


روز پنجشنبه، روزنامه نیویورک تایمز به نقل از یک مقام ارشد امنیتی اسرائیلی گزارش داد که اسرائیل معتقد است برخی از ذخایر اورانیوم غنیشده موجود در تأسیسات زیرزمینی ایران از حملات مشترک اسرائیل و آمریکا جان سالم به در بردهاند و همچنان برای دانشمندان هستهای ایران قابل دسترسی هستند.
این مقام اظهار داشت که اسرائیل بلافاصله پس از ترور حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله، فعالیتهای هستهای را شناسایی کرده است. او افزود که این شناسایی باعث شد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، به مقامات اسرائیلی دستور دهد تا برای احتمال یک حمله نظامی علیه ایران آماده شوند، صرفنظر از اینکه آیا آمریکا در آن مشارکت خواهد کرد یا خیر.
با این حال، به گزارش نیویورک تایمز، منبع ارشد اسرائیلی نگرانی در مورد ذخایر اورانیوم باقیمانده ابراز نکرد. این مقام، به همراه دیگر منابع اسرائیلی که با اطلاعات مربوطه آشنا هستند، به این روزنامه گفتند که "هرگونه تلاش ایران برای بازیابی این مواد تقریباً قطعاً شناسایی خواهد شد" و این امر اسرائیل را قادر میسازد تا حمله دومی را به سایتهای هستهای انجام دهد.
این گزارش بر سایت اصفهان تمرکز دارد، جایی که یکی از بزرگترین مجتمعهای هستهای ایران قرار دارد و باور بر این است که بیشتر اورانیوم در آنجا ذخیره شده است. با وجود ارزیابی رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) مبنی بر اینکه مقداری از مواد منتقل شدهاند، که توسط اظهارات ایران نیز تأیید شده، مقام اسرائیلی به این روزنامه گفت که هیچ انتقالی صورت نگرفته است. با این حال، او اذعان کرد که محل ذخیرهسازی برای دسترسی مهمات آمریکایی بسیار عمیق است.
با این وجود، نیویورک تایمز خاطرنشان کرد که حملات در این منطقه توانستند بخشهایی از شبکه تونل زیرزمینی – که ممکن است مواد در آن پنهان شده باشند – را مسدود کنند و خسارت جدی به تأسیسات تبدیل اورانیوم سایت وارد کردند؛ این تأسیسات یک گلوگاه حیاتی در برنامه هستهای ایران محسوب میشوند زیرا اورانیوم غنیشده را به هستههای فلزی اورانیوم تبدیل میکنند که میتوانند در کلاهک هستهای قرار گیرند.
این گزارش ارزیابیها را تکرار میکند که اکثریت قریب به اتفاق سانتریفیوژها در سایتهای هستهای فردو و نطنز ایران منهدم شدهاند. اکنون، سؤال اصلی این است که ایران برای بازیابی برخی یا تمام این قابلیتها به چه مدت زمان نیاز دارد، به خصوص با توجه به اینکه بسیاری از دانشمندان هستهای برجسته آن در عملیات اسرائیل از بین رفتهاند.
این گزارش میافزاید که تأسیسات فردو "آسیبپذیرتر" از آنچه ایران انتظار داشت، ظاهر شد و روایت آمریکایی از نحوه انجام حمله را تکرار کرد: حملات مکرر به دریچههای تهویه آن، بمبهای سنگرشکن MOP آمریکا را قادر ساخت تا عمیقتر و نزدیکتر به اتاقهای کنترل و سالنهای غنیسازی که سانتریفیوژها در آن نگهداری میشدند، نفوذ کنند.
این مقاله این احتمال را مطرح میکند که ایران به دنبال استفاده از تأسیسات زیرزمینی جدیدی باشد که در نزدیکی اصفهان و نطنز در حال ساخت آنهاست – که به شیوهای مشابه فردو در دامنه کوه حفر شدهاند. این گزارش میگوید تبدیل این تأسیسات به جایگزینهایی برای فردو و نطنز "کاری عظیم" خواهد بود که به بازسازی بیش از ۱۸,۰۰۰ سانتریفیوژ نیاز دارد. اگرچه صنعت تولید سانتریفیوژ ایران احتمالاً ضربه سختی خورده است، اما گزارش خاطرنشان میکند که دانشمندان ایرانی هنوز از دانش فنی لازم برخوردارند.
این گزارش تهدید جدیدی را توصیف میکند: احتمال اینکه ایران "کارگاههای کوچک" را به عنوان مرحله بعدی برنامه هستهای خود راهاندازی کند. با توجه به اینکه تهران روابط نظارتی خود را با آژانس بینالمللی انرژی اتمی قطع کرده است، چنین تأسیساتی میتوانند اطلاعات آمریکا و اسرائیل را به تنها منبع اطلاعاتی درباره برنامه ایران تبدیل کنند.
این امر نشاندهنده یک تغییر قابل توجه در ماهیت پروژه هستهای ایران خواهد بود – از تأسیسات غنیسازی بزرگ و مستحکم به سایتهایی با مشخصات پایین. هنوز باور بر این است که ایران ذخایر بزرگی از اورانیوم غنیشده دارد (پیش از جنگ کنونی، آژانس بینالمللی انرژی اتمی تخمین زده بود که این ذخیره بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد است – کمی کمتر از سطح لازم برای ساخت سلاح)، به این معنی که این سایتهای با مشخصات پایین میتوانند به طور بالقوه به عنوان سکوهایی برای "جهش" سریع به سمت بمب هستهای عمل کنند. نیویورک تایمز این مرحله از تلاشهای هستهای ایران را به "بازی موش و گربه" (قایم موشک) بین سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل و رژیم ایران تشبیه کرد.