در حالی که تصاویر غزویان سوءتغذیه کرده، رسانههای جهان را فرا گرفته است، فشار بر اسرائیل نه تنها برای افزایش چشمگیر عرضه غذا و پایان دادن به درگیریها، بلکه برای پذیرش کشور مستقل فلسطینی شدت میگیرد. در طول تقریباً دو سال گذشته، دهها هزار نفر کشته شدهاند؛ حماس نابود نشده است؛ گروگانها همچنان در اسارت هستند: دولت یهودی در حال تبدیل شدن به یک کشور مطرود جهانی است.
اما با تشدید محکومیتهای بینالمللی – تحریمهای تسلیحاتی، احکام بازداشت، تحریمهای فرهنگی – اسرائیل نه تنها در برابر این فشارها مقاومت میکند، بلکه در حال بازتعریف خود است. این کشور که زمانی یک پایگاه سکولار محاصره شده با اقتصادی کشاورزی بود، به یک ابرقدرت خاورمیانه تبدیل شده است: یک قدرت نظامی و اطلاعاتی تهاجمی با تولید ناخالص داخلی سرانه بالاتر از بریتانیا، یک دولت قوممذهبی فزاینده پوپولیست با اخلاق امنیتی بیامان.
دن مریدور، که در زمان نخستوزیر بنیامین نتانیاهو به عنوان وزیر خدمت کرده است، میگوید: "اسرائیل در حال یک تغییر عمیق است، تغییری که در بسیاری از کشورها دیده میشود – ظهور پوپولیسم." وی افزود: "در اینجا یک مسئله اضافی وجود دارد – ما با ظهور کسانی روبرو هستیم که برای آنها صهیونیسم نه یک جنبش انسانی برای احیای ملی، بلکه فرایندی از رستگاری الهی است."
اقدامات اسرائیل در سال گذشته تعادل استراتژیک منطقه را به شدت تغییر داده است. اسرائیل در مواجهه با خصومتهای مورد حمایت ایران از منابع متعدد، رهبران حزبالله لبنان را از بین برد و بیشتر موشکهای دوربرد آن را منهدم کرد، نیروی هوایی خود را بر فراز یمن برای حمله به حوثیها فرستاد و برنامههای هستهای و موشکی بالستیک ایران را به شدت آسیب رساند. این کشور سایتهای نظامی در سراسر سوریه را نابود کرد و نیروهای خود را در آنجا و در لبنان مستقر کرد. در کرانه باختری، جایی که 3 میلیون فلسطینی زندگی میکنند، اسرائیل توسعه گسترده شهرکسازیهای یهودی را تأیید کرده است، و در غزه، کمکها را برای ماهها مسدود کرده است، که به طور گستردهای نقض قوانین بینالمللی محسوب میشود.
در روزهای آینده، انتظار میرود دولت نتانیاهو در مورد اینکه آیا غزه را به طور کامل اشغال خواهد کرد، تصمیم بگیرد. رسانههای اسرائیلی گزارش میدهند که تصرف تدریجی احتمالی است، که از داخل و اطراف شهر غزه آغاز شده، صدها هزار ساکن را جابجا کرده و ماهها طول خواهد کشید. این حرکتی است که کشورهای بسیاری – و بسیاری از اسرائیلیها – را که به آن میگویند جنگ را متوقف کند، بیش از پیش از خود دور خواهد کرد، در حالی که سازمان ملل هشدار میدهد که این منطقه در آستانه قحطی قرار دارد. اما مهمترین حامی نتانیاهو – دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده – به نظر نمیرسد که مخالفتی داشته باشد. همانطور که مایک هاکابی، سفیر او در اورشلیم، روز چهارشنبه به بلومبرگ گفت، ترامپ "به حق اسرائیل برای انجام آنچه برای محافظت از خود، بازگرداندن گروگانها و پایان دادن به این وضعیت لازم است، احترام میگذارد."


یک سال پیش، اسرائیل آسیبپذیرتر به نظر میرسید. اما کمپینهای نظامی متعدد آن از آن زمان تاکنون، نتانیاهو را وادار کرده است که بارها تأکید کند کشورش "چهره خاورمیانه را تغییر میدهد." او هیچ نشانهای از توقف نشان نمیدهد.
این اعتماد به نفس در طول دو دهه گذشته در حال شکلگیری بوده، اما در ماههای اخیر شدت یافته است. این امر رویکرد این کشور به درگیریها و تعاملش با جهان فزاینده انتقادی را دگرگون میکند. سؤال این نیست که آیا نتانیاهو در برابر فشارهای بینالمللی مقاومت میکند، بلکه این است که چگونه دولتی که هم اینقدر قدرتمند و هم اینقدر درگیر است، در سالهای آینده این دو وضعیت را با هم آشتی خواهد داد.
گیل تالشیر، استاد علوم سیاسی در دانشگاه عبری اورشلیم، گفت: "تنش شدیدی بین تسلط نظامی اسرائیل و تصاویر قحطی در غزه وجود دارد." "قحطی میتواند بر این تسلط غلبه کند."
بیشتر بخوانید: چگونه غزه به یک بحران گرسنگی تبدیل شد، توضیح داده شده است
اما در حالی که بخش زیادی از جهان از رفتار اسرائیل در غزه وحشتزده است، بیشتر اسرائیلیها میگویند که ناراحت نیستند. یک نظرسنجی از ماه گذشته نشان میدهد که 79 درصد از یهودیان اسرائیلی میگویند که از وقایع غزه چندان آشفته یا اصلاً آشفته نیستند. اعتراضات هفتگی در اسرائیل بر بازگرداندن گروگانها تمرکز دارد تا نگرانی برای غیرنظامیان فلسطینی.
عدم تقارن که ویژگی رابطه اسرائیل و فلسطین است – یک ابرقدرت هستهای ثروتمند در برابر یک شبهنظامی کوچک بدون دولت، شکوه جهان اولی تلآویو در تضاد با گرسنگی در غزه – حمایت بینالمللی از اسرائیل را بیشتر تضعیف کرده است.

وزارت بهداشت غزه، که توسط حماس اداره میشود، میگوید تعداد کشتهشدگان از 61000 نفر گذشته است، شامل تعداد زیادی زن و کودک.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، در اظهارات خود در 22 ژوئیه، ضمن محکوم کردن "بیتوجهی کامل به – و حتی نقض آشکار – قوانین بینالمللی" گفت: "ما نیازی به نگاه کردن به دورتر از صحنه وحشتناک در غزه نداریم – با سطحی از مرگ و ویرانی که در دوران اخیر بیسابقه است." او افزود: "سوءتغذیه در حال افزایش است. قحطی در هر خانهای را میکوبد."
حتی ترامپ هفته گذشته گفت که "گرسنگی واقعی" در غزه وجود دارد. اسرائیل این موضوع را تکذیف میکند، اما گفت که جریان غذا را افزایش خواهد داد، در حالی که آنچه را برای محافظت از خود لازم است انجام میدهد، از جمله جلوگیری از تشکیل هرگونه کشور فلسطینی – حتی غیرنظامی شده.
بیشتر بخوانید: آیا فلسطین یک کشور است؟ اگر کشورها آن را به رسمیت بشناسند چه معنایی دارد؟
اسرائیل میگوید که این امر به حماس پاداش میدهد تا اینکه درمانی برای آن باشد، با وجود مواضع 150 کشور – از جمله، در روزها و هفتههای اخیر، متحدان دیرینه مانند فرانسه، بریتانیا و کانادا، که گفتهاند ممکن است کشور فلسطین را در نشست سازمان ملل در سپتامبر به رسمیت بشناسند.
مسیر اسرائیل بازتاب آنچه در ترکیه رخ داده است، است. ترکیه نیز وجود خود را به عنوان جامعهای به شدت سکولار که توسط نخبگان غربی اداره میشد، آغاز کرد و در سالهای اخیر به پوپولیسم مذهبی تسلیم شد. در هر دو کشور، احزاب و ایدئولوژیهای بنیانگذار از طریق انتخابات دموکراتیک جایگزین شدهاند. سالهاست که نگرانیهایی درباره خطر دموکراسی ترکیه وجود دارد و اکنون همین وضعیت برای اسرائیل نیز صادق است.
مریدور، وزیر سابق، گفت: "صهیونیسم یک جنبش مذهبی نبود – اعلامیه استقلال اسرائیل برابری اعراب و آزادی مذهب را تضمین میکند." "اکنون ما عناصر افراطی داریم که میخواهند ارزشهای دموکراتیک را با تفسیری افراطی از مذهب جایگزین کنند."
نتیجه آن تنش داخلی با لیبرالهای سکولار است که اقتصاد اسرائیل را به اوجهای جدیدی رساندهاند و مدتهاست که ارتش آن را رهبری میکنند. به عنوان نشانهای از این شکاف، گروهی از مقامات ارشد امنیتی سابق اکنون خواستار پایان جنگ در غزه هستند.
اما 7 اکتبر – زمانی که شبهنظامیان حماس حمله کردند، 1200 نفر را کشتند و 250 نفر را ربودند – و پیامدهای آن، نه تنها اسرائیل را نظامیتر کرد، بلکه فلسطینیها را نیز به همین سمت سوق داد و جذب میانهروهای اسرائیلی را دشوارتر کرد. حماس، که توسط بسیاری از کشورهای غربی یک گروه تروریستی محسوب میشود و وجود اسرائیل را رد میکند، امروز به طور مداوم از جنبش میانهروتر فتح در میان فلسطینیان در نظرسنجیها پیشی میگیرد. خودداری حماس از خلع سلاح به عنوان بخشی از هرگونه توافق آتشبس نیز به تثبیت افکار عمومی در اسرائیل کمک کرده است.

غازی حمد، مقام ارشد حماس، در الجزیره در ماه جاری گفت: "ما از طریق 7 اکتبر ثابت کردیم که اسرائیل را میتوان شکست داد." "سلاحها چیزی هستند که مسیر تاریخ را تغییر دادند، معادله موجود را تغییر دادند و اعلام کردند که یک ملت فلسطینی وجود دارد، ملتی که باید به رسمیت شناخته شود."
علیرغم حمایت جهانی از راهحل دو کشوری – که زمانی اکثریت بزرگی از اسرائیلیها و فلسطینیان از آن حمایت میکردند – امروز، اکثریت هر دو جمعیت آن را رد میکنند و هر یک میگویند که هیچ کس در طرف دیگر خواهان صلح نیست. یک نظرسنجی اخیر Pew نشان میدهد که تنها 21 درصد از اسرائیلیها فکر میکنند که دو کشور میتوانند با هم همزیستی کنند، در مقایسه با 40 درصد از فلسطینیان در نظرسنجی ماه می توسط مرکز سیاستگذاری و پژوهشهای نظرسنجی فلسطین.
بیست سال پیش، در اقدامی که به طور گسترده به عنوان گامی به سوی همزیستی پذیرفته شد، آریل شارون، نخستوزیر وقت، تمام 8000 شهرکنشین یهودی را از غزه و تمام نیروهای اسرائیلی را از آنجا خارج کرد و قدرت را به تشکیلات خودگردان فلسطین سپرد. در انتخابات پارلمانی سال 2006، حماس پیروز شد و نیروهایش کودتای خشونتآمیزی را اجرا کردند. از آن زمان تاکنون در آنجا حکومت میکند.
بیشتر بخوانید: ریشههای جنگ اسرائیل و حماس را درک کنید
امروز، اسرائیلیها با تأسف به گذشته نگاه میکنند، و اکثریت قاطع در نظرسنجیها میگویند که خروج از غزه اشتباه بود. جناح راست افراطی خواهان بازسازی شهرکهای یهودی در آنجاست و دو نفر از متحدان راست افراطی نتانیاهو – بتسلئل اسموتریچ، وزیر دارایی، و ایتامار بنگویر، وزیر امنیت ملی – خود شهرکنشینانی در کرانه باختری هستند که تلاشهای توسعهطلبانه را رهبری کرده و خواستار اسکان مجدد غزه شدهاند.

در همین حال، چپ اسرائیلی – که از راهحل دو کشوری حمایت میکند، با اشغال کرانه باختری مخالف است و خواهان حمایت بیشتر از تشکیلات خودگردان فلسطین است – به اقلیت متمایزی تبدیل شده است. حزب کارگر، که اسرائیل را برای نیمه اول حیاتش اداره میکرد، از بین رفته است – جانشین آن امروز حدود 10 درصد در نظرسنجیها رأی دارد.
در حالی که بخش زیادی از جهان نسبت به اسرائیل انتقادی شده و دولت آن به طور فزایندهای به پایگاه راستگرای خود وابسته است، نتانیاهو حتی بیشتر به رابطه خود با ترامپ و ارتباطات کشورش با راست آمریکایی تکیه کرده است.
این امر به او جسارت داده است تا سیاستهای تهاجمیتری را دنبال کند، از جمله بمباران ایران در ماه ژوئن، اما حمایت ایالات متحده به هیچ وجه جهانی نیست. یک نظرسنجی CNN از ماه گذشته نشان میدهد که تنها 23 درصد از آمریکاییها از اقدامات نظامی اسرائیل در غزه حمایت میکنند، از جمله تنها 7 درصد از دموکراتها و 1 نفر از هر 10 بزرگسال زیر 35 سال. حتی برخی از سیاستمداران برجسته راستگرا نیز حمایت ایالات متحده را زیر سؤال میبرند، و مارجری تیلور گرین، وفادار به ترامپ، تا جایی پیش رفته که وضعیت در غزه را "نسلکشی" توصیف کرده است. اگر بادهای سیاسی در ایالات متحده دوباره تغییر کنند، این میتواند برای اسرائیل ویرانگر باشد.
ایتان گیلبوآ، کارشناس روابط ایالات متحده و اسرائیل در دانشگاه بار-ایلان در خارج از تلآویو، گفت: "نتانیاهو صرفاً روی حمایت جمهوریخواهان قمار کرده و دوحزبی بودن را کنار گذاشته است، که به طرز وحشتناکی خطرناک است."
امروز، سربازان ذخیره خستهاند، برخی از متخصصان با موفقیت بالا به کشورهای آرامتر مهاجرت میکنند، جنگها بودجه ملی را تحت فشار قرار دادهاند و اصطکاک با حریدیها بر سر خدمت سربازی جوانانشان در حال افزایش است.
در حالی که سهام اسرائیل و ارز آن در ماههای اخیر رشد چشمگیری داشتهاند، میانهروها و حتی محافظهکاران از قدرت رو به رشد راست افراطی ناامید هستند، که این خود شواهدی دیگر از شکاف بین قدرت و آسیبپذیری اسرائیل است. دولت در حال اتخاذ تصمیمات حیاتی است در حالی که از حمایت مردمی محدودی برخوردار است – برای بیش از دو سال، به طور مداوم نتوانسته است اکثریت آرا را در نظرسنجیها به دست آورد، و اعتماد به نتانیاهو در حدود 40 درصد است.
بیشتر تحلیلها درباره دلایل طولانی شدن جنگ غزه میگوینند که نتانیاهو از آن برای جلوگیری از زندان رفتن و مسدود کردن تحقیقات در مورد شکستهایی که منجر به حمله حماس شد، استفاده کرده است. به گفته این تحلیلها، تا زمانی که او در قدرت باشد، میتواند سیستمی را که او را به اتهام فساد محاکمه میکند، دستکاری کرده و از تحقیقات رسمی درباره شکستهای 7 اکتبر جلوگیری کند. برای انجام این کار، او بر خلاف قضاوت بهتر خود عمل میکند و شرکای راست افراطی خود را با رد آتشبس و هر چیزی جز پیروزی کامل، آرام میکند.

اما نتانیاهو، بسیاری از وزرای ارشد او و بخشی از مردم، حمله حماس را بخشی از یک حمله گستردهتر به رهبری ایران به موجودیت اسرائیل میدانند. آنها معتقدند که اسرائیل نمیتواند متوقف شود مگر اینکه حماس را هم به خاطر خودش و هم برای ارسال پیامی سازشناپذیر به دشمنانش نابود کند.
ران درمر، وزیر امور استراتژیک و نزدیکترین مشاور نتانیاهو، اخیراً در پادکستی درباره حماس گفت: "آنها نمیتوانند کنترل غزه را در دست داشته باشند. این حداقل است. شما 7 اکتبر را انجام دادید، غزه را از دست دادید. وقتی نوههایمان را از وحشتهای آن روز تعریف کنیم، آنها خواهند دانست که حماس غزه را از دست داد. این چیزی است که باید اتفاق بیفتد."
درمر از استفاده از آنچه متفقین به رهبری ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم در آلمان و ژاپن انجام دادند، به عنوان الگویی برای آینده غزه و جنبش فلسطین – رادیکالزدایی بلندمدت با کمک قدرتهای خلیج فارس – دفاع میکند.
نظرسنجیها نشان میدهد اسرائیلیها به شدت مشتاق بازگرداندن گروگانهای باقیمانده – 20 نفر زنده، 30 نفر کشته – هستند. با این حال، برخی از جناح راست، از جمله وزرای عالیرتبه، میگویند که 20 گروگان اهمیت دارند، اما نه به قیمت 10 میلیون اسرائیلی دیگر.

یک عامل نامعلوم در پیشبینی آینده جنگ، ترامپ است، که اتحاد نزدیکش با نتانیاهو به او نفوذ خاصی میبخشد. اگر او تصمیم بگیرد که جنگ باید پایان یابد، این میتواند اسرائیل را متقاعد کند که پیروزی را اعلام کرده و ادامه دهد. تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است.
این امر نوعی حمله جدید اسرائیل به غزه و اشغال آن را محتمل میسازد، هرچند که حرکتی بسیار بحثبرانگیز است. یک نظرسنجی اخیر نشان میدهد که نیمی از کشور با الحاق هر بخشی از غزه مخالف هستند، و 39 درصد موافق. اگر نیروها در غزه گیر افتاده و تعداد زیادی از آنها کشته شوند، تقریباً قطعی است که نتانیاهو در انتخابات بعدی سال 2026 شکست خواهد خورد.
برای اسرائیلیها، پیروزیهای سال گذشته حس شدید آسیبپذیری ناشی از حمله حماس را کاهش داده است. اما این حس به طور کامل از بین نرفته است – به همین دلیل است که بسیاری از مردم آینده را همراه با هوشیاری بیشتر و ادامه نبرد میبینند.
یک درس کلیدی که اسرائیل از 7 اکتبر گرفته است، حفاظت از مرزهای خود نه تنها از داخل بلکه از خارج برای جلوگیری از هجوم شبهنظامیان است. اکنون این کشور نیروهایی در داخل لبنان، سوریه و غزه و همچنین کرانه باختری مستقر کرده است. این نوع رویکرد، منطقه را به شدت خشمگین میکند.
دینا اسفندیاری، مسئول بخش ژئواکونومیک خاورمیانه در بلومبرگ اکونومیکس، گفت: "سیاست 'دفاع رو به جلو' جدید اسرائیل یک قمار خطرناک است که حتی معدود دوستان منطقهای آن را به عنوان تهدیدی بزرگتر برای ثبات نسبت به ایران میبینند."
مقامات اسرائیلی با این نظر مخالف هستند و میگویند هرچه اسرائیل قویتر باشد، احترام بیشتری کسب میکند.
درمر در یک پادکست در ماه ژوئیه گفت: "در خاورمیانه، اگر ضعیف باشید، مانند لاشه جادهای هستید." "تنها راه صلح از طریق قدرت است."