در سخنرانی پایانی مورد استقبال در کنفرانس QCon لندن 2025، هانا فاکسول، مشاور مستقل هوش مصنوعی، روایت رایج در مورد اینکه هوش مصنوعی ما را سازندهتر میکند و به ما کمک میکند کارهای بیشتری انجام دهیم را به چالش کشید و در عوض استدلال کرد که عوامل هوش مصنوعی باید برای حذف کارهای پیشپاافتاده برای ما طراحی شوند، نه جایگزینی مشاغل انسانی.
سخنرانی فاکسول با عنوان "به کارگیری عوامل هوش مصنوعی برای شما (و تیمتان)"، به بررسی چگونگی تغییر شکل کار توسط هوش مصنوعی و نحوه سازماندهی سازمانها پرداخت. او در خلاصه سخنرانی خود خاطرنشان کرد: "وقتی کار ما تغییر میکند، تیمهای ما تغییر میکنند و با تغییر تیمهای ما، سازمانهای ما نیز تغییر خواهند کرد."
فاکسول، بنیانگذار کنفرانس "هوش مصنوعی برای بقیه ما"، سخنرانی خود را با پرداختن به تمرکز جهانی بر آمار بهرهوری هنگام تلاش برای توضیح مزایای هوش مصنوعی آغاز کرد. او اظهار داشت: "مزایای بهرهوری از 20٪ به 40٪ به 60٪ میرسد. و راستش را بخواهید، این گفتگو برای من بسیار خستهکننده است." "من فکر نمیکنم در طول دوران حرفهای خود به انتهای لیست کارهایم رسیده باشم. وظایفی وجود دارند که در پایین لیست باقی میمانند و هرگز انجام نمیشوند، و این اشکالی ندارد زیرا شما کار درست را انجام دادهاید!"
فاکسول به جای پیگیری بهرهوری که عمدتاً مبتنی بر ظرفیت فردی است، از یک تغییر اساسی در تفکر حمایت کرد: "به نظر من شاید برای اکثر مردم و اکثر تیمها، باید بر انجام کار درست و انجام بهتر آن تمرکز کنیم."
فاکسول تیمی از عوامل هوش مصنوعی را نشان داد که به طور مؤثر با هم کار میکنند، و از تجربه خود در کار با شرکتهایی که تیمهای عامل را در محیطهای بسیار تنظیمشده مستقر میکنند، استفاده کرد. او نشان داد که چگونه تیمی از چهار عامل مکمل را ایجاد کرده است: یک توسعهدهنده، یک بازبین، یک هماهنگکننده و یک متخصص زیرساخت. او نشان داد که چگونه این عوامل میتوانند با همکاری یکدیگر به یک مشکل واقعی، یعنی اولویتبندی رفع آسیبپذیریها در نرمافزار، رسیدگی کنند.
فاکسول توضیح داد: "تیمی از عوامل با نقشهای خاص، عملکرد بهتری نسبت به یک عامل واحد خواهد داشت." "اگر به آنها اجازه دهید چندین کلاه بر سر بگذارند، ممکن است کمی پاسخ یکبعدیتر دریافت کنید. اما اگر به یک عامل نقش خاصی برای بازی در آن پویایی بدهید، نتایج بهتری میگیرید." در سناریویی که برخی از پلتفرمهای عامل تا 400 ادغام و ابزار را برای ارائه به یک عامل ارائه میدهند، او بر اهمیت محدود کردن قابلیتهای عامل تأکید کرد: "به جای اینکه به آن به عنوان شغلی فکر کنید که میخواهید عامل انجام دهد، به آن به عنوان یک سری از وظایف فکر کنید که قرار است تا حد امکان کوچکتر تقسیم کنید." او به تحقیقاتی استناد کرد که نشان میدهد محدود کردن عوامل به یک تا سه ابزار برای کارایی و قابلیت اطمینان بهینه است. فاکسول همچنین به "اصل کمترین امتیاز" اشاره کرد و توصیه کرد که مخاطبان هنگام کار با عوامل هوش مصنوعی، اصول اولیه امنیت اطلاعات را به خاطر بسپارند.
او از دیدگاههای انسانانگارانه ما نسبت به عوامل هوش مصنوعی انتقاد کرد و پیشنهاد کرد که به جای اینکه به آنها به عنوان جایگزینی برای افراد نگاه کنیم، بیشتر به عنوان میکروسرویسها به آنها نگاه کنیم و ارتباط معماری بین این میکروسرویسها است که در واقع نتایج قابل اعتماد و تکرارپذیر را ارائه میدهد.
به عامل خود 400 ابزار ندهید، او واقعاً گیج خواهد شد. یک تا سه ابزار به ازای هر عامل، تعداد ایمن و کارآمدی از ابزارها برای ارائه به عامل شما است.
فاکسول در مورد نیاز به نظارت انسانی در تمام کارهایی که عوامل انجام میدهند، قاطع بود. "یک انسان را در حلقه نگه دارید. ما فقط در مراحل اولیه کشف و درک معماری اطراف عواملی هستیم که در دنیای واقعی کار میکنند. و بنابراین داشتن یک انسان در حلقه، شما را از برخی از بدترین عواقب دادن خودمختاری بیش از حد به یک عامل محافظت میکند."
فاکسول همچنین با تفکر، واقعیتهای اقتصادی غالب انفجار ابزار هوش مصنوعی را در نظر گرفت. او به مدل "اقتصاد دونات" کیت راورث، اقتصاددان اشاره کرد و در مورد تأثیرات زیستمحیطی بالقوه هوش مصنوعی و چگونگی جابجایی و تغییر مشاغل هشدار داد. او از مخاطبان خواست که با استقرار متفکرانه و پایدار هوش مصنوعی، این موضوع را در اولویت قرار دهند و توصیه کرد که در صورت امکان، مردم از مدلهای زبانی کوچکتر و تخصصیتر به جای LLMها که هزینه زیستمحیطی زیادی دارند، استفاده کنند. او همچنین از استقرار راهحلها در مراکز دادهای که توسط انرژیهای تجدیدپذیر تغذیه میشوند، حمایت کرد.
این فناوری ممکن است نیاز به انسان را در نقشهای خاص کاهش دهد، که ممکن است منجر به از دست دادن شغل شود... مدلهای زبانی بزرگ نیز برای آموزش به انرژی بسیار زیادی نیاز دارند و انرژی زیادی برای اجرا مصرف میکنند.
فاکسول به ارائه دیدگاه خود ادامه داد و از مردم خواست تا عوامل هوش مصنوعی را برای رسیدگی به آنچه که او "زحمت" مینامید، یعنی کاری که به صورت خطی مقیاسپذیر است و "دستی، تکراری، قابل اتوماسیون، تاکتیکی و فاقد ارزش پایدار" است، فرا بخوانند. این امر به انسانها امکان میدهد تا بر مشکلات جدیدی که نیازمند خلاقیت، اصالت و کار شامل همدلی با مشتری و کاربر هستند، تمرکز کنند.
من نمیخواهم از آنها بخواهم کارهای سرگرمکننده را انجام دهند. من میخواهم زحمت را به عوامل خود بسپارم. من میخواهم برخی از آن ساعات را در روزم پس بگیرم. من نمیخواهم بیشتر کار کنم. من میخواهم کمتر کار کنم.
او از نتایج نظرسنجی که نشان میدهد 65 درصد از مدیران انتظار دارند هوش مصنوعی به آنها در استراتژی کسبوکار کمک کند، ابراز تعجب کرد: "اگر یک عامل به شما در استراتژی کسبوکار کمک میکند، احتمالاً به رقبای شما نیز کمک میکند. شما تمایز ایجاد نخواهید کرد. شاید این حداقل چیزی باشد که یک استراتژی باید باشد."
داشتن یک انسان در حلقه، شما را از برخی از بدترین عواقب دادن خودمختاری بیش از حد به یک عامل در کسبوکار خود محافظت میکند. بنابراین آن را فراموش نکنید. هنگامی که با این کار شروع میکنید، یک انسان را در حلقه نگه دارید.
فاکسول سخنان خود را با به چالش کشیدن مخاطبان برای مقاومت در برابر فشار برای بهرهوری روزافزون و در عوض استفاده از هوش مصنوعی برای بهبود شرایط کار و پایداری به پایان رساند. او اصرار ورزید: "بیایید این وسواس برای فشردن بیشتر از مردم را متوقف کنیم. بیایید دست از پذیرش این واقعیت برداریم که فرسودگی شغلی و مشکلات سلامتی ناشی از استرس فقط عادی هستند و بیایید برخی از این بارها را کاهش دهیم."
امید و آرزوی من این است که مردم را از کارهای پیشپاافتاده رهایی بخشم و به آنها اجازه دهم کار درست را انجام دهند و آن را بهتر انجام دهند. کاری که به لمس انسانی نیاز دارد و ارزش مستقیمی به مشتریان ما ارائه میدهد، در حالی که از سیاره ما محافظت میکند. راستش را بخواهید، من معتقدم که اگر این چیزها را به عنوان هدف خود انتخاب کنیم، ممکن است. عوامل اینجا هستند تا انسانها را باورنکردنی کنند، نه اینکه جایگزین آنها شوند، و این ماموریتی است که من میتوانم با آن همراه شوم.