هنگام مقایسه ایالات متحده و چین در زمینه هوش مصنوعی، کانون توجه بر توسعه مدلهای پایه (Foundation Models) است. در نگاه اول، آمریکا با تولید ۴۰ مدل قابل توجه در سال ۲۰۲۴ در مقایسه با ۱۵ مدل چین، پیشتازی عددی آسودهای دارد. با این حال، بررسی عمیقتر، داستانی پیچیدهتر را آشکار میکند: بهترین مدلهای چین، به ویژه از DeepSeek، Alibaba (Qwen) و Tencent، شکاف عملکرد را در معیارهای کلیدی به طرز چشمگیری بستهاند و با وجود استفاده از منابع محاسباتی کمتر، به برابری نزدیک در تواناییها دست یافتهاند. قابل توجه است که شرکتهای چینی استراتژیهای متنباز (open-weights strategies) را انتخاب کردهاند و مدلهای پیشرفتهای مانند DeepSeek را به صورت رایگان در دسترس قرار دادهاند، در حالی که همتایان آمریکایی آنها عموماً مدلهای برتر را پشت اشتراک یا مجوزهای سازمانی محدود میکنند.
با این حال، تمرکز صرف بر مدلهای پایه (Foundation Models) خطر نادیده گرفتن بعد شاید مهمتری از رقابت را به همراه دارد: انتشار قابلیتهای هوش مصنوعی در کل اقتصاد. منظور من از انتشار، سرعت و میزانی است که فناوریهای هوش مصنوعی از آزمایشگاههای نخبه فراتر میروند و توسط کسبوکارها در بخشهای مختلف - همان تیمهایی که برنامههای کاربردی عملی میسازند - برای افزایش بهرهوری و پیشبرد نوآوری، پذیرفته میشوند. درک این موضوع بسیار مهم است، زیرا پذیرش گسترده و مؤثر، نه فقط عملکرد بالای مدل، اغلب تعیینکننده تأثیر اقتصادی بلندمدت و مزیت رقابتی است.
استراتژی متنباز چین، که در تضاد شدید با رویکرد ایالات متحده است، به طور بالقوه میتواند این انتشار را تسریع کند و یک پویایی رقابتی متفاوت ایجاد کند. در این مقاله، بررسی میکنم که فناوریهای هوش مصنوعی با چه میزان مؤثری در شرکتهای هر دو کشور گسترش مییابند و الگوها و پیامدهایی را بررسی میکنم که ممکن است در نهایت قاطعتر از مسابقات مدل پایه (Foundation Model) باشند که سر و صدای زیادی به پا میکنند.
موتورهای محرک پذیرش هوش مصنوعی
اما دقیقاً چه چیزی این انتشار را تقویت میکند؟ این صرفاً داشتن الگوریتمهای پیشرفته یا منابع محاسباتی وسیع نیست. بلکه، ادغام موفقیتآمیز هوش مصنوعی در یک اقتصاد به مجموعهای از عوامل توانمندساز بستگی دارد - زیرساختهای زیربنایی، خطوط لوله استعداد و شرایط بازار که به کسبوکارها و افراد اجازه میدهد تا به راحتی این ابزارهای قدرتمند را پذیرفته، تطبیق دهند و از آنها بهرهمند شوند. برای تیمهایی که برنامههای کاربردی دنیای واقعی میسازند، تشخیص این عوامل محرک برای درک سرعت و پتانسیل واقعی تحول اقتصادی هوش مصنوعی بسیار مهم است. چندین محرک کلیدی به طور مداوم به عنوان عوامل حیاتی ظاهر میشوند:
چرا ایالات متحده ممکن است در مسابقه پذیرش هوش مصنوعی پیروز شود
در حالی که پیشرفتهای سریع چین و استراتژی متنباز آن توجه زیادی را به خود جلب میکند، ایالات متحده دارای مزایای متمایزی است که ممکن است انتشار سریعتر و عمیقتر قابلیتهای هوش مصنوعی را در اقتصاد خود تقویت کند. از دیدگاه من، برتری آمریکا کمتر در ابتکارات متمرکز و بیشتر در اکوسیستم ذاتا غیرمتمرکز و مبتنی بر بازار آن است. در اینجا، انگیزه برای پذیرش هوش مصنوعی اغلب به طور ارگانیک از شرکتهای منفرد ناشی میشود که به دنبال مزیتهای رقابتی و بازده ملموس سرمایهگذاری هستند، نه از دستورات بالا به پایین. این پویایی از پایین به بالا، در حالی که شاید کمتر از ابتکارات تحت رهبری دولت چشمگیر باشد، میتواند در جاسازی عمیق هوش مصنوعی در گردشهای کاری متنوع و نیازهای خاص کسبوکارها در بخشهای بیشمار مؤثرتر باشد.
مزیت انتشار چین: فراتر از مدلهای پیشرو
در حالی که ایالات متحده دارای مزایای قابل توجهی است که میتواند پذیرش هوش مصنوعی را تقویت کند، و من مطمئناً امیدوارم که انتشار در آنجا به سرعت تسریع شود، احساس من، که با مشاهدات در طول سالها تقویت شده است، این است که سرعت پیادهسازی عملی هوش مصنوعی ممکن است در حال حاضر در چین سریعتر باشد. با ریاست متعدد کنفرانسهای هوش مصنوعی و داده در چین چند سال پیش، من از نزدیک شاهد فشار رقابتی شدیدی بودم که شرکتها را به اجرای کارآمد و سریع سوق میداد - پویایی که به نظر میرسد به ویژه برای مسابقه فعلی استقرار هوش مصنوعی مناسب است.
این حرکت در هیچ کجا واضحتر از مراقبتهای بهداشتی نیست. مدلهای متنباز DeepSeek، برای مثال، در عرض چند هفته پس از انتشار در ژانویه در بسیاری از بیمارستانهای چین ادغام شدند و همه چیز را از تریاژ اسلایدهای آسیبشناسی گرفته تا خلاصههای تخلیه خودکار پشتیبانی میکنند - موارد استفادهای که در ایالات متحده هنوز در حال بررسی آزمایشی و بررسیهای حریم خصوصی هستند. نظرسنجیهای گسترده داستان مشابهی را بیان میکنند: شاخص جهانی پذیرش هوش مصنوعی IBM نشان داد که نیمی از شرکتهای بزرگ چینی در حال حاضر هوش مصنوعی را در مرحله تولید اجرا میکنند، در مقابل تقریباً یک سوم از همتایان آمریکایی آنها. به طور خلاصه، آمریکا ممکن است برتری مدلهای پیشرو را داشته باشد، اما چین به طور قابل توجهی سریعتر در تبدیل این قابلیتها به ابزارهای روزمره ثابت میکند - مزیتی که برای کسانی از ما که بر پیادهسازی در دنیای واقعی تمرکز دارند، اهمیت دارد.
به نظر میرسد چندین عامل کلیدی در حال تسریع انتشار هوش مصنوعی در چین هستند و در مقایسه با ایالات متحده، زمینه بالقوه بارورتری برای پذیرش سریع و گسترده ایجاد میکنند:
- پایه دیجیتال یکپارچه. دههها ساخت زیرساخت دیجیتال فراگیر، که با پلتفرمهای همهجا حاضر مانند WeChat و Alipay نشان داده میشود، ریلهای از پیش موجودی را فراهم میکند که بر روی آنها میتوان عملکردهای هوش مصنوعی را به سرعت مستقر کرد و در برنامههای کاربردی مصرفکننده و صنعتی مقیاسبندی کرد.
- پویایی هزینه و دسترسی آزاد. رقابت شدید قیمتی در بین ارائهدهندگان خدمات ابری داخلی، همراه با پذیرش استراتژیک مدلهای متنباز توسط شرکتهای پیشرو مانند DeepSeek و Alibaba (Qwen)، به طور قابل توجهی هزینه و موانع فنی را برای کسبوکارهایی که در حال آزمایش و پیادهسازی هوش مصنوعی پیشرفته هستند، کاهش میدهد.
- تمرکز کاربردی عملگرایانه. تاکید قابل توجهی بر استفاده از هوش مصنوعی برای حل مشکلات مشخص و خاص بخش - به ویژه در تولید، مراقبتهای بهداشتی و مدیریت دولتی - به جای صرفاً دنبال کردن هوش عمومی وجود دارد که منجر به تأثیر سریعتر در دنیای واقعی میشود.
- تشویق دولت و کشش بخش دولتی. پذیرش قابل توجه دولت، به ویژه در سطوح محلی برای کارهای اداری، تقاضای قابل توجهی ایجاد میکند، سیگنال اعتماد میدهد و تشویق به پذیرش گستردهتر بخش خصوصی میکند و به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند عمل میکند.
- محیط نظارتی مساعد (در حال حاضر). در حالی که در حال تکامل است، چشمانداز نظارتی فعلی، به ویژه در مورد دسترسی به دادهها و موانع استقرار اولیه، به نظر میرسد نسبت به ایالات متحده محدودیتهای کمتری دارد و امکان تکرار و چرخههای پیادهسازی سریعتر را فراهم میکند. به نظر میرسد توسعهدهندگان چینی دسترسی تقریباً نامحدودی به دادهها، از جمله مطالب دارای حق نسخهبرداری، بدون رعایت مداوم رژیمهای بینالمللی مالکیت معنوی دارند. این امر مزیت قابل توجهی در حجم و تنوع دادههای آموزش (و تنظیم دقیق) فراهم میکند.
- پذیرش بالای مصرفکنندگان. مصرفکنندگان چینی به طور کلی اشتیاق و آشنایی بیشتری با محصولات و خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی از خود نشان میدهند و بازاری را پرورش میدهند که بیشتر پذیرای ادغامهای جدید هوش مصنوعی است.
از رقابت تا هماهنگی؟ پیمایش در تقسیم ابرقدرت هوش مصنوعی
در حالی که وسوسهانگیز است که مسابقه هوش مصنوعی را صرفاً از دریچه مدلهای بنیادی قاببندی کنیم، من گمان میکنم که ما فقط در ابتدای یک رقابت مهمتر هستیم: پذیرش گسترده این فناوریها در شیوههای تجاری روزمره. استراتژی چین برای انتشار مدلهای توانا و با وزن باز که اغلب بهروزرسانی میشوند، در حال حاضر بر نحوه پذیرش این ابزارها توسط تیمها، از جمله برخی در ایالات متحده، تأثیر میگذارد. تلاشهای واشنگتن برای خفه کردن پیشرفت چین، به ویژه از طریق کنترل صادرات سختافزارهای کلیدی، به طور فزایندهای متخلخل به نظر میرسد و قادر به جلوگیری از پیشروی پیوسته چین به سمت نفوذ گستردهتر جهانی هوش مصنوعی نیست.
این انتشار فناوری در پسزمینهای از اصطکاک فزاینده ایالات متحده و چین، پیچیده شده با کاربردهای نظامی انکارناپذیر هوش مصنوعی، آشکار میشود. با نزدیک شدن به سیستمهای قدرتمندتر، شاید حتی AGI، خطرات - هم رقابتی و هم وجودی - به شدت افزایش مییابد. پیمایش در این مسیر به معنای راه رفتن روی یک طناب محکم است: پیگیری منافع ملی در حالی که نیاز فوری به محافظتهای مشترک، به ویژه در مورد ایمنی و استقرار مسئولانه را تشخیص میدهیم. امید من این است که مقیاس محض خطرات و پاداشهای بالقوه، حرکت به سمت هماهنگی عملگرایانه در مورد استانداردها و پروتکلها را ناگزیر کند و این فناوری تحولآفرین را از تبدیل شدن صرفاً به ابزاری در یک رقابت ژئوپلیتیکی با حاصل جمع صفر دور کند.