
«چرا از همین حالا شب شده است؟ چرا خانهمان فروریخت؟ چه اتفاقی افتاد؟» این سردرگمی میکو ناکامورا، پنجساله، لحظاتی پس از افتادن اولین بمب اتمی در ساعت 8:15 صبح روز 6 اوت 1945، که در روایت کلاسیک جان هرسی، هیروشیما، آمده است، تا حد زیادی سردرگمی امروز ما نیز هست. ... بیش از همه، ما شگفتزدهایم که چرا رهبران امروز کارهای بیشتری برای جلوگیری از وحشتی بزرگتر از هیروشیما انجام نمیدهند؛ در واقع، به رهبری دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا که تاریخ را لگدمال میکند، آنها احتمال وقوع این فاجعه را بیشتر میکنند.
مایکل هیرش از فارین پالیسی این کلمات را پنج سال پیش به مناسبت هفتاد و پنجمین سالگرد پرتاب اولین بمب اتمی توسط ایالات متحده بر ژاپن نوشت. پنج سال بعد، در دومین دوره ریاستجمهوری ترامپ، تحلیل هیرش همچنان به همان اندازه مرتبط است. این نسخه از فهرست مطالعه به بازبینی میراث بمبها در هشت دهه گذشته میپردازد و آنچه را که جهان از فجایع هستهای سال 1945 آموخته و آنچه را که نیاموخته است، بررسی میکند.

تأثیر هیروشیما
سالها پس از افتادن اولین بمب هستهای، ما سپاسگزاریم که دوباره اتفاق نیفتاده است، از اینکه اتفاق نیفتاد شگفتزدهایم، و از اینکه ممکن است هنوز اتفاق بیفتد، وحشتزدهایم، مایکل هیرش مینویسد.

قوانین هستهای آمریکا همچنان اجازه یک هیروشیمای دیگر را میدهند
آدام ماونت مینویسد: رهبران ایالات متحده باید مسئولیت جنایات هستهای گذشته را بپذیرند.

توهم خطرناک تسلیم بیقید و شرط ژاپن
مارک گالیچیو مینویسد: برای دههها، سیاست خارجی ایالات متحده به دلیل نحوه پایان جنگ جهانی دوم به شدت تحریف شده است.

بمباران فراموش شده
ریچارد آوری مینویسد: هشتاد سال پس از آن، تمرکز بر بمبهای اتمی، تأثیر حمله هوایی به توکیو را نادیده میگیرد.
سایه بلند آزمایش ترینیتی اوپنهایمر
جک دچ مینویسد: سلاحهای هستهای امروزی خالق جهانهای ویرانگر را به وحشت میاندازند.