داربست بر روی ساختمان مرکزی وزارت امور خارجه آمریکا در ۱۱ جولای دیده می‌شود.
داربست بر روی ساختمان مرکزی وزارت امور خارجه آمریکا در ۱۱ جولای دیده می‌شود.

اصلاحات وزارت امور خارجه ترامپ ضروری است

این تغییرات اولین گام برای جهت‌گیری مجدد این نهاد جهت مقابله با چالش‌های ژئوپلیتیکی امروز است

در ماه جولای، دولت ترامپ گسترده‌ترین سازماندهی مجدد وزارت امور خارجه ایالات متحده را در یک نسل به اجرا گذاشت و واکنش رسانه‌های جریان اصلی عمدتاً منفی بود. اما وزارت امور خارجه به شدت نیازمند اصلاحات بود. این سازماندهی مجدد اولین گام به سوی احیای وزارتخانه برای پیشبرد منافع ایالات متحده در دوران ژئوپلیتیک پرتنش‌تر است.

زمانی بود که وزارت امور خارجه سیاست ایالات متحده را برای مهم‌ترین چالش‌های جهانی تدوین و اجرا می‌کرد. برای مثال، تیم‌های افسانه‌ای برنامه‌ریزی سیاست در زمان جورج کنان و پاول نیتزه، مراکز فکری قدرتمندی بودند که اغلب استراتژی جنگ سرد ایالات متحده را هدایت می‌کردند.

اما طی دولت‌های متوالی، توسعه و اجرای استراتژی و سیاست توسط کارکنان شورای امنیت ملی (NSC) جذب شده، و وزارت امور خارجه را به مدیریت روابط خارجی (یعنی تعامل مستقیم با همتایان خارجی) و ایفای نقشی کوچک‌تر در فرموله کردن استراتژی و سیاست تنزل داده است. همانطور که یکی از مدیران سابق برنامه‌ریزی سیاست به من گفت: «حتی یک استخوان استراتژیک در کل این وزارتخانه وجود ندارد.»

با وجود این کاهش مسئولیت‌ها و اهمیت، اندازه وزارت امور خارجه در دهه‌های اخیر رشد کرده است.

به گفته یک مقام ارشد وزارت امور خارجه که با او صحبت کردم، نزدیک به پایان دولت جورج دابلیو بوش در سال ۲۰۰۸، ۶۲۱۶۵ کارمند در وزارتخانه وجود داشت. در دوران دولت اوباما، این تعداد ۲۳ درصد افزایش یافت و به ۷۷۰۲۱ نفر رسید. در دوره اول دولت ترامپ، تعداد کارکنان به ۷۶۳۱۷ نفر کاهش یافت، اما در دوران بایدن، دوباره ۵ درصد افزایش یافت و به تقریباً ۸۰۰۰۰ نفر رسید – بیش از ۲۵ درصد بیشتر از سال ۲۰۰۸.

با رشد وزارت امور خارجه، فرآیندهای سازمانی داخلی همگام نشدند. دفاتر و مناصب جدیدی ایجاد شد، مانند دفتر مسائل جهانی زنان در سال ۲۰۰۹ و دفتر تنوع و شمول در سال ۲۰۲۱ که مستقیماً به وزیر امور خارجه گزارش می‌دادند. مشاوران مدیریت گزارش داده‌اند که میانگین دامنه کنترل مدیران ارشد بین پنج تا ۱۰ گزارش مستقیم است، اما قبل از سازماندهی مجدد اخیر، ۲۵ رهبر وزارتخانه مستقیماً به وزیر امور خارجه مارکو روبیو گزارش می‌دادند.

این دامنه کنترل برای هر کسی غیرواقعی است، چه رسد به کسی که همزمان به عنوان مشاور امنیت ملی و آرشیو ملی نیز فعالیت می‌کند. این سازمان به ظاهر تخت، که در آن همه مستقیماً به وزیر امور خارجه گزارش می‌دهند، به طور منظم باعث بن‌بست می‌شد، زیرا یادداشت‌های عادی اغلب باید توسط تا ۱۰ دفتر – و غالباً توسط چندین نفر در هر دفتر – بررسی می‌شدند تا به دست وزیر برسند.

این چالش‌های مدیریتی واقعی سال‌هاست که توسط گروه‌های دوحزبی از کارشناسان و مقامات سابق مطرح شده است. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۷، مرکزی که من در شورای آتلانتیک مدیریت می‌کنم، گزارشی را درباره اصلاحات وزارت امور خارجه توسط یک گروه دوحزبی از کارشناسان سیاست خارجی منتشر کرد. از جمله توصیه‌های آن‌ها، «کاهش تعداد دفاتر و بخش‌ها با تجمیع و حذف وظایف» بود. آنها همچنین توصیه کردند که «تعداد لایه‌های تأیید، بررسی و تصویب به سه لایه کاهش یابد و تصمیم‌گیری به سطوح پایین‌تر سوق داده شود.» در مقدمه این گزارش، برنت اسکوکرافت، مشاور امنیت ملی دو دوره سابق، نوشت: «روحیه کارمندان وزارتخانه در طول سال‌ها به دلیل توجه نامنظم به اولویت‌های مدیریتی... و تجاوز به مأموریت اصلی آنها – به ویژه توسط کارکنان شورای امنیت ملی و وزارت دفاع – آسیب دیده است.»

مشکل برای افراد دانا در سیاست خارجی ایالات متحده آشکار بود، با این حال هیچ اقدامی صورت نگرفت.

حتی بدتر، افزایش پرسنل به حوزه‌های اولویت‌دار در وزارت امور خارجه هدایت نشد. جیمز ماتیس، وزیر دفاع سابق، به طور معروف گفت که اگر واشنگتن پول بیشتری برای وزارت امور خارجه هزینه نکند، آنگاه او مجبور خواهد شد گلوله‌های بیشتری بخرد. متأسفانه، بسیاری از رشد کارکنان به بخش‌های نوک‌پیکان – مانند افسران خدمات خارجی، کارشناسان منطقه‌ای و دیپلمات‌های میدانی که با همتایان خارجی تعامل دارند – اختصاص نیافت. بلکه، همانطور که در بالا ذکر شد، استخدام‌های جدید برای برنامه‌های کارکردی جدیدی اختصاص یافت که به مسائلی مانند حقوق بشر، تغییرات آب و هوایی، مهاجرت، مسائل زنان، امنیت غذایی و تنوع، برابری و شمول (DEI) می‌پرداختند.

این دفاتر اغلب دستورالعمل‌های بحث‌برانگیزی را به ضرر منافع اصلی ایالات متحده پیش می‌بردند و با تحمیل دیدگاه‌های پیشرو، که حتی در ایالات متحده به شدت مورد مناقشه هستند، بر جوامع سنتی در سراسر جهان، شرکای اصلی را بیگانه می‌کردند. به عنوان مثال، مقام ارشد وزارت امور خارجه که با او صحبت کردم، به من گفت که یکی از همکارانش از یک کشور حوزه خلیج فارس شکایت کرده است که وزارت امور خارجه در دولت بایدن به طور مداوم دولت او را در مورد اتحادیه‌سازی کارگران مهمان آزار می‌داده است. و دفتر امور سیاسی-نظامی ایالات متحده تعهد یک کشور به DEI را قبل از تأیید فروش تسلیحات به متحدان ارزیابی می‌کرد. آنها همچنین به من گفتند که پیشبرد DEI ۲۰ درصد کامل از امتیازات عملکرد کارمندان وزارت امور خارجه را تشکیل می‌داد – سطحی برابر با: رهبری، ارتباطات، تخصص و مدیریت. یک افسر جوان خدمات خارجی در یک پست خارج از کشور به من گفت که «اساساً هر کاری که تیم من انجام می‌داد، مربوط به DEI بود» تا همین اواخر.

روبیو ایده متفاوتی برای اداره وزارت امور خارجه دارد. او کار را با دیدگاهی روشن برای اصلاحات آغاز کرد که برگرفته از سال‌ها حضورش در کمیته روابط خارجی سنا بود. همانطور که وی در ماه ژانویه پس از تأیید به عنوان وزیر امور خارجه اظهار داشت: «من می‌خواهم وزارت امور خارجه در مرکز چگونگی تعامل آمریکا با جهان باشد – نه فقط در نحوه اجرای آن، بلکه در نحوه تدوین آن.»

او هم به عنوان وزیر امور خارجه و هم به عنوان مشاور امنیت ملی، در موقعیت بسیار خوبی برای بازتعادل نقش‌ها و مسئولیت‌های وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی قرار دارد. همانطور که وزارتخانه در حال ساده‌سازی و توانمندسازی است، شورای امنیت ملی نیز در حال تعدیل اندازه است. فلسفه این سازماندهی مجدد، تقویت دیپلماسی ایالات متحده با بازگرداندن قدرت به پست‌های خارج از کشور و دفاتر منطقه‌ای، و همچنین کاهش ناکارآمدی‌ها در دفاتر کارکردی و تک‌موضوعی در یک ستاد مرکزی بزرگ است.

به گفته این مقام ارشد، ۸۲ درصد از اخراج‌ها مربوط به کارمندان دولت در واشنگتن بوده و هیچ یک از افسران خدمات خارجی که در خارج از کشور خدمت می‌کردند، اخراج نشده‌اند. این اقدام به تجمیع دفاتر اضافی، مانند سه واحد جداگانه که به تحریم‌ها اختصاص داشتند، منجر شد. بسیاری از دفاتر مربوط به مسائل عملکردی خاص تعطیل شدند، اما مأموریت‌های عملکردی حفظ و به دفاتر منطقه‌ای منتقل شدند که کار واقعی مدیریت روزانه شراکت‌ها را انجام می‌دهند. اداره امور سیاسی، که شامل معاونت‌های وزیر برای مناطق اصلی مانند اروپا، خاورمیانه و هند-اقیانوسیه است، عمدتاً از این کاهش‌ها در امان ماند. دفاتر جداگانه نیز ساده‌سازی شدند و تعداد گزارش‌های مستقیم وزیر کاهش یافت.

گزارش‌های رسانه‌ها کاهش مشاغل را که قرار بود دیپلماسی ایالات متحده را «از بین ببرند»، دراماتیک جلوه دادند، اما کاهش تقریباً ۳۰۰۰ موقعیت از ۸۰۰۰۰ کارمند، یک تعدیل متوسط بود. این صرفاً بازگشت به سطوح کارکنان دوران اولین دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ بود.

برخی ممکن است کارکنان بیشتر را به معنای دیپلماسی بیشتر بدانند، اما سازمانی ناکارآمد که بیش از حد بر مسائل اشتباه تمرکز دارد، به ایالات متحده در رقابت قدرت‌های بزرگ با چین کمک نخواهد کرد.

گزارش‌های رسانه‌ای این تصور را ایجاد کردند که سازماندهی مجدد و اخراج‌ها بدون مشورت کافی به سرعت انجام شده است، اما به گفته منبع من، تیم روبیو از ماه ژانویه مشاوره‌ها را در این زمینه آغاز کرد. تا ماه آوریل، رهبری وزارت امور خارجه برنامه‌ای را برای کاهش تقریباً ۱۵ درصدی کارکنان اعلام کرد. سپس از مقامات ارشد و باسابقه خواسته شد تا توصیه‌های خود را در مورد چگونگی ساده‌سازی دفاتر خود ارائه دهند. رهبری وزارتخانه بیش از ۶۵۰ نظر را در کانال اعتراض بررسی و به آنها پاسخ داد – بسیاری از آنها از اصلاحات حمایت می‌کردند – و در جلسات توجیهی و استماع کنگره در مورد سازماندهی مجدد شرکت کرد. یک کارگروه بیش از ۲۰ بار تشکیل جلسه داد و بازخورد کارکنان باسابقه، کنگره و دفاتر وزارتخانه را مورد بررسی قرار داد. وزارت امور خارجه تمام الزامات قانونی را رعایت کرد، با نیروی کار خود ارتباط برقرار کرد و ماه‌ها برای درست انجام شدن این سازماندهی مجدد تلاش کرد.

همه چیز به طور کامل بی‌نقص نبود. برخی از افراد با عملکرد بالا که اتفاقاً در زمان و مکان نامناسبی قرار داشتند، اخراج شدند، در حالی که برخی از افراد با عملکرد ضعیف توانستند شغل خود را حفظ کنند، اما حفاظت‌های خدمات مدنی فدرال امکان انجام سازماندهی مجدد به روشی دیگر را غیرممکن ساخت. مطابق با قانون فدرال، دفاتر و وظایف حذف شدند، نه افراد.

به طور خلاصه، دولت ترامپ اکنون فرآیند سازماندهی مجدد وزارت امور خارجه را مطابق با چالش‌های کنونی ایالات متحده آغاز کرده است. با وجود یک جنگ بزرگ در اروپا، درگیری‌ها در خاورمیانه و افزایش تجاوزات چین در منطقه هند-اقیانوسیه، بدیهی است که تلاش برای تقویت دیپلماسی ایالات متحده در زمان بسیار مناسبی صورت گرفته است.

این مطلب بخشی از پوشش جاری نشریه FP از دولت ترامپ است. برای پیگیری، اینجا را دنبال کنید.