چهار خانه حراج بزرگ لندن – کریستی، ساتبی، فیلیپس و بونهامز – دوران سختی را پشت سر می‌گذارند.
چهار خانه حراج بزرگ لندن – کریستی، ساتبی، فیلیپس و بونهامز – دوران سختی را پشت سر می‌گذارند.

آیا خانه‌های حراج بزرگ لندن در خطر هستند؟

ریچارد اسک‌ویث وضعیت این نهادهای بزرگ را در بحبوحه طوفان بررسی می‌کند

فضایی از هیجان و خستگی در سالن ورودی مرمرین کریستی حاکم است. کارکنان جوان و با نشاط در کنار راه‌پله‌ها با هیجان پچ‌پچ می‌کنند، در حالی که کارگران دستکش‌پوش، آثار هنری را حمل و نقل می‌کنند که چند ساعت پیش، همان کارکنان برای آن‌ها پیشنهادات نجومی تلفنی دریافت می‌کردند. حتی دربانان با لباس فرم نیز شاداب‌تر از حد معمول به نظر می‌رسند – گویی هنوز از شب گذشته هیجان‌زده هستند.

اعداد نهایی هنوز در حال نهایی شدن هستند، اما همه می‌دانند که حراج‌های شب گذشته موفقیت‌آمیز بوده‌اند. یک حراج دوگانه سه‌ساعته از هنر قرن بیستم و بیست و یکم و هنر سوررئالیستی، 130.3 میلیون پوند فروش داشت. سالن حراج مملو از جمعیت بود و از آن بهتر، فضای آن هیجان‌انگیز بود. پنج اثر هنری هر کدام بیش از 6 میلیون پوند فروخته شدند و یکی از آن‌ها – اثر رنه ماگریت با عنوان La reconnaissance infinie – به قیمت 10.3 میلیون پوند به فروش رسید. جسارت در پیشنهادها، تشویق‌های مکرر را به همراه داشت. در طبقه بالا در یک اتاق کنفرانس با دیوارهای چوبی، بانی برنان، مدیر اجرایی کریستی، غرق در هیجان است. او می‌گوید: "اتاق عالی بود، اینطور نیست؟ چه انرژی‌ای! و عمق پیشنهادها، نه فقط در سالن بلکه به صورت آنلاین و از طریق تلفن. فکر می‌کنم پیام بزرگی به دنیا فرستادیم."

حراج دوگانه مشابه در سال 2024، 196.7 میلیون پوند فروش داشت. اما مقایسه‌های سال به سال ناامیدکننده، در دنیای هنر امروز نیازی به بیان با صدای بلند ندارند: آن‌ها در همه جا یافت می‌شوند. نکته برنان این بود که در وضعیت فعلی، این عملکرد قوی شاید بتواند به عنوان نشانه‌ای از پایان بدترین دوران تلقی شود.

بسیاری از افراد در تجارت حراجی دوست دارند که او حق داشته باشد. جایگزین آن به سختی قابل تصور است. کل فروش حراجی‌های کریستی، ساتبی و فیلیپس در سال 2023، 19 درصد کاهش یافت؛ سال گذشته نیز 26 درصد دیگر کاهش پیدا کرد. این نوع فروش‌ها تنها راه درآمدزایی خانه‌های حراج نیستند. اما حتی با احتساب فروش‌های خصوصی و سایر خدمات، ارقام تکان‌دهنده هستند. فروش کل کریستی در دو سال گذشته تقریباً یک سوم کاهش یافته است، از 8.4 میلیارد دلار به 5.7 میلیارد دلار.

در همین حال، ساتبی گزارش داد که سود اصلی آن در سال گذشته 88 درصد کاهش یافته و مجبور شد بیش از 100 کارمند را اخراج کند. این خانه حراج 281 ساله (مانند رقبایش) یک شرکت خصوصی است که متعلق به پاتریک دراهی، غول مخابراتی فرانسوی-اسرائیلی است. این شرکت معمولاً امور مالی خود را خصوصی نگه می‌دارد، اما بر کسی پوشیده نیست که اگر سرمایه‌گذاری 1 میلیارد دلاری سال گذشته توسط صندوق ثروت ملی ابوظبی، ADQ، نبود، اوضاع می‌توانست بسیار بدتر باشد. ساتبی به سرعت بیش از 800 میلیون دلار از آن را برای پرداخت بدهی‌های حدود 1.65 میلیارد دلاری خود استفاده کرد. با این حال، نگرانی‌هایی در مورد بار بدهی 60 میلیارد دلاری گروه آلتیسِ دراهی باقی است.

چنین مشکلاتی معمولاً خودشان را تغذیه می‌کنند. Moody's و S&P هر دو اوراق قرضه ساتبی را بی‌ارزش (junk) ارزیابی می‌کنند. ارزیابی دقیق این رتبه‌بندی‌ها دشوار است، زیرا شرکت بسیاری از امور خود را خصوصی نگه می‌دارد؛ همچنین در مورد فیلیپس، که به نظر می‌رسد عمدتاً با وام‌های گروه خرده‌فروشی لوکس روسی مرکوری، حفظ شده است. (شرکت مادر نهایی فیلیپس اکنون در جزایر ویرجین بریتانیا ثبت شده است، در حالی که بنیان‌گذاران روسی‌الاصل مرکوری، لئونید فریدلیاند و لئونید استرونین، به ترتیب در موناکو و قبرس ساکن هستند.)

اما تعداد کمی از افراد می‌توانند انکار کنند که – به استثنای بونهامز که بسیار کوچکتر است و فروش آن سال گذشته تنها 12 درصد کاهش یافت (از رکورد 1.14 میلیارد دلار در سال 2023) – چهار خانه حراج بزرگ پایتخت، که بین سال‌های 1744 و 1796 در مرکز لندن تأسیس شده‌اند، دوران سختی را پشت سر می‌گذارند.

پرتره بانی برنان در مقابل یک مجسمه و نقاشی نشسته است.
بانی برنان، مدیرعامل کریستی: "چهل و یک درصد از پیشنهاددهندگان جدید ما نسل هزاره یا جوان‌تر هستند."

اما در مورد مشکل یا حتی میزان وخامت آن، توافق کمتری وجود دارد. ایندیا فیلیپس، مدیر عامل بونهامز، می‌گوید: "بالا و پایین‌های بازار چیز جدیدی نیستند. این یک کسب‌وکار بسیار چرخه‌ای است. فقط به چند فصل خوب نیاز دارید تا دوباره احساس رونق کنید."

برخی دیگر، مانند مشاوره بازار هنر JP Mei & MA Moses، دیدگاهی تیره‌تر دارند. تحلیلگران آمریکایی بسیار معتبر، سال گذشته با گزارشی که می‌گفت برای خانه‌های حراج "وضعیت مالی به بدترین شکل ممکن است"، خبرساز شدند. اما مایکل موزس، یکی از بنیان‌گذاران آن می‌گوید: "ما اشتباه می‌کردیم. بدتر هم شده است."

موضع این مشاوره بر تحلیل جامع قیمت فروش بیش از 50,000 اثر هنری استوار است که از سال 1970 در حراجی‌ها خریداری شده و سپس از سال 2000 در کریستی، فیلیپس یا ساتبی به فروش مجدد رسیده‌اند. بهار گذشته، میانگین بازده سالانه مرکب این آثار به "تقریباً صفر" کاهش یافته بود. اما تا پاییز، "برای اولین بار، منفی شد".

شما می‌توانید روش‌شناسی Mei & Moses را زیر سوال ببرید، که فروش‌های خصوصی (جایی که خانه حراج برای اثر هنری مشتری بدون عدم قطعیت یا نظارت مرتبط با حراجی، خریدار پیدا می‌کند) را در نظر نمی‌گیرد. اما نکته آن ارزشمند است، زیرا بازده ضعیف همیشه آشکار نیست. خانه‌های حراج برای به حداقل رساندن خطر ناامیدی، تخمین‌های پایین می‌دهند، و فروشندگان اغلب آثار را به جای تحمل ضرر، پس می‌گیرند. و اگر برای مثال متوجه شوید که یک "مطالعه‌ای برای پرتره" کوچک از فرانسیس بیکن، در سال 2020 معادل 3.95 میلیون پوند در حراجی فروخته شد و در سال 2023 به قیمت 4.3 میلیون پوند فروخته شد، شاید فکر نکنید: "کسی روی این اثر هنری ضرر کرده است." اما باید کرده باشد، با در نظر گرفتن کارمزدها، هزینه‌ها و تورم.

سایر کاهش‌ها آشکارتر هستند. بسیاری از آثار هنری دیمین هرست که در حراج "Beautiful Inside My Head Forever" ساتبی در سپتامبر 2008 فروخته شد، به طور قابل توجهی ارزش خود را از دست داده‌اند. به عنوان مثال، "Beautiful Mider Intense Cathartic Painting (with Extra Inner Beauty)" در سال 2008 در ساتبی به قیمت 668,450 پوند و در سال 2017 در فیلیپس به قیمت 449,000 پوند فروخته شد. و آثار از مجموعه "Balloon Monkey" جف کونز (2006-2013) در سال 2014 به قیمت 25.9 میلیون دلار (مدل نارنجی)، در سال 2022 به قیمت 12.4 میلیون دلار (مدل سرخابی)؛ و در سال 2024 به قیمت 9.9 میلیون دلار (مدل آبی) به فروش رسیدند.

اما نام‌ها و آثاری که کمتر مشهور هستند، بیشتر مسئول عملکرد ضعیف کلی هنر به عنوان یک طبقه‌بندی دارایی هستند – از آنجایی که ما به ندرت از انتخاب‌های سرمایه‌گذاری ناموفق خود افتخار می‌کنیم، این موارد تا زمانی که یک تحلیلگر داده آنها را برجسته نکند، مورد توجه قرار نمی‌گیرند. دیوید کوسین، اقتصاددان هنری دالاس، ادعا می‌کند که با احتساب تورم، ارزش کل هنرهای زیبا، هنرهای تزئینی و عتیقه‌جات بین سال‌های 1988 تا 2023، 23 درصد کاهش یافته است، در حالی که طبق شاخص سرمایه‌گذاری لوکس در گزارش ثروت نایت فرانک 2025، ارزش سرمایه‌گذاری در هنر تنها در سال گذشته 18 درصد کاهش یافته است.

همه این ارقام نمی‌توانند دقیقاً درست باشند، اما پیام کلی واضح است: پس از دهه‌ها که تصور می‌شد قیمت‌ها به طور طبیعی افزایش می‌یابند، دنیای هنر با یک واقعیت‌سنجی ناخوشایند روبرو است. و با ناامنی‌ای که اقتصاد جهانی را در بر گرفته، این اتفاق نمی‌توانست در زمان بدتری رخ دهد. سال‌های رونق مانند پژواکی دور به نظر می‌رسند. دلالان تعطیل شده‌اند (آیا Marlborough Fine Art را به خاطر دارید؟). گالری‌های بزرگ – تیت، آکادمی رویال، گاگوسیان – در حال اخراج کارکنان هستند یا مانند گالری ملی، کاهش خیره‌کننده تعداد بازدیدکنندگان را گزارش می‌کنند. دیگران نمایشگاه‌های کمتر و کوچکتری برگزار می‌کنند، در حالی که گفته می‌شود مجموعه‌داران به مجموعه‌های کوچکتر تمایل دارند. این همیشه بد نیست: در عصر اشباع فرهنگی، کمتر می‌تواند بیشتر باشد. اما "رکود بزرگ"، همانطور که Art Newspaper آن را می‌نامد، به سختی برای درآمد خانه‌های حراج نویدبخش است.

البته موضوع فراتر از این‌هاست. بازار جهانی هنر کوچک شده است – طبق گزارش بازار هنر Art Basel & UBS 2025، در سال گذشته 12 درصد کوچک شده و به 57.5 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود – و کل فروش شرکت‌های حراجی، عمومی و خصوصی، بیشتر (20 درصد در سال گذشته) کاهش یافته است. همچنین یک روند بلندمدت دور شدن از اروپا، به ویژه به سمت چین، وجود داشته است، اگرچه این روند در سال گذشته کند شد. بیست و پنج سال پیش، کریستی و ساتبی بیش از 70 درصد از گردش مالی حراج هنر جهان را به خود اختصاص داده بودند. اکنون این رقم به سختی 50 درصد است، با رقبای چینی مانند Poly Auction، China Guardian و Rong Bao که سهم بازار رو به افزایشی را به خود اختصاص می‌دهند. چهار خانه حراج بزرگ بریتانیا سرمایه‌گذاری سنگینی در گسترش عملیات آسیایی خود انجام داده‌اند، و خاورمیانه به عنوان منطقه رشد بزرگ بعدی دیده می‌شود. این امر ممکن است با توجه به آشفتگی کنونی در تجارت جهانی، سرمایه‌گذاری خوبی به نظر برسد یا نرسد.

برنان می‌گوید: "ما واقعاً درگیر سهم بازار نمی‌شویم. و ما رقابتی بین مناطق هم نمی‌بینیم، زیرا ما یک سازمان جهانی هستیم. من فقط باید یک تجارت سودآور ارائه دهم. تمرکز ما بر خدمات به مشتریان و بر این است که چگونه نوآوری کنیم و برای خریداران جوان مرتبط بمانیم."

حراج "Beautiful Inside My Head Forever" اثر دیمین هرست در ساتبی.
بسیاری از آثار هنری دیمین هرست که در حراج "Beautiful Inside My Head Forever" در ساتبی در سال 2008 فروخته شد، به طور قابل توجهی ارزش خود را از دست داده‌اند.

او می‌گوید، حراج‌های هنری تنها بخشی از کسب‌وکار کریستی است. فروش‌های خصوصی 27 درصد از درآمد آن را تشکیل می‌دهند: "ما سال گذشته دومین سال خوب خود را در فروش‌های خصوصی داشتیم." سپس بخش کالاهای لوکس وجود دارد. بخش قابل توجهی از درآمد حراج شرکت (16 درصد در سال گذشته) از فروش اقلامی مانند کیف دستی، جواهرات، کفش، شراب‌های مرغوب، ویسکی و، پس از خرید خانه حراج تخصصی Gooding & Company در سال گذشته، اتومبیل‌های کلاسیک به دست می‌آید. همچنین یک بخش بانکی به نام Christie’s Art Finance وجود دارد که به مشتریان اجازه می‌دهد در برابر مجموعه‌هایشان وام بگیرند، و یک صندوق سرمایه‌گذاری خطرپیز به نام Christie’s Ventures که از استارت‌آپ‌های شامل "فناوری‌های جدید که بر دنیای هنر تأثیر می‌گذارند" حمایت می‌کند.

این شرکت پلتفرم حراجی کاملاً بلاک‌چینی خود، Christie’s 3.0، را برای مجموعه‌دارانی که می‌خواهند NFTها (توکن‌های غیرقابل معاوضه) را با رمزارز خریداری کنند، دارد. در مجموع، حدود 80 درصد از پیشنهادات خود را به صورت آنلاین دریافت می‌کند. حتی اوایل سال جاری، به طور بحث‌برانگیزی، حراجی برگزار کرد که در آن هر اثر هنری با کمک هوش مصنوعی تولید شده بود.

برنان، که یک بار در کنفرانسی به عنوان یک هولوگرام سخنرانی کرد، می‌گوید: "ما یک رهبر فکری در تلاقی هنر و فناوری هستیم." این فقط در مورد درآمد حاصله نیست. "این در مورد دادن آنچه مردم می‌خواهند است. چهل و یک درصد از پیشنهاددهندگان جدید ما نسل هزاره یا جوان‌تر هستند. مجموعه‌داران در حال تغییر هستند و مهم است که مخاطبان خود را گسترش دهیم."

برنان با ناامیدی به اوج کسب‌وکار خود نرسید، و نیازی نیست مدت زیادی با این زن 51 ساله اهل نیویورک باشید تا اشتیاق او به شما سرایت کند. شاید او حق داشته باشد. به هر حال، کمبود افراد ثروتمند برای خرج کردن وجود ندارد. (ثروت کل میلیاردرها در سراسر جهان از سال 2011 بیش از دو برابر شده است.) چالش این است که آنها را متقاعد کنیم تا سرمایه خود را در هنر سرمایه‌گذاری کنند، به جای چیزی که به وضوح سودآورتر (سهام، اوراق قرضه، املاک و مستغلات)، امن‌تر (طلا) یا رضایت‌بخش‌تر (قایق‌های تفریحی فوق‌العاده، مهمانی‌ها، پناهگاه‌های جزیره‌ای) است.

برنان، مأموریت خود را "جذب مخاطبان، مناطق جغرافیایی و فناوری‌های جدید" می‌بیند، به طوری که هر کسی که توانایی و تمایل به استفاده از خدمات کریستی را دارد، بداند که این خدمات در دسترس هستند. "ما آموزگار هستیم. بنابراین ممکن است کسی برای یک کیف دستی یا یک قطعه جواهرات، یا چاپ‌ها و عکس‌ها بیاید، و وظیفه ماست که این مسیر را با چیز دیگری قطع کنیم تا به آنها نشان دهیم: شاید یک اثر هنری یا هنرمندی که قبلاً هرگز واقعاً درباره‌اش تحقیق نکرده‌اند. همه چیز به هم متصل است."

او می‌افزاید: "ما به یک دلیل میراثی طولانی داریم. زیرا ما چابک هستیم. ما تکامل می‌یابیم."

این همان پیامی است که من از الکس برانچزیک، رئیس و مدیر هنر مدرن و معاصر ساتبی اروپا می‌شنوم. او در یک اتاق دنج در طبقه بالای ساختمان با ابهت شرکت در نیو باند استریت می‌گوید: "ما بیش از 280 سال است که این کار را انجام می‌دهیم."

"ما قرار نیست جایی برویم. من نمی‌توانم در مورد مسائل شرکتی اظهار نظر کنم، اما به عنوان یک کسب‌وکار روزانه، ما بسیار سودآور هستیم. ما سال گذشته 1.4 میلیارد پوند فروش خصوصی داشتیم. بخش لوکس برای ما به طور قابل توجهی رشد کرده است. ما سالی بی‌سابقه برای خدمات مالی داشتیم. و اکنون بیش از 90 درصد پیشنهادهایی که دریافت می‌کنیم آنلاین است."

فروش کلیدی ساتبی در عصر بهار، یک روز قبل از کریستی، نسبتاً متوسط 62.5 میلیون پوند بود، اما برانچزیک اصرار دارد که این نیز یک موفقیت بوده است. "سالن مملو از جمعیت بود. عمق پیشنهادها از سراسر جهان بسیار زیاد بود. ما به رکورد جهانی قیمت برای یک اثر از لیزا برایس [5.4 میلیون پوند برای اثر After Embah از هنرمند اهل آفریقای جنوبی] دست یافتیم و 90 درصد از قطعات به فروش رفت."

او می‌گوید، ساتبی دوره "آرامی" را پشت سر گذاشته است. "اما من بسیار مطمئنم. تقاضا کاملاً وجود دارد. آنچه بازار را متوقف کرده است، عرضه است." و او استدلال می‌کند که این فقط به اعتماد به نفس بستگی دارد. "وقتی مردم فکر می‌کنند بازار نزولی است، فکر می‌کنند زمان خوبی برای فروش نیست. اما وقتی آثار هنری بزرگ به بازار می‌آیند و قیمت‌های عالی به دست می‌آید، اوضاع برعکس می‌شود."

ساتبی نیز مانند کریستی، بسیار متنوع شده است و دارای بخش‌های Sotheby’s Financial Services، Sotheby’s International Realty (برای املاک و مستغلات)، Sotheby’s Concierge (حراج املاک)، Sotheby’s Metaverse (برای NFT و رمزارز) و RM Sotheby’s (حراج اتومبیل) است. این شرکت همچنین در سطح جهانی گسترش یافته است: "ما ساختمان‌های جدید و باورنکردنی در هنگ‌کنگ و پاریس افتتاح کرده‌ایم، و امسال هیجان‌انگیزترین انتقال به ساختمان بروئر در نیویورک خواهد بود." (ساتبی تابستان گذشته خرید ساختمان سابق موزه ویتنی در مدیسون اَونیو را به قیمت 100 میلیون دلار نهایی کرد.)

دو متصدی هنر در حال نگه داشتن نقاشی رنه ماگریت، "La reconnaissance infinie".
اثر <em>La reconnaissance infinie</em> رنه ماگریت در اوایل امسال به قیمت 10.3 میلیون پوند در حراجی فروخته شد.

سال گذشته ساتبی بیش از هر زمان دیگری خریدار خاورمیانه‌ای داشت و در فوریه امسال اولین حراج خود را در عربستان سعودی، در یک آمفی‌تئاتر پرستاره در دیریه، برگزار کرد که پیشنهادات به صورت رمزارز پذیرفته می‌شد. این شرکت برنامه‌های بزرگی در ابوظبی و در واقع در حوزه رمزارز دارد. ("مثل این است که ما یک قاره جدید از پیشنهاددهندگان بالقوه کشف کرده‌ایم.") برانچزیک می‌گوید، تنها چیزی که نیاز دارد این است که عرضه شاهکارهای کلیدی و مجموعه‌های بزرگ دوباره به جریان بیفتد.

اما همه با اطمینان او موافق نیستند. کریستین بورون، بنیانگذار فرانسوی‌الاصل تحلیلگران بازار هنر لندن Pi-eX، می‌گوید: "افراد در خانه‌های حراج فوق‌العاده خوش‌بین هستند. شغل آنها هیجان‌زده کردن شما درباره هنر است. بنابراین آنها خبرهای خوب را به شما می‌گویند – مانند موز Cattelan." منظور او اثر هنری مائوریتزیو کاتلان به نام Comedian است که شامل یک موز چسبانده شده به دیوار با نوار چسب بود و ساتبی آن را در نوامبر به قیمت 6.2 میلیون دلار در حراجی فروخت. این یک موفقیت برای ساتبی بود و برانچزیک آن را به عنوان نمونه‌ای از پویایی خانه حراج ذکر می‌کند. "اما آنچه هیچ‌کس به آن اشاره نمی‌کند،" بورون می‌گوید، "این است که بقیه حراجی یک فاجعه بود و بسیاری از قطعات به فروش نرسیدند. همه به موز نگاه می‌کردند."

همین‌طور در مورد حراج‌های پیشگامانه هنر دیجیتال کریستی، که برنان با افتخار از آن نام می‌برد. کریستی در سال 2021 بیش از 150 میلیون دلار NFT فروخت، از جمله فروش 69.3 میلیون دلاری تغییردهنده بازی برای اثری از هنرمند دیجیتال بیپل، Everydays: the First 5,000 Days. بورون می‌گوید: "این یک دستاورد بزرگ بود. اما ببینید از آن زمان چه بر سر NFTها آمده است." (پاسخ: فروش NFTهای مرتبط با هنر حدود 98 درصد کاهش یافته و 95 درصد از NFTها – که هیچ ارزش ذاتی فراتر از آنچه کسی حاضر به پرداخت آن است ندارند – اکنون بی‌ارزش تلقی می‌شوند.) بازار هنر دیجیتال ممکن است هنوز در سطحی آینده‌ای داشته باشد. اما دشوار است که تصور کنیم همین حالا صنعت را متحول کند.

بورون می‌گوید: "مثل زمانی است که کودکی گریه می‌کند و شما با تمرکز گفتگو روی چیز دیگری حواسش را پرت می‌کنید." او معتقد است که مسئله پنهان در اینجا این است که مجموعه‌داران در انتخاب خود به عنوان خریدار و فروشنده سخت‌گیرتر شده‌اند. او می‌گوید: "افراد بیشتری به هنر به عنوان یک طبقه‌بندی دارایی نگاه می‌کنند. و اکنون سازمان‌هایی مانند Pi-eX [تأسیس شده در سال 2014] وجود دارند که می‌توانند به آنها کمک کنند تا بازار را به درستی، از طریق داده‌ها، تجزیه و تحلیل کنند."

این تغییر و تحول بزرگی ایجاد کرده است، زیرا داده‌ها به ندرت مطلوب بوده‌اند. او می‌گوید: "هنر قبلاً شهرت یک سرمایه‌گذاری بسیار باثبات و قابل اعتماد را داشت که قیمت‌ها مدام بالا می‌رفتند. اما در واقع یکی از نوسان‌پذیرترین بازارهایی است که وجود دارد."

بورون در این فکر تنها نیست. کوسین، نویسنده کتاب "هنر به عنوان یک دارایی در قرن 21"، استدلال می‌کند که کل بخش هنر جهانی باید "با استفاده از اصول و ابزارهای مدرن بازسازی شود." تمام بازارهای اقتصادی دیگر – برای سهام، اوراق قرضه، املاک و مستغلات، کالاها و موارد دیگر – "از مقادیر عظیمی از داده‌ها برای خرید و فروش بسیار سریعتر و دقیق‌تر استفاده می‌کنند،" با این حال "تجربه خرید و فروش هنر تقریباً همان چیزی است که در قرن هجدهم بود."

شرکت او، Kusin & Co، مجموعه‌ای از ابزارهای قدرتمند تحلیل داده را به مشتریان خود ارائه می‌دهد تا به آنها کمک کند ارزش را در بازار هنر بیابند. با این حال، او می‌نویسد که خانه‌های حراج، علیرغم "رقابت مستقیم با برخی از بزرگترین بانک‌ها و شرکت‌های بیمه جهان"، هنوز "استانداردهای آماری پایه و استفاده صحیح از داده‌های مالی کافی و مرتبط" را نیاموخته‌اند. از این رو، مشکلات کنونی آنها.

کسانی که دوران طلایی خانه‌های حراج را به یاد می‌آورند، ممکن است از این تقلیل‌گرایی سرسختانه سرخورده شوند. چگونه می‌توان هیجان آن دهه‌های جادویی را اندازه‌گیری کرد، از اوایل دهه هفتاد به بعد، زمانی که هر چیزی که خانه‌های حراج لمس می‌کردند به طلا تبدیل می‌شد و صندوق بازنشستگی راه‌آهن بریتانیا با ورود به این رونق ثروتمند شد؟ حتی رسوایی‌ها نیز غرق در جذابیت بودند – آیا پرونده تبانی قیمتی 400 میلیون دلاری را به یاد دارید که منجر به زندانی شدن آلفرد تابمن، رئیس ساتبی شد؟

چگونه می‌توان آن لحظات نفس‌گیر را اندازه‌گیری کرد که یک حراج‌گذار، با هنرمندی یک رهبر ارکستر بزرگ، اتاق حراج را متقاعد می‌کند و موجی جمعی از آدرنالین را برمی‌انگیزد که پیشنهاد را فراتر از مرزهای احتیاط پیش می‌برد؟ هیچ‌کس در سال 2010 که ساتبی L’homme qui marche I جاکومتی را به قیمت 65 میلیون پوند فروخت، یا در سال 2013 که کریستی Three Studies of Lucian Freud فرانسیس بیکن را به قیمت 142.4 میلیون دلار فروخت، یا در سال 2018 که فیلیپس La Dormeuse پیکاسو را به قیمت 37 میلیون پوند فروخت – یا، خیره‌کننده‌ترین حالت، در سال 2017 که کریستی Salvator Mundi لئوناردو داوینچی را به قیمت 450.3 میلیون دلار فروخت، درباره داده‌ها صحبت نمی‌کرد.

اما خانه‌های حراج با بازارهای جهانی و گردش مالی چند میلیارد دلاری نمی‌توانند به سادگی از مواجهه با واقعیت‌های خشن‌تر زندگی خودداری کنند. ارزش هنر فقط مالی نیست، اما حراجی‌ها درباره پول هستند. و مجموعه‌داران دیگر کورکورانه خرید و فروش نمی‌کنند.

در نتیجه، آنها محتاط‌تر شده‌اند. طبق بزرگترین مطالعه‌ای که تا کنون بر روی عادات مجموعه‌داری افراد دارای ثروت خالص بالا انجام شده است، یعنی "پیمایش جهانی مجموعه‌داری Art Basel & UBS 2024"، نسبت افراد دارای ثروت خالص بالا که آثار هنری را به صورت تکانه‌ای خریداری می‌کنند، به طور چشمگیری کاهش یافته است. و کسانی که ابتدا داده‌ها را مطالعه می‌کنند، عجله‌ای برای جبران این کمبود ندارند.

حراج‌گذار در حال فروش مجسمه "Walking Man I" اثر آلبرتو جاکومتی در ساتبی.
ساتبی اثر <em>L’homme qui marche I</em> جاکومتی را در سال 2010 به قیمت 65 میلیون پوند فروخت.

موزس معتقد است که این مشکل با بازده نسبتاً بالای سهام و اوراق قرضه در سال‌های اخیر تشدید شده است – و بورون نیز اضافه می‌کند که با افزایش اتکای خانه‌های حراج به ضمانت‌ها (که توسط خانه حراج به فروشنده احتمالی برای خرید اثر به قیمت حداقل توافق شده ارائه می‌شود) و تضمین‌کنندگان ثالث (که ریسک را از خانه حراج با پیشنهاد کم اما غیرقابل برگشت بر عهده می‌گیرند).

اینها به احیای بازار پس از بحران مالی سال 2008 کمک کردند. اما اکنون، بورون می‌گوید، "خانه‌های حراج به آنها معتاد شده‌اند. این بازار را بسیار ناکارآمد کرده است، زیرا مردم به قیمت‌های تاریخی نگاه می‌کنند و نمی‌خواهند با قیمتی کمتر از آنچه دیده‌اند که آن هنرمند قبلاً به دست آورده، بفروشند. بنابراین شما با بازاری با قیمت‌گذاری بالا مواجه می‌شوید که توانایی خود را برای تطبیق با تقاضا از دست داده است."

او می‌گوید، راه‌حل این است که خانه‌های حراج "ترک اعتیاد کنند" و اجازه دهند بازار سطح طبیعی خود را پیدا کند. با این حال، ممکن است این اتفاق به این زودی‌ها رخ ندهد، و همچنین به نظر نمی‌رسد که خانه‌های حراج تمایل خود را به وام‌دهی با پشتوانه هنر کاهش دهند.

وندی گلداسمیت، مشاور هنری مستقر در فلوریدا، می‌گوید این "بزرگترین اتفاق در دنیای هنر در حال حاضر است" و درآمد اضافی مورد نیاز را برای خانه‌های حراج فراهم می‌کند. اما این به آوردن شاهکارها به بازار کمکی نمی‌کند، زیرا مجموعه‌دارانی که می‌توانند در برابر آثار هنری خود وام بگیرند، دیگر مجبور به فروش برای به دست آوردن نقدینگی نیستند. "و اگر مجبور نباشید، چرا باید اکنون بفروشید؟"

خوشبختانه، خانه‌های حراج مالکان ثروتمندی دارند که می‌توانند به آن‌ها تکیه کنند. ساتبی دارای دراهی، فیلیپس دارای مرکوری و کریستی از سال 1998 متعلق به گروه آرتِمیس فرانسوا پینو است. فقط بونهامز، که متعلق به گروه سرمایه‌گذاری خصوصی ایپیریس است، نزدیک به مواجهه با واقعیت‌های بازار است.

اما گلداسمیت، مدیر سابق و حراج‌گذار کریستی، می‌گوید: "هیچ‌کس قرار نیست اجازه دهد آنها شکست بخورند. آنها خیلی بزرگ هستند. فقط به سرمایه‌گذارانشان نگاه کنید."

با این حال، این به معنای خوب بودن همه چیز نیست. با نگاهی به برنامه‌های شش ماه آینده چهار شرکت بزرگ، حراج‌های پی‌در‌پی کیف دستی، جواهرات، ساعت، شراب، ویسکی یا یادگاری‌های ورزشی را خواهید دید. هر یک از این حراج‌ها ترافیک زیادی ایجاد می‌کند و مقداری درآمد به همراه دارد. اما دشوار است که تصور شود تجارت جهانی کالاهای لوکس فوق‌العاده انحصاری می‌تواند از تعرفه‌های ترامپ آسیب نبیند. و اما رستگاری: هیچ حراج کیف دستی هرگز نمی‌تواند آن نوع فروش تحول‌آفرین و بالای 50 میلیون دلاری را ایجاد کند که یک خانه حراج بزرگ گاهی اوقات می‌تواند از طریق هنر به دست آورد. همین امر در آینده نزدیک برای مرزهای وحشی هنر دیجیتال نیز صادق است. فروش جهانی حراج NFTها در سال گذشته تنها 9 میلیون دلار (در مقایسه با 232 میلیون دلار در سال 2021) به دست آورد، در حالی که حراج بحث‌برانگیز هنر با کمک هوش مصنوعی کریستی در مجموع 728,784 دلار درآمد داشت. بورون می‌گوید: "مبالغ درگیر بسیار ناچیز هستند."

در همین حال، دسته‌بندی‌های سنتی‌تر – چه موضوعات خاص مانند ظروف چینی قرن هجدهم یا بخش‌های بزرگ اما دیگر نه چندان پر رونق مانند استادان قدیمی – در معرض خطر به حاشیه رانده شدن قرار دارند. گلداسمیت می‌گوید: "ساتبی در حال از دست دادن تخصص است. این بسیار غم‌انگیز است، زیرا دیگر باز نخواهد گشت." او می‌افزاید، حتی در کریستی، بسیاری از زمینه‌ها وجود دارد که "حجم کافی برای کسب تجربه افراد وجود ندارد. و این تجارتی است که فقط از طریق جذب محیط می‌توان آن را آموخت." بیست و پنج سال پیش، کریستی سالانه حدود 700 حراج برگزار می‌کرد. سال گذشته 293 حراج برگزار کرد که 136 مورد آن فقط آنلاین بود.

گلداسمیت می‌گوید، نکته ناامیدکننده این است که "پول مطلقاً در دسترس است – فقط به املاک و مستغلات نگاه کنید." هنر نیز در دسترس است. چارلز استوارت، مدیرعامل ساتبی، تخمین می‌زند که مجموعه‌هایی به ارزش بیش از 100 میلیارد دلار طی پنج تا ده سال آینده به بازار خواهند آمد، زیرا تریلیون‌ها دلار از ثروت و دارایی‌های نسل بیبی‌بومرها – از جمله مجموعه‌های هنری – به نوادگان آنها در "بزرگترین انتقال ثروت نسلی در تاریخ" به ارث خواهد رسید. اما این هنوز اتفاق نیفتاده است و هیچ تضمینی وجود ندارد که وقتی این اتفاق بیفتد، مجموعه‌داران جوان فردا، سلیقه‌های هنری نسل والدین خود را داشته باشند.

این ماه، خانه‌های حراج ممکن است طعم آنچه در پیش است را بچشند، با صدها میلیون دلار اثر هنری که قرار است در نیویورک به چکش حراج بروند. بخش عمده‌ای از آن در حراج‌های روز و عصر خواهد بود که از نقاط برجسته سنتی تقویم اواخر بهار هستند، اما کریستی همچنین مجموعه ریجیو – به ارزش تخمینی 250 میلیون دلار از هنرهای زیبا متعلق به لئونارد ریجیو، بنیانگذار Barnes & Noble و همسرش لوئیز – را به حراج خواهد گذاشت. در همین حال، ساتبی نیز استادان قدیمی با ارزش تخمینی 80 تا 120 میلیون دلار از مجموعه جردن سندرز و همسرش، توماس ا. سندرز سوم، بانکدار مورگان استنلی، را حراج خواهد کرد.

این حراج‌ها به بزرگی مجموعه‌های معروف گذشته نیستند: مثلاً مجموعه 1.62 میلیارد دلاری پل جی آلن که کریستی در سال 2022 فروخت، یا مجموعه 922.2 میلیون دلاری مکلو که ساتبی در سال‌های 2021-2022 فروخت. اما به اندازه‌ای بزرگ هستند که بازار را آزمایش کنند – و شاید، با جذابیت کمتر سهام و اوراق قرضه نسبت به گذشته، این می‌تواند نقطه عطفی باشد. اگر پیشنهادها قوی باشند و مبالغ خبرساز تحقق یابند، این پیامی دیگر به جهان خواهد فرستاد: که، همانطور که برنان می‌گوید، "بازار قوی است، و اعتماد در حال بازگشت است." و این نیز به نوبه خود، می‌تواند برای آزاد کردن عرضه انباشته شاهکارهای ضروری کافی باشد.

جینپینگ می، نیمه دیگر Mei & Moses، می‌گوید: "من واقعاً فکر می‌کنم این یک فرصت تاریخی است، زیرا بازار حدود 70 سال است که تا این حد بد نبوده است" – درست قبل از شروع رونق بزرگ هنر پس از جنگ. اما امیدهای بورون متوسط‌تر است. او می‌گوید: "برای من، در این زمان، اگر نیویورک فاجعه‌بار نباشد، خوب خواهد بود."