هنگامی که تقریباً ۶۰۰۰ تروریست از حماس و دیگر گروههای مستقر در غزه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به جنوب اسرائیل حمله کردند، هدف آنها تنها کشتار نبود، بلکه اسارت نیز بود.
تا غروب همان روز، آنها ۲۵۱ نفر را به نوار غزه کشاندند: سربازان را از پایگاههایشان، مادران، کودکان نوپا و بازنشستگان را از اتاقهای امنشان، حتی کارگران کشاورز تایلندی را.
بواز گانور، مدیر اجرایی موسسه بینالمللی مبارزه با تروریسم در دانشگاه رایشمن، گفت: "این آدمربایی گسترده یک استراتژی عمدی بود."
به نوعی، این یک استراتژی اثبات شده بود. گروگانگیری برای دههها اسرائیل را مجبور به امتیازات عمده کرده بود، عمدتاً آزادی تروریستهای خطرناک.
یحیی سنوار، طراح حمله ۷ اکتبر، این را از نزدیک آموخت، زمانی که در سال ۲۰۱۱ به عنوان یکی از ۱۰۲۷ تروریستی که اسرائیل در ازای سرباز اسیر شده گیلعاد شالیت مبادله کرد، از زندان آزاد شد. در سال ۱۹۸۵، شیخ احمد یاسین، مربی سنوار و بنیانگذار حماس، به همین ترتیب آزاد شد: اسرائیل او و ۱۱۵۰ زندانی امنیتی دیگر را در ازای سه سرباز اسیر ارتش دفاعی اسرائیل مبادله کرد.
تعهد اورشلیم به بازگرداندن اسیرانش از دست دشمن – که توسط نخست وزیران، کهنه سربازان ارتش، خانوادههای گروگانها و علمای دینی حمایت میشود – در طول ۷۷ سال تاریخ این کشور ثابت بوده است. اما نحوه آزادی گروگانهای اسرائیل در طول تاریخ این کشور تغییر کرده است، از مبادلات مستقیم اسیران جنگی تا عملیاتهای نجات دراماتیک و اخیراً، مبادلات نامتوازن که صدها تروریست را آزاد کرده است.
اکنون، برای نزدیک به دو سال، اسرائیل خود را در بزرگترین و پیچیدهترین بحران گروگانگیری خود یافته است. برای تضمین آزادی اکثریت قریب به اتفاق گروگانهای گرفته شده در ۷ اکتبر، اسرائیل با چندین معامله موافقت کرد که کمپین خود علیه حماس را متوقف کرد و هزاران زندانی را آزاد کرد، از جمله کسانی که دستشان به خون آلوده بود. بسیاری معتقدند که اسرائیل مجبور خواهد شد دوباره این کار را انجام دهد تا اسیران باقیمانده را به خانه بازگرداند.

رهبران حماس به درستی پیشبینی کردند که اسرائیل این بها را خواهد پرداخت، تحلیلگران متعدد میگویند. افکار عمومی اسرائیل نیز پذیرفته بود که در ازای هر گروگان، دهها زندانی آزاد خواهند شد. در آتشبس دو ماهه که در ژانویه آغاز شد، اسرائیل تقریباً ۲۰۰۰ تروریست و دیگر زندانیان را در ازای ۳۰ گروگان زنده و اجساد هشت گروگان دیگر آزاد کرد.
اما اسرائیل همیشه اینگونه عمل نمیکرد. چگونه دولت یهود به آزادی انبوه تروریستها در ازای تعداد کمی گروگان عادت کرد – حتی زمانی که این کار میتوانست جان شهروندانش را به خطر اندازد؟
مبادلات اولیه
مبادلات نامتوازن اسرائیل در دهه ۱۹۵۰ در میدان جنگ آغاز شد، زمانی که هزاران اسیر جنگی عرب در ازای گروههای کوچکی از سربازان اسرائیلی مبادله شدند. پس از کمپین سینا در سال ۱۹۵۶، اسرائیل ۵۵۰۰ مصری را در ازای چهار اسرائیلی مبادله کرد. پس از جنگ ششروزه در سال ۱۹۶۷، نزدیک به ۷۰۰۰ اسیر جنگی عرب در ازای ۱۵ اسرائیلی اسیر شده آزاد شدند، و پس از جنگ یوم کیپور در سال ۱۹۷۳، حدود ۸۰۰۰ عرب در ازای نزدیک به ۳۰۰ اسرائیلی آزاد شدند.
اگرچه به دلیل موفقیت خیرهکننده عملیات زمینی ارتش اسرائیل نامتوازن بودند، اما این مبادلات نسبتاً توافقات مستقیم دولتی بودند که تحت کنوانسیونهای جنگ بینالمللی اداره میشدند.
نوآ لازیمی، کارشناس روابط بینالملل، در گزارشی به زبان عبری در سال ۲۰۲۳ درباره سیاست اسرائیل در مورد اسیران جنگی نوشت: "در حالی که اسرائیل از نظر تعداد سربازان دشمنی که اسیر کرده بود، نسبت به تعداد کم اسیران اسرائیلی در دست طرف مقابل، دست برتر را داشت، این مزیت در مذاکرات منعکس نشد." علاوه بر ماهیت رسمی و حقوقی مبادلات، "این عمدتاً به دلیل عزم اسرائیل برای پایان دادن به درگیریها و تسریع بازگشت اسیرانش بود – ضرورتی که ریشه در یک ارزش شکلدهنده از اخلاق ملی یهود داشت."
«رویکرد اسرائیل به گروگانها بر دو ستون استوار است: ارزش یهودی رهایی اسیران، و باور هر سرباز به اینکه اسرائیل آنها را به خانه بازخواهد گرداند.»
سرهنگ (بازنشسته) دورون هادار، فرمانده واحد مذاکره ستاد کل ارتش اسرائیل از سال ۲۰۰۷ تا فوریه ۲۰۲۴، در مصاحبهای با تایمز آو اسرائیل این ارزش را به عنوان یک اصل اصلی به رسمیت شناخت: "رویکرد اسرائیل به گروگانها بر دو ستون استوار است: ارزش یهودی رهایی اسیران، و باور هر سرباز به اینکه اسرائیل آنها را به خانه بازخواهد گرداند."
مبادلات اولیه اسیران این اخلاق را منعکس کرد و به تثبیت یک "معادله" در ذهن عمومی کمک کرد، یعنی بازگشت یک سرباز اسرائیلی ارزش آزادی بسیاری از زندانیان دشمن را دارد.
تاکتیکهای اسرائیل این نسبت نامتوازن را پیشبینی کرده بودند: آریل شارون، ژنرال سابق و نخستوزیر آینده، در سال ۲۰۰۰ اذعان کرد که در دهه ۱۹۵۰ – پس از حملات تروریستی در داخل و از طریق حملات تلافیجویانه در کشورهای عربی – اسرائیل یک "بانک زندانی" ایجاد کرد که زندانیان دشمن را به عنوان اهرم چانهزنی برای آدمرباییهای آینده نگه میداشت.

در سال ۱۹۵۴، این سیاست برخی از رهبران اسرائیل را به فکر اقدامات شدیدی انداخت. پس از یک مأموریت ناموفق ارتش اسرائیل در نزدیکی بلندیهای جولان که منجر به اسارت پنج سرباز اسرائیلی در دست سوریه شد، پینهاس لاوون، وزیر دفاع، دستور ربودن یک هواپیمای نظامی سوری را به عنوان اهرم چانهزنی صادر کرد. موشه دایان، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، پا را فراتر گذاشت و به نیروی هوایی دستور داد که یک پرواز غیرنظامی دمشق-قاهره را رهگیری کند و مسافران آن را در ازای اسرا مبادله کند. اما موشه شارت، نخستوزیر، با وتوی این طرح، حکم داد که غیرنظامیان خط قرمز هستند.
در سوریه، یکی از اسرا – یوری ایلان ۱۹ ساله – به دروغ به او گفته شد که همرزمانش اعدام شدهاند. او که مصمم بود اطلاعات نظامی را تحت شکنجه فاش نکند، خود را حلقآویز کرد و یادداشتی به زبان عبری در یونیفورمش پنهان کرد که میخواند: "لو بگادتی" (من خیانت نکردم). دو سال پس از ربوده شدنشان، اسرائیل در نهایت ۴۱ زندانی سوری را که بیشترشان در حملات قبلی ارتش اسرائیل دستگیر شده بودند، در ازای چهار سرباز بازمانده و جسد ایلان، که یادداشت خودکشیاش او را به یک قهرمان ملی تبدیل کرده بود، تحویل داد.
یک سابقه اولیه تثبیت شد، که در پیوند بین دولت و سرباز محکم گشت: هیچ اسیری رها نمیشود، زنده یا مرده، حتی اگر بها سنگین باشد.
نیرو حرف اول را میزند: دکترین رابین
عزم اسرائیل برای بازگرداندن همه اسیرانش از دید دشمنانش پنهان نماند.

در اواخر دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، این کشور با موجی از تروریسم فلسطینی روبرو شد که با حملات با تلفات بالا و موقعیتهای گروگانگیری محصور، که در آن تروریستها کنترل فضاهای غیرنظامی محدود مانند هواپیماها، مدارس، اتوبوسها و هتلها را به دست میگرفتند و افراد داخل را به عنوان اهرم چانهزنی نگه میداشتند، مشخص میشد.
گروههای ملیگرای سکولار فلسطینی مسلح، از جمله فتح و جبهه مردمی برای آزادی فلسطین (PFLP)، به طور فزایندهای به چنین تاکتیکهایی روی آوردند، به این امید که اسرائیل را تحقیر کرده و امتیازاتی را تحمیل کنند.
جورج حبش، یکی از بنیانگذاران PFLP و یک مارکسیست، معتقد بود که اقدامات تروریستی چشمگیر و پر سر و صدا توجه بینالمللی را به آرمان فلسطین جلب خواهد کرد.
در اواسط سال ۱۹۶۸، زمانی که دشمنان اسرائیل هنوز از جنگ ششروزه در شوک بودند، PFLP تنها هواپیماربایی موفق یک هواپیمای العال در تاریخ را انجام داد، که یک هواپیما را به الجزایر منحرف کرده و خدمه آن به علاوه مسافران مرد یهودی را به عنوان گروگان نگه داشت. اسرائیل در نهایت ۱۶ تروریست محکوم شده را در ازای مسافران آزاد کرد، اما سه هفته صبر کرد تا این کار را انجام دهد و این امتیاز را به عنوان یک ژست حسن نیت به الجزایر مخفی کرد.
در مصاحبهای با اسرائیل هیوم در سال گذشته، آونر اسلاپاک ۸۲ ساله – یکی از بازماندگان هواپیماربایی العال – هم به ایمان گروگانها به عزم دولتشان برای بازگرداندن آنها به خانه، و هم به مخالفتشان با پاداش دادن به ترور پرداخت: "ما ۱۲ مرد بودیم که اسیر شدیم، و تنها یکی از ما در مورد امکان تبادل زندانیان صحبت کرد. همه بقیه، از جمله من، موافق بودند که آن خبیثانی که ما را ربوده بودند، شایسته پاداش آزادی حتی یک قاتل در ازای ما نبودند. تمام مدت ما میگفتیم، 'دولت اسرائیل اطمینان حاصل خواهد کرد که ما آزاد شویم.'"
«آن خبیثانی که ما را ربوده بودند، شایسته پاداش آزادی حتی یک قاتل در ازای ما نبودند.»
در طول دهه ۱۹۷۰، اسرائیل موضع سختگیرانهتری را در برابر مذاکره با تروریستها اتخاذ کرد، که عمدتاً توسط نخستوزیر وقت، اسحاق رابین، که از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۷ در قدرت بود، رهبری میشد. این سیاست سختگیرانه، که بعدها به "دکترین رابین" معروف شد، عملیات نجات را بر مذاکرات ترجیح میداد، حتی با خطر از دست دادن جان اسرائیلیها.
در اوایل سال ۱۹۷۴، تصمیم دیرهنگام گلدا مایر، نخستوزیر وقت، برای یورش به مدرسهای در معالوت، جایی که تروریستهای جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین بیش از ۱۰۰ دانشآموز را به گروگان گرفته بودند، بسیاری از کودکان را نجات داد اما یک چهارم از گروگانهای جوان کشته شدند. این فاجعه منجر به ایجاد یمام (Yamam)، واحد نخبه ضد تروریسم اسرائیل، در میان دیگر اصلاحات شد.
سال بعد، هشت گروگان و سه سرباز در طی یک عملیات نجات در هتل ساووی در تلآویو جان باختند. هفت نفر از هشت تروریست کشته شدند، در حالی که نفر باقیمانده دستگیر و بعدها در همان معامله سال ۱۹۸۵ که یاسین را آزاد کرد، رها شد. سه سال بعد، ۳۸ نفر از ۷۱ غیرنظامی اسیر، ۱۳ نفر از آنها کودک، توسط گروهی از ۱۱ تروریست فتح در طول قتلعام اتوبوس جاده ساحلی کشته شدند، قبل از اینکه نیروها بیشتر عاملان را از بین ببرند.
لحظه تعیین کننده این دکترین در عملیات انتبه در سال ۱۹۷۶ فرا رسید. هنگامی که تروریستهای فلسطینی و آلمانی یک پرواز ایرفرانس را ربودند و آن را به اوگاندا منحرف کردند و مسافران یهودی و اسرائیلی آن را با اسلحه تهدید کردند، رابین بین مذاکره و نیروی نظامی تردید داشت. در نهایت، او کماندوهای نخبه سایرت متکل را بیش از ۳۵۰۰ کیلومتر (۲۵۰۰ مایل) به فرودگاه انتبه فرستاد، جایی که آنها بیش از ۱۰۰ گروگان را آزاد کردند.
اگرچه این یورش جان سه اسیر و یونی نتانیاهو، فرمانده مأموریت و برادر بزرگتر نخستوزیر کنونی را گرفت، اما این عملیات جشن گرفته شد. موفقیت آن ترجیح اسرائیل را برای نجات مسلحانه بر چانهزنی، هر زمان که گزینه نظامی وجود داشته باشد، تثبیت کرد.
در پاسخ به دکترین رابین، تروریستهای فلسطینی در ابتدا خواستههای خود را در بحرانهای گروگانگیری کاهش دادند. خواستههای سبکتر، به جای اینکه یک امتیاز باشند، با هدف ممانعت از عملیات نجات نظامی و افزایش واکنش عمومی اسرائیل در صورت شکست عملیات نجات بود.
وقتی اسرائیل همچنان از تسلیم شدن خودداری کرد، تروریستها تاکتیکهای خود را تغییر دادند تا اطمینان حاصل کنند که ارتش اسرائیل نمیتواند به نجات بیاید.

«یک سراشیبی لغزنده»
در اواخر دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، گروههای تروریستی فلسطینی شروع به انتقال گروگانهای اسرائیلی – عمدتاً سربازان – به اعماق قلمرو دشمن کردند، که عملیاتهای کماندویی موفق را بسیار پرخطر، و حتی غیرممکن میساخت.
گانور توضیح داد: "بدون گزینه اجرای عملیات نجات نظامی دکترین رابین، اسرائیل خود را در حال مذاکره برای آزادی گروگانها یافت." "تصمیمگیرندگان اسرائیلی خود را در یک سراشیبی لغزنده یافتند."
نقطه عطف در سال ۱۹۷۸ رخ داد. در طول عملیات لیتانی، آ وراهم عمرام، ذخیره اسرائیلی، توسط PFLP اسیر و به مدت ۳۴۰ روز در لبنان نگهداری شد. عمرام که در اسارت شکنجه و دچار افکار خودکشی شده بود، در نهایت از طریق مبادلهای با واسطه صلیب سرخ در ازای ۷۶ زندانی امنیتی فلسطینی آزاد شد. این توافق در حالی که اسرائیل مذاکرات صلح با مصر را دنبال میکرد، تأیید شد.
از آن زمان به بعد، اسرائیل به طور منظم دهها، صدها، یا حتی هزاران زندانی را در ازای تعداد کمی از اسرای اسرائیلی، و گاهی اجسادشان، آزاد میکرد. گروههایی مانند فتح، PFLP، DFLP، حماس و حزبالله همگی از این روند سوءاستفاده کردند.
در سال ۱۹۸۲، در طول جنگ اول لبنان، هشت سرباز اسرائیلی از پست خود توسط تروریستها اسیر شدند. فتح شش نفر را در اختیار گرفت، و دو نفر به فرماندهی کل PFLP، به رهبری احمد جبریل، تحویل داده شدند. یک سال بعد، دولت نخستوزیر اسحاق شامیر بیش از ۴۷۰۰ زندانی فلسطینی و لبنانی را در ازای شش نفری که توسط فتح در اختیار گرفته شده بودند، آزاد کرد.

حس فوریت، تصمیمگیرندگان اسرائیلی را فراگرفته بود: شامیر در آن زمان به خبرنگاران گفت: "ما بهای سنگینی برای این شش نفر پرداختیم، اما با این واقعیت روبرو بودیم که زندگی آنها در خطر بود، و هر لحظه بدترین اتفاق ممکن بود بیفتد."
بهای اسرای اسرائیلی در سال ۱۹۸۵ با توافق جبریل بالا ماند، زمانی که اسرائیل ۱۱۵۰ تروریست – از جمله ۳۸۰ نفر که در حال گذراندن حبس ابد بودند، مانند یاسین و یک تروریست ژاپنی که در حمله تلآویو که منجر به کشته شدن ۲۶ نفر شد، شرکت داشت – را در ازای دو سرباز باقیمانده که توسط PFLP–GC نگهداری میشدند، همراه با یک اسیر اضافی که در طول جنگ لبنان گرفته شده بود، مبادله کرد.
این تصمیم با سیاست رابین مبنی بر مبادله زندانیان با گروگانها زمانی که نجات ممکن نبود، همسو بود. اما به دلیل آزاد کردن تروریستهای خطرناک، واقعیت جدیدی را ایجاد کرد و به گفته گانور، سابقه خطرناکی را رقم زد.
شیمون پرس، نخستوزیر وقت، اذعان کرد که بها سنگین بود، اما احساسات به نظر میرسید که ترازو را تغییر داد. او در آن زمان به کمیته امور خارجه و دفاع گفت که "تصمیم برای تبادل تروریستها یکی از دشوارترینها بود... اما هنگام ملاقات با خانوادهها، معیارهای زیادی بعد جدیدی پیدا کردند. دیدن رنج آنها بسیار سخت بود، بسیار دشوار."

در نشانهای دیگر از اتفاقات آینده، فشار عمومی نیز ممکن است نقش داشته باشد. خانوادههای گروگانها برای کمک به بازگرداندن فرزندانشان افکار عمومی را بسیج کرده بودند، از جمله میریام گراف، مادر سرباز اسیر شده یوسکه گراف، که کمپینی بیوقفه را برای تحت تأثیر قرار دادن مقامات ارشد سختگیر آغاز کرد.
ایتان هابر، خبرنگار نظامی شناخته شده اسرائیلی و دستیار ارشد سابق رابین، در سال ۲۰۱۱ به نیویورک تایمز گفت: "توضیح آن دشوار است، اما فقط کسی که با آن زن ملاقات کرده بود میتوانست بفهمد که چگونه او همه را با حس عمیق، خشمناک و فلجکننده شرم پر کرده بود. ما در مورد سه مرد بسیار سرسخت [رابین، پرس و شامیر] صحبت میکنیم که هیچ مشکلی در گفتن نه نداشتند، اما به سادگی نمیتوانستند در برابر خانم گراف مقاومت کنند... پرخاشگری او از این دنیا نبود. او همه آنها را شکست."
از سوی دیگر، گراف در سال ۲۰۰۷ به گروه حمایت از اسیران جنگی "ایریم بالیلا" به معنای "بیدار در شب" گفت: "من قهرمان شدن را نمیخواستم و هنوز هم نمیخواهم. تنها چیزی که میخواستم یک چیز بود: فرزندم را سالم به خانه بازگردانم."
«من قهرمان شدن را نمیخواستم و هنوز هم نمیخواهم. تنها چیزی که میخواستم یک چیز بود: فرزندم را سالم به خانه بازگردانم.»
برخی از تصمیمگیرندگان بعدها از حمایت خود از این معامله پشیمان شدند. موشه آرنس، وزیر دفاع سابق، که در آن زمان وزیر بدون پست بود، در خاطرات سال ۲۰۱۸ خود نوشت: "من به نفع توافق [جبریل] رأی دادم – و تا به امروز پشیمانم... حس فوری آرامش... همیشه به نظر میرسید که بر خطر بلندمدت احتمالی ارجحیت دارد."
شاید به دلیل پیامدهای ناگوار، اسرائیل از پاسخگویی به خواستهها برای خلبان اسیر شده رون آراد، که در سال ۱۹۸۶ توسط گروه تروریستی امل لبنان گرفته شده و بعدها توسط حزبالله نگهداری میشد، خودداری کرد. آراد هرگز بازگردانده نشد و گمان میرود که مرده باشد. پرونده حل نشده او به یک زخم ملی تبدیل شد که از آن زمان در بحرانهای گروگانگیری، از جمله بحران کنونی، مورد استناد قرار گرفته است.
اودی گورن، که پسرعمویش تال حایمی، در ۷ اکتبر توسط حماس کشته و ربوده شد، به تایمز آو اسرائیل گفت: "اگر تا ۷ اکتبر فقط یک رون آراد داشتیم که خودش زخمی عمیق در جامعه اسرائیل بود،" در صورتی که دولت نتواند همه گروگانهای غزه را بازگرداند، "رون آرادهای زیادی خواهیم داشت."

شمگار و شالیت
علیرغم استثنای آراد، روند مبادلات نامتوازن زندانیان ادامه یافت. در ژانویه ۲۰۰۴، شارون بیش از ۴۳۰ زندانی فلسطینی و لبنانی را در ازای بازرگان الحنان تاننباوم – که پس از فریب خوردن در یک معامله مواد مخدر در دبی توسط حزبالله ربوده شده بود – و همچنین اجساد سه سرباز اسرائیلی آزاد کرد.
در ماههای پیش از اتمام معامله شالیت در سال ۲۰۱۱، معامله تاننباوم در بحث بر سر آزادی تروریستها در ازای گروگانها مطرح شد. میر داگان، رئیس سابق موساد، از پیشنهادهای مبادله تعداد زیادی از زندانیان در ازای شالیت انتقاد کرد و ادعا نمود که "دویست و سی و یک اسرائیلی توسط کسانی که در مبادله تاننباوم آزاد شدند، قتل عام شدند." نتانیاهو، که در دوره دوم نخستوزیری خود در سال ۲۰۱۱ بر این بحران نظارت داشت، علناً اظهار داشت: "کسانی که در معامله تاننباوم آزاد شدند، ۲۷ اسرائیلی را از سال ۲۰۰۴ به بعد به قتل رساندند."
در پسزمینه مناظره شالیت، تلاشهایی برای مهار رسمی الگوی مبادلات گسترده زندانیان صورت گرفت. در سال ۲۰۰۸، اسرائیل کمیسیون شمگار را به ریاست قاضیالقضات سابق، میر شمگار، تشکیل داد تا دستورالعملهای روشنی برای مذاکره با گروگانها تدوین کند. توصیههای طبقهبندی شده آن گفته میشود که بر مبادلات برابر، حداقل تماس بین ردههای سیاسی و خانوادههای گروگانها برای به حداقل رساندن درخواستهای عاطفی، و بدتر کردن شرایط برای تروریستها در زندانهای اسرائیل برای افزایش اهرم فشار تأکید میکرد. این گزارش پس از آزادی شالیت به وزارت دفاع ارائه شد، اما هرگز پذیرفته نشد.
پس از سالها کمپین عمومی توسط خانواده شالیت و انبوهی از حامیان، این سرباز ۲۵ ساله در ازای ۱۰۲۷ تروریست آزاد شد، از جمله سنوار و بیش از ۳۰۰ نفر دیگر که در حال گذراندن حبس ابد بودند.
با وجود بحثهای سیاسی، مبادلات گروگان-زندانی به نسبت نامتوازنی بیسابقه رسید. پنج سال پس از آنکه حماس و دیگر گروههای مستقر در غزه مخفیانه از مرز عبور کردند و شالیت را از تانک خود به نوار غزه کشیدند، نتانیاهو دراماتیکترین مبادله در تاریخ اسرائیل را تأیید کرد. پس از سالها کمپین عمومی توسط خانواده شالیت و انبوهی از حامیان، این سرباز ۲۵ ساله در ازای ۱۰۲۷ تروریست آزاد شد، از جمله سنوار و بیش از ۳۰۰ نفر دیگر که در حال گذراندن حبس ابد بودند. حدود نیمی از زندانیان به طور جمعی مسئول حملات تروریستی بودند که در آن ۵۶۹ اسرائیلی به قتل رسیدند.
گانور، که در نگارش کتاب "مبارزه با تروریسم" نتانیاهو در سال ۲۰۰۱ به او مشاوره داده بود، اذعان کرد که بسیاری انگیزههای نخستوزیر را عمدتاً سیاسی میدیدند. در عین حال، او با دشواری تصمیمگیرندگان در بحرانهای گروگانگیری همدردی کرد: "اگر بیبی فقط شغل یک کارشناس ضد تروریسم را داشت، مثل من، اتخاذ موضعی بسیار روشن و سخت در مورد آنچه نباید انجام شود آسان است – و احتمالاً درست است. اما وقتی وزن گروگانهای واقعی را بر دوش خود حمل میکنید، دیدگاه شما تغییر میکند."

۷ اکتبر
میزان تلاش اسرائیل برای آزادی گروگانهایش و انگیزه حماس برای خالی کردن زندانهای اسرائیل همچنان بر یکدیگر تأثیر میگذارند. هادار توضیح داد که یکی از اهداف اصلی این گروه تروریستی در ۷ اکتبر "اسارت سربازان و غیرنظامیان برای بازگرداندن زندانیان بود"، و اشاره کرد که قبل از حمله، "یکی از مهمترین مسائل در ذهن افکار عمومی غزه، هزاران زندانی امنیتی در دست اسرائیل بود."
پس از ۷ اکتبر، فراخوانهایی برای احیای روح کمیسیون شمگار برای اصلاح سیاست گروگانگیری برای برخی از فعالان دوباره مطرح شد. خانوادههای قربانیان ترور و گروه حمایت از "الماگور" درخواست به دیوان عالی دادگستری ارائه کردند تا هرگونه مبادله گسترده جدید را ممنوع کند، و یکی از اعضای خانواده ادعا کرد که "معامله شالیت به ۷ اکتبر منجر شد." قضات از مداخله خودداری کردند.
هدف حماس از آزادی زندانیان تاکنون نتیجه داده است. یورام شویتزر، تحلیلگر موسسه مطالعات امنیت ملی و افسر سابق اطلاعات ارتش اسرائیل که در مذاکرات شالیت مشاوره داده بود، اشاره کرد: "ما در طول جنگ در دو معامله گروگانگیری گذشته، حدود ۲۳۰۰ زندانی را آزاد کردهایم، که حدود ۲۸۰ نفر از آنها در حال گذراندن حبس ابد بودند." او افزود که حماس "هنوز فهرست کهنهای از افراد محکوم به حبس ابد را دارد که بسیار میخواهد آنها را آزاد کند."
با وجود مقاومت مقامات دفاعی، نتانیاهو در زمان تأیید معامله شالیت از آن دفاع کرد و با استناد به خاطره ملی رون آراد و رنج مادامالعمر مادر خلبان گمشده.
او گفت: "به گیلعاد و پنج سالی که در سلول حماس در حال پوسیدن بود، فکر کردم." "نمیخواستم سرنوشت او همانند رون آراد باشد... من باتیا آراد نجیب را به یاد آوردم... نگرانی او برای پسرش رون، تا لحظه مرگش... در چنین لحظاتی، یک رهبر خود را تنها میبیند و باید تصمیمی بگیرد. من فکر کردم – و تصمیم گرفتم."

آزادی پنجاه نفر
اکنون، با ۵۰ گروگان که هنوز در غزه هستند – از جمله ۲۰ نفر که گمان میرود زنده باشند و بقایای یک سرباز که در سال ۲۰۱۴ گرفته شده بود – نتانیاهو باید دوباره تصمیم بگیرد، اما با چیزی بسیار بیشتر از یک سرباز اسیر.

پس از ضربه بیسابقه ۷ اکتبر و پیامدهای آن، نظرسنجیها نشان میدهد که تقاضای غالب عمومی بازگرداندن همه به خانه است، نه تنها با آزادی تروریستهای بیشتر، بلکه با توقف احتمالی جنگ بدون شکست قاطع حماس.
این گروه تروریستی ۱۰۵ غیرنظامی را به عنوان بخشی از توافق آتشبس و چهار نفر دیگر را خارج از هر چارچوب رسمی در سال ۲۰۲۳ آزاد کرد، ۳۸ گروگان دیگر را در طول آتشبس ۴۲ روزه که در ماه مارس به پایان رسید، و یک گروگان دوتابعیتی آمریکایی-اسرائیلی را در ماه مه. اسرائیل همچنین هشت گروگان را در حملات نظامی نجات داده و اجساد ۴۹ نفر را بازیابی کرده است. از ماه مارس، مذاکرات آتشبس-گروگانگیری عمدتاً در بنبست بوده است، عمدتاً بر سر مسئله پایان دائمی جنگ، اگرچه طرفین در هفتههای اخیر با فشار رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، برای پایان دادن به جنگ، از شتاب جدیدی خبر دادهاند.
برای بسیاری، رویه جاافتاده بازگرداندن گروگانها حتی با بهای سنگین باید غالب شود، به ویژه در پرتو ضربه بیسابقه ۷ اکتبر.
«بدون شک اسرائیل نیاز به اصلاح سیاست گروگانگیری خود دارد، اما پس از ۷ اکتبر زمان تغییر رویکرد نیست.»
گانور گفت: "بدون شک اسرائیل نیاز به اصلاح سیاست گروگانگیری خود دارد، اما پس از ۷ اکتبر، در این مورد خاص که گروهی چنین بزرگ و متنوع از گروگانها گرفته شدهاند، زمان تغییر رویکرد نیست."
شویتزر، که سالها با هر دو زندانیان امنیتی فلسطینی فعلی و آزادشدگان معامله شالیت مصاحبه کرده است، گفت که او "این زندانیان را به خوبی میشناسد" و با این حال معتقد است که رد یک مبادله نجاتبخش به دلیل مسئله بازگشت به جرم "نقطه مقابل مفهوم اسرائیلی مسئولیت متقابل است." جامعه اسرائیل باید "ریسک کند تا جان کسی را که مرگ یا رنجش قطعی است نجات دهد،" در حالی که سازمانهای امنیتی میتوانند از تهدیدات آینده مراقبت کنند، گفت.
هادار، پس از ۲۷ سال تجربه در مذاکرات گروگانگیری، موافقت کرد: "ما گروگانهایمان را به خانه بازمیگردانیم – حتی اگر به معنای کار بیشتر در آینده باشد."

گورن، عضو "انجمن خانوادههای گروگانها و مفقودین"، که نماینده اکثریت خانوادههای گروگانها است، هشدار داد که عدم بازگرداندن همه اسیران برابر با "برچیدن سیستم ارزشی ارتش اسرائیل، اخلاق صهیونیستی که 'هیچکس پشت سر گذاشته نمیشود' خواهد بود. این اتفاق اکنون در حال رخ دادن است."
در مقابل، سرلشکر (بازنشسته) گرشون هاکوهن، ژنرال سابق ارتش اسرائیل که بیش از ۴۲ سال در یونیفرم خدمت کرد و بر عقبنشینی ارتش اسرائیل از غزه در سال ۲۰۰۵ نظارت داشت، عدم بازگرداندن همه گروگانها را برای روحیه اسرائیل مضر نمیداند.
هاکوهن در مورد شعارهای مطلق مانند "همه را اکنون به خانه بازگردانید" هشدار داد.
او گفت: "استراتژی تماماً انعطافپذیری است. بله، جنگ هزینههای وحشتناکی دارد، اما ما ملتی قوی هستیم و میتوانیم آنها را جذب کنیم. باید روزانه ارزیابی مجدد کنیم: حماس را شکست دهیم و گروگانها را نجات دهیم، اما نه به هر قیمتی. جنگ نیازمند دیدگاهی گستردهتر است."
خانوادههای گروگانها در "انجمن تیکوا"، به رهبری تسویکا مور، پدر گروگان ایتان مور، اسرائیل را تحت فشار قرار میدهند تا به جای انعطافپذیری، از نیروی نظامی استفاده کند و خواستار کمپین بیامان ارتش اسرائیل تا زمانی که حماس تسلیم یک توافق جامع واحد شود، هستند.
مور به تایمز آو اسرائیل گفت: "ما خواستار فشار سیاسی، نظامی و بشردوستانه بر حماس هستیم تا همه را – با هم – به خانه بازگردانیم." بنیا چرلو، سخنگوی انجمن تیکوا، از بستگان گروگانها که مایلند "امنیت ملی را بر غم و اندوه خود ترجیح دهند" با مقاومت در برابر آتشبس فوری یا درخواستها برای پایان جنگ، ستایش کرد.
هر مسیری هزینههای خود را دارد. امتناع از پذیرش خواستههای حماس، ۵۰ گروگان از جمله ۲۰ گروگان زنده را در خطر مرگ قرار میدهد، در حالی که آزادی تروریستها و عدم نابودی حماس ممکن است بسیاری از اسرائیلیهای آینده را در معرض خطر قرار دهد.
برای مدافعان سیاستهای متضاد، تنها جان اسرائیلیها در خطر نیست. بلکه این مسئله نیز مطرح است که با بازگشت آخرین گروگان به خانه – یا عدم بازگشت – چه نوع اسرائیلی پدیدار خواهد شد.