تصویری به سبک چوب‌کنده کاری، دونالد ترامپ را به عنوان ژولیوس سزار نشان می‌دهد.
تصویری به سبک چوب‌کنده کاری، دونالد ترامپ را به عنوان ژولیوس سزار نشان می‌دهد.

یک سزار آمریکایی: مقایسه دو رهبر، با فاصله دو هزاره.

مقایسه دو رهبر، با فاصله دو هزاره.

در ماه آوریل، در حالی که اقتصاد جهانی از تعرفه‌های رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، به لرزه درآمده بود، رهبر اقلیت سنا، چاک شومر، در پلتفرم ایکس پست کرد: «نرو ویولن می‌زد. ترامپ گلف بازی می‌کرد.» شومر به تاریخ طولانی مقایسه ترامپ با رومیان باستان پیوست. ترامپ آگوستوس است که قدرت جمهوری را در یک فرد خودکامه متمرکز کرده، یک کالیگولای ظالم و هوسباز، یک عوام‌فریب به سبک تیبریوس گراکوس یا پوبلیوس کلودیوس پولکر.

اما اغلب اوقات، او را با ژولیوس سزار مقایسه می‌کنند؛ کسی که در سال ۴۹ قبل از میلاد، سربازانش را از روبیکن، رودی که مرز بین استان گالیای سیزالپین و منطقه تحت کنترل مستقیم روم را مشخص می‌کرد، عبور داد. سزار با عبور دادن یک لژیون از روبیکن، قوانین محدودکننده قدرتش را نقض کرد. به گفته مورخ رومی، سوئتونیوس، سزار هنگام عبور اعلام کرد: «تاس ریخته شد.» پس از پنج سال جنگ داخلی، او در سال ۴۴ قبل از میلاد به عنوان دیکتاتور مادام‌العمر اعلام شد و اندکی پس از آن به طرز مشهوری ترور گشت.

شباهت‌های بین سزار و ترامپ آنقدر جذاب از آب درآمده که این مقایسه زیر وزن خود فروپاشیده و معکوس شده است. اکنون سزار با ترامپ مقایسه می‌شود، به طوری که یک تولید سال ۲۰۱۷ از نمایش ژولیوس سزار اثر ویلیام شکسپیر و یک مجموعه مستند بی‌بی‌سی در سال ۲۰۲۳ درباره دیکتاتوری سزار، هر دو به صراحت این دو شخصیت را با هم درآمیخته‌اند.

ما تاریخ دقیق عبور سزار از روبیکن را نمی‌دانیم، همچنین محل دقیق آن را. اما روبیکن‌های ترامپ زیاد بوده‌اند، همانطور که روانشناس و نویسنده مری ال. ترامپ، خواهرزاده رئیس‌جمهور، اشاره کرده است. هر چند هفته یک بار، یک مفسر اعلام می‌کند که ترامپ از فلان روبیکن عبور کرده است. ارجاعات آنقدر مکررند که تنها چند روز پس از پست شومر که ترامپ را با نرو مقایسه می‌کرد، مورخ میشل رنه سالزمن مقاله‌ای احساسی در زوکالو پابِلیک اسکوئر با عنوان «مقایسه کردن قانون‌شکنی ترامپ با عبور سزار از روبیکن را متوقف کنید» منتشر کرد.

استفاده از استعاره روبیکن تنها به منتقدان ترامپ محدود نمی‌شود. شورشیان در ۶ ژانویه ۲۰۲۱، بنرهایی با هشتگ پرطرفدار #CrossTheRubicon حمل می‌کردند که به فراگیری گفتمان روبیکن در فضاهای آنلاین راست افراطی اشاره دارد، پدیده‌ای که در کتاب سال ۲۰۱۸ خود، همه مردگان سفید پوست نیستند، به آن پرداخته‌ام. در سال ۲۰۲۲، نیوت گینگریچ در نیوزویک بررسی کرد که آیا حمله اف‌بی‌آی به مار-آ-لاگو یک لحظه روبیکن بوده است، و در سال ۲۰۲۴، واشنگتن تایمز مقاله‌ای تحریریه با عنوان «دموکرات‌ها با حکم گناهکاری ترامپ از روبیکن عبور می‌کنند» منتشر کرد.

نقد سالزمن به استعاره روبیکن این است که به اندازه کافی پیش نمی‌رود. او استدلال می‌کند که سزار اساساً می‌خواست نظام سیاسی روم را با خودش در راس حفظ کند: «وقتی سزار از روبیکن عبور کرد، هدفش مشخص و محدود بود. سزار تمایلی به بازسازی جمهوری و یا تخریب شیوه کار سیاست روم نداشت. او صرفاً می‌خواست ارتش خود را برای شرکت در انتخابات کنسولی با خود بیاورد.»

سالزمن می‌نویسد که جاه‌طلبی‌های ترامپ بسیار گسترده‌تر است: «برخلاف اهداف محدود سزار در سال ۴۹ قبل از میلاد، ترامپ خواهان تغییرات گسترده در جمهوری ماست - براندازی همه چیز از دهه‌ها سیاست خارجی و آژانس‌های فدرال قانونی تا تحقیقات پزشکی، آموزش و قانون.»

اگر بخواهید، جدا کردن مقایسه بین ترامپ و سزار دشوار نیست.

هر دو عوام‌گرا بودند، اما ترامپ همچنین یک رئیس‌جمهور تاریخی نامحبوب است، با نرخ محبوبیت او در ۱۰۰ روزگی که پایین‌ترین در ۸۰ سال گذشته بود. سزار، برعکس، پایگاه حمایتی گسترده‌ای به عنوان هم یک حامی سخاوتمند و هم یک ژنرال مشهور داشت. هر دو بسیار ثروتمند بودند، اما سزار به عنوان یک استراتژیست نظامی درخشان و مردی دانش‌آموخته شهرت داشت، و حتی مورد احترام چنددانشمندان هم‌عصر خود مانند سیسرو بود که نامه‌های خود به سزار را با ارجاعات ادیبانه به ادبیات یونانی می‌آراست. (سزار ممکن است واقعاً هنگام عبور گفته باشد: «بگذار تاس ریخته شود»، جمله‌ای از کمدین یونانی مناندر (Menander)).

اما چنین ایرادگیری‌هایی، در نهایت، تا حدی بی‌ربط به نظر می‌رسد. البته که ترامپ کاملاً شبیه یک دیکتاتور از یک نظام سیاسی بسیار متفاوت با بیش از ۲۰۰۰ سال پیش نیست (حتی اگر هر دو کمی در مورد کم‌پشت شدن موهایشان خودآگاه بودند). تلاش برای پیش‌بینی آنچه در آینده می‌آید با نگاه به روم باستان، تلاشی قابل درک اما بی‌معنی است.

همانطور که مورخ ریانون گارت جونز در کتاب اخیرش همه راه‌ها به روم ختم می‌شوند استدلال می‌کند، تاریخچه طولانی و غنی‌ای از امپراتوری‌ها وجود دارد که خود را در گفتگو با روم تعریف کرده و از روم به عنوان یک میانبر برای بیان قدرت امپراتوری استفاده کرده‌اند. معنای روم، ظاهراً، در چشم بیننده است.

همه این مقایسه‌های روبیکن به چه معناست؟ به نظر می‌رسد مفسران می‌خواهند اعلام کنند که این لحظه، این عمل، این رویداد، نقطه‌ای بی‌بازگشت است که نویدبخش تغییرات گسترده است. شاید حق با آنها باشد، اگرچه درس‌های وقایع تاریخی اغلب برای کسانی که در آن زندگی می‌کنند، مبهم است. شاید برای رومیان در دهه ۴۰، عبور سزار از روبیکن نیز تنها یکی از یک سلسله رویدادها بود که کاملاً غیرقابل تصور به نظر می‌رسید و تمام هنجارها و قوانین مورد توافق را منحل می‌کرد.

شاید آنها نیز همانقدر بی‌ثبات و سردرگم احساس می‌کردند که ما می‌کنیم، و ناامیدانه به دنبال یک مقایسه تاریخی برای درک زمانه خود بودند، و سابقه‌ای برای بی‌سابقه می‌یافتند. به گفته مورخ یونانی پولیبیوس، هنگامی که ژنرال رومی شیپیو (Scipio) به خرابه‌های کارتاژ (Carthage) فتح شده نگاه کرد، از هومر (Homer) جمله‌ای در مورد اجتناب‌ناپذیری سقوط تروا (Troy) نقل کرد؛ شاید هم‌عصران سزار نیز کاری مشابه کردند.

از نظر من، این مقایسه‌ها به بیهودگی فلج‌کننده اما وسوسه‌انگیز قرار دادن لحظه حال در گفتگو با گذشته کلاسیک اشاره دارند. مانند بیشتر مقایسه‌ها، مقایسه ترامپ و سزار در نهایت بیشتر در مورد فردی که مقایسه را انجام می‌دهد به ما می‌گوید تا در مورد هر یک از رهبران درگیر. استعاره روبیکن آنقدر مورد استفاده قرار گرفته است که، در حالی که ممکن است برای برخی افراد مهم باشد، از نقطه‌ای که به عنوان راهی برای توضیح حس نقض هنجارهای دموکراتیک عزیز به صورت تقریباً روزانه، معنایی داشته باشد، گذشته است.

درس استعاره‌های روبیکن ممکن است این باشد: وقتی توسط چپ‌گرایان استفاده می‌شوند، ناراحتی از اقدامات ترامپ را نشان می‌دهند. وقتی توسط راست‌گرایان استفاده می‌شوند، تمایل مستندی به اقدام جمعی را نشان می‌دهند، حتی اگر به خشونت منجر شود. شاید شورشیانی که بنرها را حمل می‌کنند، درس‌های تاریخ را بهتر از مفسران و مورخان می‌فهمند. فقط زمان نشان خواهد داد.