تصویری تکان‌دهنده از وضعیت انسانی در غزه، نمادی از رنج کودکان. (عکس: ایل فتو کوتیدیانو)
تصویری تکان‌دهنده از وضعیت انسانی در غزه، نمادی از رنج کودکان. (عکس: ایل فتو کوتیدیانو)

عکس روزنامه فتو اتهامی به جهان است: فراخوان‌ها برای غزه کافی نیست، اقدامات قاطعانه لازم است

همه اینها در برابر چشمان جهانی رخ می‌دهد که همانند سال‌های ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۵ بی‌حرکت ماند، و امروز نیز بی‌حرکت است

عکس «پولیترز»ِ «ایل فتو کوتیدیانو» با عنوان برگرفته از پریمو لوی، "اگر این یک کودک است"، مورخ ۲۴ جولای ۲۰۲۵، اتهامی است به تمام جهان، به تمام آنچه سیاست بی‌فایده خوانده می‌شود و به تمام حرف‌های بی‌معنا از هر جا و از هر کس. وقتی خانه‌ای در آتش می‌سوزد، نباید به چگونگی حرکت آتش فکر کرد، بلکه باید فوراً آن را خاموش کرد، پیش از آنکه شعله‌ور شود و همه چیز را بسوزاند. این عکس و عنوانش، واقعیت امروز و نام پریمو لوی، نویسنده، شیمی‌دان و پارتیزان یهودی علیه نازیسم و فاشیسم را نشان می‌دهد.

پریمو لوی پس از بازگشت از آشویتس، در مشهورترین نوشته خودزندگی‌نامه ای به نام اگر این یک مرد است، بدون تردید نوشت و هر کلمه را بر روی گوشت زنده، مانند یک داغ آتشین، حک کرد تا پاک‌نشدنی باقی بماند: "آنگاه برای اولین بار متوجه شدیم که زبانمان کلمه‌ای برای بیان این توهین، این تخریب انسان، ندارد. در یک لحظه، با شهودی تقریباً نبوی، واقعیت بر ما آشکار شد: ما به انتها رسیده‌ایم. پایین‌تر از این نمی‌توان رفت: وضعیتی انسانی بیچاره‌تر از این وجود ندارد و قابل تصور نیست."

پریمو لوی در محکوم کردن اسرائیل، زمانی که به لبنان حمله کرد (۱۹۸۲)، تردیدی به خود راه نداد؛ او در اتخاذ موضعی علنی درنگ نکرد، به یاد کسانی که سکوت کردند یا در هر «منطقه خاکستری» ممکن برای نجات خود با کمترین هزینه ممکن، دودل بودند. در زمان آشویتس، هنوز هم کسی می‌توانست خود را با «نمی‌دانستم… نمی‌دانستیم» توجیه کند. امروز «ندانستن» از نظر ریاضی غیرممکن است، زیرا هر روز، از صبح تا شب و حتی در طول شب، همه چیز آشکار است؛ هر آنچه در خفا گفته و انجام می‌شود، برملا و بر سر بام‌ها فریاد زده می‌شود. اسرائیل ننگ غزه را به نمایش می‌گذارد و می‌خندد و لذت می‌برد.

عنوان پریمو لوی، اگر این یک مرد است، امروز از سطح خودزندگی‌نامه‌ای فراتر رفته و ارزش مطلقی از «شرم کیهانی بشریت» را به دلیل تحقیر حق (حق بقا و نمردن از قحطی؛ عجب!!!) به خود می‌گیرد. در غزه مردم از «گرسنگی و تشنگی» می‌میرند، که این یک استراتژی برنامه‌ریزی‌شده و دقیق است که توسط یک فرد تحت تعقیب بین‌المللی به جرم «نسل‌کشی» طراحی شده است، که از جنگ برای فرار از زندان در کشورش استفاده می‌کند، جایی که محاکمه فساد او به دلیل جنگ متوقف شده است: "تا زمانی که جنگ هست، امید هم هست" (آلبرتو سوردی، ۱۹۷۴، پیشگویانه).

همدستان و متحدان، و حامیان نتانیاهو، افراط‌گرایان و متعصبان شبه‌مذهبی سرسخت، پیش از این ۸۲٪ از سرزمین‌های فلسطینی را اشغال کرده‌اند و اکنون «کلید غذا و آب» را برای رساندن غذا و آب، که در مصر انباشته شده‌اند، مطالبه می‌کنند، بدون اینکه اجازه ورود به غزه را برای سیر کردن کودکان و ساکنان غزه، که زندانی قحطی سازمان‌یافته توسط ارتش کشوری هستند که تقریباً همه آن را «تنها دموکراسی خاورمیانه» می‌نامند، داشته باشند. این یک برنامه‌ریزی دقیق و – به نظر من – ما مجازیم آن را با برنامه‌ریزی دقیق و علمی نازی‌ها برای از بین بردن فیزیکی «نژاد یهود» با هر وسیله‌ای (حتی قحطی) مقایسه کنیم.

چگونه ممکن است که یهودیانی که قربانی هولوکاست، یعنی نادیدنی‌ترین و غیرقابل تصورترین فاجعه بودند، امروز، تنها ۸۰ سال بعد، دقیقاً همان برنامه‌ریزی‌ها را بدون کوره‌های آدم‌سوزی ظاهری تکرار کنند؟ چه تفاوتی بین کوره‌های آدم‌سوزی آن زمان و قحطی امروز در غزه وجود دارد که حتی مرگ را طولانی‌تر می‌کند و آن را به عنوان هشداری برای دیگران به نمایش می‌گذارد؟ در سال‌های ۱۹۳۲-۱۹۳۳، این استالین بود که هولودومور – قحطی/نسل‌کشی با گرسنگی اوکراینی‌ها – را رقم زد، امروز برای غزه، این اسرائیل است که هولودومور نسل‌هایی از کودکان و نوجوانان را رقم می‌زند. همه اینها در برابر چشمان جهانی رخ می‌دهد که همانند سال‌های ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۵ بی‌حرکت ماند، و امروز نیز بی‌حرکت است، بلکه بسیاری، بیش از حد بسیاری، با مرگ از گرسنگی و قحطی، سودهای کلانی به دست می‌آورند.

تارگوم Neòfiti [ترجمه شفاهی آرامی متن کتاب مقدس عبری] در تفسیر پیدایش ۳۰:۲۲ می‌گوید که خداوند همه چیز را به آدم و حوا بخشید، اما تنها چهار کلید را برای خود نگه داشت: "چهار کلید در دستان یهوه، سرور اعصار است. آنها حتی به یک فرشته یا سرافین نیز سپرده نشده‌اند: کلید باران، کلید تغذیه، کلید قبرها [زندگی] و کلید نازایی." نتانیاهو معتقد است که می‌تواند این چهار کلید را برای خود غصب کند، اما این به او اجازه داده نشده و او باید در برابر خدای خود پاسخگو باشد، اگر هنوز او خدای تورات باشد، اما باید در برابر دادگاه بشریت نیز پاسخگو باشد، دادگاه کیفری بین‌المللی که پیش از این او را به نسل‌کشی، پاکسازی قومی، و جنایات علیه بشریت متهم کرده و حکم بازداشت بین‌المللی صادر کرده است.

در همین حال، در غزه مرگ در بی‌تفاوتی همگان و با تحقیر اصول ابتدایی بشردوستانه پیش می‌رود. جهنم در برابر بشریت گشوده شده است، بشریتی که لایق ماندن در این دنیا نیست و در واقع، به نظر می‌رسد که عجله دارد تا در سیاهچاله شرم و بی‌لیاقتی فرو رود، که ما همه در آن شریک و همدست هستیم، هر کس که سکوت می‌کند، لال نیست، بلکه همدست «متحد» است.

چقدر آرزو دارم که لئون، پاپ چهاردهم، به غزه برود و هر کس را که می‌خواهد با خود ببرد، نه یک، بلکه دو، ۱۰، صد کشتی را پر کند تا در غزه پیاده شود و بدون اسلحه در دست، مزدوران را به چالش بکشد و ممنوعیت‌ها را بشکند تا کامیون‌هایی که منتظر سیر کردن «فرزندان خدا» (أبناء اللهبنی ها الوهیم) هستند، وارد شوند. دیگر فراخوان‌های بی‌اثر از پنجره میدان سن پیترو کافی نیست، کلمات به پایان رسیده‌اند. اکنون اقدامات نبوی و قاطعانه لازم است، بدون دیپلماسی، بدون آداب و رسوم، اما با قدرت روحی که قلب‌های ما را می‌سوزاند و ما را به مبارزه‌ای غیرمسلحانه سوق می‌دهد تا خلع سلاح‌کننده باشیم.