اجلاس هولناک ناتو در سال 2025 اکنون به پایان رسیده است: رئیسجمهور دونالد ترامپ اعتبار ماده 5 را زیر سوال برد و علناً پیامک کامل مارک روته، دبیرکل ناتو، را به نمایش گذاشت که در آن توانایی ترامپ در قانع کردن کشورهای عضو ناتو برای صرف 5 درصد از تولید ناخالص داخلی خود در حوزه دفاعی را ستوده بود.
رهبران اروپایی که تا حد کورکنندگی درگیر مدیریت ترامپ و خطر برهم خوردن اجلاس بودند، فرصتی را برای ارائه یک برنامه واقعی برای اطمینان از حمایت پایدار از اوکراین در میانمدت تا بلندمدت و همچنین تقویت و گسترش توانمندیهای نظامی خود از دست دادند.
اکنون آنها میتوانند بر این دو هدف تمرکز کنند.
هدف اول مستلزم تعهدات مالی و مادی است. اتحادیه اروپا (EU) و کشورهای عضو آن تاکنون ارقام قابل توجهی را برای حمایت از اوکراین اختصاص دادهاند. اروپا اکنون بیشتر از ایالات متحده در حمایت مالی و نظامی هزینه میکند، که از زمان حمله روسیه به اوکراین در فوریه 2022 تاکنون به تقریباً 150 میلیارد یورو (حدود 175.8 میلیارد دلار) رسیده است، از جمله 50.8 میلیارد یورو (59.5 میلیارد دلار) کمک نظامی. کشورهای عضو اروپا اخیراً به توافقی دست یافتهاند که 1.5 میلیارد یورو (1.76 میلیارد دلار) برای تأمین مالی سرمایهگذاریهای دفاعی هزینه کنند. شورای اتحادیه اروپا همچنین طرحهای مالی را برای تأمین مالی پروژههای دفاعی، از جمله اقدام امنیتی برای اروپا، یا SAFE، ایجاد کرده است که از طریق آن اتحادیه اروپا تا 150 میلیارد یورو (175.8 میلیارد دلار) وام در اختیار کشورهای عضو متقاضی، بر اساس برنامههای ملی خودشان، قرار خواهد داد. این وامها قرار نیست جایگزین هزینههای ملی شوند، بلکه مکمل آنها هستند.
در «انجمن صنایع دفاعی لاهه» در حاشیه اجلاس ناتو، ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، به شدت درخواست کرد که کشورهای اروپایی 0.25 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را فراتر از توافقات امنیتی دوجانبه امضا شده در سال گذشته، برای حمایت از اوکراین هزینه کنند. فرانسه، بریتانیا و آلمان اکنون باید این تعهدات را تکرار کرده و بر اساس توافقات همتولید دفاعی که با اوکراین امضا کردهاند، عمل کنند. برای حفظ شتاب کنونی، کشورهای اروپایی اکنون مسئولیت دارند که اطمینان حاصل کنند میتوانند تولید را افزایش دهند، زنجیرههای تامین را هماهنگ کنند، پراکندگی و رقابت را کاهش دهند و مدلهای جدید همتولید و تدارکات را توسعه دهند.
شرایط و جدول زمانی پیوستن اوکراین به اتحادیه اروپا نیز باید بیشتر روشن شود، که احتمالاً بحثهای شدیدی را در داخل اتحادیه اروپا برانگیزد. برخی تخمینها نشان میدهد که پیوستن اوکراین به اتحادیه اروپا ممکن است تقریباً 186 میلیارد دلار هزینه داشته باشد و بر تخصیص بودجه کشاورزی و انسجام تأثیر بگذارد. با توجه به ماهیت حساس این بحث، روشن کردن جدول زمانی و شرایط میتواند به رفع تنشها در این زمینه کمک کند.
یک جنبه حیاتی از هدف دوم، یعنی تقویت توانمندیهای نظامی اروپا، دفاع هوایی؛ اطلاعات، نظارت و شناسایی؛ و دفاع موشکی است. در اینجا، اروپا کاملاً به توانمندیهای ایالات متحده وابسته است؛ در حالی که بر تقویت پایه صنعتی دفاعی خود تمرکز میکند، این حوزهها باید در اولویت قرار گیرند. یکی از راههای دستیابی به این امر، افزایش همکاری اروپا با شرکای ناتو در آسیا خواهد بود که با چالشهای مشابهی در منطقه خود مواجه هستند؛ این امر همچنین به اروپا اجازه میدهد تا بر میزان ارتباط متقابل صحنههای اروپایی و هند-اقیانوسیه تأکید کند.
ژاپن، کره جنوبی، نیوزیلند و استرالیا — که به عنوان "هند-اقیانوسیه 4" یا IP-4 نیز شناخته میشوند — که در سه اجلاس قبلی ناتو شرکت کرده بودند، در اجلاس لاهه شرکت نکردند، به دلیل تنشها با دولت ترامپ. و پیت هگسث، وزیر دفاع، به صراحت مخالفت کرده است با تعامل عمیقتر بین متحدان اروپایی و شرکای هند-اقیانوسیه، و اصرار دارد که اروپا باید بر منطقه خود تمرکز کند و ایالات متحده را مسئول اصلی امنیت هند-اقیانوسیه بگذارد. اما با حضور سربازان کره شمالی در اوکراین، منطقه هند-اقیانوسیه وارد صحنه اروپا شده است، و اروپاییها باید استراتژی هند-اقیانوسیه خود را از سال 2021، پیش از حمله تمامعیار روسیه به اوکراین، بهروز کنند. علاوه بر این، ژاپن از قبل عمیقاً متعهد به حمایت از اوکراین است، نه تنها به دلیل روابط رو به رشد روسیه و کره شمالی. ژاپن تاکنون 12 میلیارد دلار کمک به اوکراین ارائه کرده و به تازگی 3.3 میلیارد دلار دیگر را تعهد داده است که ناشی از داراییهای مسدود شده روسیه است. دنیس شمیهال، نخستوزیر اوکراین، اعلام کرد که "این وجوه با استفاده از درآمدهای حاصل از داراییهای مسدود شده روسیه بازپرداخت خواهند شد."
پس از امضای پیمان امنیتی پیونگیانگ و مسکو در سال گذشته، کره جنوبی نیز اعلام کرد که ممکن است ارسال تسلیحات به اوکراین را در نظر بگیرد؛ باید دید که آیا سئول اکنون که آشفتگی سیاسی داخلی در آنجا فروکش کرده است، این موضوع را دنبال خواهد کرد. استرالیا بیش از 1.5 میلیارد دلار کمک به اوکراین ارائه کرده و به تازگی تحریمهایی را علیه 60 کشتی در ناوگان نفتکشهای سایه روسیه اعمال کرده است. نهایتاً، نیوزیلند نیز یک بسته کمکی 9 میلیون دلاری اضافی برای اوکراین اعلام کرده است که شامل کمکهای نظامی و بشردوستانه میشود.
اروپاییها نباید نگران باشند که ادامه حمایت از اوکراین، توسعه توانمندیهای نظامی با بودجههای دفاعی بالاتر، و افزایش همکاری با متحدان آسیایی واشنگتن، دولت ایالات متحده را دشمن خواهد کرد. برعکس، این اقدامات توانایی اروپا را برای به دوش کشیدن بار دفاع از خود نشان خواهد داد و در نتیجه با درخواستهای مکرر دولت ترامپ مطابقت خواهد داشت. و اگر ایالات متحده مایل به مشارکت در این طرحها بود، باید از آن دعوت شود.
به هر حال، اروپاییها باید درک کنند که اکنون مسئول دفاع از اوکراین و همچنین خودشان هستند. به نظر میرسد برخی در اروپا هنوز انتظار نوعی تغییر رویه از سوی آمریکا را دارند: انتخاباتی که ائتلاف فراآتلانتیک را به وضعیت قبلی خود بازگرداند، یا یک روشنگری در دولت فعلی. اما دولت ترامپ پیشاپیش نیات خود را روشن ساخته است. ممکن است از ائتلاف خارج نشود، اما عقبنشینی نیروها همچنان در دستور کار است، و متحدان اروپایی و آسیایی با نگرانی منتظر انتشار بازنگری وضعیت جهانی نیروها در اواخر سال جاری خواهند بود. اما تردیدی نیست که ایالات متحده میخواهد اروپاییها مسئولیت امنیت خود را بر عهده بگیرند و این به نفع خودشان است.
این به معنای بستن درب بر روی رابطه فراآتلانتیک نیست، اما این رابطه بسیار متفاوت از گذشته خواهد بود. اولویتهای سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده در حال تجربه یک تغییر اساسی است که احتمالاً از خطوط گسل سیاسی فراتر خواهد رفت. البته، اروپاییها باید تلاش کنند تا در هر کجای ممکن با دولت همکاری کنند: ترامپ با چندین رهبر اروپایی از بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا و فنلاند کنار میآید. اگر آنها از نزدیک برای انتقال یک پیام مشترک اروپایی همکاری کنند، ممکن است بتوانند وحدت اروپا را در مورد اوکراین حفظ کنند. اما آنها همچنین باید به خاطر داشته باشند که هر توافق یا "معاملهای" (تنها) تابع هوسهای رئیسجمهور است. بنابراین، اروپاییها باید همیشه گزینههای دیگری در دست داشته باشند، در صورتی که مذاکره جاری با کاخ سفید به شکست انجامد.
امید به تغییر اوضاع در انتخابات بعدی یک برنامه نیست. درک پویاییهای جدید، همکاری با دولت در صورت امکان، و در غیر این صورت، آمادهسازی برنامههای اضطراری: همه اینها برای اطمینان از به عهده گرفتن امنیت اروپا ضروری است.