شهروندان جدید ایالات متحده پرچم‌های آمریکا را در مراسم اعطای تابعیت در کتابخانه ریاست‌جمهوری جان اف کندی در بوستون، ماساچوست، در ۱۰ ژوئن ۲۰۲۵ تکان می‌دهند. REUTERS/Libby O’Neill
شهروندان جدید ایالات متحده پرچم‌های آمریکا را در مراسم اعطای تابعیت در کتابخانه ریاست‌جمهوری جان اف کندی در بوستون، ماساچوست، در ۱۰ ژوئن ۲۰۲۵ تکان می‌دهند. REUTERS/Libby O’Neill

آیا مهاجران دموکراسی را غنی می‌کنند؟

  • مهاجران بخش جدایی‌ناپذیری از دموکراسی آمریکا و حیاتی برای شکوفایی اقتصادی آینده کشور هستند، زیرا بخش‌های مختلف – از کشاورزی تا فناوری و ساخت‌وساز – به کمک‌های مهاجران متکی هستند.
  • اقدامات دولت ترامپ نه تنها جوامع مهاجر را تهدید می‌کند، بلکه کسب‌وکارهایی را نیز که به نیروی کار مهاجر وابسته هستند، به خطر می‌اندازد.
  • عدم تصویب اصلاحات جامع مهاجرتی توسط کنگره به هر رئیس‌جمهوری اجازه داده است تا تغییرات قابل توجهی اعمال کند و در نتیجه سیاست‌های مهاجرتی تکه‌تکه و ناسازگاری ایجاد شده است.

من همچنین نگرانم که برخی از این اقدامات، مسیر استعدادهای آینده ما را مسدود کند؛ مثلاً محدود کردن ویزاهای دانشجویی و کاری... این به این معناست که نه تنها مهاجران زیادی در سال ۲۰۲۵ به کشور نخواهند آمد، بلکه به طور بالقوه این امر می‌تواند پیامدهایی برای ۱۰ یا ۲۰ سال آینده داشته باشد، زیرا افرادی که مثلاً برای تحصیل در دانشگاه به اینجا می‌آمدند، به جای آن به جاهای دیگر خواهند رفت و سپس ما آنها را به عنوان بخشی از جامعه خود نخواهیم داشت.

تارا واتسون

مهاجران برای دموکراسی آمریکا و شکوفایی اقتصادی آن حیاتی هستند، به ویژه با کاهش رشد جمعیت در میان شهروندان متولد آمریکا. در این قسمت، کتی دان تنپاس، مجری برنامه، با تارا واتسون، مدیر مرکز امنیت اقتصادی و فرصت و همکار ارشد در مطالعات اقتصادی در بروکینگز، گفتگو می‌کند. آنها با هم تغییرات اخیر در سیاست مهاجرتی توسط دولت ترامپ را بررسی می‌کنند، از سخت‌گیری در مسیرهای شهروندی تا دستور کار تهاجمی‌تر اخراج، و درباره اینکه چگونه این تغییرات ممکن است بر تعداد مهاجران ورودی به ایالات متحده و پیامدهای اقتصادی بلندمدت آنها تأثیر بگذارد، بحث می‌کنند.

مصاحبه

تنپاس: سلام، من کتی دان تنپاس هستم، همکار مدعو در مطالعات حکمرانی در موسسه بروکینگز و مدیر طرح کاتزمن برای بهبود روابط بین شاخه‌ای و دولت. و این فصل دوم از «دموکراسی زیر سوال» است، پادکستی که در آن رویدادهای جاری را از منظر بنیان‌های سیاسی آمریکا بررسی می‌کنیم و به این می‌اندیشیم که چگونه رویدادهای اخیر در جریان گسترده‌تر دموکراسی که در طول تاریخ ما جریان دارد، جای می‌گیرند. می‌توانید قسمت‌های این پادکست را در Brookings dot edu slash Democracy in Question پیدا کنید، همه یک کلمه.

در قسمت امروز، من این سوال را مطرح می‌کنم: آیا مهاجران دموکراسی را غنی می‌کنند؟ در طول تاریخ ما، امواج متوالی مهاجران، ملت را دگرگون و به چالش کشیده‌اند. البته، نه بومیان آمریکا و نه بردگان آفریقایی که به زور به اینجا آورده شدند، نمی‌توانند مهاجر نامیده شوند – و هر دو شایسته توجه خاص خود هستند. اما به ویژه از قرن نوزدهم به بعد، تازه‌واردان از خارج، جمعیت‌شناسی، جامعه و سیاست آمریکا را شکل داده و بازسازی کرده‌اند.

با هر موج جدید، قوانین جدیدی وضع شد، برخی از آنها پذیرای مهاجران و برخی دیگر بسیار محدودکننده. قانون تابعیت ۱۷۹۰ اولین قوانین را برای اینکه چه کسی شهروند ایالات متحده شود، تعیین کرد. و از آن زمان تاکنون قوانین بسیاری تصویب شده‌اند که مشخص می‌کنند چه کسی تابعیت می‌گیرد و چه کسی نمی‌گیرد.

اقدامات اخیر دولت ترامپ به طور چشمگیری سیاست مهاجرت را دگرگون کرده است. چالش‌ها در مورد تابعیت بر اساس تولد، اخراج‌های بحث‌برانگیز، و استناد به قانون دشمنان بیگانه ۱۷۹۸، نگرانی‌های قانون اساسی را ایجاد کرده، اقتصاد را مختل کرده و آینده مهاجرت در آمریکا را زیر سوال برده است.

در این قسمت، بررسی خواهیم کرد که چگونه سیاست مهاجرت در طول زمان تکامل یافته و چگونگی شکل‌گیری آمریکا توسط مهاجران را که ما امروز می‌شناسیم، بررسی خواهیم کرد، که هم به رشد اقتصادی و هم به تقویت نهادهای دموکراتیک ما کمک کرده است. مشتاقم از تارا واتسون استقبال کنم، اقتصاددانی که بر سیاست‌های اجتماعی ایالات متحده با علایقی در زمینه مهاجرت، بهداشت و شبکه ایمنی تمرکز دارد. او مدیر مرکز امنیت اقتصادی و فرصت و همکار ارشد در مطالعات اقتصادی در بروکینگز است.

تارا، به برنامه ما خوش آمدید. من بسیار مشتاقم با شما درباره آنچه امروز در مورد سیاست مهاجرت می‌بینیم و چگونگی ارتباط آن با فرصت‌ها در ایالات متحده صحبت کنم. می‌دانم که شما اقتصاددان هستید و شاید بتوانیم از اینجا شروع کنیم، و شما می‌توانید از این منظر برای ما توضیح دهید که چگونه مهاجران دموکراسی را غنی کرده‌اند. و سپس من خوشحال خواهم شد که بحث گسترده‌تری درباره چگونگی غنی‌سازی دموکراسی توسط آنها داشته باشم.

واتسون: ممنون کتی، از دعوت شما. من همیشه خوشحال هستم که در مورد نقشی که مهاجران در اقتصاد و جامعه ما به طور گسترده‌تر ایفا می‌کنند صحبت کنم. حدود ۱۴ یا ۱۵ درصد از افرادی که در ایالات متحده زندگی می‌کنند، خارج از ایالات متحده متولد شده‌اند. این شامل ترکیبی از افرادی است که شهروند شده‌اند، افرادی که به عنوان مقیم دائم قانونی اینجا هستند، افرادی که دارای وضعیت موقت یا در برخی موارد وضعیت مبهم هستند. و سپس چیزی که من به عنوان مهاجران واقعاً سنتی و بدون مدرک در نظر می‌گیرم که هیچ وضعیت قانونی ندارند.

و همه این گروه‌ها، به نظر من، برای اقتصاد یک مزیت خالص هستند. وقتی به نیروی کار ما فکر می‌کنید، مهاجران نه تنها در برخی بخش‌ها که همه ما درباره آنها شنیده‌ایم، مانند ساخت‌وساز، کشاورزی، پزشکی، بسیار مهم هستند، بلکه به عنوان مصرف‌کننده نیز اهمیت دارند. و بنابراین وقتی به نقشی که مهاجران در اقتصاد ایفا می‌کنند نگاه می‌کنیم، به ویژه در دوره‌ای که رشد جمعیت زیادی از باروری خودمان در ایالات متحده، در میان افراد متولد ایالات متحده نداریم، مهاجران واقعاً برای شکوفایی اقتصادی آینده ما حیاتی هستند.

تنپاس: کنجکاوم بدانم که آیا بخش‌های خاصی از اقتصاد بیش از سایرین به مهاجران به عنوان کارمند وابسته هستند، و آیا می‌توانید به طور کلی در مورد تفاوت‌ها در کل اقتصاد صحبت کنید.

واتسون: البته. صنایعی وجود دارند که مهاجران از نظر مشارکت نیروی کارشان اهمیت ویژه‌ای دارند، بنابراین می‌توانیم کشاورزی را به عنوان یک مثال اصلی در نظر بگیریم که در آن بیشتر افرادی که کارهای سطح پایین و کارگری در کشاورزی انجام می‌دهند، در ایالات متحده متولد خارج هستند. و بخش‌های خاصی از صنعت کشاورزی وجود دارند که بدون این نیروی کار نمی‌توانند دوام بیاورند. جمعیت متولد ایالات متحده حاضر نخواهد بود این کار را با دستمزدی انجام دهد که به این صنایع اجازه سودآوری را بدهد. بنابراین در کشاورزی اهمیت حیاتی دارد.

مهاجران به طور بسیار نامتناسبی در ساخت‌وساز حضور دارند، که البته پیامدهایی برای مسکن – یک موضوع سیاستی کلیدی که ما در مورد آن فکر کرده‌ایم – دارد.

همچنین تعداد زیادی از کارگران متولد خارج در صنعت فناوری و سایر صنایع تولید دانش وجود دارند. بنابراین مهاجران به مراتب بیشتر احتمال دارد که دارای دکترا یا سایر مدارک پیشرفته باشند و در خط مقدم علم و فناوری قرار گیرند. ما می‌بینیم که اختراعات بیشتری از مهاجران نسبت به افراد متولد ایالات متحده به ثبت می‌رسد. و ما واقعاً می‌بینیم که وقتی مهاجران در یک منطقه یا یک شرکت هستند، افراد متولد ایالات متحده نیز بهره‌ورتر هستند و اختراعات بیشتری تولید می‌کنند. بنابراین این فقط این نیست که مهاجران این کار را انجام می‌دهند، بلکه آنها در واقع تأثیرات مثبتی بر کاری که افراد متولد آمریکا می‌توانند انجام دهند، دارند.

تنپاس: آیا فکر می‌کنید می‌توانیم کمی به تاریخ بازگردیم و شاید شما بتوانید درباره دوره‌های خاصی و در طول زمان بگویید که آنها از کدام بخش‌ها حرکت کرده‌اند، به کدام بخش‌ها حرکت کرده‌اند، یا همیشه همین‌طور بوده است؟

واتسون: ما در طول تاریخ آمریکا دوره‌هایی داشته‌ایم که مهاجران زیادی داشتیم و دوره‌هایی دیگر که مهاجران بسیار کمتری داشتیم. بنابراین، حدود سال ۱۹۰۰، بخش بسیار بزرگی از جمعیت متولد خارج بودند، تقریباً همان سطحی که اکنون داریم. و در آن زمان، مهاجران در انواع کارهای کم مهارت مشغول بودند. اما تفاوت حدود سال ۱۹۰۰ با اکنون این است که بیشتر نیروی کار تحصیلات چندانی نداشتند، و بنابراین مهاجران چندان تفاوتی با فرد معمولی متولد ایالات متحده نداشتند.

اگر به امروز برسیم، بسیاری از مهاجران با شاید فقط دیپلم دبیرستان، شاید کمتر از دیپلم دبیرستان، به ایالات متحده می‌آیند. و به این ترتیب، آنها با فرد معمولی متولد ایالات متحده متفاوت هستند. افراد متولد خارج که بدون دیپلم دبیرستان هستند، بیشترند و همچنین افراد متولد خارج که دارای مدرک پیشرفته هستند نیز بیشترند. بنابراین ما نوعی گسترش در توزیع تحصیلی می‌بینیم. و سپس این امر پیامدهایی برای انواع مشاغلی که افراد دارند، دارد. آنها تمایل دارند در کارهای بسیار کم دستمزد یا کارهای بسیار سطح بالا مشغول باشند.

تنپاس: پس آیا منصفانه است که بگوییم تحصیلات عامل اصلی در تعیین نوع مشاغلی است که مهاجران خواهند گرفت، و این چیزی است که واقعاً بر ورود آنها به بخش‌های مختلف اقتصاد آمریکا تأثیر گذاشته است؟

واتسون: فکر می‌کنم این بخش بزرگی از آن است. بیشتر مهاجران برای فرصت‌های شغلی اینجا به اینجا می‌آیند. و بنابراین اقتصاددانان دریافته‌اند که مهاجران بسیار مایلند هم از نظر جغرافیایی و هم از نظر صنعت یا شغل جابجا شوند تا تقاضا، تقاضای محلی را برآورده کنند. و بنابراین اگر یک کارخانه فرآوری مرغ به کارگر نیاز داشته باشد، بسیار محتمل است که مهاجران حضور پیدا کرده و مایل به انجام آن کار باشند. و این می‌تواند در جورجیا باشد، جایی که قبلاً جامعه مهاجر بزرگی وجود نداشت.

بنابراین، واقعاً، من می‌گویم مهاجران هم از نظر انواع مشاغلی که مایل به انجام آنها هستند، به طور متوسط انعطاف‌پذیرترند. و آنها جاهایی را پر می‌کنند که ما در نیروی کار متولد ایالات متحده از نظر سوابق تحصیلی و مهارتی، حضور زیادی نداریم.

تنپاس: و این تا حدودی با تمرکز شما بر جنبه‌های اقتصادی آن متفاوت است، اما آیا می‌بینید که در میان این بخش‌هایی که آنها تمایل به جذب شدن به آنها دارند، هیچ یک از این گروه‌ها برای ادامه جریان مهاجران برای کار در بخش‌های خود لابی یا سازماندهی می‌کنند؟ من متوجه شدم که شما مطالب واقعاً جالبی درباره ۱۰۰ روز اول مهاجرت در دولت دوم ترامپ نوشته‌اید. و همچنین درباره مفاد آشتی و چگونگی تأثیر آنها بر خانواده‌های مهاجر نوشته‌اید. بنابراین شما به وضوح از چگونگی تأثیر رئیس‌جمهور جدید بر آن آگاه هستید. و بنابراین می‌توانید کمی در مورد آن صحبت کنید و شاید اینکه آیا این امر باعث خواهد شد که این گروه‌های تجاری واقعاً سازماندهی و لابی کنند؟

واتسون: مطمئناً، من سعی می‌کنم به‌روز باشم. این را بخش مهمی از کارم می‌دانم. در محیط کنونی، همانطور که همه می‌دانیم، دانستن دقیق آنچه در حال رخ دادن است، تغییرات لحظه‌ای، بسیار دشوار است. اما دولت ترامپ کارهای زیادی برای تغییر رویکرد ما به سیاست مهاجرت به عنوان یک کشور انجام داده است. و فکر می‌کنم دلیل این امکان‌پذیری این بوده است که کنگره واقعاً در بیش از ۳۰ سال گذشته در زمینه مهاجرت بسیار کم کار کرده است. نیاز به اصلاحات مهاجرتی از نظر نحوه برخورد با مهاجرت قانونی در کشور وجود داشته است، و من استدلال می‌کنم که همچنین نیاز به بازنگری در نحوه برخورد با جریان‌های غیررسمی، یعنی عبور افراد از مرز، وجود دارد.

و این اتفاقات هرگز نیفتاده است. در ۳۰ سال گذشته تلاش‌هایی صورت گرفته که شکست خورده‌اند. اما ما اساساً به نسخه ۱۹۹۰ از آنچه فکر می‌کردیم مهاجرت درباره آن است، گیر کرده‌ایم. اقتصاد از آن زمان به بعد از نظر واقعی دو برابر شده است، و بنابراین ما این رویکرد قانونی به شدت قدیمی را داریم. و بنابراین هر رئیس‌جمهوری دیدگاه خود را در مورد اینکه سیاست مهاجرت در عمل چگونه باید باشد، وارد می‌کند. و بنابراین ما این را نه تنها از ترامپ بلکه از هر رئیس‌جمهوری که در حافظه اخیر واقعاً تأثیر خود را بر وضعیت مهاجرت گذاشته است، دیده‌ایم.

بنابراین اگر اکنون به سوال شما در مورد منافع تجاری بازگردیم، اگر با افراد پشت درهای بسته در واشنگتن یا بقیه کشور صحبت کنید، آنها اغلب می‌گویند که نگران رویکردی هستند که دولت ترامپ در مورد مهاجرت اتخاذ کرده است. بنابراین مسائلی مانند کند کردن مسیرهای قانونی مهاجرت، چه موقت و چه دائم، یک دسته است. همچنین، محدودیت‌ها بر جریان‌های بدون مدرک، یعنی بستن مرز، که من استدلال می‌کنم ترامپ کم و بیش آن را به انجام رسانده است. بنابراین افراد بسیار کمتری نسبت به چند سال گذشته از مرز وارد خواهند شد. و همچنین اخراج‌ها و یورش‌هایی که در حال انجام است و به نظر می‌رسد اخیراً تسریع شده‌اند. این‌ها البته به صاحبان مشاغلی که کارگران بدون مدرک را استخدام می‌کنند، فشار وارد می‌کند.

همه این‌ها با هم برای کسب‌وکارهایی که به این نیروی کار وابسته هستند، مشکل ایجاد می‌کند. و این هم شامل کسب‌وکارهایی می‌شود که به ویژه به کارگران بدون مدرک وابسته هستند و هم کسب‌وکارهایی که افرادی را استخدام می‌کنند که ممکن است هدف حمله مهاجرتی قرار گیرند، حتی اگر وضعیت قانونی داشته باشند، یا کسانی که ممکن است مستقیماً هدف قرار نگیرند اما شاید یکی از اعضای خانواده یا دوستانشان در معرض خطر باشند و آن شخص سپس تصمیم می‌گیرد در خانه بماند زیرا نگران است.

بنابراین ما یک منافع تجاری در حل این مسئله به روشی متفاوت از آنچه دولت فعلی انجام می‌دهد، داریم. با این حال، من تعجب کرده‌ام که اظهارات عمومی پر سر و صدایی در مورد آن وجود نداشته است. فکر می‌کنم همانند بسیاری از عرصه‌های دیگر، کسب‌وکارها کمی در مورد این مسئله با دولت درگیر نمی‌شوند از ترس تلافی. و بنابراین فعالیت زیادی صورت نگرفته است.

با این حال، باید بگویم که این فقط در این لحظه با این دولت نیست. من در پنج سال گذشته از عدم ارتباط بین آنچه از رهبران کسب‌وکار در خلوت می‌شنوم و میزان علنی بودن آنها در مورد اینکه این موضوع برای ما واقعاً مهم است، شگفت‌زده شده‌ام.

تنپاس: فقط برای پیوستن به این آخرین گفته، عدم تطابق بین آنچه آنها در ملاء عام و خلوت می‌گویند. بنابراین آنها در ملاء عام در مورد نارضایتی خود از وضعیت فعلی آن چندان سرسخت نیستند، اما به شما می‌گویند که واقعاً به آنها آسیب می‌رساند یا منظور شما همین بود؟

واتسون: بله. بله، فکر می‌کنم به خوبی درک شده است که مهاجران برای بهره‌وری و رشد کسب‌وکارهای ایالات متحده بسیار مهم هستند. و بنابراین شما نگرانی‌هایی را می‌شنوید، به عنوان مثال، در بخش فناوری، اگر دولت تصمیم به محدود کردن ویزاهای مبتنی بر اشتغال بگیرد، این می‌تواند به شدت مانع رشد بخش فناوری ما شود. این ممکن است به قطب توسعه فناوری در جهان اجازه دهد از سیلیکون ولی به اروپا یا چین منتقل شود. و یک تهدید بسیار جدی در آنجا وجود دارد. و من فکر می‌کنم لابی‌گری‌هایی در پشت صحنه در حال انجام است، اما شما زیاد آن را در ملاء عام نمی‌بینید.

تنپاس: و شما اشاره کردید که نقش کنگره، تا حدی، مقصر است زیرا ناتوانی آنها در ایجاد قوانینی که نیازها و خواسته‌های مهاجرت مدرن را برآورده کند، همگام نیست. فقط کنجکاوم که آیا می‌توانیم به پاییز ۲۰۲۴ برگردیم، زمانی که آن لایحه مهاجرتی وجود داشت. فرض کنیم، به صورت فرضی، که آن لایحه تصویب می‌شد. اکنون کجا بودیم؟

واتسون: سوال بسیار خوبی است. دشوار است بدانیم در یک جهان موازی چه اتفاقی می‌افتاد. این لایحه، به نظر من، نسبت به انواع قوانینی که در دهه گذشته یا بیشتر مورد بحث قرار گرفته بود، کاملاً محافظه‌کارانه بود. اما دموکرات‌ها فکر می‌کنم مایل بودند با آن موافقت کنند زیرا آنها سطح مهاجرت در مرز جنوبی را یک تهدید سیاسی واقعی می‌دانستند، که فکر می‌کنم روش دقیقی برای خواندن وضعیت بود. و آنها می‌خواستند خود را در حال انجام کاری در مورد آن نشان دهند. اما این دشوار بود زیرا این لایحه نسبت به آنچه به عنوان یک لایحه سازش در سال ۲۰۱۳، زمانی که لایحه دیگری تصویب شد، بسیار راست‌گرایانه‌تر بود.

بنابراین این می‌توانست تصویب شود. فکر می‌کنم غرایز سیاسی ترامپ احتمالاً درست بود که اجازه ندهد آن تصویب شود زیرا بخش بزرگی از باد را از بادبان استدلال جمهوری‌خواهان که دموکرات‌ها حاضر به انجام کاری برای کنترل مهاجرت نبودند، می‌گرفت. بنابراین ما احتمالاً مهاجرت محدودتری را زودتر از آنچه دیدیم، می‌دیدیم. و من مطمئن نیستم که آیا این در نتیجه انتخابات تفاوتی ایجاد می‌کرد یا خیر. واقعاً دشوار است بگوییم.

اما مطمئناً این یک گام به سوی بازگشت کنگره به میدان بازی بود. و در آن زمان، حتی با اینکه من طرفدار بزرگ برخی از مفاد لایحه، در واقع بسیاری از مفاد لایحه نبودم، فکر می‌کنم بسیار مهم بود که کنگره این عضله را به کار گیرد که گفتم بهتر است چیزی را تصویب کنیم و سپس، می‌دانید، دوباره وارد این بحث شویم و سپس شاید، می‌دانید، دفعه بعد که فرصت پیدا کردیم آن را اصلاح کنیم.

اما فکر می‌کنم این خلاء واقعاً آسیب‌زننده است زیرا به این معنی است که هر بار که رئیس‌جمهوری متفاوت روی کار می‌آید، ما یک اصلاح کامل در سیستم داریم که واقعاً برای مهاجرانی که با مجموعه‌ای از انتظارات آمده‌اند، ناعادلانه است و آنها به طور اساسی تغییر می‌کنند. اما همچنین فکر می‌کنم این به شهروندان آمریکایی این حس را می‌دهد که ما نمی‌دانیم چه کار می‌کنیم، دائماً در حال تغییر عقیده‌ایم، سیستم از کنترل خارج شده است.

بنابراین، من فکر می‌کنم داشتن یک رویکرد ظریف‌تر و میانه می‌تواند کمک زیادی به این کند که شهروندان احساس کنند، خب، ما به این مسئله رسیدگی کرده‌ایم. ممکن است با تمام آنچه به طور جمعی تصمیم گرفته‌ایم موافق نباشم، اما حداقل ما نوعی رسیدگی به آن را انجام می‌دهیم.

تنپاس: و فقط برای بازگرداندن گفتگوی ما به دموکراسی، نقش مهاجران به طور کلی در جامعه ما چه چیزی است که به غنی‌سازی و تقویت دموکراسی کمک می‌کند؟

واتسون: دموکراسی آشکارا گردهمایی افراد مختلف با دیدگاه‌های متفاوت است تا سعی کنند تصمیمات مشترکی در مورد مسائلی که بر همه ما تأثیر می‌گذارد، بگیرند. و بنابراین مهاجران ۱۴ یا ۱۵ درصد از جمعیت ما را تشکیل می‌دهند. آنها آشکارا تنها بخش کلیدی از تصمیم‌گیری جمعی ما به همین دلیل هستند. بسیاری از مهاجران برای دهه‌ها در اینجا هستند و منافعی در تصمیماتی که ما به عنوان یک جامعه می‌گیریم، دارند. بنابراین این همان روش اساسی است که مهاجران بخشی از دموکراسی ما هستند.

فکر می‌کنم در ماه‌های اخیر ما مهاجرت و به ویژه مهاجران را زمینه آزمایشی برای برخی نظریه‌های دموکراسی دیده‌ایم. و فکر می‌کنم دلیل آن این است که درست است که مهاجران غیرشهروند همه حقوق یک شهروند آمریکایی را ندارند. و بنابراین وقتی کسی با گرایش‌های استبدادی به قدرت می‌رسد، این یک نقطه طبیعی برای شروع آزمایش مرزهای تا کجا می‌توانم پیش بروم، تا کجا می‌توانم با این گروه که برخی حقوق را دارند، اما نه به اندازه حقوق شهروندان آمریکایی، پیش بروم؟ و سپس، کمی اینطور است که من کمی بیشتر فشار می‌آورم، کمی بیشتر فشار می‌آورم تا به جایی برسم که اکنون این حقوق آنقدر در معرض خطر دیده شده‌اند که شاید من هم بتوانم شروع به زیر سوال بردن این کنم که آیا شهروندان باید این حقوق را داشته باشند یا خیر.

تنپاس: و در آینده، برنامه تحقیقاتی شما در این زمینه شامل چه مواردی است و چه چیزهایی را زیر نظر دارید؟

واتسون: مهمترین کاری که در حال حاضر انجام می‌دهم این است که سعی کنم بفهمم چگونه تمام این تغییرات سیاستی که از زمان روی کار آمدن ترامپ رخ داده است، بر تعداد واقعی افرادی که به کشور می‌آیند، تأثیر می‌گذارد؛ که اندازه‌گیری آن دشوارتر از آن چیزی است که فکر می‌کنید، زیرا ما سوابق خوبی از مهاجرت به صورت لحظه‌ای نداریم. و البته ما دقیقاً نمی‌دانیم بقیه سال چگونه پیش خواهد رفت.

اما این کار به من نشان می‌دهد که احتمالاً به وضعیتی خواهیم رسید که در سال تقویمی ۲۰۲۵، چیزی در حدود مهاجرت خالص صفر خواهیم داشت. و این به معنای آن است که تقریباً به همان تعداد افرادی که می‌روند، افراد می‌آیند. و برای اینکه مرجعی داشته باشید، معمولاً حدود یک میلیون نفر در سال است. در طول سال ۲۰۲۳ احتمالاً به بیش از ۳ میلیون نفر در سال رسید.

و بنابراین این مهاجرت صفر، اگر واقعاً اتفاق بیفتد، من نمی‌دانم که به معنای واقعی کلمه بی‌سابقه است یا خیر، اما مطمئناً دهه‌ها از زمانی که ما چیزی شبیه به آن را دیده‌ایم، می‌گذرد. ما همیشه افرادی را در حال ورود و خروج داریم، اما چون افراد بسیار کمی وارد می‌شوند و با افزایش اخراج‌ها و خروج داوطلبانه افراد، تعادل در حال تغییر خواهد بود و این البته پیامدهایی برای رشد اقتصادی و به نظرم برای نحوه نگاه ما به خودمان به عنوان جامعه‌ای که مکانی برای شکوفایی مهاجران است، خواهد داشت.

تنپاس: آیا زمان دیگری را در تاریخ آمریکا به یاد دارید که در این مرحله قرار گرفته باشیم، جایی که رشد صفر وجود داشته باشد و پیامدهای اقتصادی نسبتاً جدی از آن حاصل شود؟

واتسون: ما داده‌های سالانه خوبی از گذشته نداریم، اما نزدیک‌ترین موازی احتمالاً مربوط به دوران آیزنهاور است که اخراج‌های گسترده‌ای صورت گرفت. و اعتقاد بر این است که حدود یک میلیون نفر در طول آن تلاش اخراج شدند. نمی‌دانم که در سال جاری دولت ترامپ به یک میلیون خواهیم رسید، اما این نزدیک‌ترین چیز خواهد بود.

آنچه به طور کلی هنگام وقوع این اتفاق می‌بینید این است که افراد کمتری خواهید داشت، اما تفاوت بین آن زمان و این زمان این است که ما همچنین تعداد زیادی جوان بزرگسال وارد نیروی کار در ایالات متحده نمی‌شوند زیرا افراد کمتری متولد شده‌اند. و بنابراین رشدی که ما هر سال در نیروی کارمان برای پر کردن مشاغل افرادی که برای بازنشستگی می‌روند نیاز داریم، وجود نخواهد داشت. بنابراین احتمالاً شاهد اعداد رشد شغلی کندتری خواهیم بود که به صورت ماهانه در رادیو می‌شنوید و رشد تولید ناخالص داخلی کندتری نیز خواهیم داشت.

و من همچنین نگرانم که برخی از این اقدامات، مسیر استعدادهای آینده ما را از بین ببرد، چیزهایی مانند محدود کردن ویزاهای دانشجویی و ویزاهای کاری. در مورد ویزاهای کاری کمی نامشخص است که تا کجا پیش خواهند رفت، اما ویزاهای دانشجویی در معرض خطر به نظر می‌رسند. و این به این معناست که نه تنها مهاجران زیادی در سال ۲۰۲۵ به کشور نخواهند آمد، بلکه به طور بالقوه این امر می‌تواند پیامدهایی برای ۱۰ یا ۲۰ سال آینده داشته باشد، زیرا افرادی که مثلاً برای تحصیل در دانشگاه به اینجا می‌آمدند، به جای آن به جاهای دیگر خواهند رفت و سپس ما آنها را به عنوان بخشی از جامعه خود نخواهیم داشت.

تنپاس: وای، این یک نمای کلی جذاب است. در این نقطه می‌خواهم کمی بحث را تغییر دهم و سوال پایانی را که از همه می‌پرسم از شما بپرسم. و این ما را به موضوع دموکراسی آمریکا بازمی‌گرداند. و اگر به دانش‌آموزان دبیرستانی در مورد دموکراسی آموزش می‌دادید، چه درسی را می‌خواستید که آنها با خود از کلاس شما ببرند؟

واتسون: فکر می‌کنم در محیط کنونی ما، داشتن شجاعت برای اعتقادات خود آسان است، اما گاهی اوقات نحوه ترجمه آن این است که بروید و چیزی را در رسانه‌های اجتماعی در مورد آنچه فکر می‌کنید منتشر کنید. و من نمی‌خواهم کسی را از انجام این کار منصرف کنم، اما فکر نمی‌کنم این کافی باشد، و مایلم نه تنها جوانان، بلکه جوانان و بقیه ما، به راه‌هایی برای مشارکت مولدتر در دموکراسی فکر کنند. و به نظر من، فکر می‌کنم به اندازه کافی گوش نمی‌کنیم. و در یک فضای قطبی‌شده، گوش دادن به کسی که چیزی را گفته است که شما به شدت با آن مخالفید، یا گوش دادن به کسی که چیزی آسیب‌زا یا نفرت‌انگیز گفته است، می‌تواند بسیار دشوار باشد.

اما تمام سیاست‌هایی که ما داریم و این تصمیمات جمعی که گرفته‌ایم، از جایی نشأت گرفته‌اند. آنها از افرادی با دیدگاه‌های متفاوت ناشی شده‌اند. و بنابراین شما مجبور نیستید با افراد در سمت دیگر یک مسئله خاص موافق باشید، اما درک اینکه چرا آنها با آن دیدگاه به میدان آمده‌اند، بسیار مفید است زیرا شاید راهی برای رسیدگی به نگرانی آنها بدون اجرای سیاستی که شما نمی‌خواهید اجرا شود، وجود داشته باشد. شاید راه حل دیگری وجود داشته باشد که بتوانید به آن برسید اگر درک بهتری از اینکه آن موضع عمیقاً ریشه‌دار از کجا می‌آید، داشته باشید.

بنابراین توصیه من این است که حتی در حالی که برای آنچه به آن اعتقاد دارید ایستادگی می‌کنید و سعی می‌کنید تغییری ایجاد کنید، فقط سعی کنید گوش دهید. و من فکر می‌کنم مشارکت بسیار مهم است زیرا واقعاً بزرگسالانی در اتاق وجود ندارند و بنابراین در نهایت، دموکراسی فقط مردم هستند و بنابراین آنچه مردم می‌خواهند در نهایت اتفاق خواهد افتاد.

تنپاس: بله، و فکر می‌کنم آسان است – این فقط روانشناسی من است – اما من فکر می‌کنم آسان است که آن را بدیهی فرض کنیم. و واقعاً فقط رای دادن نیست، بلکه بسیار فراتر از رای دادن و مشارکت به روش‌هایی است که می‌توانید نظرات خود را ابراز کنید.

من واقعاً امیدوارم در آینده نیز شما را دوباره دعوت کنم. من واقعاً چیزهای زیادی در مورد تأثیر مهاجران در دموکراسی ما آموخته‌ام و دیدگاه و تخصص اقتصادی شما واقعاً جالب و مفید است. بنابراین از شما برای حضور در برنامه امروز ما بسیار سپاسگزارم.

واتسون: از شما برای دعوت من سپاسگزارم.