
اگر هرگز ساعتها را در هوای آزاد با دمای گوی مرطوب سپری نکردهاید، با تمام قوا توصیه میکنم که از این کار خودداری کنید. ترکیب رطوبت بالا و گرما مانع از تبخیر عرق و در نتیجه خنک شدن ما میشود و در عوض، حس گرمای بیشتری به ما میدهد. قرار گرفتن طولانیمدت در چنین شرایطی میتواند منجر به گرمازدگی یا حتی مرگ شود.
یا، همانطور که ماه گذشته برای من اتفاق افتاد، منجر به تقلب در گلف شد. در زمینی پر از تپههای غلطان در دلاور، نزدیک اقیانوس اطلس بازی میکردم. در سوراخ اول، یک سوراخ کوچک دوستداشتنی با یک نهر و یک گرین مرتفع، بِردی زدم و در سوراخ دوم توانستم پَر را نجات دهم. در ضربه اول به سوراخ پار-پنج سوم، توپم را خراب کردم، سپس یک ضربه قوی با چوب سه به آن زدم تا به موقعیت اولیه برگردم، اما شرایط زمین را اشتباه تشخیص دادم و با یک چوب آهن هشت به کنار تپه شیبدار و پر از بوتهزار زدم. چند ضربه با وِج و یک مواجهه با ماسه روان بعد، با دو پات یکی از بهترین تریپل بوگیهای عمرم را رقم زدم.
وقتی در ضربه چهارم آماده شدم، هوای اطرافم مانند سوپ داغ حس میشد. دستانم به قدری عرق میکرد که در میانه نوسان، چوب آهن شش از دستم رها شد و منجر به ضربهای بیاثر شد. در چند سوراخ بعدی، دو بطری گاتورید نوشیدم، آنها را با آب پر کردم و آنها را نیز نوشیدم. هیچچیز کمکی نکرد. سرم شروع به وزوز کرد. نمک را از ساعدهایم پاک کردم. باید این راند را هر چه سریعتر به پایان میرساندم.
پس کارت امتیازم را مچاله کردم و بیشرمانه شروع به انداختن توپ در مکانهای مساعد، پذیرفتن پاتها، و انجام هر کار دیگری که برای تسریع فرارم لازم بود، کردم. پس از ۱۲ سوراخ طاقتفرسا، شکست را پذیرفتم. از این فکر که اگر سعی میکردم تا پایان ۱۸ سوراخ را تحمل کنم، چه اتفاقی میافتاد، رنج میبرم.
مورد من ممکن است کمی افراطی باشد، اما نمادین است که چرا من کاملاً موافق تقلب در گلف هستم. یکی از بزرگترین چالشهای پیش روی این بازی امروز، سرعت بازی است. زمینهای گلف به دلیل افزایش محبوبیت این ورزش ناشی از همهگیری، شلوغتر شدهاند و در نتیجه، سرعت بازی نیز کاهش یافته است. این یک مشکل عرضه و تقاضای ارگانیک است که وقتی بازیکنان کممهارتتر وارد زمین میشوند، بدتر هم میشود.
من این مبتدیان را دوست دارم و واقعاً از اینکه این بازی که اینقدر دوستش دارم، اینگونه رشد کرده است، هیجانزده هستم. اما بازی کردن پشت سر آنها طاقتفرساست. تماشای بازیکنی در جلوی شما که توپش را به داخل جنگل میزند، پنج دقیقه به دنبال آن میگردد، آن را به فیروی میاندازد، تنها برای اینکه دوباره آن را به داخل جنگل بزند و این روند را تا بینهایت تکرار کند، میتواند دیوانهکننده باشد. این نمیتواند راهی سرگرمکننده برای تجربه یک زمین گلف باشد.
انجمن گلف ایالات متحده، حداقل تا حدی، این را میداند. به عنوان بخشی از تلاش مداوم خود برای مدرنسازی گلف، در سال ۲۰۱۹ قانونی را وضع کرد که بر اساس آن بازیکنان نباید بیش از ۴۰ ثانیه برای آماده شدن برای یک ضربه صرف کنند، همراه با سایر مقررات تسریعکننده بازی، مانند ایجاد حداکثر امتیاز برای هر سوراخ و اجازه دادن به بازیکنان برای نگه داشتن پرچم در پات. ببخشید اگر از اصطلاح بازی استفاده میکنم، اما باید بصیرت آنها را تحسین کرد.
مشکل این است که افرادی که بیشترین بهره را از این تغییرات اخیر میبرند، احتمالاً از وجود آنها بیخبرند. و حتی اگر میدانستند و کاملاً از آنها پیروی میکردند، تقریباً همیشه هفت ضربه بد را به سرعت پشت سر هم میزدند، شاید با یک ضربه خوب قطع میشد، فقط برای اینکه قبل از نزدیک شدن به گرین، بازی را متوقف کنند. این دستورالعمل ناامیدی است، نه سرگرمی، و من ترجیح میدهم که همان گلفباز فرضی یک یا دو مولیگان (ضربه مجدد) بزند تا به یک ضربه قابل قبول برسد.
گلف در حال حاضر بر سیستم هندیکاپ خود تکیه دارد تا زمین بازی یکسانی را بین بازیکنان با مهارت نابرابر تضمین کند. با این حال، آن سیستم تنها پس از پایان راند، امتیازات را یکسان میکند — و فقط در زمینه رقابت اعمال میشود. در عوض، ما باید آنچه را که برای یک گلفباز مناسب است تا در زمین با توجه به شرایط خاص خود انجام دهد، بازنگری کنیم. بنابراین، در اینجا یک پیشنهاد برای کمک به گلف برای حل مشکل سرعت پایین بازی ارائه میشود. برخی ممکن است آن را تقلب بنامند، اما چرا آن را چند قانون دیگر ننامیم؟
بازیکنان با هندیکاپ بالا و بدون هندیکاپ باید آزاد باشند که از هر جایی که میخواهند ضربه اول را بزنند، تعداد زیادی "دراپ رایگان" به آنها داده شود و مصونیت عمومی از "موانع مشکلزا" از پیش تعیین شده مانند بانکرها، موانع آبی یا جنگلها که ممکن است آنها را به دردسر بیندازد و ناامید کند، دریافت کنند. گلفبازان مبتدی سزاوار تجربه لذت ضربه زدن به توپ در فیروی هستند، و با چند سپر بولینگ مجازی، سریعتر از سر راه کنار میروند: یک وضعیت برد-برد.
البته، تصویب "تقلب" به همکاری جامعه بزرگتر گلف نیاز دارد. برای تقلب شرافتمندانه، فرد باید آشکارا این کار را انجام دهد، و این مستلزم آن است که دیگران قضاوت نکنند. گلفبازان در سراسر جهان باید تشخیص دهند که تقلب یک مرحله است، یک عصا است که فرد به آن تکیه میکند تا زمانی که مهارت لازم را به دست آورد. (دونالد ترامپ، مردی که صاحب زمینهای گلف متعددی است و دهههاست که بازی میکند، گلفباز به اندازه کافی خوبی است که نباید تقلب کند. و با این حال، او به نظر میرسد که بیشرمانه، در زمینهای خودش و در مقابل خبرنگاران، تقلب میکند.) من تمایلی به پیشنهاد آستانههای دقیق هندیکاپ ندارم، زیرا با بهتر شدن گلفبازان، وابستگی تدریجی و ارگانیک آنها به "فوت وِج" ضربه با پا کاهش مییابد. ضربات بد دیگر دلیلی برای ضربه مجدد نیستند و به جای آن فرصتهایی را برای آزمودن اراده و ترکیب مهارتهای حل مسئله با تواناییهای فیزیکی فراهم میکنند.
کسانی هستند که به شدت مخالفت خواهند کرد، کسانی که توصیه میکنند گلفبازان بد، درس بگیرند، یا در رِینج تمرین یا تاپگلف بمانند تا زمانی که برای یک زمین واقعی آماده شوند. اما این سرگرمکننده نیست و هیچ راه بهتری برای کمک به کسی برای یادگیری وجود ندارد جز اینکه به آنها اجازه دهیم خودشان کار را انجام دهند. استدلال خلاف این، به معنای تکیه بر استدلال تاچرگرایانه است، که از جهانی دفاع میکند که در آن ماهرها نردبان را پشت سر خود میکشند و از کسانی که در پایین هستند میخواهند که با تلاش و نبوغ خود به اوج برسند. این افراد میخواهند که قوانین به طور مساوی در توزیع نابرابر مهارت و تجربه اعمال شود. در عوض، ما باید جشن بگیریم که هر گلفبازی منحصر به فرد است و سزاوار لذت بردن در زمین است. اگر این به معنای خم کردن، شکستن یا بازنویسی کامل قوانین باشد، پس باشد.
برای ورزشی با چنین شهرت خشکی، گلف استعداد پنهانی در تطبیق خود با زمان دارد. این بازی شیفته گسترش خود است، چه این به معنای آسانگیری در کدهای لباس باشد و چه پذیرش شبیهسازها به عنوان دروازههای ورود به بازی. اما هنوز دقیقاً مشخص نکرده است که چگونه یک تازهوارد علاقهمند را به یک بازیکن پرشور تبدیل کند، صرفاً به این دلیل که انتقال از طبیعت «هر چه شد، باز هم تلاش کن تا راضی شوی» در منطقه تمرین، هرگز نتوانسته به زمین گلف واقعی منتقل شود. اما راهی برای از بین بردن این مانع ورود و دموکراتیزه کردن بازی در این فرآیند وجود دارد. ما فقط باید به اندازه کافی شجاع باشیم تا بپذیریم که گاهی اوقات، اجازه دادن به مردم برای تقلب، عادلانه است.
درو میلارد نویسنده کتاب چگونه گلف میتواند زندگی شما را نجات دهد و از مجریان مشترک پادکست ماچو پاد است.