

سباستین شمیرانی اغلب به هشداری که پنج سال پیش داده بود فکر میکند. او در یک پادکست بیبیسی، مادرش، کیت شمیرانی، پرستار سابق و نظریهپرداز توطئه بریتانیایی، را خطری برای جامعه خواند. سباستین ۲۶ ساله، در تماس ویدیویی از خانهاش در تفلیس، گرجستان، به من میگوید: «گفتم یک نفر آسیب خواهد دید.»
سپس، در دسامبر ۲۰۲۳، خواهرش پالوما، به سرطان مبتلا شد. پالوما، فارغالتحصیل ۲۳ ساله دانشگاه کمبریج، در ۲۴ ژوئیه سال گذشته پس از رد درمان سرطان لنفوم غیر هوچکین در NHS درگذشت. هنگام تشخیص، به او گفته شده بود که پس از دوره توصیه شده شیمیدرمانی، ۸۰ درصد شانس بهبودی دارد. او هفت ماه بعد درگذشت.
سباستین میگوید: «من واقعاً برای کنار آمدن با این واقعیت که اگر من یا برادرم سرطان میگرفتیم، زنده میماندیم، تلاش کردهام. بخشی از وجودم از دنیا متنفر است که تصمیم گرفته است از بین ما، تنها خواهرم که در برابر باورهای مادرم آسیبپذیر بود، به سرطان مبتلا شود و بمیرد. و من برای متوقف کردن آن ناتوان بودم.»
همراه با برادرش، گابریل – دوقلوی پالوما – سباستین معتقد است که خواهرشان توسط مادرشان برای رد درمان تحت اجبار قرار گرفته بود.
کیت (نام واقعی: کای) شمیرانی یکی از برجستهترین نظریهپردازان توطئه در بریتانیا است. او در طول همهگیری کرونا محبوبیت پیدا کرد؛ در فضای آنلاین، که بیش از ۸۰,۰۰۰ دنبالکننده در X دارد، خود را «پرستار طبیعی» مینامد – با وجود اینکه در سال ۲۰۲۱ پس از سخنرانی در میدان ترافالگار که در آن پرستاران و پزشکان را به نازیها تشبیه کرده بود، از ثبت پرستاری و مامایی محروم شد. او از «درمان گرسون» حمایت میکند که شامل یک دوره آبمیوههای طبیعی، تنقیه قهوه و رژیم غذایی و مکملهای گیاهی است که نظریهپردازان توطئه معتقدند میتواند سرطان را درمان کند.
این برنامه درمانی بود که پالوما در زمان سکته قلبی در خانه مادرش دنبال میکرد و چند روز بعد در بیمارستان رویال ساسکس کانتی در برایتون، پس از قطع سیستم حمایتی زندگی، درگذشت. تحقیقات در مورد مرگ او این هفته آغاز میشود.
اگرچه پالوما یک بزرگسال بود، برادرش معتقد است که او در موقعیتی نبود که تصمیم به رد درمان بگیرد، به دلیل اجبار والدینشان، که هر دو به نظریههای توطئه اعتقاد داشتند. او میگوید: «اگر کسی درمان سرطان غیرمرگبار را رد میکند، این مدرکی است که نشان میدهد او تصمیمات درستی نمیگیرد.»
سباستین در حوزه مالی کار میکند و زمان خود را بین هنگ کنگ و گرجستان تقسیم میکند. او صریح و با فصاحت صحبت میکند، تنها زمانی که در مورد ماههای آخر زندگی خواهرش حرف میزند، دچار لغزش میشود.
قبل از تحقیق، او و گابریل خواستار تغییر قانون هستند، قانونی که کنترل اجباری را به رسمیت میشناسد اما دسته خاصی برای نظریه توطئه به عنوان ابزاری برای کنترل ندارد. آنها همچنین خواستار غیرقانونی کردن استفاده از عنوان «پرستار» یا «پزشک» توسط افراد فاقد صلاحیت یا ثبتنشده هستند.
او همچنین از شرکتهای رسانههای اجتماعی میخواهد که از الگوریتمهایی استفاده کنند که «حقایق را اولویتبندی» میکنند، به جای آنهایی که اطلاعات نادرست را گسترش میدهند.
کیت شمیرانی همچنان به کسب و کار خود ادامه میدهد و برای یک اشتراک ۱۲ ماهه وبسایت خود ۶۹.۹۹ پوند دریافت میکند. سباستین میگوید: «چهار روز پیش دیدم شخصی به کای توییت کرده بود که 'مادر من تازه به سرطان مبتلا شده، آیا میتوانیم یک مشاوره رزرو کنیم؟'» «کسی که خواهرم را کشت هنوز بیرون است و پلیس کاری نمیکند.»


شکلگیری یک نظریهپرداز توطئه
سباستین در آکفیلد، ایست ساسکس، با والدینش و چهار خواهر و برادرش بزرگ شد: دوقلوها، پالوما و گابریل، که دو سال کوچکتر بودند، و یک خواهر کوچکتر. پدرشان، فرامرز، اهل ایران بود و در امور مالی کار میکرد، و کیت پرستار بود.
سباستین میگوید: «از دید بیرونیها، همه چیز عادی و حتی خوششانسانه به نظر میرسید. ما خانه خوبی داشتیم، نمرات خوبی میگرفتیم. اما در زیر پوست، من و خواهر و برادرهایم مورد سوءاستفاده فیزیکی و کلامی قرار میگرفتیم.»
او میگوید، والدینش به روشهای متفاوتی رادیکالیزه شدند. در سال ۲۰۱۲، مادرش به سرطان سینه تشخیص داده شد و عمل جراحی در NHS برای برداشتن تومور انجام داد، اما اکنون بقای خود را مدیون درمان گرسون میداند. سباستین میگوید: «من او را یک نظریهپرداز توطئه از نوع 'ملکه زنبورها' نامیدهام – در حالی که پدرم، فراز، فقط یک دنبالهرو شستشوی مغزی شده است.»
• ویل لوید: شما نمیتوانید با حقایق با توطئه بریتانیا مقابله کنید
او اضافه میکند: «مسیرهای متفاوتی وجود دارد – که من آنها را 'خط لوله' مینامم – که مردم را به سمت حفره خرگوش میکشاند. برخی افراد توسط پزشکی جذب میشوند؛ برخی دیگر توسط مهاجرت. در نهایت این خطوط لوله در دیدگاه جهانی نظریه توطئه کامل همگرا میشوند.»
او اشاره میکند که روایتهای توطئه شباهت قابل توجهی به الهیات مسیحی دارند. او میگوید: «نبردی بین نور و تاریکی وجود دارد. روز داوری خواهد آمد. مؤمنان پاداش خواهند گرفت و بیباوران نابود خواهند شد.»
هرگونه تلاش برای رد این ادعاها، تنها اعتقاد نظریهپردازان توطئه را تقویت میکند. سباستین میگوید: «آنها یک چرخه معیوب ایجاد میکنند. هر چه دنیای اطراف با آنها مخالفت میکند، آنها بیشتر به نظریه توطئه باور پیدا میکنند.»
سباستین به خاطر میآورد که در کودکی مجبور به مصرف مکملها بوده است. «به ما معجونها یا مکملهای ید میدادند. ما گیاهخوار بزرگ شدیم، اما نه به خاطر سالمتر بودن – به ما گفته شده بود که گوشتخواران قاتل هستند. رژیم غذایی ما راهی برای کنترل ما بود.»
فرزندان شمیرانی با حس اضطراب دائمی زندگی میکردند. سباستین به خاطر میآورد: «پدر و مادرمان به ما میگفتند که روتشیلدها میخواهند افرادی را بفرستند تا ما را بکشند. یادم میآید در حدود ده سالگی در اتاقم نشسته بودم و از ترس میلرزیدم. به خاطر دارم که نقشهای از یک برنامه فرار از خانهمان کشیدم.»

رها شدن
در اواسط نوجوانی، سباستین شروع به زیر سوال بردن زندگی خانوادگیاش کرد. در ۱۶ سالگی، او به طور مستقل – و بدون حمایت والدینش – برای بورسیه Eton درخواست داد و آن را به دست آورد. او میگوید: «میخواستم خودم را به چالش بکشم و از خانوادهام جدا شوم.»
در زمان اقامت در Eton، سباستین شروع به فاصله گرفتن از باورهای والدینش کرد. او میگوید: «هنوز این طرز فکر نظریه توطئه را داشتم. زمان زیادی طول کشید تا آن از سیستم من خارج شود.»
درست زمانی که او در مراحل نهایی قطع رابطه با مادرش بود، به یاد میآورد که یک کارت پستال تولد از او دریافت کرده است. او میگوید: «گریه میکردم و به خاطر میآورم که فکر میکردم، پول تو را نمیخواهم، میخواهم تو مرا دوست داشته باشی.»
اکنون، به عنوان یک بزرگسال، سباستین میگوید که «احساس گناه زیادی» میکند که سعی نکرده است خواهر و برادرهایش را «نجات دهد». او میگوید: «آنقدر نگران فرار خودم بودم که آنها را از ذهنم بیرون کردم. خودم را خیلی سرزنش میکنم، زیرا وسایل لازم برای کمک به آنها برای فرار را نداشتم.»
پالوما نیز خانه را ترک کرد و در سال ۲۰۱۹ شروع به تحصیل در رشتههای پرتغالی و اسپانیایی در کمبریج کرد.
سباستین میگوید، او بسیار شوخطبع بود. «او عاشق تقلید شخصیتهای فیلمها و برنامههای تلویزیونی بود – مثل دکتر زویدبرگ از فیوچراما. عاشق دوختن لباس، ادبیات اسپانیایی بود و بسیار لجباز و قویاراده بود. لجبازی او تا حدی او را به کشتن داد.»
پالوما بسیاری از باورهای والدینش را در دانشگاه حفظ کرد: به عنوان مثال، از استفاده از کرم ضد آفتاب خودداری میکرد زیرا فکر میکرد باعث سرطان میشود. سباستین میگوید، او واکسن نیز نزده بود، زیرا در غیر این صورت مادرش به او اجازه بازگشت به خانه خانواده را نمیداد. او میگوید: «من و برادرم هرگز نمیخواستیم با کای کاری داشته باشیم. خواهرانم شستشوی مغزی بسیار مخربتری داشتند.»
«زنی مرده در حال راه رفتن»
پالوما در ژوئیه ۲۰۲۳ از دانشگاه فارغالتحصیل شد و به طور موقت به خانه مادرش نقل مکان کرد. پیامهایی که در آن زمان به دوست پسرش، آندر هریس، فرستاده شده بود، نشان میدهد که او چندین بار با مادرش بحث کرده بود. او در نهایت به یک آپارتمان نقل مکان کرد و شغلی در یک شرکت قایقرانی پیدا کرد.
در پاییز ۲۰۲۳ بود که پالوما شروع به تجربه دردهای قفسه سینه کرد. او به بخش اورژانس رفت و بعداً یک اسکن انجام داد.
او در دسامبر ۲۰۲۳ با هریس در سوئد بود که به او گفته شد به بریتانیا بازگردد و مستقیماً به بیمارستان میدستون بیاید تا در مورد تشخیصش صحبت کند: لنفوم سلول B بزرگ منتشر (Diffuse Large B Cell Lymphoma)، نوعی لنفوم غیر هوچکین. به او گفته شد که با یک دوره شیمیدرمانی، پیشآگهیاش خوب به نظر میرسد. او با مادرش تماس گرفت – و سپس دوره درمان را رد کرد.
کیت شمیرانی به هریس پیام داد و به او گفت که نباید رضایت خود را برای درمان امضا کند. پالوما به هریس گفت که قصد دارد به خانه مادرش برگردد و قول داد که شش هفته دیگر اسکن دیگری بگیرد. این اتفاق هرگز نیفتاد. سباستین میگوید: «این نشان میدهد که شستشوی مغزی در چه مقیاسی بود.»
او چند روز پس از شنیدن خبر، از طریق فیستایم با خواهرش صحبت کرد. سباستین میگوید: «پالوما دوربین را بالا گرفت و من خشکم زد، زیرا مادر و پدرم هر دو پشت سر او بودند. چند کلمه گفتم و سپس تماس را قطع کردم. میدانستم که پالوما زنی مرده در حال راه رفتن است.»
در حالی که پالوما در خانه مادرش بود، سباستین معتقد است که او توسط مادرش کنترل میشد.
توطئه به عنوان کنترل
کارکنان بیمارستان، دوستان و خانواده چندین بار تلاش کردند تا پالوما را برای انجام شیمیدرمانی متقاعد کنند. تماسها و پیامهای پالوما به خانواده و دوستان کمتر شد.
سباستین میگوید: «در حالی که خواهرم در حال مرگ بود، یک روز مادرم تصمیم گرفت: 'میبینم که تلفنت دارد تو را میکشد، زیرا تشعشعات [میدان الکترومغناطیسی] صورتت را قرمز میکند.' پس از آن تاریخ، او اجازه نداشت با من یا برادرم تلفنی صحبت کند.»
گابریل در فوریه امسال با نگرانیهای مربوط به حفاظت از بزرگسالان با خدمات اجتماعی تماس گرفت، اما از آنچه او به عنوان عدم پیشرفت میدید، ناامید شد.
• لیبی پروز: قانون در مواجهه با تهدیدهای واقعی کجاست؟
در ماه مارس، پالوما با هریس به هم زد. همچنین در همین زمان، پالوما با دوستی صحبت کرد تا به او بگوید که یک توده دیگر در زیر بغلش پیدا کرده است. گابریل، دوقلوی او، یک پرونده قانونی را آغاز کرد تا پالوما توسط یک پزشک به طور مستقل ارزیابی شود.
در ماه اوت، گابریل تماسی از وکیلش دریافت کرد که به او گفت پرونده در حال مختومه شدن است: پالوما یک هفته قبل پس از ایست قلبی درگذشته بود.
مادرشان مراسم خاکسپاری پالوما را ترتیب داد که جزئیات آن مخفی نگه داشته شد. سباستین میگوید: «تا جایی که ما میدانیم، کای پالوما را سوزانده و خاکستر او را پخش کرده و به ما نمیگوید کجا. حتی در مرگ نیز، کای میخواهد پالوما را کنترل کند.»
با کیت و دکتر فرامرز شمیرانی برای اظهار نظر تماس گرفته شد و آنها در بیانیه قبلی خود گفتند: «دختر ما در پی زنجیرهای از قصورهای پزشکی فاحش، نقض قوانین رضایت، سوابق پزشکی جعلی و استفاده بیپروا از داروهای اورژانسی که هر پروتکلی را برای سن، وزن و وضعیت بالینی او نقض کرده بود، درگذشت…» آنها هرگونه پیشنهاد مبنی بر تأثیرگذاری یا به خطر انداختن زندگی پالوما را رد کردند و گفتند که او هرگز تحت اجبار یا رادیکالیزه نشده بود.
هجده سال شستشوی مغزی
سباستین میگوید در یک سالی که از مرگ پالوما میگذرد، حتی یک شب کامل هم نخوابیده است. او از عذاب وجدان رنج میبرد. «فقط آرزو میکنم که زودتر به او رسیده بودم و میگفتم: 'بیا پیش من بمان، من از تو مراقبت میکنم.'»
او میگوید خواهرش نباید در ابتدا با مادرشان تماس میگرفت، «اما این مسئولیت زیادی را به عهده او میگذارد. عادلانه نیست که به کسی بگویید: 'شما الان ۲۲ سال دارید، میتوانید خودتان تصمیم بگیرید.' این ۱۸ سال شستشوی مغزی را نادیده میگیرد.»
کیت شمیرانی در چندین پادکست درباره مرگ پالوما صحبت کرده و گفته است که او توسط پزشکان و پرستاران NHS «به قتل رسیده» است. او معتقد است که پالوما سرطان نداشته است. در همین حال، سباستین در دو مستند بیبیسی، یک قسمت از پانوراما با عنوان نظریههای توطئه سرطان: چرا خواهرمان مرد؟ و یک پادکست، ماریانا در سرزمین توطئه، شرکت کرده است که خطرات نظریههای توطئه را برجسته میکند.
پیامهایی که پالوما در هفتههای آخر زندگیاش فرستاده بود، نشان میدهد که پالوما میدانست حالش رو به وخامت است. «در هفتههای آخر زندگی پالوما، کای به او میگفت که خواهد مرد و... این تقصیر خودش است.» او دچار لغزش میشود و میگوید: «صحبت کردن دربارهاش خیلی سخت است.»
با افزایش نظریههای توطئه در فضای آنلاین، سباستین نگران است که اگر قانون برای ارائه حمایت بیشتر تغییر نکند، دیگران نیز مانند پالوما آسیب ببینند.
سباستین میگوید: «فکر نمیکنم هرگز بتوانم تمام این ماجرا را به طور کامل پردازش کنم. من خودم را نه تنها برای مرگ خواهرم، بلکه برای مرگ افرادی که در نتیجه آزاد بودن مادرم برای انجام کارهایش رخ خواهد داد، سرزنش میکنم.»