رضا پهلوی، فرزند در تبعید آخرین شاه ایران، در یک کنفرانس مطبوعاتی درباره وضعیت ایران و نیاز به حمایت از ایرانیان، در پاریس، فرانسه، ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵ سخنرانی می‌کند. (اعتبار عکس: رویترز/عبدالصبور)
رضا پهلوی، فرزند در تبعید آخرین شاه ایران، در یک کنفرانس مطبوعاتی درباره وضعیت ایران و نیاز به حمایت از ایرانیان، در پاریس، فرانسه، ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵ سخنرانی می‌کند. (اعتبار عکس: رویترز/عبدالصبور)

گامی بزرگ از سوی مخالفان ایرانی در مونیخ: حضور گسترده در کمیته آزادی ایران - تحلیل و نظر

به مدت ۱۲ ساعت، مخالفان ایرانی و متحدانشان وضعیت ایران را مورد بحث قرار دادند.

در مونیخ هوا بارانی و سرد بود. مونیخ میزبان بزرگترین و فراگیرترین گردهمایی مخالفان ایرانی بود. این نشست، یا کنوانسیون همکاری ملی، توسط شاهزاده رضا پهلوی سازماندهی شده بود. او بیش از ۵۰۰ ایرانی برجسته و نمایندگان کمیته آزادی ایران (هلند) را دعوت کرده بود. من نیز آنجا بودم.

از زمان جنگ بین اسرائیل و رژیم آیت‌الله‌ها، برخی سیاستمداران تأثیرگذار غربی از مخالفان ایرانی، به ویژه شاهزاده رضا پهلوی، می‌پرسیدند که آیا در صورت از دست دادن کنترل رژیم، یک آلترناتیو سیاسی سازمان‌یافته وجود دارد یا خیر. رضا پهلوی، آخرین ولیعهد ایران، در حال حاضر شناخته‌شده‌ترین و محبوب‌ترین مخالف در داخل و خارج از ایران است.

طی دهه گذشته، او به شدت درگیر مبارزه با رژیم آیت‌الله‌ها بوده است. کنوانسیون حدود دوازده ساعت به طول انجامید. بله، درست خواندید. یوری روزنتال (وزیر امور خارجه سابق هلند) و هیئت همراهش از هلند دوازده ساعت آنجا نشستند و گوش دادند، در حالی که همه چیز برای او ترجمه می‌شد. او احتمالاً تنها هلندی است که در چنین جلسه خطرناکی تا این مدت با این تعداد ایرانی ملاقات کرده است. از سر احترام، به او تعظیم می‌کنم.

پرچم‌ها برافراشته شده‌اند در حالی که حامیان شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد در تبعید ایران، و تظاهرکنندگان طرفدار اسرائیل در خارج از سفارت ایران در جریان اعتراضاتی در لندن، بریتانیا، ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵ جمع شده‌اند.
پرچم‌ها برافراشته شده‌اند در حالی که حامیان شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد در تبعید ایران، و تظاهرکنندگان طرفدار اسرائیل در خارج از سفارت ایران در جریان اعتراضاتی در لندن، بریتانیا، ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵ جمع شده‌اند. (اعتبار: رویترز/کارلوس جاسا)
رویترز/کارلوس جاسا

همدلی علیه رژیم

سخنرانی‌ها در فضایی احساسی یکی پس از دیگری ایراد می‌شدند: نمایندگان گروه‌های قومی، اقلیت‌های مذهبی، جمهوری‌خواهان، مشروطه‌خواهان، افراد دگرباش جنسی (LGBT)، زندانیان سیاسی، بستگان اعدام‌شدگان، زنانی که یک چشم خود را از دست داده بودند، چپ‌گرایان قدیمی (کلاسیک)، لیبرال‌ها، سوسیال دموکرات‌ها و غیره. مراد خورشیدی (۷۸ ساله) یکی از شرکت‌کنندگان بود. اما در اواخر دهه ۱۹۶۰، او و دانشجویان دیگر بنیان‌های یک جنبش چریکی چپ‌گرا را در ایران گذاشتند. او به زندان افتاد. کمی قبل از انقلاب اسلامی، او به قدیمی‌ترین حزب چپ ایران (حزب توده) پیوست. او به یکی از رهبران حزب تبدیل شد.

در راهرو صحبت کردیم: «بیست و هشت سال از زندگی سیاسی فعال من تحت تسلط یک ایدئولوژی چپ‌گرای گمراه بود. در آن زمان، کودکانی مثل شما قربانی آنچه ما به وجود آورده بودیم، شدند.» خورشیدی در ادامه گفت که او توسط ایدئولوژی مارکسیستی وارداتی از غرب گمراه شده بود. اتحاد بین چپ و اسلامگرایی به تأسیس رژیم توتالیتر در ایران منجر شده بود. او برخلاف دوستانش، از جوخه‌های اعدام اسلامگرایان جان سالم به در برد: «در ۳۲ سال گذشته، تلاش کرده‌ام تا خسارات ناشی از بخش دیگر زندگی‌ام (۲۸ سال در جناح چپ) را جبران کنم.» از او پرسیدم چگونه این کار را می‌کند: «با حمایت از رضا پهلوی و جنبش‌های سوسیال لیبرال.» این مرد، که بارها جان خود را به خطر انداخته، شجاع و متأثرکننده است.

خود من در یک میزگرد در مورد تضعیف بین‌المللی رژیم شرکت کردم. توضیح دادم که ملت اسرائیل قدرتمندترین و شرافتمندترین متحد ملت ایران است. در دوران باستان، کوروش کبیر یهودیان را از بردگی بابلی آزاد کرد و دستور بازسازی معبد اورشلیم را داد. اکنون نوبت یهودیان است که به ما کمک کنند تا خودمان را از رژیم آیت‌الله‌ها آزاد کنیم. مورد تشویق اتاق پر از چپ‌گرایان، لیبرال‌ها، جمهوری‌خواهان و مشروطه‌خواهان قرار گرفتم. وقتی از من پرسیدند رژیم خامنه‌ای از چه چیزی بیشتر می‌ترسد، فقط دو کلمه نیاز داشتم: «وحدت و شاهزاده.» او باید همه ایرانیان را متحد و آشتی دهد. این اتفاق افتاد. کنوانسیون از طریق تلویزیون مخالفان ایران اینترنشنال، یوتیوب، اینستاگرام و تا حدی بی‌بی‌سی فارسی پخش شد. میلیون‌ها نفر در داخل و خارج از ایران شاهد سخنرانی‌ها و بحث‌ها بودند.

آیا شاهزاده باید از بستگان اعدام‌شدگانی که پدر او را سرنگون کردند، دفاع کند؟ ایرج مصداقی بین سال‌های ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۱ به دلیل عضویت در گروه اسلام‌گرا-مارکسیست (مجاهدین) در زندان اوین به سر برد. او با یک بانوی مسن (عصمت وطن‌پرست) به روی صحنه آمد؛ او نماینده یازده نفر (از جمله بستگان خودش) است که در دهه ۱۹۸۰ اعدام شدند. کشته‌شدگان دهه ۱۹۸۰ را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد: کودکان و جوانان ۱۳ تا ۲۵ ساله، و گروه مسن‌تر. گروه کودکان و جوانان واقعاً نتوانستند کمک شایانی به سقوط شاه بکنند. اما گروه مسن‌تر این کار را انجام دادند. آنها هم مخالف شاه بودند و هم بعدها مخالف اسلامگرایان.

تقریباً مادر بزرگ (ماتریارک)، عصمت، به شاهزاده پهلوی گفت: «من عدالت (داد) را برای ما، برای فرزندانمان، به شما می‌سپارم. من از رهبری شما حمایت می‌کنم.» اشک در چشمانم حلقه زده بود. پهلوی او را در آغوش گرفت. دایره کامل شد. شاهزاده رضا پهلوی به کرامت همه قربانیان احترام خواهد گذاشت و برای دادخواهی تلاش خواهد کرد، در حالی که اعدام‌شدگان در گورهای دسته‌جمعی آرمیده‌اند و پدر او را سرنگون کرده بودند. آنها قربانی دو ایدئولوژی شیطانی هستند: چپ‌گرایی مارکسیستی و اسلامگرایی. بدون آشتی، نه وحدتی می‌تواند وجود داشته باشد و نه چشم‌اندازی برای آینده‌ای بدون آیت‌الله‌ها و سپاه (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی).

همچنین پیام‌های کوتاهی که قبلاً از زندانیان سیاسی در تهران ضبط شده بود، مبنی بر حمایت آنها از کنوانسیون و پهلوی شنیدیم. همچنین بستگان جوانانی که در سال‌های اخیر به قتل رسیده‌اند، حضور داشتند. بیش از ۲۰ نفر که توسط رژیم آسیب جسمی دیده بودند، از جمله زنانی که یک چشم خود را از دست داده بودند، نیز حضور داشتند. یوری روزنتال و هیئت همراهش ایرانیانی را دیدند که برای تشکیل یک موزاییک بزرگ (ایران) گرد هم آمده بودند. پسرم (یکی از نمایندگان پارلمان هلند) نیز به عنوان ناظر دعوت شده بود. او مردان و زنان شجاعی را دیدند که با شنیدن آهنگ‌هایی در مورد دنیایی از دست رفته و امید به تولد دوباره تمدن در ایران، گریه می‌کردند.

پس از دوازده ساعت گوش دادن، شاهزاده رضا پهلوی به روی صحنه آمد. او دو نهاد تأسیس خواهد کرد: یک شورای مشورتی و یک شورای اجرایی. آنها مبارزه را سازماندهی خواهند کرد و سپس به عنوان یک دولت موقت، انتقال را هدایت خواهند نمود. او همچنین برنامه‌های خود را برای ۱۰۰ روز اول پس از سقوط آیت‌الله‌ها ارائه داد. سطح تهدید علیه او و دیگر مخالفان برجسته بسیار بالا است. پایان خوش: بستگان و قربانیان بازمانده از خشونت آیت‌الله‌ها به روی صحنه آمدند تا سرود «ای ایران» را به همراه شاهزاده و بقیه بخوانند. آیا مونیخ اکنون، بر خلاف گذشته، می‌تواند گهواره سقوط تمامیت‌خواهی شود؟ رویدادها ناگهانی رخ می‌دهند. حتی فرعون‌های قدرتمند نیز از حقیقت و عدالت شگفت‌زده می‌شوند.

مخالفان ایرانی در مونیخ تصمیم گرفتند زندگی خود را به خطر بیندازند تا وارد آنچه ممکن است مرحله نهایی مبارزه برای آزادی، برابری و کرامت انسانی باشد، شوند.

افشین الیان، استاد فلسفه حقوق در دانشگاه لیدن. ستون‌نویس مجله EW و روزنامه De Telegraaf.