این شاهدی آشکار از تهدیداتی است که سیاستمداران امروزی با آن روبرو هستند. هفته گذشته، هنگامی که کیت فوربس، معاون وزیر اول اسکاتلند، پس از سخنرانی در جشنواره «ادینبورگ فرینج» از سکو پایین آمد، مقامات امنیتی او را احاطه کرده و با شتاب به سمت اتومبیل برده و از میان جمعیت دور کردند. معترضان به دیدگاههای مذهبی او — که مخالف سقط جنین و ازدواج همجنسگرایان است — خواستار لغو این رویداد شده بودند. این رویداد با این حال ادامه یافت، اما پلیس هیچ خطری را نپذیرفت.
او آهی کشید و گفت: «من هرگز دوست ندارم چنین اتفاقاتی بیفتد. همیشه فکر میکنم که این به وجهه من لطمه میزند، اما این تصمیم من نیست.»
اما این دلیل تصمیم فوربس برای ترک زندگی سیاسی در اوج حرفهاش نیست. دوشنبه گذشته، دخترش نائومی سه ساله شد و فوربس احساس کرد که با یک انتخاب روبرو است: وظیفهاش در قبال خانواده یا شغلش. او خانواده را انتخاب کرد.
او گفت: «من دوست دارم فرزندان بیشتری داشته باشم، و در این باره آشکارا صحبت نکردهام، اما تصمیم گرفتم که نمیتوانم در حین انجام این کار، فرزندان بیشتری داشته باشم. من در انتخابات بعدی (سال آینده) ۳۶ ساله خواهم بود. [آن پارلمان] تا ۴۱ سالگی ادامه دارد. لازم نیست درس زیستشناسی در مورد معنای آن به شما بدهم، و نمیخواستم آنچه را که بر سر نائومی آوردم، بر سر فرزند دیگری بیاورم.»
او معتقد است که مادر بودن به همان اندازه مقام سیاسی اهمیت دارد.
او اظهار داشت: «من واقعاً احساس میکنم که مادری یک چیز بزرگ است، و تأکید زیادی بر اثبات این بوده که زنان میتوانند همه چیز را داشته باشند. اما اگر واقعاً میخواهید مادر باشید، و میخواهید بهترین کار خود را در مادری انجام دهید چه؟ در جامعه امروزی ما تمایل به این وجود دارد که بگوییم این یک شکست است، که شما مقام عالی را برای انجام کاری که جامعه آن را کوچک و ناچیز میبیند رها میکنید. و من اینگونه احساس نمیکنم. احساس میکنم این یک چیز بزرگ است، و من کار چندان خوبی در آن انجام نمیدهم. بنابراین میخواستم کار بهتری در آن انجام دهم.»
نمایندگی حوزه انتخابیه هایلندز او، که یکی از بزرگترین حوزهها در بریتانیا است، به این معنی بوده که هر هفته چهار ساعت از خانهاش در دینگوال به ادینبورگ و چهار ساعت بازگشت به خانه سفر کند. پارلمان یک مهدکودک دارد، اما فقط سه ساعت در روز در دسترس است (زمانی که فوربس نوزادش را داشت، فقط چهار ساعت در هفته بود — او این را تغییر داد، اما کافی نبود.) او به پرستاران کودک و دوستان خانوادگی متکی است، اما فشار در نهایت او را از پا درآورده است.
او گفت: «فکر میکنم همیشه غیرممکن بوده است. من وارد یک رقابت رهبری بسیار سخت شدم [باختن به حمزه یوسف در مارس ۲۰۲۳]. تازه از مرخصی زایمان برگشته بودم، سپس یک سال را در صندلیهای عقب گذراندم، که شاید فکر کنید آرامتر بود، و این درست است، اما هیچ کمکی را که با مقام وزارتی همراه است، نداشتم.»
«بنابراین ما با یک نوزاد در پشت ماشین، رانندگی میکردیم و من مجبور بودم در آن سال همه چیز را خودم انجام دهم. موقعیتهای زیادی وجود داشت که فکر میکردم فقط غیرممکن است، از نظر شرکت در تماسهای زوم با یک کودک یک ساله و سپس بازگشت به نقش معاون وزیر اول. آنقدر از خانه دور بودم که میتوانم یک کتابخانه از کتابها را با تعداد موقعیتهای نزدیک و لحظات حساس پر کنم که فقط ثانیهها با لغو چیزی فاصله داشتم.»
تصمیم او برای کنارهگیری، حامیان و کشور را متحیر کرده است. فوربس به عنوان ستارهای در SNP (حزب ملی اسکاتلند) شناخته میشود، یکی از معدود افراد در ردههای حزب با هوش تجاری و درک قوی از سیاست اقتصادی.
او تاریخ را در کالج سلوین، کمبریج، تحصیل کرد، پیش از آن که مدرک کارشناسی ارشد خود را در تاریخ دیاسپورا و مهاجرت از دانشگاه ادینبورگ کسب کند. او در سال ۲۰۱۱ به SNP پیوست و به عنوان محقق در پارلمان اسکاتلند کار کرد، پیش از آنکه حسابداری را آموزش ببیند و برای بانک بارکلیز کار کند. او به عنوان نامزد منطقه Skye, Lochaber & Badenoch انتخاب شد، در انتخابات ۲۰۱۶ شرکت کرد و اکثریت سلف خود را تقریباً دو برابر کرد.
نیکولا استورجن او را به عنوان وزیر مالیه عمومی منصوب کرد و هنگامی که وزیر مالیه در یک رسوایی جنسی استعفا داد، او بودجه را تنها با چند ساعت اطلاعرسانی ارائه داد.
در سن ۳۵ سالگی، بسیاری او را وزیر اول آینده میدانستند، و رابطه کاری نزدیک او با رئیسش، جان سوینی، برای چشمانداز حزب در انتخابات Holyrood سال آینده حیاتی تلقی میشد.
تعارض بین وفاداری به موکلان و مسئولیتهای خانوادگیاش، چیزی است که او به شدت احساس میکند. مارس گذشته، او دوباره نام خود را برای انتخاب به عنوان نامزد مطرح کرد «زیرا احساس میکردم با عدم کاندیداتوری، بسیاری را ناامید خواهم کرد». سپس، در طول تابستان، تعادل تغییر کرد.
او گفت: «ناگهان متوجه شدم که دیگر نمیخواهم پنج سال دیگر زیر بار سنگین انتظارات همه باشم. هیچ لذتی در این همه juggling بیوقفه وجود ندارد. و فکر میکنم باید از شغلتان لذت ببرید تا بتوانید آن را ادامه دهید.»
بصیرت او در هند به دست آمد، جایی که او و همسرش، Alasdair، که سه دختر از ازدواج قبلی خود دارد، در اوایل تابستان به آنجا سفر کردند.
فوربس بین هند و اسکاتلند تحصیل کرده است و در ۱۵ سالگی به آکادمی دینگوال بازگشت. والدین او مبلغانی برای کلیسای آزاد اسکاتلند در شبهقاره بودند و او در آنجا احساس راحتی میکند. او با بازدید از یتیمخانهای که توسط جامعه Deep Griha در نزدیکی پونا در غرب هند اداره میشود، ناگهان متوجه شد که این کودکان چه چیزی کم دارند و او چه چیزی برای ارائه دارد.
او میگوید: «برایم مهم نیست که دیگران چه میگویند – ما فقر مطلق را درک نمیکنیم. ما نمیفهمیم که کاملاً تنها و رها شدن چه حسی دارد. اینها کودکان حلبیآباد بمبئی بودند، پنج یا شش ساله با لباسهای نامناسب و کفشهایی دو برابر اندازه پاهایشان. این خیریه آنها را به روستا میبرد و به آنها آموزش میدهد – فقط یک زوج از ۴۰ یا ۵۰ کودک مراقبت میکنند.»
«احساس کردم که دخترم چه امتیاز ناعادلانهای دارد – و با این حال از آن بهرهای نمیبرد. و همین بود. من فقط عاشق این بودم که یک هفته را با خانوادهام بگذرانم، واقعاً عاشقش بودم، و به شدت تحت تأثیر این واقعیت قرار گرفتم که شما این امتیاز بزرگ را دارید و آن را به هدر میدهید، اگر این واژه خیلی تند نباشد.»
فوربس، عضوی از همان کلیسایی که والدینش نیز عضو آن بودند، انکار میکند که خصومت با دیدگاههای مذهبی محکم و محافظهکاری اجتماعی او، که به سختی با جریان اصلی چپگرای حزبش سازگار است، تأثیری در تصمیمش داشته است. در زمانی که او برای رهبری کاندید شد، حامیان استورجن علیه او فعالیت میکردند و حتی سوینی نیز اظهار داشت که برخی از اعتقادات او با سیاستهای حزب ناسازگار است.
او میگوید که رابطه با سوینی اکنون قوی و حمایتگر است. در مورد استورجن نیز، او هنوز نسخهای از خاطراتش را سفارش نداده است.
او گفت: «من در اوج طوفان کنارهگیری نکردم، زیرا وقتی اوضاع سخت میشود و در شرایط دشوار قرار میگیریم، عقبنشینی نمیکنم. حزب همچنان در مسیر پیروزی در انتخابات بعدی است. من حتی یک نظرسنجی را هم ندیدهام که نشان دهد من صندلیام را از دست خواهم داد. من به روش خودم، با شرایط خودم، و به دلایلی که توضیح دادم، میروم.»
او البته در مورد فضای سمیای که افراد دارای مناصب عمومی با آن روبرو میشوند، نگران است.
او اعتراف میکند: «در ده سال گذشته، چندین بار از ایمنی فیزیکی خود ترسیدهام. من در مورد آنها صحبت نمیکنم. گاهی اوقات گزارش میشوند، اما من به دلایل زیادی، از جمله اینکه هر چه بیشتر در مورد آن صحبت کنید، آگاهی بیشتری برای دیگران ایجاد میکند، در مورد آنها سروصدا نمیکنم. اما این نفرت است که من را خسته میکند.»
او اضافه کرد: «خیلی زود در ابتدای فعالیت سیاسیام فهمیدم که اگر بیش از حد به نظرات مردم اهمیت بدهید، زندگیتان مثل ترن هوایی خواهد بود – یک لحظه دوستداشتنی و لحظه بعد مورد نفرت. و اگر عشق آنها را باور کنید، باید نفرتشان را هم باور کنید.»
فوربس امیدوار است که به اندازه کافی تلاش کرده باشد تا دیگران را برای ورود به زندگی سیاسی تشویق کند. او گفت: «من بسیار مفتخرم که میراثی از خود برجای گذاشتم تا افراد بیشتری با دیدگاههای من حتی به فکر کاندیداتوری بیفتند – زیرا ترس تا حد زیادی سیاست ما را مشخص میکند.»
«مردم میترسند که اگر با جریان همراه نباشند، زیر چرخها له میشوند، و به همین دلیل به سیاست نزدیک نمیشوند. اما من از افرادی که میگویند «شما به من اعتماد به نفس دادید تا در یک مکان عمومی دهانم را باز کنم و دیدگاههایم، ایمانم و نظراتم را بیان کنم، و هرگز قبلاً این کار را نمیکردم»، بسیار تشویق میشوم.»
او امکان بازگشت به سیاست را در نقطهای دور از دسترس باقی میگذارد، اما در حال حاضر، خانواده در اولویت است.