در ۲۶ ژوئیه، شهروندان تایوانی به پای صندوقهای رأی رفتند تا در مورد برکناری ۲۴ نفر از ۱۱۳ نماینده خود – یا ۲۱ درصد از قانونگذاران – تصمیم بگیرند. این لحظهای بیسابقه در تاریخ دموکراتیک جزیره بود. پیش از این، شهروندان نمایندگان تایوانی را به صورت فردی برکنار کرده بودند، اما هرگز تا به حال برای برکناری جمعی سیاستمداران تلاش نکرده بودند.
در نهایت، تلاش برای برکناری شکست خورد. اما وقوع خود این رویداد و ماهها کمپین انتخاباتی که پیش از آن جریان داشت، چالش اساسی را در سیاست تایوان برجسته میکند: قطببندی عمیق. دو حزب اصلی سیاسی تایوان، حزب پیشروی دموکراتیک (DPP) چپ میانه و کومینتانگ (KMT) راست میانه، به طور فزایندهای از یکدیگر بیزارند. بسیاری از سیاستمداران DPP پیشنهاد کردهاند که KMT بیش از حد با چین همدل است و ممکن است با حزب کمونیست چین همکاری کند. لای چینگ-ته، رهبر DPP و رئیسجمهور تایوان، حتی گفت که برکناری سیاستمداران برای حذف "ناخالصیها" از جامعه ضروری است. در همین حال، بسیاری از سیاستمداران KMT، لای را به رفتار بیرحمانه و مستبدانه متهم کردهاند. در طول کمپین، اریک چو، رهبر KMT، DPP را با نازیها و لای را با آدولف هیتلر مقایسه کرد. سومین حزب بزرگ جزیره، حزب مردم تایوان (TPP) که همسو با KMT است، نیز از دولت DPP به شدت متنفر است. رهبر TPP با اتهامات فساد مواجه است و این حزب ادعا میکند که مورد آزار و اذیت سیاسی قرار گرفته است.
به عبارت دیگر، احزاب تایوانی مخالفان خود را نه تنها از نظر سیاسی متفاوت، بلکه خائنان خودکامه معرفی میکنند. در همین حال، خود را ناجیان دموکراسی میدانند. این خصومت ریشهدار منجر به ناکارآمدی شدید دولتی شده است – که همین امر شهروندان را به تلاش برای برکناری سوق داد. KMT و TPP کنترل مجلس را در دست دارند، جایی که به طور مداوم با تلاشهای لای مخالفت میکنند. پیشروهای تایوان، که از این انسداد عصبانی هستند، امضاهای کافی را جمعآوری کردند تا درباره برکناری تقریباً یک سوم از قانونگذاران KMT رأیگیری کنند. شکست آنها به این معنی است که قطببندی شدید همچنان دولت جزیره را آزار خواهد داد. در واقع، نفرت و بنبست میتواند تشدید شود.
هنوز هم احتمال اندکی وجود دارد که DPP بتواند شش کرسی لازم برای به دست آوردن کنترل مجلس را کسب کند. هفت قانونگذار دیگر KMT در پایان ماه اوت با برکناری مواجه هستند. اما حتی اگر تلاشهای برکناری موفقیتآمیز باشد، جزیره به طور کلی با تفرقه دست و پنجه نرم خواهد کرد – به این معنی که در موقعیت ضعیفی برای مقابله با تهدیدات ژئوپلیتیکی فزاینده خواهد بود. طی چندین سال گذشته، پکن نسبت به تایوان تهاجمیتر شده است. ارتش آزادیبخش خلق رزمایشهای بیشتری را در اطراف جزیره انجام داده است، و رهبران ارشد چینی در مورد احتمال اقدام نظامی صریحتر بودهاند. برای مقابله با این چالش، شهروندان و مقامات تایوان باید مایل باشند برای تمام جزیره بجنگند، نه فقط برای وابستگان حزبی خود. رهبران تایوان باید یک مسیر عملی یکپارچه ایجاد کنند. در عوض، در حال حاضر، آنها شکست یکدیگر را بر دفاع از ملت ترجیح میدهند.
با چنین دوستانی
در سراسر ایالات متحده و اروپا، تحلیلگران و سیاستگذاران غالباً تایوان را الگوی دموکراسی میدانند – نمونهای الهامبخش از چگونگی تبدیل یک نظام سیاسی از دیکتاتوری بیرحمانه به یک دولت لیبرال موفق. به هر حال، چیزهای زیادی در مورد این جزیره برای جشن گرفتن وجود دارد. این کشور ثروتمند و مرفه است، با یک جامعه مدنی قدرتمند و انتخابات آزاد و عادلانه.
اما این تمام داستان نیست. احزاب تایوان ممکن است به آزادی مطبوعات و نتایج رقابتها احترام بگذارند، اما به یکدیگر احترام نمیگذارند، و حامیان آنها نیز چنین نیستند. شهروندان تایوانی نه تنها از قطببندی، بلکه از قطببندی عاطفی رنج میبرند، جایی که آنها به طور فعال از افرادی که دیدگاههای متفاوتی دارند متنفرند و آنها را در بهترین حالت کمتر قابل اعتماد و در بدترین حالت خائن میدانند. شهروندان نه تنها در مورد سیاست، بلکه در مورد ارزشهای اصلی و مسیر آینده جزیره خود به شدت اختلاف نظر دارند.
قطببندی تایوان مسائل مختلفی را در بر میگیرد. اما در مورد چگونگی بهترین برخورد با پکن خطرناکتر است. تنها اقلیت کوچکی از شهروندان در تایوان میخواهند به جمهوری خلق چین بپیوندند، و تقریباً همه معتقدند که به یک موجودیت سیاسی جداگانه تعلق دارند. اما شهروندان تایوان در مورد چگونگی محافظت از خود در برابر پکن توافق ندارند. برای KMT، تایوان باید روابط قوی با جمهوری خلق حفظ کند و به میراث چینی جزیره تکیه کند تا پکن را از ارتباط مشترک خود – با وجود جدایی – مطمئن سازد. در مقابل، DPP معتقد است که هیچ راهی برای آرام کردن رهبران سرزمین اصلی وجود ندارد. در عوض، فکر میکند تایوان تنها با ساختن یک ارتش قدرتمند و تقویت روابط با هر کسی غیر از پکن، و به ویژه با واشنگتن، میتواند زنده بماند. DPP همچنین معتقد است که روابط نزدیک با چین توانایی تایوان را برای حفظ هویت خود، متمایز از سرزمین اصلی، تهدید میکند.
شکاف بر سر چین دهههاست که قطببندی را در تایوان تقویت کرده است. اما طی چند سال اخیر بدتر شده است – تا حدی به لطف تهدید فزاینده چین. اکنون، احزاب مخالفان خود را برای آزادی تایوان خطرناک میدانند. برای بخش بزرگی از DPP، ائتلاف KMT-TPP با اِعمال مجموعهای از اصلاحات بحثبرانگیز برای افزایش قدرت قانونگذاری بر رئیسجمهور و با کاهش و مسدود کردن بخشهای بزرگی از بودجه ملی به نفع حزب کمونیست چین، به طور سیستماتیک دموکراسی را تضعیف کرده است. KMT و TPP، DPP را به عنوان جنگافروزان ضددموکراتیک متهم میکنند که از قدرت خود برای سرکوب سیستماتیک مخالفان استفاده میکنند و به پکن بهانهای برای حمله میدهند.
هم حامیان و هم مخالفان انتخابات برکناری، این مسائل را ماهیتی وجودی میدانند. برای حامیان، برکناری، مسئله بقای ملی بود و هست. گروه کنونی قانونگذاران KMT در اداره امور ناتوان بودهاند و به حزب کمونیست چین اجازه میدهند تا دموکراسی تایوان را تضعیف کند. مخالفان برکناری استدلال میکردند که DPP به دنبال حذف مخالفان است تا نیازی به سازش نداشته باشد و کنترل کامل DPP بر ریاست جمهوری و قوه مقننه، چک و بالانسهای ضروری برای دموکراسی را از بین خواهد برد. همانطور که مسئله برکناری پیش رفت، احزاب طرف مقابل را بیشتر شیطانی جلوه دادند. قانونگذاران حتی در وسط مناظرات پارلمانی به یکدیگر حمله فیزیکی کردهاند. هرگونه همدردی با موضع طرف مقابل به منزله خیانت است.
وحدت یا یکپارچگی
قطببندی شدید تایوان در زمان بسیار نامناسبی رخ میدهد. طی چند سال اخیر، تهدیدات چین علیه این جزیره افزایش یافته است. پکن هواپیماها و کشتیها را با تناوب بیشتر و برای مدت طولانیتر به حریم هوایی و آبهای تایوان میفرستد. ارتش آزادیبخش خلق اکنون رزمایشهای منظمی را در اطراف تنگه تایوان انجام میدهد. و رهبری چین در اظهارات خود ستیزهجوتر شده است. به عنوان مثال، سال گذشته، شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، اعلام کرد که "مردم دو سوی تنگه تایوان یک خانواده هستند. هیچ کس نمیتواند پیوندهای خانوادگی ما را قطع کند، و هیچ کس نمیتواند روند تاریخی اتحاد ملی را متوقف کند."
تفرقات تایوان مقابله با این تهدید را برای این جزیره بسیار دشوار میکند. به عنوان مثال، اختلاف بر سر بودجه آن را در نظر بگیرید. لای و DPP خواستار افزایش هزینههای دفاعی شدهاند. در همین حال، ائتلاف تحت رهبری KMT خواستار کاهش آن شده است. اختلاف بین این دو منجر به مسدود شدن میلیاردها دلار هزینه نظامی شد که بخشی از آن همچنان مسدود مانده است. این انسداد نه تنها نیروهای مسلح تایوان را تضعیف میکند، بلکه روابط آن با ایالات متحده را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. دولت ترامپ از تایپه خواسته است در صورت تمایل به ادامه کمک، هزینههای دفاعی را به طور چشمگیری افزایش دهد. در همین حال، DPP و KMT دیدگاههای فزایندهای متفاوت در مورد ایالات متحده دارند. در یک نظرسنجی که در ماه آوریل انجام دادیم، دریافتیم که ۵۰ درصد از حامیان DPP ایالات متحده را متحدی قابل اعتماد یا بسیار قابل اعتماد میدانند، در حالی که تنها سه درصد از حامیان KMT و ده درصد از حامیان TPP چنین نظری دارند.
تایوان برای پاسخگویی مؤثر به تهدیدات پکن، به یک اجماع ملی نیاز خواهد داشت. اگر برخی از شهروندان دیگران را شرور بدانند و برخی از رهبران به عنوان بدخواهان معرفی شوند، ممکن است آن نوع حس میهنپرستی لازم برای مبارزه مشترک را نداشته باشند. به عنوان مثال، اگر چین در دوره ریاست لای حمله کند، بسیاری از رأیدهندگان و رهبران KMT و TPP، رئیسجمهور و دولت او را به تحریک پکن متهم خواهند کرد. آنها ممکن است سپس از دفاع از جزیره سر باز زنند. در یک نظرسنجی که در ماه مارس توسط مؤسسه تحقیقات امنیت ملی و دفاع تایوان انجام شد، ۸۵ درصد از حامیان DPP اعلام کردند که در صورت حمله مایل به مبارزه برای جزیره هستند، در مقایسه با ۴۸ درصد از رأیدهندگان KMT و ۵۴ درصد از رأیدهندگان TPP.
بسیاری از شهروندان تایوانی به طور فعال از کسانی که دیدگاههای متفاوتی دارند، رنج میبرند.
البته، ممکن است طرفداران حزبی اگر ارتش آزادیبخش خلق شروع به بمباران محلههایشان کند، نظرشان را تغییر دهند. هیچ چیز مانند یک تهاجم، جامعه را متحد نمیکند. اما زمان میبرد تا جمعیت تقسیم شده تایوان گرد پرچم جمع شوند، و زمان یک لوکس است که تایپه ممکن است نداشته باشد. در واقع، جزیره باید حتی در مواجهه با یک بحران کوچکتر نیز به سرعت عمل کند. به عنوان مثال، اگر پکن دسترسی تایوان به ارتباطات خارجی را قطع کند، رهبران جزیره در یک پنجره سیاسی باریک قرار خواهند گرفت تا بحران را تعریف کرده و یک پاسخ به موقع را هماهنگ کنند، پیش از آنکه پیامرسانی رسانههای حزبی کنترل را در دست بگیرد. اگر مقامات در ایجاد یک روایت مشترک شکست بخورند و رأیدهندگان به اتاقهای پژواک ایدئولوژیک خود پناه ببرند، تایوان مزایای استراتژیک خود را از دست خواهد داد.
پکن نیز تمام تلاش خود را برای ایجاد هرج و مرج داخلی به کار خواهد گرفت. به عنوان مثال، اگر حزب کمونیست چین دسترسی تایوان به ارتباطات خارجی را قطع کند، میتواند روایتهایی را منتشر کند که ادعا میکند سازمان ملل از محاصره آن حمایت میکند و هیچ کمکی به جزیره نمیرسد. پکن، به هر حال، از قبل عملیاتهای اطلاعات نادرست زیادی را برای تعمیق قطببندی تایوان و تحریک تفرقه انجام میدهد. به عنوان مثال، هم در رقابتهای ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ و هم در سال ۲۰۲۴، سازمانهای ناظر در تایوان، کمپینهای رسانههای اجتماعی گستردهای را از سرزمین اصلی مستند کردند که سعی داشتند رأیدهندگان را متقاعد کنند که دموکراسی ارزشش را ندارد، یا اینکه رأی به DPP رأی به جنگ است.
کمپینهای پکن مشکلات زیادی را برای مقامات تایوانی ایجاد کرده است. اما جامعه این جزیره حتی بدون تلاشهای سرزمین اصلی نیز بر سر مسئله چین قطببندی میشد. تحقیقات در مورد کمپینهای بیوقفه اطلاعات نادرست پکن نشان داده است که این کمپینها تأثیرات متفاوتی بر افکار عمومی دارند و اغلب نتیجه معکوس میدهند. بسیاری از تلاشهای پکن برای ترساندن شهروندان تایوانی، بیشتر از آنکه وحشت ایجاد کند، باعث شرمساری میشود. به عبارت دیگر، چین اغلب به آتشی که از قبل شعلهور است، هیزم اضافه میکند.
با هم باشید
قطببندی تایوان یک تهدید جدی امنیتی است. اما این جزیره در گذشته، در مواجهه با چالشهای بزرگتر نیز تابآوری از خود نشان داده است. در کمتر از ۴۰ سال، تایوان با موفقیت راهی را از حکومت نظامی و استبدادی به انتخابات آزاد و عادلانه پیموده است، علیرغم وضعیت ژئوپلیتیکی مورد بحث خود. دلایل خوبی وجود دارد که میتوان فکر کرد این کشور میتواند بر قطببندی غلبه کند.
اولین دلیل این است که همه در تایوان یک حزبگرای سرسخت نیستند. نظرسنجیها نشان میدهد که تقریباً ۴۰ درصد از رأیدهندگان علناً خود را با هیچ حزبی شناسایی نمیکنند. همه افراد این گروه واقعاً بیطرف نیستند؛ بسیاری از رأیدهندگان میگویند مستقل هستند اما در عمل همیشه به یک سو رأی میدهند. با این حال، تعداد زیادی از رأیدهندگان تایوانی وجود دارند که بین اردوگاهها جابهجا میشوند یا از رهبران خود سازش میخواهند. در واقع، جنبش برکناری حس همبستگی کوچک اما رو به رشدی را بین حامیان میانهروی DPP و KMT ایجاد کرده است. آنها به طور مشترک از ناکارآمدی مجلس ناراحت هستند – و از دخالت پکن در دموکراسی تایوان میترسند (که در طول کمپینهای برکناری نیز آشکار بود).
رهبران این جزیره همچنین توانایی خود را در عمل هنگام مواجهه با شرایط اضطراری نشان دادهاند. در طول سال اول همهگیری کووید-۱۹، تایوان توانست یک جبهه به طرز چشمگیری متحد برای مقابله با شیوع بیماری ارائه دهد. رهبری سیاسی آن به سرعت برای توصیف ویروس به عنوان یک تهدید امنیت ملی متحد شد، که منجر به رویکردی جامع از سوی جامعه برای جلوگیری از گسترش بیماری شد. در نتیجه، این جزیره در مدیریت همهگیری بسیار موفق بود، به ویژه در مقایسه با بسیاری از کشورها، که دولتها برای جلب حمایت کامل عمومی از اقدامات بهداشتی با مشکل مواجه بودند.
هیچ یک از اینها به این معنی نیست که رهبران تایوان باید در مورد نحوه برخورد با پکن کاملاً همنظر باشند. جایی برای بحث سالم وجود دارد. اما سیاستمداران باید از حملات شخصی، اتهامات خیانت و شیطانی جلوه دادن بخشهایی از جامعه خودداری کنند. رهبران جزیره باید همکاری بیشتری در مورد مسائل دفاعی از خود نشان دهند. لفاظیهای افراطی یا تحریکآمیز سطح نسبی صلح در تنگه تایوان را افزایش نمیدهد. و با همکاری جزئی بر سر چین، رهبران تایوان ممکن است بتوانند به طور کلی جزیره را بهبود بخشند. دفاع از سیستم دموکراتیک و شیوه زندگی فعلی، به هر حال، تنها چیزی است که اکثر تایوانیها بر ضروری بودن آن توافق دارند. بنابراین، یافتن نقاط مشترک در این مسئله اساسی ممکن است اولین گام به سوی غلبه بر قطببندی باشد.