در سال 1995، گارتنر اولین گزارش «چرخه اغراق» خود را منتشر کرد - یک نمایش بصری از چگونگی تکامل فناوریها از نوآوری تا پذیرش گسترده. درست در بالای این منحنی افتتاحیه، در «اوج انتظارات متورمشده»، «عاملهای هوشمند» قرار داشتند. سه دهه بعد، ما هنوز در حال تجربه این ترن هوایی از پیشبینی و ناامیدی با دستیارهای هوش مصنوعی هستیم.
این سفر را به عنوان یک سفر کوهستانی دراماتیک تصور کنید: کوهنوردان مشتاق به سرعت از دامنههای اغراق بالا میروند، به «دره ناامیدی» سقوط میکنند، سپس به تدریج از «شیب روشنگری» به سمت «فلات بهرهوری» صعود میکنند. این دقیقاً مسیری است که دستیارهای هوش مصنوعی چندین بار دنبال کردهاند.
تعداد کمی از پیشرفتها به اندازه دستیارهای هوش مصنوعی، فراز و نشیبهای زیادی را تجربه کردهاند. از کلیپی بدنامشده گرفته تا ChatGPT پیچیده، ما شاهد بودهایم که این کمککنندههای دیجیتالی بر موجهای اغراق سوار میشوند و فقط در سواحل واقعیت سقوط میکنند.
با این حال، با هر چرخه، آنها توانمندتر شدهاند و هر چه بیشتر به رویای علمی تخیلی یک همراه دیجیتالی واقعاً باهوش نزدیکتر میشوند.