نمیخواهید صحبت کنید؟ پس چه کاری میخواهید بکنید؟ ... آیا میخواهید (دوباره) به جنگ بروید؟"
اظهارات وی مورد انتقاد تندروها از جمله عزیز غنصری، فرمانده سپاه پاسداران، قرار گرفت که هشدار داد خواستههای سیاست خارجی نیاز به احتیاط دارد و اظهارات بیدقت میتواند پیامدهای جدی داشته باشد.
در نهایت، آیتالله علی خامنهای، رهبر عالی، حرف آخر را میزند. منابع داخلی میگویند که او و ساختار قدرت روحانی به اجماع رسیدهاند که مذاکرات هستهای را از سر بگیرند، زیرا آن را برای بقای جمهوری اسلامی حیاتی میدانند.
وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد که هیچ تصمیمی در مورد از سرگیری مذاکرات هستهای گرفته نشده است.
پویاییها و فشارهای خارجی
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل هشدار دادهاند که اگر ایران غنیسازی اورانیوم را از سر بگیرد، از حمله مجدد به ایران تردید نخواهند کرد. غنیسازی اورانیوم مسیری احتمالی برای توسعه تسلیحات هستهای است.
هفته گذشته، ترامپ هشدار داد که اگر ایران غنیسازی را علیرغم حملات ماه ژوئن به تأسیسات تولید اصلی خود از سر بگیرد، "ما برمیگردیم." تهران نیز با وعده تلافی قاطعانه پاسخ داد.
با این حال، تهران از حملات آتی میترسد که میتواند هماهنگی سیاسی و نظامی را مختل کند، و از این رو یک شورای دفاعی تشکیل داده است تا از تداوم فرماندهی اطمینان حاصل کند، حتی اگر رهبر ۸۶ ساله خامنهای مجبور به انتقال به مخفیگاهی دورافتاده برای جلوگیری از ترور شود.
الکس واتانکا، مدیر برنامه ایران در موسسه خاورمیانه در واشنگتن دیسی، گفت که اگر ایران بدون تضمینهای دیپلماتیک یا امنیتی به دنبال بازسازی سریع ظرفیت هستهای خود باشد، "حمله آمریکا-اسرائیل نه تنها ممکن است، بلکه تقریباً اجتنابناپذیر خواهد بود."
واتانکا اظهار داشت: "ورود مجدد به مذاکرات میتواند فرصت تنفس و کمک اقتصادی ارزشمندی برای تهران فراهم کند، اما بدون پاسخ متقابل سریع آمریکا، خطر واکنش شدید تندروها، عمیقتر شدن اختلافات نخبگان و اتهامات جدید تسلیم شدن را در پی دارد."
تهران بر حق خود در غنیسازی اورانیوم به عنوان بخشی از برنامه انرژی هستهای مسالمتآمیز خود اصرار دارد، در حالی که دولت ترامپ خواهان توقف کامل آن است؛ این نکته اصلی اختلاف در بنبست دیپلماتیک است.
تحریمهای سازمان ملل متحد تحت مکانیسم موسوم به "مکانیسم ماشه" (snapback)، که توسط سه قدرت اروپایی دنبال میشود، تهدید دیگری را در پی دارد، اگر تهران از بازگشت به مذاکرات خودداری کند یا هیچ توافق قابل تأییدی برای مهار فعالیتهای هستهای آن حاصل نشود.
تهران تهدید کرده است که از پیمان عدم اشاعه هستهای (NPT) خارج خواهد شد. اما منابع داخلی میگویند این یک تاکتیک فشار است، نه یک برنامه واقعبینانه؛ زیرا خروج از انپیتی به معنای رقابت ایران برای بمبهای هستهای و دعوت به مداخله آمریکا و اسرائیل خواهد بود.
یک دیپلمات ارشد غربی گفت که رهبران ایران بیش از هر زمان دیگری آسیبپذیر هستند، و هرگونه سرکشی قماری است که در زمان افزایش ناآرامیهای داخلی، قدرت بازدارندگی مختل شده و ناتوان شدن گروههای نیابتی ایران توسط اسرائیل در جنگهای سراسر خاورمیانه از سال ۲۰۲۳، میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.
اضطراب فزاینده
در میان ایرانیان عادی، خستگی از جنگ و انزوای بینالمللی عمیق است که با احساس فزایندهای از حکمرانی ناکارآمد همراه شده است. اقتصاد مبتنی بر نفت که قبلاً نیز تحت تأثیر تحریمها و سوء مدیریت دولتی فلج شده بود، اکنون تحت فشار فزایندهای قرار دارد.
خاموشیهای روزانه شهرهای سراسر کشور ۸۷ میلیون نفری را درگیر کرده و بسیاری از کسبوکارها را مجبور به کاهش فعالیت کرده است. سطح آب سدها به پایینترین حد خود رسیده و دولت نسبت به "بحران ملی آب" قریبالوقوع هشدار داده است.
بسیاری از ایرانیان – حتی آنهایی که با تئوکراسی شیعه مخالفند – در طول جنگ ژوئن از کشور حمایت کردند، اما اکنون با از دست دادن درآمد و سرکوب شدیدتر روبرو هستند.
علیرضا، ۴۳ ساله، یک تاجر مبلمان در تهران، گفت که در حال بررسی کاهش کسبوکار خود و جابجایی خانوادهاش به خارج از پایتخت است، زیرا از حملات هوایی بیشتر میترسد.
او با اشاره به انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ که سلطنت مورد حمایت غرب را سرنگون کرد، گفت: "این نتیجه ۴۰ سال سیاستهای شکستخورده است. ما کشوری غنی از منابع هستیم و با این حال مردم آب و برق ندارند. مشتریان من پولی ندارند. کسبوکار من در حال فروپاشی است."
حداقل ۲۰ نفر در سراسر ایران که تلفنی با آنها مصاحبه شد، احساس علیرضا را تأیید کردند؛ اینکه در حالی که اکثر ایرانیان جنگ دیگری نمیخواهند، اما اعتماد خود را به توانایی حکومت برای حکمرانی خردمندانه نیز از دست میدهند.
با وجود نارضایتی گسترده، اعتراضات گستردهای رخ نداده است. در عوض، مقامات تدابیر امنیتی را تشدید کرده، فشار بر فعالان دموکراسیخواه را افزایش داده، اعدامها را تسریع کرده و شبکههای جاسوسی مرتبط با اسرائیل را سرکوب کردهاند؛ این اقدامات به ترس از گسترش نظارت و سرکوب دامن زده است.
با این حال، میانهروهای کنار گذاشته شده پس از سالها محرومیت، دوباره در رسانههای دولتی ظاهر شدهاند. برخی تحلیلگران این را اقدامی برای آرام کردن اضطراب عمومی و نشان دادن امکان اصلاح از درون میدانند – بدون "تغییر رژیم" که سیاستهای اصلی را دگرگون کند.