«تو کیستی؟» این سوالی است که مرد جوان مرموز و محوری در فیلم دلهرهآور و ترسناک برجسته کیوشی کوروساوا به نام «کیور» (1997)، بارها میپرسد. او متهم شده بود که افراد را هیپنوتیزم کرده و وادار به ارتکاب قتلهای وحشتناک میکرده است.
شاید همین سوال به ظاهر ساده، نگرانی اصلی در سینمای کوروساوا، فیلمساز پرکار ژاپنی باشد که فیلمهای ترسناک و ژانرشکنای او اغلب با پرسش یا افشای هویت واقعی شخصیتهایشان – هم برای ما و هم برای خودشان – سروکار دارند.
میتوان گفت که کوروساوا برای وحشت روانشناختی، همان چیزی است که دیوید کراننبرگ برای وحشت جسمانی است.

در فیلم «کاریزما» (1999)، درباره یک کارآگاه که در جامعهای روستایی گرفتار شده و مجذوب یک درخت منحصر به فرد است، او میپرسد چه چیزی برخی افراد را خاص و دیگران را معمولی میسازد. در «کیور» (قابل پخش در کانال کرایتریون)، او در مورد اینکه آیا قربانیان هیپنوتیزم قاتلان ذاتی هستند یا عروسکهای مجبور، تأمل میکند. و در داستان ارواح اینترنتی دلهرهآور او «پالس» (2001) (قابل پخش در توبی)، شخصیتهای جوان او از خود میپرسند که آیا تنها هستند یا فقط احساس تنهایی میکنند.
در هر یک از این روایتها، سنگینی جامعه بر فرد تأثیر میگذارد. کوروساوا به نظر میرسد دائماً به این کشمکش بین اراده آزاد ما و وضع موجود علاقه دارد. عناصر ماوراءالطبیعه یا وهمانگیز اغلب مانند کاتالیزورهایی عمل میکنند که یک خودشناسی درونی را برمیانگیزند.

برای جدیدترین حماسه تکنو-محور او، «کلاد» (در سینماها)، فیلمساز روی یوشی (ماساکی سودا) تمرکز میکند، یک فروشنده آنلاین و کارگر کارخانه بیوجدان که رویای پیشرفت اقتصادی را در سر دارد. یوشی برای رسیدن به وضعیت مالی مطلوب خود، فروشندگان و مشتریان را فریب داده و از آنها سوءاستفاده میکند. با این حال، کسانی که او به آنها آسیب رسانده، سرانجام نقشه انتقام خود را میکشند.
اما انتقام خشنی که به سراغ او میآید با جرم او متناسب نیست. او نه تنها به خاطر کاری که انجام داده، بلکه به خاطر احساسی که به قربانیانش داده، مجازات میشود.
«کلاد» رابطه خاص کوروساوا با شرارتهای تکنولوژی را به وضوح نشان میدهد. «پالس» مالیخولیایی با اشباحی سر و کار دارد که از طریق کامپیوتر با دنیای ما تعامل میکنند تا از تنهایی زندگی پس از مرگ فرار کنند. این مفهوم الهامبخش یک بازسازی آمریکایی کمتاثیرتر شد که در سال 2006 با بازی کریستن بل منتشر شد.

اگرچه ممکن است کسی فرض کند که کوروساوا نسبت به قلمرو دیجیتال ملاحظات محتاطانهای دارد، اما او تصمیم گرفت فیلم کوتاه «چیم» (2024)، درباره یک مربی آشپزی که توسط یک صدا آزار میبیند، را به عنوان NFT (توکن غیرقابل تعویض) منتشر کند و دسترسی به آن را به شدت محدود نماید.
با تماشای یکی از فیلمهای کوروساوا، تنها یک چیز مسلم است: در هر لحظه داستان میتواند به سمتهای غیرمنتظره و حتی پوچ تغییر مسیر دهد. کوروساوا، یک هنرمند تغییرشکلدهنده سینمایی، در دهه 1980 با ساخت «فیلمهای صورتی» (فیلمهای اروتیک مستقل) کار خود را آغاز کرد و پس از آن به ساخت فیلمهای اکشن ویدئوی خانگی روی آورد.
این با فیلم «کیور» با بازی بازیگر کوجی یاکوشو بود که استفاده کوروساوا از تروپهای ژانر با چاشنی فلسفی برای اولین بار توجه بینالمللی را به خود جلب کرد. از آن زمان، این کارگردان، یاکوشو، که بازیگر اصلی درام اخیر ویم وندرس با عنوان «روزهای عالی» (نامزد اسکار) نیز بوده است، را در چندین مناسبت در فیلمهای خود به کار گرفته است. اگر کوروساوا الهامبخشی داشته باشد، بدون شک یاکوشو است.
در آن همکاری اول، یاکوشو نقش یک کارآگاه مشکلدار را بازی کرد که درگیر شدن او در پرونده هیپنوتیزمگر، کاستیهای ناخوشایند خودش را آشکار میسازد. بعدها، او در «کاریزما» یک کارآگاه بود که بیش از یک بار وظیفه داشت بین نجات یک زندگی تنها و حفاظت از جمع، یکی را انتخاب کند.

سپس فیلم «دوپلگنگر» (2003) (در کانوپی) وجود دارد، که در آن یاکوشو نقش یک مهندس خجالتی را بازی میکند که بدل او به طور مشکوکی رفتار کرده و زندگی او را تصاحب میکند. و در «مکافات» (در دسترس در خدمات VOD)، از سال 2006، او در نقش یک بازپرس که روی مجموعهای از قتلها کار میکند، ظاهر میشود که یکی از آنها ممکن است کار خودش باشد.
حتی در فیلمهای کوروساوا که به صراحت ژانری نیستند، ایده هویت متناقض یک مضمون ثابت باقی میماند.
درام گروهی «سونات توکیو» (2008) (قابل پخش در توبی) چهار عضو یک خانواده در پایتخت ژاپن را دنبال میکند که با گسست بین کسی که آرزو داشتند باشند و کسی که واقعاً هستند، دست و پنجه نرم میکنند. در فیلم جدیدتر «تا انتهای زمین» (قابل پخش در فاسم)، زنی ژاپنی در حالی که به عنوان میزبان یک برنامه سفر کار میکند، آرزوی دنبال کردن علاقه خود به خوانندگی را دارد. و در فیلم «آینده روشن» (2003) (قابل پخش در اوید)، بیثباتی جوانی تأثیرپذیر از طریق یک جنایت وحشتناک که زندگی مردی بیهدف را دگرگون میکند، بررسی میشود.
شکاف بین نسلهای قدیمی و جوانتر که علیه تفکر کهنه شورش میکنند، کوروساوا را مجذوب میکند. این احساس در «کلاد» نیز بین یوشی و رئیسش در کارخانه وجود دارد. رئیس همچنان به وفاداری دیرینه به یک شغل یکسان و قابل اعتماد، به عنوان راهی صادقانه برای پیشرفت اقتصادی، اعتقاد دارد.

در طول سه دهه گذشته، کوروساوا نزدیک به 30 فیلم بلند را کارگردانی کرده است و گاهی اوقات دو یا سه پروژه را در یک سال به نمایش میگذارد. اینکه او تمام فیلمهای خود را مینویسد یا در نگارش آنها مشارکت میکند، خروجی او را حتی چشمگیرتر میسازد. کوروساوا فیلمهایی درباره جاسوسها، بیگانگانی که بدن انسانها را تسخیر میکنند، ارواح و انواع مواجهات نگرانکننده ساخته است.
و با این حال، وحشتناکترین چیز برای بسیاری از قهرمانان داستانهای پیچیده او، درک این حقیقت است که آنها آن کسی نیستند که فکر میکردند.