بیلبوردهایی با پرتره ژنرال‌های کشته شده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حسین سلامی (چپ)، محمد باقری (وسط) و غلامرضا مهرابی، که در حملات اخیر اسرائیل به شهادت رسیدند، در تهران، ۹ ژوئیه ۲۰۲۵ (خبرگزاری فرانسه)
بیلبوردهایی با پرتره ژنرال‌های کشته شده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حسین سلامی (چپ)، محمد باقری (وسط) و غلامرضا مهرابی، که در حملات اخیر اسرائیل به شهادت رسیدند، در تهران، ۹ ژوئیه ۲۰۲۵ (خبرگزاری فرانسه)

«ایلی کوهن‌ها در ایران»: چگونه جنگ اسرائیل نفوذ عمیق و شکاف‌های اطلاعاتی را آشکار کرد

حمله غافلگیرکننده، وسعت شبکه‌های پنهان موساد و میزان آسیب‌پذیری‌های داخلی تهران را آشکار ساخت

هنگامی که اسرائیل در ماه ژوئن حمله ۱۲ روزه غافلگیرکننده‌ای را به ایران آغاز کرد، تهران و جهان بهت‌زده شدند. کمتر کسی چنین اقدامی را پیش‌بینی می‌کرد، به ویژه در حالی که ایران مشغول مذاکرات حساس هسته‌ای با ایالات متحده بود.

منابع آگاه به میدل ایست آی گفتند که چند کشور به مقامات ایرانی در مورد تحرکات مشکوک اسرائیل هشدار داده بودند. با این حال، با وجود افزایش سطح هشدار، تهران در نهایت با وقوع حمله غافلگیر شد.

ماهیت حمله و سهولتی که با آن انجام شد، شوک بزرگی را در میان نهادهای سیاسی و امنیتی ایران ایجاد کرد. در پشت پرده، اعتقاد بر این است که عوامل مخفی موساد، خبرچینان حقوق‌بگیر، و شبکه‌ای از عاملان – که بسیاری از آنها ظاهراً در میان مهاجران افغان نفوذ کرده‌اند – این حملات را تسهیل کرده‌اند.

یک منبع ایرانی از جناح محافظه‌کار به میدل ایست آی گفت که اسرائیل مدت‌هاست عوامل خود را در ایران مستقر کرده و تحرکات مقامات را زیر نظر داشته است. این منبع افزود که یک سری حملات سایبری به بانک‌ها و نهادهای دولتی ایران ممکن است داده‌های شخصی – از جمله شماره تلفن‌ها و آدرس‌های افراد رده بالا و خانواده‌هایشان – را به خطر انداخته و راه را برای نفوذ عمیق‌تر هموار کرده باشد.

این منبع خاطرنشان کرد: «برخی ایلی کوهن‌ها هم در داخل جمهوری اسلامی وجود داشته‌اند»، با اشاره به جاسوس بدنام اسرائیلی اعدام‌شده در سوریه.

تصویری از زنان ایرانی در تهران، ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵
تصویری از سوگواری عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در کنار تابوت فرمانده سپاه پاسداران، حسین سلامی، در مراسم تشییع جنازه دولتی در میدان انقلاب تهران، ۲۸ ژوئن ۲۰۲۵
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در کنار تابوت فرمانده سپاه پاسداران، حسین سلامی، در مراسم تشییع جنازه دولتی در میدان انقلاب تهران، ۲۸ ژوئن ۲۰۲۵ (خبرگزاری فرانسه)
تصویری از مردم که شعله‌های آتش ناشی از حمله اسرائیل به انبار نفت شاران را در تهران، ۱۵ ژوئن ۲۰۲۵، تماشا می‌کنند

کوهن‌ها

در سال ۲۰۲۱، محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور اسبق ایران، علناً فاش کرد که رئیس بخش اسرائیل در وزارت اطلاعات ایران در واقع عامل موساد بوده است و بعداً دستگیر شد.

احمدی‌نژاد در آن زمان پرسید: «چطور ممکن است بالاترین مقام مسئول پیگیری جاسوسان اسرائیلی، خودش جاسوس باشد؟ آیا اصلاً تصور می‌شود که یک نفر به تنهایی و بدون هیچ نظارت یا تیمی، عملیات اسرائیل را در ایران هدایت می‌کرده است؟»

تنها چهار روز پس از آغاز جنگ، در ۱۷ ژوئن، اسرائیل عالی‌رتبه‌ترین افسر نظامی ایران، علی شادمانی، که فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیا – عملاً مرکز فرماندهی جنگ کشور – را بر عهده داشت، به شهادت رساند.

دختر شادمانی به رسانه‌های ایرانی گفت: «پدرم در درگیری مستقیم با رژیم صهیونیستی به شهادت رسید.»

«بسیاری تصور می‌کنند او در یک حمله هوایی تصادفی کشته شد، اما او در یک عملیات هدفمند ترور شد.»

او افزود که پس از شهادت پدرش، رسانه‌های عبری‌زبان، کشته شدن «فرمانده جنگ» و «نزدیک‌ترین چهره نظامی به رهبر معظم انقلاب» را جشن گرفتند.

افشاگری‌های بیشتری از سوی فیاض زاهد، عضو شورای رسانه دولت، در یک مصاحبه تلویزیونی صورت گرفت.

زاهد به سه حادثه جداگانه اشاره کرد تا آنچه را که وی نفوذ عمیق اسرائیل در نهادهای امنیتی ایران توصیف کرد، برجسته سازد.

در مورد اول، او گفت که حسین سلامی، فرمانده سپاه پاسداران، در ساعت ۱:۳۰ بامداد ۱۳ ژوئن، اولین روز جنگ، به پیمان جبلی، رئیس سازمان صدا و سیما، هشدار داده بود که اسرائیل قصد حمله در همان شب را دارد. سلامی تنها ۹۰ دقیقه بعد در یک حمله اسرائیلی به شهادت رسید، که نشان می‌دهد مقامات ارشد ایرانی ممکن است از حمله قریب‌الوقوع مطلع بوده‌اند اما نتوانسته‌اند – یا موفق نشده‌اند – از آن جلوگیری کنند.

در مورد دیگری، زاهد پرسید چه کسی محمد کاظمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، را به ساختمانی هدایت کرده بود که دو روز بعد مورد حمله اسرائیل قرار گرفت، و به این معنا اشاره کرد که عوامل موساد عمداً او را به دام انداخته بودند.

زاهد همچنین به حادثه سومی اشاره کرد که در آن نُه ژنرال سپاه پاسداران در ستاد مشترک گرد آمده بودند. او گفت که به نظر می‌رسد اسرائیل از قبل از این جلسه مطلع بوده و منتظر رسیدن ژنرال دهم مانده و سپس حمله را آغاز کرده است.

او گفت: «این ادعا که نه نفر در جلسه‌ای در ستاد مشترک گرد آمده بودند، و عملیات تنها پس از تأخیر یک نفر آغاز شد، موضوع پیش‌پاافتاده‌ای نیست.»

«وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه باید تحقیقات جدی و کاملی را انجام دهند. بدون ریشه‌یابی مشکل، تضمینی نیست که دوباره اتفاق نیفتد. مقصران ممکن است هنوز سر جای خود باشند و آماده‌اند تا کاری را که شروع کرده‌اند، به پایان برسانند.»

یک نقطه ضعف کلیدی، به گفته افراد مطلع، ورود مهاجران غیرقانونی افغان به ایران بوده است.

یکی از منابع دولتی گفت: «افغان‌ها در ایران جاسوس اسرائیل نیستند، اما تعداد زیاد افراد فاقد مدرک که به صورت غیرقانونی وارد کشور شدند، به ویژه پس از به قدرت رسیدن طالبان، فرصت بزرگی برای اطلاعات اسرائیل ایجاد کرد.»

تصمیم ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور اسبق، برای باز کردن مرزهای ایران در آن زمان، اکنون با نگاهی به گذشته، یک اشتباه امنیتی بزرگ تلقی می‌شود.

این منبع افزود که برخی از مهاجران افغان ناخواسته توسط عوامل اسرائیلی پول دریافت می‌کردند تا قطعاتی را که بعدها در حملات پهپادی از داخل خاک ایران استفاده شد، سرهم کنند.

او گفت: «آنها نمی‌دانستند برای چه کسی کار می‌کنند – فقط دستورات را دنبال می‌کردند.»

نفوذ از درون

یک مقام امنیتی سابق به میدل ایست آی توضیح داد که چگونه اسرائیل تقریباً دو دهه پیش با بهره‌برداری از «آسیب‌پذیری‌های ایدئولوژیک» در سیستم، شروع به نفوذ در زیرساخت‌های اطلاعاتی ایران کرد.

او به انتخاب احمدی‌نژاد در سال ۲۰۰۵ به عنوان نقطه عطفی اشاره کرد.

او گفت: «آن دوره شاهد گسست در دستگاه اطلاعاتی بود. بسیاری از کارشناسان باتجربه که در طول دهه ۱۹۸۰ تجربه کسب کرده بودند، کنار گذاشته شدند. نسل جدیدی – فاقد تجربه میدانی – مسئولیت را بر عهده گرفتند. این موضوع ما را به طور قابل توجهی تضعیف کرد.»

او افزود که اوایل دهه ۲۰۰۰ همچنین شاهد گسترش پایگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل در کشورهای همسایه بود.

پس از اعتراضات جنبش سبز در سال ۲۰۰۹ – که توسط تندروها «فتنه» نامیده شد – بسیاری از افراد با نشان دادن وفاداری به رهبر معظم انقلاب و خصومت با اعتراضات، به سرعت در رده‌های امنیتی پیشرفت کردند.

این منبع گفت: «این فضا احتمالاً به عوامل خارجی اجازه داده است که بدون شناسایی در سیستم ارتقاء یابند.»

او همچنین از تغییر ایدئولوژیک در تمرکز امنیتی ایران انتقاد کرد: «هرچه سیستم ایدئولوژیک‌تر شد، بیشتر به سرکوب زنان بی‌حجاب و مخالفان به جای جاسوسان خارجی اولویت داد.»

این منبع خاطرنشان کرد: «ظهور نهادهای امنیتی موازی و رقیب، چشم‌انداز اطلاعاتی را بیشتر تکه‌تکه کرده و منجر به سردرگمی داخلی و تداخل در حوزه اختیارات شد.»

پیامدها و سوءظن

در هفته‌های پس از جنگ، وزارت اطلاعات بیانیه‌ای صادر کرد و اعلام کرد که توطئه‌های ترور ۲۳ مقام ارشد را خنثی کرده و ۲۰ عامل موساد را دستگیر کرده است.

در همین حال، یک نام در ذهن افکار عمومی ظاهر شده است: علی شمخانی، رئیس سابق شورای عالی امنیت ملی ایران و مشاور رهبر معظم انقلاب، که در ابتدا گمان می‌رفت در یک حمله اسرائیلی کشته شده است. او بعداً در تلویزیون دولتی بدون آسیب ظاهر شد و مدعی شد که ساعت‌ها زیر آوار گیر کرده بود – بیانیه‌ای که به شایعات و سوءظن‌ها دامن زد.

«هرچه سیستم ایدئولوژیک‌تر شد، بیشتر به سرکوب زنان بی‌حجاب و مخالفان به جای جاسوسان خارجی اولویت داد.»

- یک مقام امنیتی سابق

غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده سابق مجلس، گفت: «من با دقت به چهره او در تلویزیون نگاه کردم. هیچ نشانه‌ای از اینکه سه ساعت زیر آوار گیر کرده باشد، وجود نداشت.»

احمد بخشایش اردستانی، نماینده مجلس، با اشاره به گمانه‌زنی‌ها گفت: «ابهامات جدی در مورد پرونده آقای شمخانی وجود دارد. برخی ادعا می‌کنند پسرش قبل از شروع حمله به او هشدار داده بود که ساختمان را ترک کند.»

قابل ذکر است که دو نفر از دستیاران شمخانی در دهه گذشته به اتهام جاسوسی برای اسرائیل دستگیر شده‌اند.

با فرونشستن غبار از جنجالی‌ترین عملیات اسرائیل در سال‌های اخیر، رهبران اطلاعاتی و سیاسی ایران با فشار فزاینده‌ای مواجه هستند تا در مورد آنچه بسیاری اکنون آن را نفوذی عمیق و طولانی‌مدت می‌دانند – نفوذی که شاید هنوز پایان نیافته باشد – پاسخگو باشند.