دهه آینده یکی از خطرناکترین و در عین حال متحولکنندهترین دورههایی خواهد بود که جهان تاکنون تجربه کرده است. دولتهای دموکراتیک بازار باید این لحظه را غنیمت شمرده و آن را شکل دهند. اگر چنین نکنند، این محور کشورهای اقتدارگرا – چین، روسیه، ایران و کره شمالی – خواهد بود که از این فرصت بهرهبرداری میکند.
نظم بینالمللی که از پایان جنگ سرد وجود داشته، از میان رفته و باز نخواهد گشت. رایدهندگان آن را رد کردهاند و محدودیتهای آن بیش از حد آشکار شده است. فناوری در حال متحول کردن جهان است. رقابت قدرتهای بزرگ به شیوه قدیمی بازگشته است. در مورد چین، ایالات متحده برای اولین بار در ۴۰ سال اخیر با یک رقیب اقتصادی، فناوری و نظامی معتبر روبرو است.
در این محیط، همکاری اقتصادی، امنیتی و فناوری باید در کنار یکدیگر پیش برود. نه توافقنامههای تجارت آزاد استاندارد و نه ائتلافهای نظامی به سبک قرن نوزدهم برای این لحظه کافی نیستند. ما باید یک شراکت ایجاد کنیم که تمام این حوزهها را در بر گیرد و من از همکاری با همکارانم در موسسه هوور در این زمینه بسیار خرسندم. ایالات متحده باید درک کند که هیچ کشوری به تنهایی نمیتواند با محور دولتهای اقتدارگرا مقابله کند. اما کشورهای دموکراتیک با اقتصاد بازار میتوانند با هر ائتلاف رقیبی رقابت کرده و صلح و رفاه را برای مردم خود به ارمغان آورند.
ما نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که از حمایت دوستانمان بهرهمند شویم، مگر اینکه خودمان نیز سهمی داشته باشیم. اروپاییها باید مایل به فداکاریهای بیشتر برای امنیت خود باشند. بنابراین، رکن اصلی این شراکت جدید باید این باشد که همه هزینههای دفاعی خود را افزایش دهند.
تقریباً تمام اعضای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) متعهد شدهاند که تا سال ۲۰۳۵، ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف امنیت ملی کنند. اما ما به یک ترتیبات گستردهتر نیاز داریم – ترتیبات که هم منطقه هند-اقیانوسیه و هم منطقه یورو-آتلانتیک را در بر گیرد. و تحقیق و توسعه دفاعی به اندازه سفارش تجهیزات نظامی اهمیت دارد.
ایالات متحده به تنهایی نمیتواند با سرعت مورد نیاز خود را دوباره مسلح کند؛ کارخانه کشتیسازی جیانگنان در چین ظرفیتی بیشتر از مجموع تمام کارخانههای کشتیسازی ایالات متحده دارد. اما کره جنوبی و ژاپن دومین و سومین تولیدکننده بزرگ کشتی در جهان هستند. یک استراتژی تولید متحدین ترکیبی قادر به رقابت با چین خواهد بود.
در زمانی که بودجههای عمومی در تقریباً هر کشوری تحت فشار است – دولتها در بریتانیا، فرانسه و آلمان همگی در سالهای اخیر با کسری بودجه مواجه شدهاند – این افزایش در هزینههای دفاعی تنها در صورتی ممکن خواهد بود که اقتصادهای ما سریعتر رشد کنند. به همین دلیل ما به حداقل اصطکاک تجاری – هم تعرفهها و هم موانع غیرتعرفهای – بین کشورهای دموکراتیک با اقتصاد بازار نیاز داریم. بنابراین، ستون دوم این شراکت جدید باید تجارت آزاد و متقابل بین کشورهایی باشد که به امنیت جمعی ما کمک میکنند.
قدرت اقتصادی دولتهای دموکراتیک با اقتصاد بازار، قدرتمندترین ابزار در زرادخانه ماست. این یکی از راههایی است که میتوانیم کشورهای کلیدی بیطرف جهانی را متقاعد کنیم که به جای چین و روسیه، در کنار ما باشند. افزایش اقتصادی ناشی از تجارت بیشتر بین متحدین همچنین به کاهش درد اقتصادی ناشی از نیاز به جدا شدن از چین در مناطق استراتژیک مهم کمک خواهد کرد. در دوران رقابت کاملالطیف، ما نمیتوانیم با رقبا به همان شیوهای که با دوستانمان تجارت میکنیم، رفتار کنیم.
این کاهش ریسک باید عنصر سوم شراکت جدید ما باشد. کووید به ما نشان داد که چین چگونه تجارت را به عنوان ابزاری برای اجبار تلقی میکند. چین زنجیره تامین دهها کالای حیاتی – و نه فقط مواد معدنی – را کنترل میکند. بیش از یک چهارم داروهای ضروری، از جمله بیش از ۸۰ درصد آنتیبیوتیکها، به مواد اولیه چینی وابسته هستند. غیرواقعبینانه است که فکر کنیم هر کشوری میتواند در هر منبع استراتژیک مهمی خودکفا باشد. اما به طور جمعی، دموکراسیهای جهان میتوانند به این هدف دست یابند.
عنصر چهارم باید همکاری فناوری باشد. برای محافظت و کند کردن انتقال فناوری به رقبا، اعضا باید در مورد رویکردی مشترک برای کنترل صادرات و سرمایهگذاری در بخشهای حساس و برای حفاظت از تحقیقات توافق کنند. کشورهایی که در انجام این کار کوتاهی کنند یا خود را وابسته به فناوری چین بگذارند، باید از تجارت آزاد متقابل محروم شوند. هماهنگی سخت در اینجا مورد نیاز است – هیچگونه تساهلی برای بازی با فناوریهای پیشرفته وجود ندارد. به طور مثبتتر، ایالات متحده و متحدینش باید دانش و مالکیت فکری را با یکدیگر به اشتراک گذاشته و توسعه دهند، زمانی که این امر امنیت ملی را افزایش میدهد.
اگر چین در هوش مصنوعی از ما پیشی بگیرد، نه تنها برتری اقتصادی، بلکه برتری استراتژیک را نیز به دست خواهد آورد، با توجه به کاربردهای نظامی بالقوه آن. شی جین پینگ به وضوح بیان کرده است که "فناوری پیشرفته سلاح برنده دولت مدرن است" و او آماده است تا از ابزارهای نامتقارن برای دستیابی به این هدف استفاده کند.
بار دیگر، ائتلافها برای افزایش امنیت و رفاه ما ضروری هستند. زنجیره تامین نیمههادیها شامل شرکتهای حیاتی از اروپا، کره جنوبی، تایوان و ژاپن است، نه فقط ایالات متحده. قابل توجه است که چینیها تلاش کردهاند تا از نارضایتیهای کنونی در روابط فرا آتلانتیکی استفاده کنند تا هلند را تحت فشار قرار دهند تا کنترلهای صادراتی بر ماشینهای لیتوگرافی را کاهش دهد.
پنجمین ستون انرژی است، خون حیات اقتصاد از زمان انقلاب صنعتی. با توجه به اینکه هوش مصنوعی یک صنعت پرمصرف انرژی است، اهمیت برق ارزان و قابل اعتماد تنها در حال افزایش است. ایالات متحده، از طریق نبوغ و عزم راسخ، به استقلال انرژی دست یافته است. اما این امر در مورد بسیاری از متحدین صدق نمیکند، که خطراتی را ایجاد میکند. ولادیمیر پوتین فکر میکرد که میتواند اراده غرب را با افزایش قیمتهای انرژی در هم بشکند.
رقیبان استراتژیک ما اهمیت انرژی را میدانند: چین تا پایان این دهه بزرگترین اپراتور انرژی هستهای خواهد بود. پکن در زمینه تجاریسازی فناوری هستهای نسل چهارم از بقیه جهان پیش است. ما باید یک مشارکت هستهای غیرنظامی جدید را آغاز کنیم تا هزینهها را کاهش دهیم و مزایای این فناوری را گسترش دهیم و از موفقیتهای کشورهایی مانند کره جنوبی بیاموزیم.
صحبت از یک معماری اقتصادی، فناوری و امنیتی جدید در میان متحدین ناگزیر انتزاعی به نظر میرسد. اما این در واقع در مورد تامین صلح و رفاه برای مردم است. ما با انتخابی روبرو هستیم که من آن را قرن بیست و یکم کوتاه مینامم. دولتهای دموکراتیک با اقتصاد بازار ممکن است گرد هم آیند تا با هر ائتلاف رقیب بالقوهای رقابت کرده و دههها پیشرفت اقتصادی و فناوری شگفتانگیزی را به ارمغان آورند. یا ممکن است نتوانند خود را با این دوران جدید وفق دهند و به یک محور اقتدارگرا اجازه دهند تا نظم جهانی جدیدی را شکل دهد که در آن قدرت حق را تعیین میکند، جایی که فناوری اقتدارگرایی را تقویت کرده و آزادیهای فردی را محدود میکند، و جایی که تجارت سلاح اجبار است. انتخاب آینده از آن ماست – فعلاً. اما ما باید به سرعت و قاطعانه عمل کنیم تا اطمینان حاصل کنیم که دهههای آینده آیندهای امن و مرفه برای شهروندانمان به ارمغان میآورد.
آقای سوناک، نخستوزیر بریتانیا در سالهای ۲۰۲۲-۲۰۲۴ و همکار ارشد مهمان در موسسه هوور است.