دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا، روز جمعه بلوف روسیه را از بین برد. در پاسخ به رجزخوانی هستهای یکی از متحدان نزدیک ولادیمیر پوتین، ترامپ اعلام کرد که دو زیردریایی هستهای را در منطقه مستقر خواهد کرد. موضع قبلی رئیسجمهور در قبال کرملین به چنین ضدحملاتی اعتبار واقعی میبخشد: دستدرازی کنید، عواقبش را ببینید.
پس از اینکه پوتین برای ماهها او را با وعده پایان دادن به درگیری در اوکراین فریب داد، ترامپ در هفته گذشته اقداماتی علیه هند انجام داد که رؤسای جمهور جو بایدن و باراک اوباما به دلیل ترس از تشدید تنش و پیامدهای اقتصادی، در مواجهه با توسعهطلبی روسیه، از انجام آنها اکراه داشتند. این اقدامات از هماکنون نشانههایی از موفقیت را نشان میدهند. رئیسجمهور اکنون فرصت دارد تا با انجام همین کار در مورد چین، از برتری خود استفاده کند.
ناتوانی تحریمهای غرب در فلج کردن اقتصاد روسیه، یکی از پایدارترین ناامیدیها از زمان تهاجم تمامعیار پوتین به اوکراین در سه سال و نیم پیش بوده است. اقتصاد روسیه در سال گذشته بیش از 4 درصد رشد کرد و تخمین زده میشود که امسال نیز رشد کند، البته با سرعت کمتری. پوتین با روی آوردن به اقتصاد جنگی و توسعه شبکهای از شرکای تجاری جدید برای صادرات نفت و انرژی، با اتکا به یک ناوگان کشتیرانی سایه، تحریمها را تحمل کرده است. مشتریان اصلی آن چین و هند هستند.
نفت، شریان حیاتی ماشین جنگی پوتین است. سناتور جان مککین اغلب میگفت که روسیه یک پمپ بنزین است که خود را در هیئت یک کشور نشان میدهد. اما بایدن نگران بود که فشار بیش از حد بر چین یا هند برای توقف خرید نفت خام روسیه منجر به افزایش شدید قیمت گاز شود که اقتصاد آمریکا را فلج کرده و در نتیجه امیدهای او برای انتخاب مجدد را از بین ببرد. (بایدن بخش آخر را بدون هیچ کمکی اداره کرد.)
ترامپ بهطور فزایندهای از استفاده از به اصطلاح تحریمهای ثانویه علیه شرکای تجاری روسیه به عنوان اهرمی برای اعمال حداکثر فشار بر پوتین برای اعطای امتیاز، استقبال کرده است. روز چهارشنبه، رئیسجمهور تعرفه وارداتی نامشخصی را بر هند به عنوان مجازاتی برای ادامه خرید نفت روسیه، علاوه بر یک تعرفه 25 درصدی بر کالاهای هندی، اعمال کرد. در پاسخ، پالایشگاههای دولتی هند طبق گزارشها، خرید نفت خام روسیه را متوقف کردند. با این حال، مقامات دولتی هند روز شنبه مدعی شدند که هیچ تغییری در سیاست رخ نداده است.
تحریمهای ثانویه یک بازوکا ژئوپلیتیک هستند. آنها علیه ایران کارساز بودند و به تهران کمک کردند تا توافق هستهای را که ترامپ در دوره اول خود آن را کنار گذاشت، مذاکره کند. آنها همچنین به فلج کردن رژیم بشار اسد در سوریه کمک کردند.
درآمد نفتی تقریباً نیمی از بودجه روسیه را تشکیل میدهد. در حالی که هند 38 درصد از صادرات نفت خام روسیه را خریداری میکند، چین 47 درصد را میخرد. (ترکیه و اتحادیه اروپا هر کدام 6 درصد را خریداری میکنند.)
حمایت جدید ترامپ از تحریمهای ثانویه، در تضاد با هدف بزرگتر او برای دستیابی به یک توافق تجاری گسترده با چین، دومین اقتصاد بزرگ جهان، است. ترامپ رویکرد نرمتری نسبت به پکن اتخاذ کرده است. او برخی کنترلهای صادراتی را متوقف کرده و حتی مانع سفر رئیسجمهور جزیره خودمختار تایوان به ایالات متحده شد؛ توقفی که خشم چین را برمیانگیخت. ترامپ میخواهد اواخر امسال با رئیسجمهور چین، شی جین پینگ، نشستی برگزار کند.
با این وجود، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، میگوید وی در مذاکرات هفته گذشته در استکهلم به همتایان خود هشدار داد که اگر چین به خرید نفت خام روسیه ادامه دهد، در معرض خطر 100 درصدی جریمههای مالیاتی واردات قرار میگیرد. او به لایحه دوحزبی اشاره داشت که تعرفههایی را بر کالاهای کشورهای همچنان در حال تجارت با روسیه اعمال میکند. این پیشنهاد از حمایت کافی برای تصویب در صورت رسیدن به صحن مجلس برخورast، اما برای دادن زمان و اهرم فشار به ترامپ برای مذاکره، در سنا به تعویق افتاده است.
اعمال تحریمها بر چین به دلیل خرید نفت روسیه احتمالاً شانس یک توافق تجاری فوری را از بین میبرد. احتمالاً به تلافیجویی منجر میشود، به طور بالقوه در قالب تحریم دیگری بر مواد معدنی حیاتی کمیاب. این میتواند اقتصاد جهانی را مختل کرده و خطر رکود اقتصادی آمریکا را افزایش دهد. مهم است که در مورد این خطرات واضحنگر باشیم. از سوی دیگر، ترامپ روابط بهتری نسبت به بایدن با عربستان سعودی و دیگر تولیدکنندگان عرب برقرار کرده است، که اگر چین خرید نفت خام روسیه را متوقف کند، میتوانند تولید را افزایش دهند تا از افزایش سرسامآور قیمت گاز جلوگیری شود.
در حال حاضر، بعید به نظر میرسد که چین تسلیم شود. اما این میتواند تغییر کند اگر پکن متقاعد شود که ترامپ عقبنشینی نخواهد کرد. یکی از راههایی که ایالات متحده میتواند جدیت خود را نشان دهد، افزایش محمولههای تسلیحاتی به اوکراین و ترکیب فشار نظامی و اقتصادی است. در نهایت، روابط اقتصادی چین با ایالات متحده بسیار با ارزشتر از دوستی آن با روسیه است.