یکی از بازداشتشدگان تا سرحد بیهوشی کتک خورده بود. دیگران با بدنی کبود و در حالی که به سختی راه میرفتند یا خون بالا میآوردند، از اتاق تاریک انفرادی بیرون آمدند. دیگری با چشمانی گریان به سلول خود بازگشت و به همبندانش گفت که مورد تعرض جنسی قرار گرفته است.
بازداشتشدگان به یاد میآورند که نگهبانان در میان ضربات که در دیوارهای فلزی طنینانداز میشد، فریاد میزدند: «بیایید مثل پیناتا (ظرف اسباببازی) کتکش بزنیم.»
آنها آنجا را «لا ایسلا» – جزیره – مینامیدند؛ سلولی که به گفته ونزوئلاییهای اخراجشده از ایالات متحده توسط دولت ترامپ، بدترین بدرفتاریها را در طول ۱۲۵ روز حضورشان در مرکز حبس تروریسم السالوادور، یا «سهسهاُتی» (CECOT)، متحمل شدند.

روایتهای دست اول و همخوان در مصاحبههای متعدد، کاملترین تصویر را از شرایط داخل این مگازندان ارائه میدهد؛ جایی که زندانیان از دسترسی به وکیل و تقریباً هرگونه ارتباط با دنیای بیرون محروم هستند – و حدود ۱۴۰۰۰ سالوادوری در آنجا محبوس ماندهاند. تعداد کمی از بازداشتشدگان تاکنون از CECOT خارج شدهاند و تعداد کمتری علناً از تجربه خود در آنجا سخن گفتهاند.
واشنگتنپست با ۱۶ نفر از بیش از ۲۵۰ مردی که توسط ایالات متحده به CECOT اخراج شده بودند، مصاحبه کرد؛ این افراد به مدت چهار ماه در آنجا نگهداری شدند و سپس در ماه جاری به عنوان بخشی از تبادل زندانیان بینالمللی به ونزوئلا آزاد شدند.
ونزوئلاییها که در کمپین اخراج جمعی رئیسجمهور دونالد ترامپ دستگیر شده بودند، به پست گفتند که بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند که منجر به کبودی، خونریزی یا جراحت آنها شد. آنها اظهار داشتند که کارکنان زندان مراقبتهای پزشکی را برای بازداشتشدگان مبتلا به دیابت، فشار خون بالا یا نارسایی کلیه محدود میکردند.
این مردان روی تختهای فلزی – معمولاً بدون تشک – در سلولهای گروهی میخوابیدند که چراغهای سقفی ۲۴ ساعت شبانهروز روشن بود. از آنها انتظار میرفت که با استفاده از یک مخزن آب و توالتهایی که هیچ حریم خصوصیای از همسلولیها ارائه نمیدادند، حمام کنند و ادرار و مدفوع خود را دفع کنند. آنها به ندرت اجازه خروج از سلولهایشان را داشتند.
سه سخنگوی دولت السالوادور، که جزئیات اتهامات بازداشتشدگان را دریافت کرده بودند، به درخواستها برای اظهار نظر پاسخ ندادند. دامیان مرلو، لابیگر مستقر در ایالات متحده برای نایب بوکله، رئیسجمهور السالوادور، بازداشتشدگان را مجرمانی دانست که جایشان در زندان است و ادعاهای آنها را «بیاساس» خواند.
مرلو گفت: «علاوه بر این، تصاویری که از خروج آنها از السالوادور در شبکههای اجتماعی منتشر شد، آنها را با روحیهای خوب و شاداب در مسیر بازگشت به ونزوئلا نشان میداد.»
تریسیا مکلاگلین، سخنگوی وزارت امنیت داخلی، بیانیهای ارائه داد که ادعاهای دولت مبنی بر اینکه بازداشتشدگان اعضای باند «ترن د آراگوا» بودند را تکرار میکرد – اگرچه مقامات دولتی در دادگاه اذعان کردهاند که بسیاری از کسانی که به CECOT فرستاده شده بودند، هیچ سابقه کیفری نداشتند.
رابرت ال. سرنا، مدیر موقت دفتر میدانی اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده، در پروندهای در دادگاه در ماه مارس اظهار داشت که «عدم سابقه کیفری نشانهای از تهدید محدود آنها نیست» و اطلاعات محدود در مورد هر فرد «در واقع خطر آنها را برجسته میکند.»
مکلاگلین گفت: «رئیسجمهور ترامپ و وزیر [امنیت داخلی] [کریستی ال.] نوام اجازه نخواهند داد باندهای جنایتکار شهروندان آمریکایی را به وحشت بیندازند. یک بار دیگر رسانهها برای دفاع از اعضای باندهای جنایتکار غیرقانونی به هر کاری دست میزنند. ما داستانهای دروغین و غمانگیز اعضای باند و مجرمان را بیش از حد میشنویم و در مورد قربانیان آنها به اندازه کافی نمیشنویم.»
ابیگیل جکسون، سخنگوی کاخ سفید، گفت که دولت ترامپ از همکاری خود با بوکله «برای کمک به حذف بدترین مجرمان غیرقانونی، تروریستها و اعضای باند از ایالات متحده» قدردانی میکند. او سؤالات مربوط به اتهامات خاص را به دولت السالوادور ارجاع داد.
ایزابل کارلوتا روبی، وکیل ارشد سازمان حقوق بشر رابرت اف. کندی که با برخی از بازداشتشدگان صحبت کرده است، گفت اگر روایتهای بازداشتشدگان صحت داشته باشد، رفتار با آنها در CECOT ممکن است کنوانسیونهای سازمان ملل متحد علیه شکنجه را که السالوادور و ایالات متحده امضاکننده آن هستند، نقض کرده باشد. روبی افزود، اینکه آیا ایالات متحده، که ۶ میلیون دلار به دولت بوکله برای نگهداری ونزوئلاییها پرداخت کرده، میتواند در نقض حقوق بشر مقصر شناخته شود، بستگی به شواهد دارد، از جمله میزان اطلاع مقامات آمریکایی از شرایط.
شکنجه، بازداشتهای خودسرانه، ناپدید شدن اجباری و تعرض جنسی، در صورت اثبات سیستماتیک یا فراگیر بودن و اطلاع دولت از آنها، میتوانند همگی جنایت علیه بشریت محسوب شوند. یک هیئت بینالمللی در حال تهیه گزارشی درباره السالوادور است و در حال بررسی این است که آیا هیچ یک از این جنایات مرتکب شدهاند یا خیر. حداقل یک عضو هیئت معتقد است که تحقیقات جنایی ضروری است.
سانتیاگو کانتون، دبیر کل کمیسیون بینالمللی حقوقدانان، گفت: «بر اساس اطلاعاتی که بررسی کردهام، دلایل معقولی برای انجام تحقیقات توسط دیوان کیفری بینالمللی وجود دارد.»
واشنگتنپست دریافت که بسیاری از بازداشتشدگان به طور قانونی وارد ایالات متحده شده بودند و فعالانه با قوانین مهاجرتی ایالات متحده مطابقت داشتند.
بسیاری از این مردان از سرکوب سیاسی و فقر شدید تحت حکومت نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا که دشمن ایالات متحده است، گریخته بودند. برخی اجازه زندگی و کار در ایالات متحده را دریافت کرده بودند. حداقل دو نفر به عنوان پناهنده و در جستجوی امنیت از آزار و اذیت در ونزوئلا وارد ایالات متحده شده بودند.
تعدادی از آنها گمان میکردند که تنها بر اساس خالکوبیهایشان توسط ایالات متحده بازداشت و اخراج شدهاند.
مارکو خسوس باسولتو سالیناس، ۳۵ ساله، دارای وضعیت محافظتشده موقت بود که او را از اخراج محافظت میکرد و به طور قانونی در آشپزخانهها و پیتزا فروشیها کار میکرد تا هزینه درمان سرطان سینه مادرش در ونزوئلا را پرداخت کند.

آندری هرناندز، یک آرایشگر ۳۱ ساله، به طور قانونی با قرار ملاقات CBP One وارد ایالات متحده شد، جایی که یک مقام در یک غربالگری اولیه تشخیص داد که او ترس موثقی از آزار و اذیت به عنوان یک مرد همجنسگرا در ونزوئلا را نشان داده است.

روجر مولینا، راننده تحویل غذا و فوتبالیست حرفهای آیندهدار، توسط خدمات شهروندی و مهاجرت ایالات متحده و سازمانهای اجرای قانون فدرال مورد بررسی قرار گرفته بود، به ایالات متحده پرواز کرده و به طور مشروط در یک برنامه اسکان مجدد پناهندگان وزارت امور خارجه پذیرفته شده بود.

در ۱۵ مارس، وقتی مردان بازداشتشده به هواپیماها در تگزاس منتقل میشدند، هیچکدام از آنها نمیدانستند که به کجا برده میشوند.
«ما به شما یک سورپرایز میدهیم»
مهاجران در حالی که دست، کمر و پاهایشان بسته بود، سوار سه هواپیمای چارتر گلوبالاکس شدند و بسیاری از آنها معتقد بودند که به ونزوئلا میروند. باسولتو فکر کرد که حداقل به خانه میروند. از باز کردن پردههای پنجره منع شده بودند. او به یاد میآورد که یکی از مقامات مهاجرت به آنها گفت: «ما به شما یک سورپرایز میدهیم.»
باسولتو گفت که وقتی آنها فرود آمدند، جرأت کرد از پنجره بیرون نگاه کند. او پرچم آبی و سفید السالوادور را دید که در هوا در اهتزاز بود. او گفت که بازداشتشدگان شروع به وحشت کردند. یک زن تبعیدی انگلیسیزبان یکی از مدارکی را که به او داده شده بود، با صدای بلند خواند. او برای بقیه مسافران ترجمه کرد: آنها حداقل یک سال در السالوادور بازداشت خواهند شد.
باسولتو گفت که برخی از مهاجران از پیاده شدن از هواپیما خودداری کردند. یک نگهبان به یک مسافر زن ضربه زد. فریاد در هواپیما پر شد. سرانجام، به گفته باسولتو و سایر بازداشتشدگان، آنها لگد، هل داده و کتک زده شدند و مجبور به پیاده شدن شدند. دو افسر سالوادوری بازوهای او را گرفتند.
به گفته بازداشتشده میگوئل روخاس مندوزا، افسران فریاد زدند: «اندازهشان پایین!» در حالی که بازداشتشدگان مورد ضرب و شتم قرار میگرفتند و به سمت اتوبوسها کشیده میشدند. او به یاد آورد که مردی را دید که چنان محکم به اتوبوس کوبیده شد که صورتش غرق خون شد.
مولینا، پناهندهای که برای اسکان مجدد در ایالات متحده مورد بررسی قرار گرفته بود، از افسران برای توضیح التماس کرد.
مولینا گفت: «خواهش میکنم، نمیفهمم اینجا چه کار میکنم. من هیچ جرمی مرتکب نشدهام. خواهش میکنم، بگذارید با کسی صحبت کنم.» او شروع به دعا کرد. سپس یک افسر سالوادوری او را از گردن گرفت.
به گفته مولینا، او دستور داد: «بدو، حرامزاده!» و تفنگ را به دندههایش فرو برد.
هرناندز، آرایشگر، دید که زنان برگردانده شده و سوار هواپیمایی به مقصد ایالات متحده شدند. او گفت که سالوادوریها از پذیرش آنها خودداری کردند. اتوبوسها اکنون پر از مردان شروع به حرکت کردند.
شش بازداشتشده گفتند: «به السالوادور خوش آمدید!» افسران نقابدار در طول مسیر فریاد زدند: «به جهنم خوش آمدید!»
به گفته باسولتو، در CECOT، نگهبانان سر او را تراشیدند، لباسهایش را از تنش درآوردند و گوشی، ۷۰۰ دلار پول نقد و آویز طلایی که برای خوششانسی به گردن داشت را گرفتند.
هرناندز برای مادرش گریه کرد. او پرسید: «چرا سرم را میتراشید؟ من یک آرایشگر هستم، همجنسگرا هستم، عضو هیچ باندی نیستم.»
مردان در انباری کنار هم قرار داده شدند، با عکاسان و نگهبانان احاطه شدند و مجبور به زانو زدن شدند. مدیر زندان با آنها صحبت کرد.
به گفته مدیر، در اینجا مردان هیچ حقوقی نخواهند داشت – نه حق وکیل، نه دسترسی به نور خورشید. آنها تا آخر عمر مرغ یا گوشت نخواهند خورد.
به گفته چندین بازداشتشده، او گفت: «تنها راهی که شما از اینجا خارج میشوید، داخل یک کیسه سیاه است.»
«شنیعترین شکل تحقیر»
CECOT، که توسط بوکله در سال ۲۰۲۳ به عنوان بخشی از سرکوب باندهای سالوادوری افتتاح شد، برای ترساندن خشنترین مجرمان طراحی شده بود. دولت او آن را بزرگترین زندان در قاره آمریکا معرفی کرد، که در ابتدا ظرفیت ۲۰۰۰۰ بازداشتشده را اعلام کرد و سپس آن را دو برابر کرد. این قلعه عظیم در خارج از سان سالوادور بیش از ۲۸۰ هکتار وسعت دارد، که با یک حصار برقی و ۱۹ برج نگهبانی احاطه شده است. سقف هر غرفه از توری لوزیشکل با لبههای تیز ساخته شده است.
ونزوئلاییها در سلولهایی قرار گرفتند که هر کدام تا ۲۰ مرد را در خود جای میداد. یکی از بازداشتشدگان به یاد میآورد که دیوارهای بتنی لکههای عرق، قطرات خون خشکشده و آنچه به نظر میرسید خراشهایی از ناخنهای انسان بود، نشان میدادند.
به گفته بازداشتشدگان و تصاویری از CECOT که قبلاً توسط دولت بوکله به اشتراک گذاشته شده بود، هر سلول ۸۰ تخت فلزی داشت که در چهار طبقه نزدیک به هم روی هم چیده شده بودند. استفاده از مخازن آب و توالتها توسط نگهبانان کنترل میشد و به زمانهای خاصی از روز محدود بود. بدون پنجره یا فن، بازداشتشدگان در میان بوی فاضلاب خود زندگی و غذا میخوردند.
بازداشتشدگان تنها میتوانستند زمان را از روی گرمایی که در روز آنها را عرق میکرد و سرمایی که تختهای فلزی آنها را در شب سرد میکرد، تشخیص دهند. آنها میگفتند که نمیتوانستند خورشید را ببینند، اما گاهی میتوانستند صدای باران را بشنوند.
خولیو فرناندز سانچز، ۳۵ ساله، یکی از بازداشتشدگان گفت: «CECOT به نظر میرسید برای حیوانات است. آنجا برای این طراحی شده بود که مردم دیوانه شوند یا خودکشی کنند.»
باسولتو گفت که بازداشتشدگان گاهی اوقات اجازه داشتند سلولهایشان را ترک کنند تا ۲۰ دقیقه فوتبال بازی کنند یا در یک جلسه کوتاه خواندن کتاب مقدس شرکت کنند، اما زمان به کندی میگذشت. مردان در یک سلول روزها را با خراشیدن علامت روی دیوار میشمردند.
فرناندز، که پس از آسیب دیدگی شانه در حین کتک خوردن در سلول شماره ۸ نگهداری میشد، گفت: بازداشتشدگان دارای مشکلات پزشکی اغلب در سلول شماره ۸ نگهداری میشدند. مردانی بودند که از دیابت، مشکلات پوستی و حملات پانیک رنج میبردند. فرناندز به یاد میآورد که یک روز به یک زندانی دیابتی انسولین اشتباه داده شد و پس از تزریق شروع به تشنج کرد. نگهبانان تقریباً نیم ساعت طول کشید تا به او کمک کنند.
باسولتو گفت: «پزشک در حالی که ما کتک میخوردیم تماشا میکرد و سپس با لبخند میپرسید 'چطور هستید؟' این شنیعترین شکل تحقیر بود.»
تیتو مارتینز، ۲۶ ساله، گفت وقتی در بازداشتگاه مهاجرت در ایالات متحده بود، پزشکی به او گفت که نارسایی کلیه دارد و به پیوند کلیه نیاز خواهد داشت. مارتینز گفت که پس از ضرب و شتمهای مکرر در CECOT، دیگر نمیتوانست از تخت بلند شود. او خودش را خیس میکرد و برای غذا خوردن به همسلولیهایش وابسته بود.
دوستانش به کارکنان زندان گفتند: «تیتو در حال مرگ است.» مارتینز گفت وقتی بالاخره تحت درمان قرار گرفت، پزشک به او گفت که کلیه فعالش فقط ۲۰ درصد کار میکند و به زودی برای زنده ماندن به دیالیز نیاز خواهد داشت.
برخی از بازداشتشدگان با بستن ملحفهها به دور گردن خود یا استفاده از لولههای زنگزده برای بریدن رگهایشان، اقدام به خودکشی کردند.
سرپیچی از قوانین هزینهبر بود. وقتی سر هرناندز از گرما درد میکرد، سعی کرد با حمام کردن خود را خنک کند. فراموش کرد به دوستانش بگوید مراقب نگهبانان باشند.
او گفت: «بلند شو، آشغال!» افسری به او گفت. او را به لا ایسلا بردند، جایی که سوراخ کوچکی در سقف تنها باریکه نوری و تقریباً هیچ هوایی را فراهم نمیکرد.
چهار مرد وارد شدند و شروع به لمس او با چوبهای خود و گذاشتن آنها بین پاهایش کردند. او گفت که یکی از آنها هرناندز را مجبور به رابطه جنسی دهانی کرد.
باسولتو گفت هرناندز با چشمان گریان به سلول بازگشت و آنچه را که اتفاق افتاده بود برایش تعریف کرد. او و سایر بازداشتشدگان پیشنهاد دادند که با کارکنان زندان صحبت کنند، اما هرناندز از آنها خواست که این کار را نکنند. او میترسید که این کار باعث شود افسران «بیشتر به ما حمله کنند.»
«قفلها خواهند شکست»
بازداشتشدگان گفتند که پس از هفتهها کتکزدن روزانه، دست به اعتصاب غذا زدند. آنها چهار روز بدون آب و غذا ماندند.
مروین یامارت، ۲۹ ساله، بازداشتشده گفت: «مردم شروع به غش کردن کردند. روی زمین میافتادند.» نگهبانان «خندیدند.»
وقتی اعتصاب غذا نتوانست توجهی را جلب کند، برخی از آنها از تکههای لولههای فلزی برای بریدن پوست خود و نوشتن پیامهایی با خون بر روی ملحفههایشان استفاده کردند: «ما تروریست نیستیم، ما مهاجر هستیم.»
نییور آدریان لئون رینگل، ۲۷ ساله، گفت: «ما میخواستیم آنها ببینند که ما حاضر به مرگ هستیم.»
مردان ناامید شدند. حدود دو ماه پس از ورود به CECOT، بازداشتشدگان نردههای تختها را کندند و از آنها برای شکستن قفلهایشان استفاده کردند. دهها نفر فرار کردند و صابون و جعبههای آبمیوه را به سمت نگهبانان پرتاب کردند. برخی سیمان دیوارها را کندند تا به سمت آنها پرتاب کنند.
نگهبانان با گلولههای پلاستیکی پاسخ دادند، به سلولها هجوم بردند و مردان را مجبور کردند که با دستهای پشت سرشان زانو بزنند.
لئون رینگل گفت: «آنها روی پاهای ما ایستادند تا دیگر آنها را احساس نکنیم.»
سپس مجازات آنها فرا رسید: آنها را به لا ایسلا بردند. مولینا گفت که گاهی ساعتها صدای فریادها را که در سلول او میپیچیدند، میشنید.
او گفت، روز بعد، نگهبانان بازداشتشدگان دستبند زده را در صف قرار دادند و به نوبت آنها را کتک زدند.
مولینا گفت که آنها دندان یک مرد را شکستند و بازوی دیگری را درآوردند. «آن [روز] بدترین کتکزدنها بود.»
چندین بازداشتشده گفتند که شرایط تنها زمانی بهبود مییافت که افراد خارجی از زندان بازدید میکردند یا زمانی که مقامات دولتی میخواستند عکس بگیرند. اندکی پس از بازدید صلیب سرخ، کتاب مقدس به هر سلول داده شد.
باسولتو گفت که برای بازدید نوام از وزارت امنیت داخلی، به بازداشتشدگان غذای بهتر و حتی تشکهایی، هرچند نازک، داده شد. وقتی گروهی از سیاستمداران آمریکایی از زندان بازدید کردند، بازداشتشدگان با جراحات قابل مشاهده به دورترین سلولها منتقل شدند. باسولتو گفت پس از اینکه بازداشتشدگان شروع به خواندن سرود ملی ونزوئلا کردند، مدیر زندان «به سرعت بازدید سیاستمداران را کوتاه کرد و آنها را با عجله دور کرد.»
به گفته مارتینا فراریس، معاون هماهنگکننده حفاظت در هیئت کمیته بینالمللی صلیب سرخ در السالوادور، صلیب سرخ که به طور منظم از زندانهای السالوادور بازدید میکند، دو بار در طول مدت حضور ونزوئلاییها در CECOT حضور یافت. نمایندگان با مردان ملاقات کردند و پیامهای شفاهی کوتاهی را برای خانوادههایشان جمعآوری کردند. فراریس گفت که این پیامها توسط کارکنان زندان بررسی شدند.
بازداشتشدگان گفتند که در روزهای پایانی خود در CECOT، به نظر میرسید شرایط بهبود یافته است. مولینا برای ارزیابی نزد پزشک برده شد. او به طور کامل اصلاح شد و مدل موی دلخواه خود را دریافت کرد.
به بازداشتشدگان خمیردندان کلگیت، تیغ ژیلت و دئودورانت داده شد. یک مقام زندان عکس گرفت. مدیر به آنها گفت دندانهایشان را مسواک بزنند.
ساعت ۵ صبح ۱۸ ژوئیه، آنها سوار اتوبوس شدند، بدون اینکه مطمئن باشند به کجا میروند. سپس مردی با یونیفرم و پرچم ونزوئلا روی یک آستینش، وارد اتوبوس مولینا شد. آنها به خانه میرفتند.
در هواپیما، ونزوئلاییها آهنگی مسیحی را با کلمات جدید خواندند.
آنها میخواندند: «اگر ایمانی به کوچکی دانه خردل داشتم، به برادرانم میگفتم: 'ما میرویم. ما میرویم. ما میرویم!'» و «قفلها خواهند شکست.»
مردانی با لباس سیاه در هواپیمایی که قرار بود به ونزوئلا پرواز کند، منتظر بازداشتشدگان بودند. بازداشتشدگان بعداً متوجه شدند که مادورو افسران «سِبین» (SEBIN)، پلیس مخفی ترسناک خود را فرستاده بود که معمولاً برای بازداشت یا ناپدید کردن مخالفان سیاسیاش استفاده میشود.
یکی از بازداشتشدگان گفت که قبل از پیوستن به خانوادههایشان، به آنها گفته شد که ویدئویی برای تشکر از دولت ونزوئلا ضبط کنند. او گفت به او هشدار داده شده بود که اگر دوباره فرار کند و به ونزوئلا بازگردانده شود، ممکن است به اتهام خیانت محاکمه شود. این بازداشتشده به شرط ناشناس ماندن به دلیل ترس از تلافی دولت مادورو صحبت کرد.
چندین مرد که پیشتر از کشور استبدادی گریخته بودند، گفتند که واقعاً از مادورو به خاطر مذاکره برای آزادیشان سپاسگزارند، در حالی که به نظر میرسید هیچ کس دیگری این کار را نمیکند. با این حال، برخی گفتند که دوباره به ایالات متحده خواهند رفت، شاید پس از ترک مقام توسط ترامپ.
مولینا نه. او گفت که فکر نمیکند بتواند دوباره این کار را انجام دهد، «پس از آنکه این تجربه را زندگی کرد.»
او گفت: «رویای آمریکایی، تبدیل به یک کابوس شد.»
آنا ونسا هررو، سارا بلاکی، رزان ناخلاوی و مونیکا ماتور در تهیه این گزارش مشارکت داشتند. نقشهها از لاریس کارکلیس. نمودارها از آرون استکلبرگ. تدوین ویدئو توسط ارین پاتریک اوکانر.