در محافل فناوری، این جمله را زیاد میشنویم: «فینتک بازگشته است.»
اما برای بنیانگذاران مراحل اولیه، همیشه اینطور به نظر نمیرسد. در دستهبندیهایی مانند بانکداری مصرفکننده و تجاری، مدیریت هزینهها یا پرداختها، فضا از قبل شلوغ است. شرکتهایی از جمله Chime، Ramp، Mercury و Stripe بر چرخه خبری تسلط دارند و به برندگان ادراک شده تبدیل شدهاند، سرمایه و ذهنیت مشتری را جذب میکنند. اما در زیر سطح، اتفاق عمیقتری در حال وقوع است.
موج جدیدی از شرکتهای فینتک در حال ظهور هستند، نه با رقابت مستقیم با این غولها، بلکه با باریک شدن جایی که دیگران گسترده میروند.
با استفاده مصرفکنندگان از سه تا چهار برنامه فینتک به طور متوسط، مبارزه برای اولویت در کیف پول بیش از هر زمان دیگری شدید شده است. دیگر ساختن یک برنامه شیک و امیدوار بودن به اینکه مشتریان حاضر میشوند کافی نیست. استارتآپهای فینتک موفق امروزی عمودیمحور، بومی هوش مصنوعی و ساخته شده بر روی زیرساختهای متعلق به خود هستند که امکان دادههای بهتر، تصمیمگیری هوشمندتر و اقتصاد بسیار قویتر را فراهم میکنند.
آنها دیگر خدمات مالی را به ترکیب اضافه نمیکنند - آنها از هوش مصنوعی استفاده میکنند تا در نهایت وعده فینتک را برآورده کنند، تجربهای که واقعاً یکپارچه، هوشمند و خودکار است.
بعدی چیست؟
ما شاهد هستیم که حوزههایی مانند پرداختهای فرامرزی، پلتفرمهای SaaS عمودی که فینتک و اتوماسیون هوش مصنوعی را ترکیب میکنند، و wealthtech به عنوان داغترین حوزههای سرمایهگذاری در این بخش ظهور میکنند. اما آنچه واقعاً فصل بعدی را تعریف میکند و معنای ساختن و مقیاسبندی یک شرکت فینتک موفق را تغییر میدهد، تلاقی عمودیسازی، هوش مصنوعی و مالکیت زیرساخت است.
در سال 2025، هیجانانگیزترین استارتآپهای فینتک اصلاً شبیه فینتک سنتی نخواهند بود. آنها مانند سیستم عاملهای عمودی با فرآیندهای مالی تعبیه شده در داخل احساس میشوند. آنها فقط محصولات ارائه نمیدهند، بلکه جریانهای کاری را اجرا میکنند، تصمیمات را خودکار میکنند و از طریق مالی تعبیه شده کسب درآمد میکنند. و آنها نه با صدای بلند، بلکه با ضروری بودن برنده میشوند.
تأثیر هوش مصنوعی بر فینتک
ادغام هوش مصنوعی در فینتک دیگر یک تازگی نیست - بلکه به پایه و اساس موفقترین بازیکنان تبدیل میشود. در اینجا آنچه در حال تغییر است:
مالکیت استک برای اهرم هوش مصنوعی: کنترل زیرساخت مهمتر از همیشه است، نه فقط برای حاشیه سود ناخالص، بلکه برای باز کردن پتانسیل کامل هوش مصنوعی. هنگامی که شرکتهای فینتک مالک استک خود هستند، به ارائه دهندگان شخص ثالث مدیون نیستند. این به آنها امکان میدهد تا بسیاری از موارد، از جمله هوش مصنوعی، را به گونهای پیادهسازی کنند که به طور معناداری تجربه کاربر را بهبود بخشد.
Chime یک مثال عالی است. با ساخت زیرساخت اصلی بانکداری خود، این شرکت کنترل کاملی بر دادهها، کاهش تقلب و قابلیتهای شخصیسازی خود دارد. این امر آن را قادر ساخته است تا یک تجربه مشتری پیشرو در صنعت ارائه دهد، هزینههای عملیاتی را کاهش دهد و مدلهای هوش مصنوعی را برای بهینهسازی تعامل و حفظ کاربر تنظیم کند. شرکتهایی که زیرساخت خود را کنترل میکنند، در بهترین موقعیت برای ارائه خدمات مالی مبتنی بر هوش مصنوعی در مقیاس بزرگ قرار خواهند داشت.
هوش مصنوعی به عنوان محرک اصلی تجربه مشتری: هوش مصنوعی در حال ایجاد انقلابی در تعاملات مشتری در فینتک است و همه چیز را از پذیرهنویسی اعتباری گرفته تا خدمات مشتری بهبود میبخشد. ربات چت مبتنی بر هوش مصنوعی Klarna به طور چشمگیری هزینههای پشتیبانی را کاهش داده و در عین حال زمان پاسخگویی را بهبود بخشیده است. Nubank مدلهای اعتباری مبتنی بر هوش مصنوعی را توسعه داده است که امکان ارزیابی بهتر ریسک و جلوگیری از تقلب را فراهم میکند و منجر به نرخ تأیید بالاتر و خطرات پیشفرض کمتر میشود.
راز واقعی؟ هوش مصنوعی به فینتکها اجازه میدهد تا در عین کاهش هزینهها، کارهای بیشتری برای مشتریان انجام دهند. از نظر تاریخی، حاشیه سود بهتر از انجام کمتر حاصل میشد: نقاط تماس کمتر، پشتیبانی کندتر. اکنون، هوش مصنوعی معادله را برعکس میکند - تجربه بهتر، اقتصاد بهتر. دادههای اولیه نشان میدهد که کاربران در واقع رباتها را به پشتیبانی مشتری در خارج از کشور ترجیح میدهند - چیزی که فقط چند سال پیش غیرقابل تصور به نظر میرسید.
با این حال، مالکیت استک یک الزام کلی نیست. بنیانگذاران مراحل اولیه همچنان میتوانند با شرکای زیرساختی مناسب موفق شوند، مادامی که کنترل دادهها و تجربه کاربر را حفظ کنند.
نکات پایانی
فینتک فقط بازنگشته است - بلکه در حال بازسازی است. بنیانگذارانی که با هوش مصنوعی در هسته اصلی، مالکیت حلقههای داده خود و حل درد واقعی عملیاتی میسازند، فصل بعدی فینتک را تعریف خواهند کرد.
اما ساختن محصولات هوشمندتر کافی نیست - توزیع آخرین خندق است. موج بعدی برندگان در جریانهای کاری جاسازی میشوند، نقاط تماس کلیدی را کنترل میکنند و رشد مبتنی بر محصول را به سهم بازار قابل دفاع تبدیل میکنند. حتی با زیرساختهای مدولار یا وابستگیهای شخص ثالث، بهترین شرکتها راههایی برای مالکیت رابطه با مشتری و حلقه بازخوردی که آن را تغذیه میکند، پیدا خواهند کرد.
در یک بازار شلوغ، موفقیت از بازاریابی پر سر و صداتر یا رابط کاربری شیکتر حاصل نمیشود - بلکه از حل مشکلات واقعی، توزیع هوشمندانه و مقیاسبندی اعتماد از طریق زیرساخت حاصل میشود.
غولهای فینتک بعدی فقط پول را جابجا نمیکنند - آنها صنایع را جابجا میکنند.
سایمون وو شریک Cathay Innovation در سانفرانسیسکو است. او پیش از این، چهار سال را در VMware در تیم استراتژی و توسعه شرکتی گذراند و بر اکتسابها و سرمایهگذاریها در بخشهای نرمافزار سازمانی تمرکز داشت. وو پیش از آن، در بانکداری سرمایهگذاری در UBS کار میکرد و در مورد افزایش سرمایه و M&A برای شرکتهای فناوری مشاوره میداد. او دارای مدرک در رشتههای مدیریت بازرگانی و تحقیق در عملیات و علوم مدیریت از UC Berkeley است.
تصویرسازی: Dom Guzman