وزارت دادگستری ایالات متحده اخیراً آنچه را که خود تصاویر خام شب مرگ جفری اپستین در سال ۲۰۱۹ توصیف کرده بود، منتشر کرد. هنگامی که دروو مههروترا از وایرد فراداده (متادیتای) ویدیو را بررسی کرد، متوجه شد که این ویدیو در واقع تغییر یافته است. در قسمت امروز، ما به یافتههای دروو و معنای آن میپردازیم.
موارد ذکر شده در این قسمت:
- ویدیوی زندان جفری اپستین افبیآی تقریباً ۳ دقیقه بریده شده داشت، نوشته دروو مههروترا
- فراداده نشان میدهد که ویدیوی «خام» زندان جفری اپستین افبیآی احتمالاً تغییر یافته است، نوشته دروو مههروترا
میتوانید مایکل کالور را در بلواسکای با نام کاربری @snackfight، لورن گود را در بلواسکای با نام کاربری @laurengoode، و کیتی دراموند را در بلواسکای با نام کاربری @katie-drummond دنبال کنید. برای ما به آدرس [email protected] بنویسید.
چگونه گوش دهیم
همیشه میتوانید پادکست این هفته را از طریق پخشکننده صوتی در این صفحه گوش دهید، اما اگر میخواهید برای دریافت هر قسمت بهصورت رایگان مشترک شوید، روش آن به شرح زیر است:
اگر از آیفون یا آیپد استفاده میکنید، برنامه Podcasts را باز کنید یا فقط روی این لینک ضربه بزنید. همچنین میتوانید برنامهای مانند Overcast یا Pocket Casts را دانلود کرده و عبارت "uncanny valley" را جستجو کنید. ما در اسپاتیفای نیز حضور داریم.
متن رونویسی شده
توجه: این یک متن رونویسی شده خودکار است که ممکن است حاوی خطا باشد.
مایکل کالور: سلام به همه، من مایک هستم. قبل از شروع، میخواهم از فرصت استفاده کنم و به شما یادآوری کنم که ما میخواهیم از شما بشنویم. آیا سؤالی در مورد هوش مصنوعی، سیاست یا حریم خصوصی دارید که ذهن شما را مشغول کرده است، یا فقط موضوعی که آرزو میکردید در برنامه درباره آن صحبت کنیم؟ اگر چنین است، میتوانید به آدرس [email protected] برای ما بنویسید. و اگر به قسمتهای ما گوش میدهید و از آنها لذت میبرید، لطفاً به برنامه امتیاز دهید و در برنامه پادکست مورد علاقه خود نظر بگذارید. این واقعاً به دیگران کمک میکند ما را پیدا کنند. حال همه شما این هفته چطور است؟
کیتی دراموند: من خوبم. در حال ریکاوری از یک تعطیلات هستم. با خانوادهام به دیترویت، میشیگان رفتم. اگر تا به حال زمانی را در دیترویت نگذراندهاید، آن را به عنوان یک مقصد تعطیلاتی به شدت توصیه میکنم، که ممکن است بسته به نوع تعطیلاتی که دوست دارید، شما را شگفتزده کند. اما اگر دوست دارید زمانی را در شهرهای جالب با غذاهای عالی بگذرانید، میتوانید مدتی را در دیترویت بگذرانید. عالی بود. پس من خوبم. از تعطیلات برمیگردید و از همه چیز متنفر میشوید، و من در آن مرحله هستم، اما از آن خارج خواهم شد. خوب خواهم شد.
لورن گود: آیا هدف تعطیلات این نیست که کمی آرامش و دیدگاه به شما بدهد تا از همه چیز متنفر نباشید؟
کیتی دراموند: لورن، این نوع تعطیلاتی نیست که من میگذرانم. و -
لورن گود: اوکی. باید شما را به یک آبگرم (اسپا) بفرستیم.
مایکل کالور: خب، دیترویت به خاطر پیتزایش، به خاطر پیتزای مربعیاش معروف است. چه رتبهای دارد؟
لورن گود: و ماشینهایش.
مایکل کالور: بله، و ماشینهایش، اما واقعاً، ما بیشتر نگران پیتزا هستیم.
کیتی دراموند: ماشین، عالی، جادههای عالی. دو بار پیتزا خوردیم. شب اول پیتزای دیترویتی خوردیم. منظورم این است که خوشمزه است. من آن را بسیار سنگین میدانم. من دوست دارم پیتزا را زیاد بخورم، بنابراین میخواهم ۳، ۴، ۵ تکه پیتزا بخورم. با این پیتزا نمیتوانید این کار را بکنید. منظورم را میفهمید؟
مایکل کالور: بله.
کیتی دراموند: بنابراین به نظرم کمی ناامیدکننده است، اما خوب است، فقط خیلی سنگین است.
لورن گود: کیتی، یک سؤال بسیار مهم از شما دارم.
کیتی دراموند: اوکی.
لورن گود: آیا پیتزای خود را با چنگال میخورید؟
کیتی دراموند: خیر.
لورن گود: خدا را شکر، اوکی.
کیتی دراموند: شما چطور؟
لورن گود: ما آن را حل کردهایم. میتوانیم ادامه دهیم.
کیتی دراموند: قطعاً نه.
لورن گود: اوکی. نه.
کیتی دراموند: نه، هیچ شانسی نیست.
لورن گود: همانطور که جان استوارت زمانی گفت، "آن را تا میکنی و میخوری."
کیتی دراموند: بله.
دروو مههروترا: من معمولاً مال خودم را به یک کره کوچک تا میکنم و کلش را برمیدارم و مستقیم در دهانم میگذارم.
لورن گود: این را دوست دارم. این صدایی که به تازگی به پادکست ما پیوست، کیست؟
دروو مههروترا: منم، دروو هستم.
لورن گود: او متخصص نظریههای توطئه ماست.
مایکل کالور: این برنامه دره نامتعارف وایرد است، برنامهای درباره افراد، قدرت و نفوذ سیلیکون ولی. امروز، نوارهای زندان جفری اپستین. احتمالاً شنیدهاید که وزارت دادگستری ایالات متحده و اداره تحقیقات فدرال (افبیآی) تقریباً ۱۱ ساعت فیلم از دوربین بیرون سلول اپستین منتشر کردهاند. این نوار مربوط به شب قبل از پیدا شدن او مرده در سلولش در سال ۲۰۱۹ بود. وقتی این فیلم عمومی شد، ما در وایرد بلافاصله آن را تحلیل کردیم و دریافتیم که تغییر یافته و تقریباً سه دقیقه از آن بریده شده است. دروو مههروترا از وایرد و کارشناسان مستقل پزشکی قانونی ویدیو، فراداده (متادیتای) فیلم را بررسی کردند و دریافتند که احتمالاً با استفاده از نرمافزار ویرایش ویدیوی ادوبی پریمیر تغییر یافته است. این خبر منجر به سیل گمانهزنیها در سراسر اینترنت در مورد معنای این ویرایشها، اگر اصلاً معنایی داشته باشند، شد. ما به بررسی معنای این موضوع و اینکه چرا پرونده اپستین نقطه جدایی شگفتانگیزی برای پایگاه راستگرای ترامپ شده است، خواهیم پرداخت. من مایکل کالور هستم، مدیر فناوری مصرفکننده و فرهنگ در وایرد.
لورن گود: من لورن گود هستم، خبرنگار ارشد در وایرد.
کیتی دراموند: و من کیتی دراموند هستم، مدیر تحریریه جهانی وایرد.
مایکل کالور: ما همچنین بسیار خوششانسیم که امروز همکارمان از وایرد، که این فیلم تازه منتشر شده را خودش تحلیل کرده است، با ما در برنامه حضور دارد. لطفاً به دروو مههروترا خوشآمد بگویید.
دروو مههروترا: سلام، ممنون که من را دعوت کردید.
مایکل کالور: خب، بیایید با این شروع کنیم که اصلاً چرا این ویدیو منتشر شد. تقریباً شش سال از مرگ جفری اپستین میگذرد، مگر نه؟
لورن گود: بله، همینطور است. جفری اپستین در اوت ۲۰۱۹ درگذشت و تقریباً از همان ابتدا مرگ او به همه این نظریههای توطئه دامن زد، تا حدی به دلیل ارتباطات بسیار برجسته او. او به دوستی و شراکت تجاری با افراد مشهور و مقامات عالیرتبه و حتی فناوران معروف بود. همچنین به دلیل ماهیت انفجاری اتهامات قاچاق جنسی که اپستین با آنها روبرو بود. بنابراین همه اینها عناصری را داشت که اینترنت برای دامن زدن به یک نظریه توطئه بزرگ نیاز دارد. اکنون، یکی از عناصری که به این نظریهها دامن زد، این واقعیت بود که تقریباً در زمانی که اپستین با خودکشی درگذشت، در دوربینهایی که او در آنجا نگهداری میشد، در مرکز اصلاح و تربیت متروپولیتن، اختلالی رخ داد. حدود نیمی از دوربینهای آنها کار نمیکردند، هیچ یک از آنها دید واضحی از در سلول اپستین نداشتند. این قبلاً توسط وایرد گزارش شده است. و مردم گمانهزنی کردهاند که این زمانی بود که او میتوانست کشته شود، اگرچه هیچ مدرکی برای این موضوع وجود ندارد.
کیتی دراموند: و بعداً بیشتر در مورد این صحبت خواهیم کرد، اما این موضوع همچنان در فضای آنلاین زنده و پویا است، زیرا ترامپ و متحدانش واقعاً از این نظریههای توطئه، همه نظریهها درباره اپستین و آنچه در آن زندان برای او اتفاق افتاد، در طول مبارزات انتخاباتی استفاده کردند. بنابراین، ترامپ قول داد که در مبارزات انتخاباتی برای دوره دوم ریاستجمهوری خود، افشاگریهای انفجاری ادعایی را در مورد آنچه واقعاً هنگام مرگ اپستین در بازداشت در سال ۲۰۱۹ رخ داد، و "فهرست مشتریان" ادعایی اپستین را منتشر خواهد کرد. بنابراین برای ماهها قبل از یادداشت مشترکی که وزارت دادگستری و افبیآی هفته گذشته منتشر کردند، پم باندی، دادستان کل، قول داده بود که سوابق مربوط به اپستین را منتشر کند. بنابراین، برخی از آنها به آرامی منتشر شدهاند، و این آخرین ویدیو که دروو در مورد آن گزارش میدهد، جدیدترین بخش از این روند انتشار است. بنابراین، این واقعاً چگونگی رسیدن ما به اینجا است.
مایکل کالور: بله. خب دروو، شما چگونه به تحلیل این فیلم پرداختید و چگونه به این نتیجه رسیدید که این ویدیو در واقع همان فیلم خام که توصیف شده بود، نیست؟
دروو مههروترا: بله، دوشنبه هفته گذشته، وزارت دادگستری و افبیآی دو ویدیو منتشر کردند، و تقریباً بلافاصله گمانهزنیهایی در مورد دستکاری شدن یا نشدن این ویدیوها مطرح شد. بنابراین من خواستم به خود فایلها نگاه کنم و نه به نوعی پخش ویدیو، بلکه فراداده (متادیتای) ویدیو را بررسی کنم تا بفهمم آیا چیزی در آن وجود دارد که بتواند سرنخی برای دستکاری شدن آن بدهد. این کاری است که من اغلب انجام میدهم زیرا به عنوان یک روزنامهنگار، اغلب اسناد درز یافته یا هک شده را بررسی میکنید تا ببینید آیا با آنها دستکاری شده است یا خیر. بنابراین اولین قدم دانلود هر دو نسخه از ویدیوی منتشر شده توسط افبیآی، یعنی نسخه به اصطلاح خام و سپس نسخه بهبود یافته، بود. آنها گفتند که همراه با ویدیوی خام، ویدیویی را منتشر کردهاند که دارای برخی بهبودها بوده که به تحلیلگران آنها کمک کرده تا به این نتیجه برسند که اپستین در واقع خودکشی کرده است. بنابراین در مجموع، هر ویدیو حدود ۲۱ گیگابایت حجم داشت. من هر دو فایل را از طریق این ابزار تحلیل فراداده اجرا کردم و به چیزی که فراداده XMP نامیده میشود نگاه کردم، که اساساً دادهای است که توسط نرمافزار روی یک فایل هنگام دستکاری آن تعبیه میشود. بنابراین با نگاه کردن به آن دادهها، خیلی سریع مشخص شد که این یک خروجی مستقیم از یک سیستم نظارتی نیست، همانطور که افبیآی در یادداشت خود توصیف کرده بود. در عوض، فراداده نشان داد که ویدیو از دو کلیپ مجزا، دو فایل MP4 مختلف، با استفاده از ادوبی پریمیر مونتاژ شده است. حتی نام فایلها را در فراداده ذکر میکند. بنابراین این فایلها در بخش فرادادهای به نام "ingredients" (مواد تشکیلدهنده) فهرست شدهاند که پریمیر نحوه ردیابی مواد منبع مورد استفاده در یک پروژه را نشان میدهد. و در آن فراداده، همچنین دیدیم که پروژه چندین بار ذخیره شده و نشانگرها و نظرات داخلی باقیماندهاند که احتمالاً برای علامتگذاری فعالیت در طول بررسی استفاده شدهاند. بنابراین، همه اینها برای جریانهای کاری ویدیوی ویرایش شده استاندارد است، اما واقعاً با توصیف وزارت دادگستری از این به عنوان ویدیوی خام در تضاد است. این خام نیست، به صورت دستی ویرایش و به عنوان ترکیبی از دو ضبط ویدیویی مختلف به هم پیوسته شده است.
کیتی دراموند: در بستر یک اشتباه غیرضروری، این واقعاً برای من عجیب است. و چطور هیچ کس در وزارت دادگستری یا افبیآی فکر نکرد که اوه، شاید کسی به فراداده نگاه خواهد کرد؟ این یک سوال بسیار واضح است، اما سپس دروو، در یک نکته فنیتر، اگر کسی چنین آیندهنگری داشته باشد، اگر فکر کند، خب، فراداده به این فایلها پیوست خواهد شد، و کسی میتواند به آن نگاه کند، گزینههای آنها چیست؟ آیا کاری هست که بتوانید برای پاک کردن فراداده در فایلهای ویدیویی مانند اینها انجام دهید، کاری که احتمالاً میتوانستند انجام دهند اگر نمیخواستند یک خبرنگار مزاحم مانند شما به دنبال چیزی بگردد یا کاوش کند تا ببیند چه چیزی در آنجا بوده است؟
لورن گود: او این را با نهایت محبت میگوید، دروو.
کیتی دراموند: البته. شما برای من مزاحم نیستید، اما قطعاً الان برای آنها مزاحم هستید.
دروو مههروترا: بله، قطعاً احساس میکنم که الان برای آنها بسیار مزاحم هستم. بله، کارهای زیادی وجود دارد که میتوانید برای پاک کردن فراداده از یک فایل قبل از بارگذاری آن در جایی برای دانلود و بازرسی توسط کسی انجام دهید. در واقع، این نوعی رویه استاندارد در سراسر اینترنت است. فکر میکنم اکثر پلتفرمهای رسانههای اجتماعی، وقتی عکسی را از آیفون یا اندروید خود بارگذاری میکنید، قبل از قرار دادن آن در اینستاگرام یا هر جای دیگر، فراداده را پاک میکنند. و این همچنین رویه استاندارد برای خبرنگاران است که اگر اسنادی را دریافت کنیم و بخواهیم بخشهایی از اسناد را منتشر کنیم اما نه تمام آنها را، فراداده را پاک میکنیم تا مطمئن شویم هیچ چیز در فایل نمیتواند به منبع ما بازگردد. بنابراین این رویه استاندارد است و رک و راست بگویم، کمی شگفتآور است که افبیآی این کار را انجام نداد. با این حال، به لحاظ پزشکی قانونی نیز، میتوانید دنیایی را ببینید که در آن بخواهید فراداده را نگه دارید تا به مردم نشان دهید، یا به یک قاضی نشان دهید، به وکلا نشان دهید دقیقاً چه کسی قبل از انتشار عمومی یک فایل را دستکاری کرده است. به این ترتیب یک نوع زنجیره نگهداری وجود دارد تا مطمئن شوید که مدارک دستکاری نشدهاند. بنابراین، من میتوانم ببینم که هر دو روش کار میکند، اما به نظر میرسد که هیچ یک از این موارد اتفاق نیفتاده است.
مایکل کالور: آیا میدانیم چه کسی این فایل را دستکاری کرده است؟
دروو مههروترا: بله، تا حدی. میدانیم که این فایل توسط یک کاربر ویندوز با نام "MJ Cole" ویرایش شده است. فکر میکنم این یک نام کاربری جزئی است، نه یک نام کاربری کامل، اما شخصی به نام "MJ Cole" و شاید یک نام خانوادگی طولانیتر، فرض میکنم.
مایکل کالور: درست است.
لورن گود: و ما میدانیم، این نام را داریم چون این شخص کسی است که به دستگاه وارد شده است؟ این نامی است که به مجوز ادوبی پیوست شده است؟ از کجا میدانیم که این واقعاً همان شخص است؟ چون میتوانست فقط یک ویرایشگر ویدیوی دیگر باشد که به دستگاه شخص دیگری وارد شده است.
دروو مههروترا: نه، نکته خوبی است. باید بگویم که میدانیم حساب کاربری که فایل را باز و ویرایش کرده، MJ Cole بوده است. اینکه آیا شخص دیگری در آن زمان از آن کامپیوتر ویندوز استفاده میکرده است یا خیر، تنها با فراداده برای من غیرممکن است.
لورن گود: دروو، اگر درست فهمیده باشم، بعد از اینکه وایرد جمعه گذشته گزارشش را درباره شواهدی که نشان میداد ویدیو ویرایش شده است، منتشر کرد، چند روز بعد، دادستان کل باندی این را اینطور توضیح داد که در چرخه روزانه سیستم نظارتی در مرکز اصلاح و تربیت متروپولیتن ایرادی وجود دارد. او گفت که از هر شب ضبط، یک دقیقه گم شده است، که به نظر توضیحی کاملاً قابل قبول میآید. اما متأسفانه، آنها قبلاً با ادعای خام بودن فیلم در حالی که خام نبود، به خود ضربه زدهاند. و اکنون، این گزارش جدیدی که شما در وایرد منتشر کردهاید، میگوید در واقع، این تفاوت سه دقیقهای نیز وجود داشت. این واقعاً فقط به نظریههای توطئه بیشتری دامن خواهد زد، درست است؟
دروو مههروترا: بله. بنابراین، برای اینکه کمی به عقب برگردم، زمانی که دادستان کل باندی در مورد دقیقه گم شده اظهارنظر کرد، این در پاسخ به گزارش وایرد نبود، بلکه در پاسخ به یک دقیقه گم شده بسیار واضح بود که اینترنت آن را پیدا کرد و بلافاصله به آن چسبید و یک خبرنگار در مورد آن از او سؤال پرسید. اما آنچه امروز پیدا کردیم، نوعی زیر سؤال بردن توضیح دقیقه گم شده است. آنچه پیدا کردیم این است که اولین کلیپ که فیلم کامل "نظارت خام ویرایش نشده" را تشکیل میدهد، که از دو کلیپ تشکیل شده است، طول کلی آن کلیپ چهار ساعت و ۱۹ دقیقه است، اما خروجی نهایی تنها چهار ساعت و ۱۶ دقیقه از آن را استفاده کرده است. بنابراین سه دقیقه فیلم گم شده در پایان آن کلیپ اول وجود دارد. و اتفاقاً این ویرایش تقریباً دقیقاً قبل از دقیقه گم شدهای که پم باندی توصیف کرد، انجام شده است. درست است؟ بنابراین ما نمیدانیم در آن سه دقیقه باقیمانده چه چیزی وجود دارد، اما شاید آن دقیقه گم شده باشد، شاید هم نباشد. مشکل این است که وزارت دادگستری چیزی به ما نگفته است.
مایکل کالور: پس اگر درست شنیده باشم، کلیپ اول تا بعد از نیمهشب ادامه دارد، و کلیپ دوم از نیمهشب شروع میشود. و وقتی آنها ویرایش را انجام دادند، طوری ویرایش کردند که کلیپ اول در ۱۱:۵۹ شب به پایان برسد. بنابراین آنها دقیقه گم شده را معرفی کردند، احتمالاً، یا فرصتی برای بریدن در نیمهشب و عدم انتشار ویدیویی که یک دقیقه گم شده داشت، داشتند، و از آن فرصت استفاده نکردند؟
دروو مههروترا: بله، نمیخواهم اینجا به توطئه بپردازم. پس نمیدانیم در سه دقیقه آخر کلیپی که بریده شد، چه چیزی وجود دارد. درست است؟ نمیدانیم آیا شامل فیلمهایی از ۱۰ آگوست روز بعد میشد، یا اینکه بعد از دقیقه گم شده بریده شد و فقط سکوت بود یا چیزی که باید بریده میشد زیرا یک مصنوع از یک دوربین نظارتی قدیمی بود. ما فقط نمیدانیم، و اینها همه سؤالاتی هستند که ما به وزارت دادگستری ارائه دادیم و آنها پاسخ ندادند.
لورن گود: دروو، شگفتانگیزترین واکنشی که از زمانی که داستانهای شما منتشر شده، در اینترنت دریافت کردهاید چه بوده است؟ آیا همه توطئهگراها الان سیگنال شما را پر کردهاند؟
دروو مههروترا: بله، من یک صندوق ورودی بسیار فعال هم در سیگنال و هم در ایمیل دارم.
لورن گود: اوه، خدا.
دروو مههروترا: و برای همه کسانی که به من ایمیل میزنند، در آنجا نکات واقعاً خوبی وجود دارد. در واقع، این داستان دوم در مورد برش سه دقیقهای، از یک نکته شروع شد. یک نفر گفت: "شما باید این جنبه از فراداده را بررسی کنید." بنابراین نکات واقعاً خوبی در صندوق ورودی من وجود دارد، اما تعداد زیادی توطئه نیز هست، و این چیزی است که وقتی درباره اپستین گزارش میدهید، اتفاق میافتد. و فکر میکنم با جدیت تمام، حجم پاسخها در اینجا نشان میدهد که چقدر اعتماد کمی به نهادها در حال حاضر وجود دارد. درست است؟ خلاء خیلی سریع پر میشود وقتی کوچکترین بویی از تناقض در پروندهای مانند پرونده اپستین وجود دارد، جایی که مردم از قبل فکر میکنند داستان کاملاً جور در نمیآید.
مایکل کالور: درست است. خب، دروو، از اینکه آمدید و در مورد گزارش خود در این داستان به ما گفتید، بسیار متشکرم.
دروو مههروترا: خب، ممنون از دعوتتان.
مایکل کالور: یک استراحت کوتاه خواهیم داشت، اما وقتی برگشتیم، در مورد اینکه چرا نوارهای زندان اپستین به یک مسئله جنجالی برای یک گروه خاص، یعنی حامیان ترامپ، تبدیل شده است، صحبت خواهیم کرد. در ابتدای گفتگویمان، درباره اینکه چرا پرونده اپستین به منبع بیپایان نظریههای توطئه تبدیل شده است، صحبت میکردیم، اما چه کسی در این لحظه بیشتر در این نظریههای توطئه سرمایهگذاری کرده است؟
کیتی دراموند: اوه، خب، تعجبی ندارد، بخش قابل توجهی از پایگاه راستگراست. بنابراین، با رهبری شخصیتهای کلیدی جنبش MAGA، مردم این ادعاهای بیاساس را مطرح کردهاند که اپستین به قتل رسیده و «بازیگران دولت پنهان» لیبرال در دولت اساساً این کار را برای پنهان کردن نام مشتریانش و تمام فعالیتهای جنایتکارانه وحشتناک آنها انجام دادهاند. بنابراین من در مورد افرادی مانند استیو بنن، لورا لومر صحبت میکنم. لورا، از اینکه گزارش ما را در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشتید، بسیار سپاسگزاریم، ما واقعاً از افزایش بازدیدهایی که از آن دریافت کردیم، قدردانی میکنیم. بنابراین اینها همان مظنونین همیشگی هستند. احتمالاً همانهایی هستند که انتظار دارید اگر به دنیای MAGA توجه زیادی میکنید. اما هفته گذشته تغییری رخ داد، هنگامی که وزارت دادگستری و افبیآی یادداشتی را منتشر کردند که در آن اعلام شد این ویدیوها منتشر خواهند شد، و به خصوص این یک ویدیو. این یادداشت همچنین نتیجه گرفت که تحقیقات آنها در پرونده اپستین رسماً بسته شده و هیچ خطایی یافت نشد. این یادداشت همچنین بیان کرد که فهرست مشتریان اپستین که باندی گفته بود در فوریه روی میز اوست، در واقع وجود ندارد. بسیار خاص. بنابراین، همانطور که احتمالاً میتوانید حدس بزنید، چهرههای MAGA به این اطلاعیهها روی خوش نشان ندادند. و حامیان ترامپ منتظر نوعی پیشرفت، نوعی افشاگری توطئهآمیز در این ماجرا بودند. و بنابراین آنها واقعاً سوخت این نظریه توطئه را فراهم کردند که اکنون نمیتوانند آن را خاموش کنند و واقعاً در حال خارج شدن از کنترل است.
مایکل کالور: و این جالب است، زیرا دنیای MAGA و برند ترامپ واقعاً در نظریههای توطئه رشد میکند و مدتهاست چنین بوده است. آنها در مورد شهروندی رئیسجمهور اوباما سؤال ایجاد کردند، ماجرای پیتزا-گیت کامل بود، کل نظریهای وجود داشت که انتخابات ۲۰۲۰ دزدیده شده بود. لیست ادامه دارد. خب، در این مورد، در استراتژی تمرکز بر نظریههای توطئه، چه اشتباهی رخ داد؟
لورن گود: بله، این سؤال خوبی است. همکار ما، دیوید گیلبرت، نیز در WIRED.com گزارشهای زیادی در این زمینه انجام داده است. و آنچه جالب است، هیاهو در مورد اپستین و این واقعیت که افراد در جناح MAGA در حال حاضر شروع به روی گرداندن از ترامپ کردهاند، واقعاً بخشی از یک مرگ تدریجی است. در حال حاضر گروههای مختلفی به دلیل مسائل مختلف از او عصبانی هستند، و این توسط شخصیتهای قدرتمند راستگرا که کیتی به آنها اشاره کرد، هدایت میشود. تاکر کارلسون، مجری سابق فاکس نیوز، به خاطر بمباران ایران عصبانی بود. برای لومر، که یک تئوریپرداز توطئه معروف است، پذیرش یک هواپیمای لوکس از قطر توسط ترامپ بود. بن شاپیرو از تعرفهها عصبانی بود. جو روگن، از حملات ICE علیه کارگران مهاجر غیرمجرم عصبانی بود. ایلان ماسک در نهایت از ترامپ عصبانی شد، درست است؟ او رفیق صمیمی او بود، اخیراً از سمت خود در واشنگتن دیسی به عنوان کارمند ویژه دولتی کنارهگیری کرد و در مورد لایحه بزرگ و زیبای من (احتمالاً اشاره به یک طرح یا لایحه خاص) انتقاد میکرد. بنابراین همه این افراد برجسته در اواخر از ترامپ روی گرداندهاند، و من فکر میکنم ترامپ کمکم پایگاه خود را بیشتر و بیشتر عصبانی کرده است. ماجرای اپستین نیز کمی به اعصاب دیگری دست میزند، زیرا حول اتهامات کودکآزاری متمرکز است. و همچنین، مدتهاست که بوگیمنها در این مورد حزب دموکرات بودهاند. فضای ترامپ به شدت از آن عصبانی بود. خود ترامپ قبلاً میگفت که مرگ اپستین یک کار سرپوش گذاشتن بوده است. اکنون معلوم میشود که افراد MAGA دلیل دارند باور کنند، چه دلیل خوبی باشد، چه دلیل معتبری، اما دلیل دارند باور کنند که خود ترامپ احتمالاً یکی از شخصیتهای این لیست به اصطلاح است.
کیتی دراموند: اوه، فکر کردن به آن هم خستهکننده است. همچنین ارزش به خاطر سپردن دارد، و فکر میکنم تقویت کنیم که این نظریههای توطئه تصادفی نیستند. آنها فقط از هیچجا بیرون کشیده نمیشوند. بسیاری از آنها در واقع حول یک توطئه بسیار خاص به هم میرسند. QAnon، شاید آن را به یاد داشته باشید یا نه. منظورم این است که چند سال پیش خیلی مد بود. اما این ایده که QAnon از آن حمایت میکرد، و هنوز هم قطعاً پیروان QAnon وجود دارند، این است که یک کابال سایهای از نخبگان دولتی وجود دارد. آنها در تلاشند تا یک عملیات قاچاق جنسی کودکان در سطح جهانی را سرپوش بگذارند. این واقعاً مطالب اساسی برای جنبش MAGA بود. و QAnon از یک سنت طولانی از جنبشهای نظریه توطئه در ایالات متحده، مانند وحشت شیطانی دهه ۸۰، وام گرفت و آنها را به اوج رساند. بنابراین قطعاً، هیچ یک از اینها با دولت ترامپ شروع نشد، فکر نمیکنم با دولت ترامپ نیز متوقف شود. این واقعاً به نوعی در نحوه تفکر و نوعی هدایت جهان و دیدن جهان برای تعداد ناخوشایندی از مردم، صادقانه بگویم، جاسازی شده است.
مایکل کالور: کنجکاوم بدانم شما هر دو چه فکری میکنید که این شکاف در میان پایگاه راستگرا و گسترش کلی نظریههای توطئه برای چشمانداز سیاسی و فناوری کشور چه معنایی دارد. نظریههای توطئه چیز جدیدی نیستند، و قرار نیست ناپدید شوند، اما در دنیایی که شرکتهای فناوری ذاتاً بیشتر در حوزه سیاسی جا گرفتهاند، این چه معنایی دارد؟ این شرکتها چقدر مسئولیت گسترش این نظریهها را بر عهده دارند؟
لورن گود: من واقعاً دوست دارم نظرات شما را در این باره بشنوم، زیرا سوال اینکه شرکتهای فناوری چقدر مسئولیت دارند، چیزی است که به معنای واقعی کلمه هر روز برای ما، برای مشکلات جامعه مطرح میشود. شما اشاره کردید که نظریههای توطئه جدید نیستند. درست است. اما وقتی در اینترنت هستند، به شیوه متفاوتی ریشه میگیرند، زیرا سریعتر پخش میشوند و به دلیل نحوه نمایش محتوای مختلف توسط الگوریتمها. همچنین در ایالات متحده، ما یک چارچوب قانونی داریم که در واقع پلتفرمهای اینترنتی را از مسئولیت برخی محتوای بد محافظت میکند، این بخش ۲۳۰ است. و البته، بسیاری از خود شرکتهای فناوری دوست ندارند که مجبور باشند در سیستمهای قوی تعدیل محتوا سرمایهگذاری کنند، زیرا آنها این موارد را به عنوان یک مرکز هزینه میبینند. آنها آن را به عنوان یک حوزه رشد برای خود نمیبینند، زیرا شما در واقع به نوعی محدود میکنید که مردم چه چیزی را میتوانند در پلتفرمها قرار دهند. بنابراین وقتی اوضاع خوب پیش میرود یا در یک برنامه نسبتاً دلپذیر است، زیرا یک شرکت هزینهها را در تعدیل محتوای مناسب سرمایهگذاری کرده است، هیچ کس شکایت نمیکند، همه چیز نسبتاً خوب به نظر میرسد. وقتی همه چیز به هم میریزد، آن وقت همه میگویند: "صبر کنید، چه کسی محتوا را تعدیل میکند؟" و این نوعی وضعیت است که ما همیشه در آن زندگی میکنیم. و من فکر میکنم متأسفانه، بهترین شانس ما در کوتاهمدت برای مهار نظریههای توطئه، احتمالاً تلاش برای آموزش مردم است تا افراد بتوانند بهتر بفهمند چه چیزی در اینترنت واقعی است و چه چیزی نیست. از گفتن این متنفرم، زیرا فقط بار بسیار بیشتری را بر عهده مردم، بر عهده مصرفکننده فردی برای تشخیص واقعی یا غیرواقعی بودن میگذارد. اما فکر میکنم در غیاب هرگونه مقررات در کوتاهمدت، در غیاب هرگونه تغییر عمده در نحوه عملکرد این پلتفرمها، این نزدیکترین و بهترین گزینه است. این چیزی است که من فکر میکنم پلتفرمهای اینترنتی باید در مورد آن مسئولیتپذیر باشند و احتمالاً برای الگوریتمها، زیرا شما مجبور نیستید نظریههای توطئه جفری اپستین را در X یا هر آنچه که در حال ظهور است، تقویت کنید.
کیتی دراموند: بله، منظورم این است که مجبور نیستید آن را تقویت کنید. یعنی، میتوانید انتخابهای آگاهانه نیز برای دفن آن انجام دهید. و فکر میکنم لورن، ای کاش حرفهای زیادی برای اضافه کردن به آن داشتم، اما فقط فکر میکنم کاملاً حق با شماست. منظورم این است که در پایان روز، نظریههای توطئه و نظریهپردازان توطئه و اطلاعات غلط و نادرست به جایی نمیروند. درست است؟ آنها اینجا هستند که بمانند. این یک سوال از مقررات است. این است که چه چیزی را به مردم اجازه میدهیم در اینترنت ببینند؟ این شرکتهای فناوری با الگوریتمهای خود، با نحوه اداره شرکتهایشان، چه چیزی را تسهیل میکنند؟ و تا کنون، آنها به طور کلی اصلاً برای این مسئول نیستند. و واقعاً دشوار است. من سعی میکنم در مورد چیزها نسبتاً خوشبین باشم، سعی میکنم همیشه راه حلی در ذهنم داشته باشم. این یکی از مواردی است که در آن بیهودگی وجود دارد زیرا هوش مصنوعی و نوعی محتوای بیمعنی و اغلب خطرناک که واقعگرایانهتر به نظر میرسند، این پلتفرمها را پر میکنند. دیدن راه حلی به جز مقررات واقعاً تهاجمی بسیار دشوار است. این ۲ سنت من است. و فکر میکنم آموزش، ببینید، فکر میکنم ایده خوبی است. فکر میکنم اگر بخواهیم افرادی را آموزش دهیم و توانمند سازیم که قبلاً در سوراخ خرگوش اپستین، به عنوان مثال، در میان بسیاری از سوراخهای خرگوش دیگر که ممکن است در آن باشند، قرار گرفتهاند. بیهودگی در آن وجود دارد، تقریباً مانند یک دلیل از دست رفته، تقریباً مانند چند نسل از مردم در برخی موارد و این بسیار غمانگیز است. بنابراین من راه حلی ندارم، اما این یک مسئله مقرراتی است. و دوباره، در این لحظه کنونی، تصور اینکه هر یک از آن مقررات واقعاً به وقوع بپیوندد، دشوار است.
مایکل کالور: بله، و منظورم این است که، به آن اضافه کنم، بسیاری از پلتفرمها اکنون به هوش مصنوعی به عنوان راه حلی برای تعدیل روی آوردهاند، درست است؟ آنها در حال ساخت ابزارهای هوش مصنوعی هستند که قرار است به جای انسانهایی که ممکن است بتوانند در مورد انتخاب عدم تقویت چیزهایی که احتمالاً مضر یا عمداً مضر هستند، تصمیمگیری کنند، تعدیل را انجام دهند. و نمیدانم، بخش بیمار من مشتاق آیندهای است که ابزار هوش مصنوعی که این همه زمان را صرف تعدیل همه این نظریههای توطئه میکند، شروع به تولید نظریههای توطئه خودش کند. و سپس بزرگترین نظریه توطئه بعدی، نظریهای باشد که از هوش مصنوعی متولد شده است و ما فقط نخواهیم دانست.
لورن گود: احتمالاً آنقدرها هم از آن دور نیستیم. فکر میکنم حدود دو هفته از آن فاصله داریم.
کیتی دراموند: میتوانم ببینم که این اتفاق میافتد، بله. به زودی در WIRED.com.
مایکل کالور: بسیار خب، بیایید یک استراحت دیگر بگیریم و با توصیهها برگردیم. بسیار خب. خب، از هر دوی شما برای گفتگوی عالی امروز و از دروو که غایب بود، متشکرم. قبل از اینکه به توصیههای شخصی خودمان بپردازیم، یک بهروزرسانی از طرف ما داریم. متأسفانه این هفته آخرین هفته حضور کیتی در این نسخه میزگردی از برنامه با من و لورن است. لورن و من همچنان هر پنجشنبه اینجا خواهیم بود، اما مدتی فقط ما دو نفر خواهیم بود. و کیتی، جای شما خالی خواهد بود.
کیتی دراموند: کوتاه بود، شیرین بود، و من اوقات فوقالعادهای داشتم و فقط میخواهم همه بدانند که من خیلی دور نمیروم. چیز جدیدی در راه است، چیزی جدید و هیجانانگیز در همین فید، اسپویلر، که من بسیار مشتاقم به زودی آن را راهاندازی کنم. و مطمئنم برمیگردم. فکر میکنم شما دو نفر برنامه عالی را اجرا میکنید، فقط شما دو نفر، اما دوست دارم هر از گاهی به عنوان مهمان ظاهر شوم.
لورن گود: اوه، ما عاشق این کار خواهیم بود. من قبلاً به این فکر میکردم که چه زمانی میتوانیم کیتی را دوباره دعوت کنیم؟
کیتی دراموند: اوه، چه مهربان.
لورن گود: ما اساساً در حال ساخت یک دنیای سینمایی مارول از خبرنگاران و ویراستاران WIRED در اینجا هستیم. بنابراین ما هنوز قسمت خبری دره نامتعارف را با حضور زوئی شیفر و دیگر همکاران WIRED داریم که اواخر هفته منتشر میشود. البته میزگرد ما، دره نامتعارف، پنجشنبهها، و اکنون این پروژه جدید از کیتی را داریم. ما را در حال جابجایی خواهید دید، اما جایی نروید، مشترک فید باشید. به ما بگویید که بیشتر در مورد چه چیزی میخواهید بشنوید، نظرات خود را برای ما بگذارید، و ما برای شما بسیار هیجانزدهایم، کیتی.
کیتی دراموند: من برای همه ما بسیار هیجانزدهام.
مایکل کالور: بسیار خب، با خبری خوشحالکننده، میدانم که همه ما توصیههای بسیار خوبی داریم زیرا همه ما یک هفته در تعطیلات بودیم و زمان زیادی برای فکر کردن در مورد آن داشتیم. خب کیتی، شما شروع کنید. توصیه شما چیست؟
کیتی دراموند: اوه، نه. اوه خدای من، یکی دارم. این خیلی بد است، این کلاسیک دراموند است، این خیلی بد است. من دارم این برنامه را در Bravo تماشا میکنم، تعجبی ندارد، به نام Next Gen NYC. کسی این را شنیده است؟ شماها این را شنیدهاید؟
مایکل کالور: خیر.
کیتی دراموند: خب گوش کنید، گوش کنید. این مثل این است که اگر فرانچایز Real Housewives افراد ۲۲ ساله را نشان میداد، این همان برنامه است.
لورن گود: پس دخترهاست؟
کیتی دراموند: نه، اما لورن، این یک برنامه رئالیتی شو است و در مورد گروهی از جوانان است که در شهر نیویورک زندگی میکنند. و بهترین بخش این است که چندین نفر از آنها فرزندان Real Housewives OG هستند.
مایکل کالور: وای.
لورن گود: وای.
کیتی دراموند: فوقالعاده است. این بهترین رئالیتی تیوی است که حداقل در هشت تا دوازده هفته گذشته دیدهام. خیلی خوب است، خیلی خوب است. به انجمن Reddit پیوستم، بنابراین مشغول مطالعه هستم، مشغول پیگیری گفتمان هستم. منظورم این است که، خب، در تعطیلات بودم، اما همچنین، آیا این را در زندگی کاری عادیام تماشا میکردم؟ قطعاً. خیلی خوب است، و اگر کسی نیاز دارد فقط از برق بکشد، احمقانهترین چیز ممکن را تماشا کند، واقعاً خوب است. توصیه میکنم. متأسفم که توصیهای جز تلویزیون بد و کره ندارم، اما زندگی من همین است.
مایکل کالور: آیا به همین دلیل است که شما چنین طرفدار پر و پا قرص تلویزیون واقعنما هستید، زیرا این روش شما برای قطع ارتباط و تماشای احمقانهترین چیز ممکن است؟
کیتی دراموند: بله. شاید شش یا هفت سال پیش فهمیدم، شاید در طول اولین دولت ترامپ بود و من قطعاً به عنوان یک روزنامهنگار آن را پوشش میدادم، همانطور که همه ما بودیم، در طول آن زندگی میکردیم، این ناتوانی را در تماشای تلویزیون هوشمند و جدی پیدا کردم. من قبلاً تماشا میکردم، منظورم این است که شوهرم و من «فرزندان هرج و مرج» (Sons of Anarchy) را تماشا میکردیم، «مردان دیوانه» (Mad Men)، «برکینگ بد» (Breaking Bad)، همه آن آثار کلاسیک ۲۰۱۰ را تماشا میکردیم. ما تلویزیون بسیار جدی تماشا میکردیم، و سپس اتفاقی افتاد، چیزی در من تغییر کرد، و من فقط میتوانم احمقانهترین، بیمعنیترین تلویزیون ممکن را تماشا کنم. و فکر میکنم فقط این است که من نیاز دارم از هر چیزی که قرار است به من احساسات بدهد، کاملاً جدا شوم، زیرا نگاه کردن به هر آنچه در این کشور و در جهان اتفاق میافتد و استرس کار، و شما احساسات زیادی را تجربه میکنید. و خوب است که فقط بروکس و اوا و چارلی و همه دوستان دیگرشان را در کافه در حال بحث در مورد اینکه اوا گفته آدریا هیچوقت نمیتواند خط تولید مد خودش را راهاندازی کند، تماشا کنید. این فقط خوب است. این یک مشکل خوب برای آنهاست که داشته باشند.
مایکل کالور: لورن، توصیه شما چیست؟
لورن گود: توصیه من، دو تا است. یکی پادکست Planet Money. خب، اول از همه، فقط Planet Money، پادکست NPR، فوقالعاده است. من مشترک آن هستم. آنها اخیراً یک قسمت در مورد «لایحه بزرگ و زیبا» داشتند، که یکی از بهترین تجزیه و تحلیلهایی بود که در مورد محتوای واقعی آن، و آنچه واقعاً برای مدیکید اتفاق خواهد افتاد، شنیده بودم. فکر کردم واقعاً آموزنده است. وقتی در باشگاه بودم به آن گوش دادم، چون من یک آدم درسخوان هستم. آن را بررسی کنید. توصیه دیگرم، که بیشتر در راستای حرف کیتی است، مثل اینکه از برق بکشید، به ذهن خود استراحت دهید. به سینما بروید.
مایکل کالور: به سینما بروید.
لورن گود: فقط به سینما بروید.
کیتی دراموند: این را دوست دارم.
مایکل کالور: این بدترین زمان سال برای رفتن به سینما است.
لورن گود: نه، بهترین زمان سال است زیرا تهویه مطبوع و صندلیهای راحت.
مایکل کالور: بله، اما-
کیتی دراموند: من با لورن موافقم، این توصیه عالی است.
لورن گود: نه، امسال سه بار رفتهام و هر بار، در لحظه آخر. یک دوست در لحظه آخر من را به دیدن چهلمین سالگرد فیلم «گونیها» (Goonies) که در مرکز شهر پخش میشد، دعوت کرد. رفتیم، فوقالعاده بود. یک شب با دوستانم بودم و گفتیم: «بیایید برویم «گناهکاران» (Sinners) را ببینیم.» درست آن طرف خیابان پخش میشد، فوقالعاده بود. سالن تقریباً خالی بود، باشکوه بود. خود فیلم، در واقع، دوستان ما، Critics at Large، پادکست نیویورکر را بررسی کنید. آنها نظراتی در مورد «مادهگرایان» (Materialists) داشتند، بنابراین من آن را به آنها واگذار میکنم، اما عالی بود. من گفتم: «باید بیشتر به سینما بروم.»
مایکل کالور: اوه، حتماً.
لورن گود: توصیه شما چیست، مایک؟
مایکل کالور: من یک کتاب را توصیه خواهم کرد، و این کتابی است که من در تعطیلات چهارم ژوئیه خواندم. نام آن من با شادمانی امتناع میکنم اثر لیف اِنگر است. فکر میکنم این چهارمین رمان لیف اِنگر است. او یک نویسنده پرفروش است، شاید قبلاً نام او را شنیده باشید. این کتاب جدید اوست، یک داستان پادآرمانشهری است. دنیایی را چند دهه آینده به تصویر میکشد که در آن جامعه به شکلی از هم پاشیده است که بسیار قابل تشخیص و آشنا به نظر میرسد، کمی شبیه به نسخهای خطرناکتر و نامطمئنتر از امروز. کل اقتصاد توسط تعداد انگشتشماری از نخبگان فوقثروتمند کنترل میشود. سیستم آموزشی از هم پاشیده، اکثر آمریکاییها با افتخار بیسواد هستند. ما در این کتاب یک رئیسجمهور با افتخار بیسواد داریم. ارتباطات ماهوارهای به گند کشیده شدهاند، کاملاً غیرقابل اعتماد هستند، GPS دیگر کار نمیکند. این فقط یک نسخه فرسوده از دنیایی است که ما در آن زندگی میکنیم، و به طرز خیرهکنندهای به تصویر کشیده شده است. ما وارد این دنیا میشویم و شخصیت اصلی را در یک جستجو دنبال میکنیم. کل کتاب در دریاچه سوپریور در شمال مینهسوتا و غرب انتاریو اتفاق میافتد. شخصیت اصلی سوار قایق میشود و در دریاچه سوپریور به حرکت در میآید و ما او را دنبال میکنیم. با گفتن چیزی بیشتر از این، آن را اسپویل نخواهم کرد، اما جذاب و غیرقابل پیشبینی و همچنین به طرز زیبایی، زیبا در سطح جمله نوشته شده است. مانند شعر برای صفحات است. شگفتانگیز، احساسی، عمیق. شما را خشمگین خواهد کرد زیرا کتابی برای این لحظه است. فقط باشکوه است.
لورن گود: نمیدانم در مورد آن چه بگویم، جز اینکه خیلی عمیق به نظر میرسد.
کیتی دراموند: شما خیلی پیچیدهتر از ما دو نفر هستید. ببخشید، لورن.
مایکل کالور: خب، منظورم این است که، واقعاً نه.
لورن گود: این را میپذیرم.
مایکل کالور: نه، منظورم این است که میدانم یک کتاب علمی توصیه کردم، اما واقعاً باید آن را بخوانید، فقط به این دلیل که یک آینده بالقوه بسیار واضح از آنچه که اگر فقط به ثروتمندترین افراد جهان اجازه دهید اقتصاد را اداره کنند و تمام خدمات اساسی را که ما به آنها وابسته هستیم، اداره کنند، تا جایی که آنها فقط از هم میپاشند زیرا مهمترین افراد دیگر به آنها نیازی ندارند و این بقیه ما هستیم که باید برای آن رنج ببریم. و این مثل این است که، کمی غمانگیز است، کمی احساس میشود که جهان به آن سمت میرود، و به همین دلیل است که کتاب وقتی آن را خواندم، اینقدر با من طنینانداز شد. بله.
لورن گود: این را به لیست کتابهای خوب اضافه میکنم. ممنون.
مایکل کالور: البته.
لورن گود: بله. تقریباً یک کتاب از یک فیلسوف را توصیه میکردم، اما میخواهم فعلاً آن را نگه دارم و در سطح پایین نگه دارم. وقتی کیتی رفت، ما میتوانیم فقط مایک، در مورد ادبیات بحث کنیم.
مایکل کالور: نمیدانم. میروم «گونیها» را تماشا کنم. نمیدانم.
لورن گود: به پادکست Lit Nerd وایرد خوش آمدید.
مایکل کالور: بسیار خب، از اینکه به این قسمت از دره نامتعارف گوش دادید، متشکرم. اگر آنچه امروز شنیدید را دوست داشتید، حتماً ما را در برنامه دنبال کنید و در برنامه پادکست مورد علاقه خود به آن امتیاز دهید. اگر مایلید با هر گونه سؤال، نظر یا پیشنهاد برنامه با ما در تماس باشید، به آدرس [email protected] برای ما بنویسید. برنامه امروز توسط آدریانا تاپیا تولید شده است. آمار لال از Macrosound این قسمت را میکس کرده است، پران باندی مهندس استودیوی ما در نیویورک بود. مارک لیدا مهندس استودیوی ما در سانفرانسیسکو بود. کیت آزبورن تهیهکننده اجرایی ماست. کیتی دراموند مدیر تحریریه جهانی WIRED است، و کریس بنن رئیس بخش صوتی جهانی است.