افق دوردست همیشه مبهم است، جزئیات دقیق به دلیل فاصله زیاد و مه آلودگی جوی پنهان میشوند. به همین دلیل است که پیشبینی آینده بسیار غیردقیق است: ما نمیتوانیم به وضوح طرح کلی اشکال و رویدادهای پیش رو را ببینیم. در عوض، حدسهای آگاهانه میزنیم.
سناریوی تازه منتشر شده هوش مصنوعی ۲۰۲۷، که توسط تیمی از محققان و پیشبینیکنندگان هوش مصنوعی با تجربه در موسساتی مانند OpenAI و مرکز سیاست هوش مصنوعی توسعه یافته است، یک پیشبینی دقیق ۲ تا ۳ ساله برای آینده ارائه میدهد که شامل نقاط عطف فنی خاص است. از آنجا که این پیشبینی کوتاهمدت است، با وضوح زیادی در مورد آینده نزدیک هوش مصنوعی صحبت میکند.
هوش مصنوعی ۲۰۲۷ با بهرهگیری از بازخورد گسترده کارشناسان و تمرینهای برنامهریزی سناریو، پیشرفت سهماهه به سهماهه قابلیتهای پیشبینیشده هوش مصنوعی، بهویژه مدلهای چندوجهی که به استدلال و استقلال پیشرفته دست مییابند، را ترسیم میکند. چیزی که این پیشبینی را بهویژه قابل توجه میکند، هم ویژگی خاص آن و هم اعتبار مشارکتکنندگان آن است که بینش مستقیمی در مورد خطوط لوله تحقیقاتی فعلی دارند.
قابل توجهترین پیشبینی این است که هوش مصنوعی عمومی (AGI) در سال ۲۰۲۷ به دست خواهد آمد و ابرهوش مصنوعی (ASI) ماهها بعد از آن خواهد رسید. AGI با قابلیتهای انسانی در تقریباً تمام وظایف شناختی، از تحقیقات علمی گرفته تا تلاشهای خلاقانه، مطابقت دارد یا از آن فراتر میرود، در حالی که انعطافپذیری، استدلال عقل سلیم و خودبهبودی را نشان میدهد. ASI فراتر میرود و سیستمهایی را نشان میدهد که به طور چشمگیری از هوش انسانی پیشی میگیرند و توانایی حل مشکلاتی را دارند که ما حتی نمیتوانیم درک کنیم.
مانند بسیاری از پیشبینیها، این پیشبینیها مبتنی بر فرضیاتی هستند، که کمترین آن این نیست که مدلها و کاربردهای هوش مصنوعی به پیشرفت تصاعدی خود ادامه خواهند داد، همانطور که در چند سال گذشته داشتهاند. به این ترتیب، پیشبینی پیشرفت تصاعدی محتمل است، اما تضمین نمیشود، به خصوص که مقیاسبندی این مدلها ممکن است اکنون به بازده نزولی برسد.
همه با این پیشبینیها موافق نیستند. علی فرهادی، مدیرعامل مؤسسه هوش مصنوعی آلن، به نیویورک تایمز گفت: "من طرفدار پیشبینیها هستم، اما به نظر نمیرسد این [هوش مصنوعی ۲۰۲۷] در شواهد علمی یا واقعیت چگونگی تکامل امور در هوش مصنوعی ریشه داشته باشد."
با این حال، دیگرانی نیز هستند که این تکامل را محتمل میدانند. جک کلارک، یکی از بنیانگذاران Anthropic، در خبرنامه Import AI خود نوشت که هوش مصنوعی ۲۰۲۷: "بهترین بررسی تا کنون از این است که 'زندگی در یک تصاعد' چگونه ممکن است به نظر برسد." او افزود که این یک "روایت فنی و هوشمندانه از چند سال آینده توسعه هوش مصنوعی است." این جدول زمانی با جدول زمانی پیشنهادی توسط داریو آمودی، مدیرعامل Anthropic، که گفته است هوش مصنوعی که میتواند تقریباً در همه چیز از انسانها پیشی بگیرد، در دو تا سه سال آینده خواهد رسید نیز همخوانی دارد. و Google DeepMind در یک مقاله تحقیقاتی جدید اعلام کرد که AGI میتواند به طور معقولی تا سال ۲۰۳۰ فرا رسد.
شتاب بزرگ: اختلال بیسابقه
به نظر میرسد زمان مساعدی باشد. لحظات مشابهی مانند این در تاریخ وجود داشته است، از جمله اختراع چاپ یا گسترش برق. با این حال، این پیشرفتها سالها و دههها طول کشید تا تأثیر قابل توجهی داشته باشند.
رسیدن AGI متفاوت و بالقوه ترسناک به نظر میرسد، به خصوص اگر قریب الوقوع باشد. هوش مصنوعی ۲۰۲۷ سناریویی را توصیف میکند که به دلیل ناهماهنگی با ارزشهای انسانی، هوش مصنوعی فوقهوشمند بشریت را نابود میکند. اگر آنها درست میگویند، مهمترین خطر برای بشریت اکنون ممکن است در همان افق برنامهریزی ارتقاء بعدی تلفن هوشمند شما باشد. در این راستا، مقاله Google DeepMind اشاره میکند که انقراض انسان یک نتیجه احتمالی از AGI است، هرچند از نظر آنها بعید است.
نظرات به آرامی تغییر میکنند تا زمانی که افراد با شواهد overwhelming ارائه شوند. این یکی از نکات کلیدی از اثر منحصر به فرد توماس کوهن "ساختار انقلابهای علمی" است. کوهن به ما یادآوری میکند که جهانبینیها یک شبه تغییر نمیکنند، تا اینکه ناگهان تغییر میکنند. و با هوش مصنوعی، این تغییر ممکن است در حال حاضر در حال انجام باشد.
آینده نزدیک میشود
قبل از ظهور مدلهای زبانی بزرگ (LLM) و ChatGPT، میانگین جدول زمانی پیشبینی برای AGI بسیار طولانیتر از امروز بود. اجماع بین کارشناسان و بازارهای پیشبینی، میانگین زمان مورد انتظار برای رسیدن AGI را در حدود سال ۲۰۵۸ قرار داد. قبل از سال ۲۰۲۳، جفری هینتون - یکی از "پدرخواندههای هوش مصنوعی" و برنده جایزه تورینگ - فکر میکرد که AGI "۳۰ تا ۵۰ سال یا حتی بیشتر دور است." با این حال، پیشرفت نشان داده شده توسط LLMها او را بر آن داشت تا نظر خود را تغییر دهد و گفت ممکن است به زودی در سال ۲۰۲۸ فرا رسد.
اگر AGI در چند سال آینده فرا رسد و به سرعت به دنبال آن ASI بیاید، پیامدهای متعددی برای بشریت وجود دارد. جرمی کاهن در Fortune نوشت که اگر AGI در چند سال آینده فرا رسد "در واقع میتواند منجر به از دست دادن مشاغل زیادی شود، زیرا بسیاری از سازمانها وسوسه میشوند نقشها را خودکار کنند."
یک باند فرود دو ساله AGI یک دوره مهلت کافی برای انطباق افراد و مشاغل ارائه نمیدهد. صنایعی مانند خدمات مشتری، ایجاد محتوا، برنامهنویسی و تجزیه و تحلیل دادهها میتوانند قبل از اینکه زیرساخت آموزش مجدد بتواند مقیاس پیدا کند، با یک تحول چشمگیر روبرو شوند. این فشار تنها در صورتی تشدید میشود که یک رکود در این بازه زمانی رخ دهد، زمانی که شرکتها در حال حاضر به دنبال کاهش هزینههای حقوق و دستمزد هستند و اغلب پرسنل را با اتوماسیون جایگزین میکنند.
Cogito, ergo ... AI؟
حتی اگر AGI منجر به از دست دادن گسترده مشاغل یا انقراض گونهها نشود، پیامدهای جدی دیگری نیز وجود دارد. از زمان عصر خرد، وجود انسان بر این باور استوار بوده است که ما اهمیت داریم زیرا فکر میکنیم.
این باور که تفکر وجود ما را تعریف میکند، ریشههای فلسفی عمیقی دارد. رنه دکارت بود که در سال ۱۶۳۷ این عبارت معروف را بیان کرد: "Je pense, donc je suis" ("من فکر میکنم، پس هستم"). او بعداً آن را به لاتین ترجمه کرد: "Cogito, ergo sum." او با این کار پیشنهاد کرد که یقین را میتوان در عمل تفکر فردی یافت. حتی اگر او توسط حواس خود فریب خورده باشد، یا توسط دیگران گمراه شده باشد، این واقعیت که او فکر میکرد ثابت میکرد که او وجود دارد.
از این دیدگاه، خود در شناخت لنگر انداخته است. این یک ایده انقلابی در آن زمان بود و منجر به اومانیسم روشنگری، روش علمی و در نهایت دموکراسی مدرن و حقوق فردی شد. انسانها به عنوان متفکران به چهرههای اصلی دنیای مدرن تبدیل شدند.
که یک سوال عمیق را مطرح میکند: اگر ماشینها اکنون میتوانند فکر کنند، یا به نظر میرسد که فکر میکنند، و ما تفکر خود را به هوش مصنوعی برونسپاری میکنیم، این برای مفهوم مدرن خود به چه معناست؟ یک مطالعه اخیر که توسط 404 Media گزارش شده است، این معضل را بررسی میکند. این مطالعه نشان داد که وقتی افراد به شدت به هوش مصنوعی مولد برای کار متکی هستند، در تفکر انتقادی کمتری شرکت میکنند که با گذشت زمان میتواند "منجر به زوال قوای شناختی شود که باید حفظ شوند."
از اینجا به کجا میرویم؟
اگر AGI در چند سال آینده - یا به زودی پس از آن - فرا میرسد، ما باید به سرعت با پیامدهای آن نه تنها برای مشاغل و ایمنی، بلکه برای اینکه چه کسی هستیم، دست و پنجه نرم کنیم. و ما باید این کار را در حالی که پتانسیل فوق العاده آن برای تسریع کشف، کاهش رنج و گسترش توانایی انسان به روشهای بیسابقهای را تصدیق میکنیم، انجام دهیم. به عنوان مثال، آمودی گفته است که "هوش مصنوعی قدرتمند" ۱۰۰ سال تحقیقات بیولوژیکی و مزایای آن، از جمله بهبود مراقبتهای بهداشتی، را قادر میسازد تا در ۵ تا ۱۰ سال فشرده شود.
پیشبینیهای ارائه شده در هوش مصنوعی ۲۰۲۷ ممکن است درست نباشند، اما محتمل و تحریکآمیز هستند. و این احتمال باید کافی باشد. ما به عنوان انسانهایی با اختیار، و به عنوان اعضای شرکتها، دولتها و جوامع، باید اکنون برای آماده شدن برای آنچه ممکن است در راه باشد، اقدام کنیم.
برای مشاغل، این به معنای سرمایهگذاری در تحقیقات ایمنی فنی هوش مصنوعی و انعطافپذیری سازمانی است، ایجاد نقشهایی که قابلیتهای هوش مصنوعی را ادغام میکنند و در عین حال نقاط قوت انسانی را تقویت میکنند. برای دولتها، این امر مستلزم تسریع توسعه چارچوبهای تنظیمی است که هم به نگرانیهای فوری مانند ارزیابی مدل و هم به خطرات وجودی بلندمدت میپردازند. برای افراد، این به معنای پذیرش یادگیری مداوم با تمرکز بر مهارتهای منحصربهفرد انسانی از جمله خلاقیت، هوش هیجانی و قضاوت پیچیده است، در حالی که روابط کاری سالمی با ابزارهای هوش مصنوعی ایجاد میکنند که اختیار ما را کاهش نمیدهند.
زمان بحث انتزاعی در مورد آیندههای دور به پایان رسیده است. آمادهسازی مشخص برای تحول کوتاهمدت به شدت مورد نیاز است. آینده ما تنها توسط الگوریتمها نوشته نخواهد شد. این آینده با انتخابهایی که انجام میدهیم و ارزشهایی که از آنها حمایت میکنیم، از امروز شکل خواهد گرفت.
گری گراسمن معاون اجرایی بخش فناوری در Edelman و رهبر جهانی مرکز تعالی هوش مصنوعی Edelman است.