عکس: با احترام از Project Hyperion / WFP Extreme
عکس: با احترام از Project Hyperion / WFP Extreme

چگونه یک سفینه برای سفر بین‌ستاره‌ای بسازیم؟

برندگان یک مسابقه طراحی شامل چرخ و فلک‌های به هم پیوسته و یک سیلندر به طول ۵۸ کیلومتر هستند.

آنها سفینه USS Enterprise نیستند. یکی شبیه یک ماژیک نشانگر است، با این تفاوت که ۵۸ کیلومتر طول دارد. دومی، زوجی از چرخ و فلک‌های به هم پیوسته. و سومی، یک عروس دریایی غول‌پیکر. با این حال، آنها برندگان اولین مسابقه جدی (یا حداقل نیمه‌جدی) جهان برای طراحی یک سفینه هستند که "شجاعانه به جایی برود که قبلاً هیچ کس نرفته است" و در سیاره‌ای در مدار ستاره‌ای دیگر مستقر شود.

این سه طرح، که از حدود ۱۰۰ ورودی انتخاب شده‌اند و از توپ‌های راگبی گرفته تا لارو حشره آبدزدک دریایی را شامل می‌شدند، طرح‌هایی بودند که سازمان‌دهندگان مسابقه بیشترین احتمال را برای سالم رسیدن به مقصد و بدون اینکه خدمه (یا نوادگان دورشان) یکدیگر را به قتل برسانند، داشتند. از آنجایی که قوانین مستلزم استفاده از فناوری‌های موجود یا «آینده نزدیک» بودند، سفر با سرعت نور یا خواب مصنوعی مجاز نبود. به عبارت دیگر، سفر قرن‌ها طول می‌کشید و مسافران اجازه نداشتند در طول آن بخوابند.

تصویر مفهومی از طراحی فضاپیمای بین‌ستاره‌ای کریسالیس، یک سیلندر به طول ۵۸ کیلومتر.
عکس: با احترام از Project Hyperion / Chrysalis
Project Hyperion / Chrysalis
تصویر مفهومی از طراحی فضاپیمای بین‌ستاره‌ای پراکسیموم، شبیه به یک عروس دریایی غول‌پیکر.
عکس: با احترام از Project Hyperion / Systema Stellare Proximum
Project Hyperion / Systema Stellare Proximum

مغزهای کهکشانی

سازمان‌دهندگان خود گروهی به نام «ابتکار مطالعات بین‌ستاره‌ای» (I4IS) هستند، متشکل از گروهی بین‌المللی از علاقه‌مندان به رهبری آندریاس هاین (Andreas Hein). دکتر هاین استاد مهندسی سامانه‌های فضایی در دانشگاه لوکزامبورگ است و دیگر اعضا شغل‌هایی از فیزیک گرفته تا نویسندگی داستان‌های علمی تخیلی دارند. به طرزی شایسته، مرکز فرماندهی آنها دفتری در مقر «انجمن بین‌سیاره‌ای بریتانیا» (British Interplanetary Society) است، سازمانی که هدف آن توسعه سفر فضایی در سال ۱۹۳۳ نیز عجیب به نظر می‌رسید، اما در نهایت درست از آب درآمد.

طرح‌های برنده نیز به قرن بیستم بازمی‌گردند. ماژیک نشانگر، که «کریسَالیس» (Chrysalis) نامیده می‌شود، عمدتاً یک مخزن سوخت با یک سیلندر به طول ۳ کیلومتر در داخل آن است. با الهام از ایده‌های جرارد اونیل (Gerard O’Neill) که طرح‌هایی برای زیستگاه‌های مبتنی بر سیلندر را در سال ۱۹۷۴ منتشر کرد، خدمه «کریسَالیس» در سطوح داخلی مجموعه‌ای از سیلندرهای هم‌مرکز زندگی و کار می‌کنند و در حین چرخش حول یک محور مرکزی، جاذبه‌ای شبیه به زمین را تجربه می‌کنند. برای جلوگیری از چرخش سیستم، تیم «کریسَالیس» آن را از بخش‌های متضاد در حال چرخش ساخته است.

عروس دریایی، «پراکسیموم» (Proximum) برای دوستانش، به یک جفت توری استنفورد (Stanford tori) متکی است؛ فضاپیماهای دونات‌شکل که آنها نیز در دهه ۱۹۷۰ طراحی شدند و برای تولید جاذبه از طریق چرخش ساخته شده‌اند. طراحان آن، این سازه‌های با قطر ۱.۶ کیلومتر را در یک سیارک بسیار شکل‌یافته و اصلاح‌شده (زنگوله‌ی عروس دریایی) دفن کرده‌اند تا محل زندگی را از تابش و غبار فضایی محافظت کنند. برخلاف «کریسَالیس»، «پراکسیموم» تمام سوخت خود را حمل نخواهد کرد، بلکه آنچه را که نیاز دارد از طریق توقف در ایستگاه‌های سوخت‌گیری که از قبل ارسال شده‌اند، به دست می‌آورد.

«هایپریون» (Hyperion) نیز (تصویر بالا) نسخه‌ای با قطر ۵۰۰ متر از ایستگاه فضایی دوچرخ است که در فیلم «۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی» (2001: A Space Odyssey) دیده می‌شود. فضای زندگی آن شامل شش «محله» است که سه تا در هر لبه قرار دارند. اگرچه تعیین منبع سوخت، به طرز شگفت‌انگیزی، بخشی از الزامات مسابقه نبود، اما اتصال یک مخزن شبیه به «کریسَالیس» به آن چندان دشوار نخواهد بود.

هر سه طرح مجهز به مسکن، کارخانه‌ها، دفاتر، بیمارستان‌ها، مدارس، سالن‌های ورزشی، فضاهای عمومی برای ملاقات و البته مزارع هستند. انرژی از رآکتورهای همجوشی (fusion reactors) تأمین می‌شود. و نیروی محرکه توسط دستگاه‌های هنوز توسعه‌یافته‌ای با نام‌هایی مانند پیشرانه‌های همجوشی مستقیم (direct-fusion drives) و موتورهای پالس هسته‌ای (nuclear-pulse engines) فراهم می‌شود. با این حال، بلورهای دیلیتیوم (Dilithium crystals) در آن‌ها گنجانده نشده است.

اما در مورد ترتیب‌های اجتماعی پیشنهادی، مسائل بسیار کمتر واضح هستند. برای پیش‌بینی اینکه نسل‌های آینده چگونه تحت فشار سفر دوام خواهند آورد، طرح «پراکسیموم» به نظریه نسلی اشتراوس-هاو (Strauss-Howe generational theory) متوسل می‌شود (که ظاهراً معتقد است تاریخ در چرخه‌ای تکراری از «دوران‌ها» (turnings) آشکار می‌شود، که هر کدام تقریباً ۲۰-۲۵ سال طول می‌کشند و با چهار کهن‌الگوی نسلی مختلف مرتبط هستند: پیامبر، کوچ‌نشین، قهرمان، هنرمند). ساکنان «کریسَالیس» برای حفظ نظم به چیزی به نام حکمرانی جامعه‌سالاری مایع (liquid sociocracy governance) متکی خواهند بود. و ساکنان «هایپریون» از «یک سیستم اقتصادی ریشه‌دار در مدیریت منطقی منابع و توسعه جمعی به جای سود» بهره‌مند خواهند شد.

اگر تمام این مهندسی اجتماعی به حفظ صلح کمک نکند، همیشه هوش مصنوعی (artificial intelligence) وجود دارد. همانطور که تیم «پراکسیموم» می‌گوید: «می‌توان انتظار داشت که مسافران زنده هرگز باهوش‌ترین یا تواناترین موجودات آگاه در سفینه نباشند.»

جهان‌های شجاع نوین

نتیجه نهایی، یعنی ترکیبی بین بهشت مارکسیستی و «آرمان‌شهر» (Utopia) توماس مور، شاید برای یک یا دو نسل دوام بیاورد، در حالی که امور توسط پیشگامان ایده‌آل‌گرا و فرزندانشان اداره می‌شود. اینکه آیا این وضعیت بیشتر از این دوام خواهد آورد، جای بحث دارد. هزار نفر – اندازه اولیه خدمه پیشنهادی I4IS – تعداد زیادی برای قرار گرفتن در یک فضای بسته است. تکه‌تکه شدن اجتماعی محتمل به نظر می‌رسد، به خصوص در غیاب هرگونه تهدید خارجی برای تشویق وحدت.

مسلماً جدی‌ترین عدم توجه به واقعیت، عدم در نظر گرفتن ضرورت داروینیسم (Darwinian imperative) برای تولید مثل است. برخی از تیم‌ها قوانینی برای کنترل و برابر کردن خروجی تولید مثل در نظر گرفته‌اند. اما در مورد اینکه چه کسی این قوانین را اجرا می‌کند و به چه وسیله‌ای، کمتر واضح هستند. با این حال، این آینده‌ای خیالی است که در آن رشد اقتصادی و پیشرفت تکنولوژیکی گذشته، قابلیت ساخت چنین سفینه‌هایی را در وهله اول ایجاد کرده است. شاید، در دنیایی با چنین فراوانی، روند فعلی خانواده‌های کوچک به یک هنجار بی‌چون و چرا تبدیل شده باشد. شاید.