دو سال پیش، GPT-4 شرکت OpenAI دوره جدیدی را در هوش مصنوعی آغاز کرد. در ماههای منتهی به انتشار عمومی آن، پیتر لی، رئیس تحقیقات مایکروسافت، کتابی پر از خوشبینی درباره پتانسیل مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی برای دگرگونی دنیای مراقبتهای بهداشتی نوشت. از آن زمان چه اتفاقی افتاده است؟ در این مجموعه پادکست ویژه، انقلاب هوش مصنوعی در پزشکی، بازبینی شده، لی به بررسی مجدد کتاب میپردازد و بررسی میکند که چگونه بیماران، ارائهدهندگان و سایر متخصصان پزشکی امروزه هوش مصنوعی مولد را تجربه و استفاده میکنند، در حالی که بررسی میکند او و همکارانش چه چیزهایی را درست متوجه شدهاند و چه چیزهایی را پیشبینی نکردهاند.
در این قسمت، دیو دبرونکارت و کریستینا فار، قهرمانان سلامت دیجیتال بیمارمحور، به لی میپیوندند تا درباره چگونگی تغییر شکل مراقبتهای بهداشتی توسط هوش مصنوعی از نظر توانمندسازی بیمار و مدلهای تجاری نوظهور سلامت دیجیتال صحبت کنند. دبرونکارت، نجاتیافته سرطان و مدافع دیرینه توانمندسازی بیمار، بحث میکند که چگونه ابزارهای هوش مصنوعی مانند ChatGPT میتوانند به بیماران کمک کنند تا شرایط خود را بهتر درک کنند، در سیستم مراقبتهای بهداشتی حرکت کنند و به طور مؤثرتر با پزشکان ارتباط برقرار کنند. فار، سرمایهگذار مراقبتهای بهداشتی و روزنامهنگار سابق، درباره اکوسیستم نوپای سلامت دیجیتال در حال تکامل صحبت میکند و برجسته میکند که هوش مصنوعی در کجا بیشترین تأثیر معنادار را دارد—بهویژه در سلامت زنان، کودکان و مراقبت از سالمندان. او همچنین روندهای مصرفکننده، مانند افزایش مراقبتهای بهداشتی نقدی را بررسی میکند.
بیشتر بدانید:
e-Patient Dave
وب سایت مشارکت بیمار
Patients Use AI
وبلاگ Substack
Meet e-Patient Dave
TED Talk | آوریل 2011
Let Patients Help: A Patient Engagement Handbook
کتاب | دیو دبرونکارت | آوریل 2013
Second Opinion
وبلاگ بهداشت و فناوری
There’s about to be
a lot of AI capital incineration
پست وبلاگ Second Opinion | کریستینا فار | دسامبر 2024
A letter to my kids about last
week
پست وبلاگ Second Opinion | کریستینا فار | دسامبر 2024
The
AI Revolution in Medicine: GPT-4 and Beyond?
کتاب | پیتر لی، کری گلدبرگ، آیزاک کوهان | آوریل 2023
در پادکست تحقیقات مایکروسافت مشترک شوید:
متن
[موسیقی]؟
[متن کتاب]؟؟
«در محیطهای مراقبتهای بهداشتی، نگه داشتن یک انسان در حلقه حداقل در حال حاضر راهحل دقت کمتر از 100٪ GPT-4 به نظر میرسد. اما سالها تجربه تلخ با «دکتر گوگل» و «اطلاعات نادرست» COVID نشان میدهد که کدام انسانها در حلقه هستند مهم است و اینکه رها کردن بیماران به دستگاههای الکترونیکی خود میتواند پر از خطرات باشد. با این حال، از آنجایی که به نظر میرسد GPT-4 ابزاری فوقالعاده برای استخراج مخزن اطلاعات پزشکی بشریت است، شکی نیست که اعضای مردم بخواهند از آن به این شکل استفاده کنند—خیلی.»
[پایان متن کتاب]؟؟
[موسیقی تم]؟
این انقلاب هوش مصنوعی در پزشکی، بازبینی شده است. من میزبان شما، پیتر لی هستم.؟
مدت کوتاهی پس از انتشار عمومی GPT-4 OpenAI، کری گلدبرگ، دکتر زک کوهان و من انقلاب هوش مصنوعی در پزشکی را منتشر کردیم تا به آموزش دنیای مراقبتهای بهداشتی و تحقیقات پزشکی درباره تأثیر دگرگونکننده این فناوری جدید هوش مصنوعی مولد کمک کنیم. اما از آنجایی که ما کتاب را زمانی نوشتیم که GPT-4 هنوز یک راز بود، مجبور شدیم حدس بزنیم. اکنون، دو سال بعد، چه چیزهایی را درست متوجه شدیم و چه چیزهایی را اشتباه متوجه شدیم؟؟؟
در این مجموعه، با پزشکان، بیماران، مدیران بیمارستان و دیگران صحبت خواهیم کرد تا واقعیت هوش مصنوعی را در این زمینه درک کنیم و ببینیم از اینجا به کجا میرویم.؟
[موسیقی تم کم میشود]
متنی که در بالا خواندم از فصل 5، «بیمار تقویتشده با هوش مصنوعی» است که کری نوشت.
مردم برای همیشه به اینترنت و سایتهایی مانند WebMD، Healthline و غیره مراجعه کردهاند تا اطلاعات و توصیههای بهداشتی پیدا کنند. بنابراین تعجبآور نخواهد بود اگر شاهد این باشیم که بخش قابل توجهی از مردم تلاشهای خود را در اطراف ابزارها و برنامههایی که توسط هوش مصنوعی مولد پشتیبانی میشوند، متمرکز میکنند. در واقع، وقتی به کسبوکارهای جستجو و تبلیغات خود در مایکروسافت نگاه میکنیم، میبینیم که مراقبتهای بهداشتی در بین سه دسته رایجترین پرسشها توسط مصرفکنندگان قرار دارد.
هنگامی که ما تأثیر بالقوه هوش مصنوعی بر تجربه بیمار را در ذهن خود مجسم میکنیم، در کتاب خود پیشنهاد کردیم که میتواند به طور بالقوه یک خط نجات باشد، بهویژه برای کسانی که دسترسی آسان به مراقبتهای بهداشتی کافی ندارند. یک شریک تحقیقاتی برای کمک به مردم برای درک ارائهدهندگان و درمانهای موجود؛ و حتی شاید به عنوان عضو سوم یک تیم مراقبت عمل کند که به طور سنتی توسط رابطه پزشک و بیمار تعریف شده است. این همچنین میتواند تأثیر زیادی بر سرمایهگذاران خطرپذیر در بخش فناوری داشته باشد که به طور سنتی بر فناوریهای رو به روی مصرفکننده تمرکز داشتهاند.
در این قسمت، خوشحالم که از دیو دبرونکارت و کریستینا فار استقبال میکنم.
دیو، که در فضای مجازی با محبت به عنوان «دیو بیمار الکترونیکی» شناخته میشود، یک مدافع پیشرو در جهان برای توانمندسازی بیماران است. دیو با تکیه بر تجربه خود به عنوان نجاتیافته سرطان مرحله 4، یک سخنرانی TED ویروسی در مورد مشارکت بیمار ارائه داد و کتاب بسیار تحسینشده بگذارید بیماران کمک کنند! را نوشت. دیو در سال 2015 استاد مهمان پزشکی داخلی کلینیک مایو بود، در صدها کنفرانس در سراسر جهان سخنرانی کرده است و امروزه وبلاگ Patients Use AI را در Substack اداره میکند.
کریستی دانش گسترده خود را از چشمانداز فناوری دیجیتال و سلامت نوظهور به عنوان مدیرعامل در Manatt Health به کار میگیرد، شرکتی که با سیستمهای بهداشتی، شرکتهای دارویی و بیوتکنولوژی، سیاستگذاران دولتی و سایر ذینفعان برای مشاوره در مورد استراتژی و پذیرش فناوری با هدف بهبود سلامت انسان همکاری میکند. او پیش از این، گزارشگر فناوری سلامت و مشارکتکننده در پخش برای CNBC، Fast Company، رویترز و سایر سازمانها و نشریات خبری مشهور بود.
تقریباً هفتهای نمیگذرد که خبری درباره یک فرد عادی منتشر نشود که توانسته است مشکلات سلامتی خود را برطرف کند—شاید حتی جان خود یا جان عزیزان خود را نجات دهد، از جمله در برخی موارد حیوانات خانگی خود—از طریق استفاده از یک سیستم هوش مصنوعی مولد مانند ChatGPT. و اگر کاری به اندازه دریافت نظر دوم در مورد تشخیص پزشکی شدید انجام نمیدهد، توانمندسازی که مردم هنگام کمک گرفتن از هوش مصنوعی برای رمزگشایی یک صورتحساب یا گزارش پزشکی غیرقابل درک یا دریافت مشاوره در مورد آنچه باید از پزشک بپرسند، احساس میکنند، خوب، این چیزها هم معنادار و هم یک واقعیت روزمره در دنیای هوش مصنوعی امروزی هستند.
و اشتباه نکنید—چنین توانمندسازی مصرفکننده میتواند به معنای تجارت، تجارت واقعاً بزرگ باشد، و این بدان معناست که سرمایهگذاران در سرمایهگذاریهای جدید هوشمندانه عمل میکنند که نگاهی دقیق به همه اینها بیندازند.
به این دلایل و بسیاری دلایل دیگر، من از جفت کردن دیدگاههای ارائه شده توسط دیو بیمار الکترونیکی و کریستی فار برای این قسمت هیجانزده هستم.
در اینجا مصاحبه من با دیو دبرونکارت آمده است:
لی: دیو، این فقط یک هیجان و افتخار است که شما به ما ملحق شدید.
دیو دبرونکارت: زنده بودن هیجانانگیز است. من واقعاً خوشحالم که طب خوب مرا نجات داد و بودن در گفتگو با کسی مانند شما باورنکردنی، سرگرمکننده، هیجانانگیز و محرک است.
لی: به همین ترتیب. اکنون، ما میخواهیم هم به فرصتها و هم به چالشهایی که بیماران با آن مواجه هستند، بپردازیم. اما قبل از آن، میخواهم کمی صحبت کنم و کمی بیشتر در مورد خود شما تحقیق کنم. من، البته، شما را به عنوان این سخنران و مدافع شگفتانگیز برای بیماران میشناسم. اما شما در واقع سابقه و تاریخچه طولانی و طولانیتری قبل از همه اینها داشتهاید. بنابراین میتوانید کمی در مورد پیشینه خود به ما بگویید؟
دبرونکارت: من تا زمانی که برای اولین بار از دانشگاه فارغالتحصیل شدم به گذشته برمیگردم. من نمیدانستم وقتی بزرگ شدم میخواهم چه کار کنم. بنابراین شغلی پیدا کردم که در آن... اساساً، من از تجربه خود در کار بر روی روزنامه مدرسه برای به دست آوردن یک شغل موقت استفاده کردم. اگر میتوانید باور کنید، این در نوعچینی بود. [خنده] و ای وای، چند سال بعد، این به درس نهایی در نوآوری مخرب تبدیل شد.
لی: بنابراین شما در واقع داشتید نوع متحرک را انجام میدادید؟ تنظیم نوع؟
دبرونکارت: اوه، نه، این بود، من... من آنقدرها هم پیر نیستم، قربان! [خنده] اولین جایی که من کار کردم، داشتند یک ماشین لینوتایپ واقعی و همه آن چیزها.
لی: وای.
دبرونکارت: به هر حال، یک چیز منجر به چیز دیگری شد. چند سال پس از اینکه من آن شغل اول را به دست آوردم، برای بزرگترین سازنده ماشینهای حروفچینی در جهان کار میکردم. و من بازاریابی محصول را انجام دادم و یاد گرفتم چگونه با مخاطبان از انواع مختلف صحبت کنم. و سپس نشر رومیزی از راه رسید، همانطور که میگویم. و این خیلی خندهدار است، زیرا اکنون به یاد داشته باشید، این 10 سال قبل از اینکه کلی کریستنسن معمای نوآور را بنویسد، بود. اما من قبلاً از آن عبور کرده بودم زیرا اینجا بودیم. ما متخصصان سفر در صنعت شریف خود بودیم که قرنها سنت به عنوان پسزمینه داشت. آیا این چیزی را به شما یادآوری میکند؟
[خنده] خب، جدی. و سپس چیزهایی از راه میرسند که میتوانند در دست مصرفکنندگان قرار گیرند. و به شما میگویم، افرادی مثل شما نمیدانستند چگونه از فونتها به درستی استفاده کنند. [خنده] ما مثل جک نیکلسون بودیم که میگفتیم "شما نمیتوانید Helvetica را کنترل کنید! شما نمیدانید دارید چه کار میکنید!" اما آنچه بعد از آن اتفاق افتاد، و این واقعاً مرتبط است، این است که—ناگهان، جمعیت کاربران صد برابر بزرگتر از صنعت حروفچینی بود.
افراد بیاطلاع تجربه کسب کردند و همچنین شروع به بیان آنچه آنها میخواستند نرمافزار باشد، کردند. نکته مهم این است که امروزه همه از فونتها استفاده میکنند. دیگر یک حرفه مخفی نیست. کارها به شیوهای متفاوت انجام میشوند، اما قدرت بیشتری در دستان کاربر نهایی وجود دارد.
لی: بله، فکر میکنم شنیدن این داستان بسیار جالب است. من این را در مورد پیشینه شما نمیدانستم. و فکر میکنم این تا حدودی توضیح میدهد که چرا شما به چنین چیزی تبدیل شدهاید، من شما را یک مدافع سرسخت مصرفکننده مینامم.
دبرونکارت: مطمئناً، پرانرژی، هر طور که میخواهید آن را بنامید، مطمئناً. [خنده] جدی، پیتر، کاری که من همیشه به دنبال انجامش هستم... بنابراین این ترکیبی از این است که من در طول نوآوری مخرب زیر یک کامیون رانده شدهام، درست است، اما سپس به آن تجربه از دیدگاه بازاریابی نیز نگاه میکنم: چگونه میتوانم آنچه را که در حال وقوع است به گونهای منتقل کنم که مردم بتوانند بشنوند؟ زیرا اگر وارد شوید و بگویید، واقعاً هیچ کششی به عنوان یک مدافع به دست نمیآورید، شما مردم خراب هستید.
لی: درست است. بنابراین، اکنون میدانم که این وارد چیزی کاملاً شخصی میشود، اما شما در واقع در مورد این موضوع بسیار علنی بودهاید. شما خیلی بیمار شدید.
دبرونکارت: بله.
لی: و البته، گمان میکنم برخی از شنوندگان این پادکست احتمالاً داستان شما را دنبال کردهاند، اما بسیاری این کار را نکردهاند. بنابراین آیا میتوانیم کمی از آن عبور کنیم...
دبرونکارت: مطمئناً.
لی:... فقط برای اینکه به شنوندگان خود حسی از چگونگی شکلگیری برخی از دیدگاههای شما در مورد سیستم مراقبتهای بهداشتی بدهیم.
دبرونکارت: بنابراین در اواخر سال 2006، من برای معاینه سالانه خود با پزشک مراقبتهای اولیه سزاوار و مشهورم، دنی سندز در Beth Israel [مرکز پزشکی Deaconess] در بوستون، رفتم. و در این فرآیند—من چند سالی دور شده بودم، بنابراین مدتی بود که او را ندیده بودم—من کار غیرمعمولی انجام دادم. من با یک نامه از قبل چاپ شده با 13 مورد که میخواستم با او مرور کنم، به این ملاقات آمدم.
لی: چه چیزی باعث شد این کار را انجام دهید؟ چرا این کار را کردی؟
دبرونکارت: من همیشه یک بیمار درگیر بودهام، حتی قبل از اینکه بدانم این اصطلاح وجود دارد، و همچنین عمیقاً به مشارکت با پزشکانم اعتقاد دارم. و من به وقت او احترام میگذارم. من همه این چیزها را داشتم، زیرا او را سه سال ندیده بودم...
لی: بله.
دبرونکارت:... همه این چیزهایی که میخواستم مرور کنم. برای من فقط این بود که اگر با گروهی از افرادی که سه سال ندیده بودم، وارد یک جلسه تجاری میشدم و میخواستم مطلع شوم، یک دستور کار داشتم.
لی: شنیدن این از زبان شما بسیار جالب است زیرا من هم خیلی شبیه شما هستم. من دوست دارم تحقیقات خودم را انجام دهم. من دوست دارم با چک لیستها وارد شوم. و آیا تا به حال این حس را داشتهاید که من دارم که گاهی اوقات این باعث میشود پزشک شما کمی ناراحت شود؟
دبرونکارت: [میخندد] خوب، میدانید، بنابراین گاهی اوقات باعث ناراحتی برخی از پزشکان میشود و این به چیزی مربوط میشود که در حال حاضر در تغییر فرهنگی که در حال وقوع است، به طرز دردناکی مهم است. من زمان زیادی را صرف کار بر روی تغییر فرهنگی از طرف بیمار کردهام، میخواهم همدلی کنم، درک کنم که در سر پزشک چه میگذرد. اکثر پزشکان در دانشکده پزشکی یا بعداً آموزش ندیدهاند، چگونه با بیماری که مانند شما یا من رفتار میکند، کار کنید، میدانید؟
و در صدها سخنرانی که داشتهام، واکنشهای متفاوتی از پزشکان بعد از آن داشتهام. پزشکانی داشتهام که نزد من آمدهاند و گفتهاند: "این مزخرف است." منظورم این است که درست رو در روی من، درست. "من تصمیمات را خواهم گرفت. من تصمیم میگیرم در مورد چه چیزی صحبت کنیم." و اکنون فکر من این است که، خوب، و شما پزشک من نخواهید بود.
لی: بله.
دبرونکارت: من میخواهم مسئولیت نحوه گذراندن زمان را بر عهده داشته باشم و نمیخواستم در طول ملاقات به دنبال کلمات بگردم.
لی: درست است.
دبرونکارت: بنابراین من گفتم، من از جمله چیزهای دیگر دارم... یکی از 13 چیز این بود که شانه سفتی داشتم. بنابراین او دستور عکسبرداری از شانه را داد و من رفتم و عکسبرداری از شانه را انجام دادم.
و من هرگز این را فراموش نمیکنم. ساعت 9 صبح روز بعد، او با من تماس گرفت، و من هنوز هم میتوانم—این در حافظه من حک شده است—من میتوانم تلفن رومیزی سونی را با 0900 برای زمان ببینم. او گفت: "دیو، شانه تو خوب خواهد شد. من عکسبرداری از شانه را روی صفحه نمایش خود در خانه کشیدم. این فقط یک چیز مربوط به کاف روتاتور است، اما دیو، چیز دیگری ظاهر شد. چیزی در ریه شما وجود دارد که نباید آنجا باشد."
و فقط با شانس کامل، آنچه معلوم شد متاستاز سرطان کلیه بود، در ریه من در کنار آن شانه بود. او بلافاصله دستور سی تی اسکن داد. معلوم شد که پنج تومور در هر دو ریه وجود دارد و من به سرطان کلیه مرحله 4 مبتلا بودم.
لی: وای.
دبرونکارت: و علاوه بر این، در آن زمان—بنابراین این مانند ژانویه 2007 بود—در آن زمان، در مورد آن بیماری نسبت به الان چیزهای کمتری شناخته شده بود.
لی: درست است.
دبرونکارت: هیچ مطالعهای وجود نداشت—هیچ تحقیقی روی افرادی مانند من—اما بهترین مطالعه موجود میگفت که برای کسی با وضعیت عملکردی من، میانگین بقای من 24 هفته است. نیمی از افراد مانند من در پنج ماه و نیم میمردند.
لی: بنابراین فقط، میدانید، نمیتوانم تصور کنم، میدانید، چگونه در این وضعیت واکنش نشان میدهم. و خاطرات شما از تعامل بین شما و پزشکتان در آن زمان چه بود؟ میدانید، پزشک شما در آن زمان چگونه با شما درگیر شد؟
دبرونکارت: من خاطرات بسیار واضحی دارم. [میخندد] چه کسی بود؟ نمیتوانم به خاطر بیاورم که چه شخص معروفی گفت: "هیچ چیز مانند این دانش که قرار است در یک دو هفته به دار آویخته شود، ذهن را متمرکز نمیکند"، درست است. اما 24 هفته کار بسیار خوبی انجام میدهد.
و من... درست در پایان آن تماس تلفنی که او گفت من میخواهم دستور سی تی اسکن بدهم، گفتم: "آیا کاری هست که باید انجام دهم؟" مثل اینکه فکر میکردم، مثل اینکه بروم خانه و مطمئن شوم که از این نوع، این، آن یا چیز دیگر نمیخورم.
لی: درست است.
دبرونکارت: و آنچه او گفت این بود: "برو خانه و با همسرت یک لیوان شراب بنوش."
لی: بله.
دبرونکارت: وای، این هوشیارکننده بود. اما سپس اینطور است که، خوب، بازی شروع شد. میخواهیم چه کار کنیم؟ گزینههای من چیست؟ و یک چیز واقعاً مهم، و این، اتفاقاً، یکی از دلایلی است که فکر میکنم باید یک بخش ویژه جهنم برای افرادی که بیمارستانها و سایر سازمانهایی را اداره میکنند وجود داشته باشد که فکر میکنند همه پزشکان قطعات قابل تعویض هستند. درست است. پزشک من من را میشناخت.
لی: درست است.
دبرونکارت: درست است. پزشک من من را میشناخت.
لی: بله.
دبرونکارت: او میدانست من چگونه فکر میکنم. او میدانست من به چه چیزی اهمیت میدهم. او میدانست سبک من چگونه است. و بنابراین او میدانست چگونه در مورد این بیماری به من مشاوره دهد. و با اینکه فقط یک سرطان بد بود، و برای مدتی فقط گزینههای شیمی درمانی وجود داشت، من مجبور شدم تصمیم بگیرم که میخواهم چه کار کنم. او میدانست که من میخواهم انتخابهایم را بدانم، و به خاطر اینکه او من را میشناخت، میتوانست اینها را به من توصیه کند، در حالی که گزینههای معقول." و میدانید، اگر من فقط یک فرد رندوم بودم، او فقط باید هر چه را که از نظر آماری احتمال بیشتری داشت به من توصیه میکرد.
لی: کاملاً.
دبرونکارت: بنابراین مهم است که بدانید. خوب، از بخت خوب، دنی من را به یک متخصص ارجاع داد که به تازه در سال 2005 به بوستون نقل مکان کرده بود تا یک کلینیک سرطان کلیه در دانا-فاربر راهاندازی کند، به این دلیل که او میدانست من میخواهم به بهترینها دسترسی داشته باشم.
لی: بله.
دبرونکارت: و من مجبور بودم—به محض اینکه با او درگیر شدم—من باید تصمیم میگرفتم که میخواهم چه کار کنم. و او گفت، خوب، دیو، آنچه ما اخیراً در مورد آن در مورد این بیماری یاد گرفتهایم این است که از پوست بکنید و بعد یک دارو را با آن ترکیب کنید. این اخیراً در 18 ماه گذشته ظاهر شده است.
لی: درست است.
دبرونکارت: و من تصمیم گرفتم آن را انجام دهم. بنابراین من در فوریه 2007 به جراحی رفتم و آنها یک تومور بزرگ را از کلیه من بیرون آوردند. و در حین انجام این کار، آنها من را یک رگ شکم باز کردند و حدود 200 غدد لنفاوی را از من جدا کردند. و سپس برای 18 ماه آینده، من دارو مصرف میکردم. به هر حال، این اغتشاش جهنمی بود. در بیشتر آن زمان، من نمیتوانستم بیشتر از چند ساعت در یک زمان از خانه دور باشم. این بسیار توهینآمیز بود.
لی: وای.
دبرونکارت: اما اینجا هستم. بنابراین به احتمال زیاد موفق شد.
لی: بله، همینطور است. اما من گمان میکنم، میدانید، من تعجب میکنم که چگونه همه اینها برای شما شکل گرفته است. و چگونه، میدانید، تأثیر همهگیر بر اینکه چگونه شما در حال حاضر به دنیای مراقبتهای بهداشتی نگاه میکنید؟
دبرونکارت: من به مدت دو سال در وبلاگی به نام "پزشک من به من چیزی گفت" در وبلاگ مینوشتم. و در آن دو سال، من در مورد برخی از این چیزهایی که در اینجا گفتم و همچنین چیزهایی در مورد آنچه میدانستم مردم نیاز دارند، نوشتم. میدانید، یک بیمار و یک بیمار توانمند اساساً یک متخصص دانش است. ممکن است پزشکی نداشته باشیم، و من مطمئناً ندارم، اما این بدان معنا نیست که ما نمیتوانیم بدانیم چه سؤالاتی بپرسیم، بدانیم چطور بپرسیم، بدانیم چگونه اطلاعات پزشکی را پیدا کنیم.
لی: بله.
دبرونکارت: و این کاملاً مهم است.
بنابراین، از آنجایی که من در مورد آن چیزها نوشتم، تعداد انگشتشماری از افراد با من تماس گرفتند—بهطور منظم، متوجه شدم—و گفتند که میخواهیم این را ارائه کنیم، و این را ارائه دهیم، و این چیز دیگر. در واقع متوجه شدم که مردم میخواهند من بیایم و در مورد آن صحبت کنم.
لی: بنابراین فکر میکنید هوش مصنوعی به ما این قدرت را میدهد که این خط نجات و این همراه شویم؟
دبرونکارت: خب، بنابراین این دلیلی است که من اخیراً بسیار هیجانزده شدهام، و در واقع سال گذشته شروع به ارسال در "بیماران از هوش مصنوعی" در Substack کردم. من فکر میکنم ما به دورانی وارد شدهایم که دیگر نیازی نیست که مردم "به دنبال چیزی باشند." در عوض، آنها میتوانند به یک چتبات بروند و فقط بپرسند.
لی: بله.
دبرونکارت: یا "آیا میتوانید این را به زبان ساده توضیح دهید؟" در واقع... من از یک هوش مصنوعی خواستم چند ماه پیش اطلاعاتی در مورد آزمایش خون در بیمارستانم به من بدهد. و من گفتم، "مطمئنی که باید در اینجا از "لنفوسیت" استفاده کنی؟ بسیاری از افراد نمیدانند چیست." و بعد جوابش خیلی هوشمندانه بود: "چیز... شاید درست میگویید. در عوض، سعی میکنم از "نوع خاصی از گلبول سفید" استفاده کنم."
لی: بله.
دبرونکارت: چگونه میتوانید استدلال کنید که 100 برابر سودمندتر از به اشتراک گذاشتن یک پیوند وب با شخصی است؟
لی: من موافقم.
دبرونکارت: من نمیگویم که در مورد آن خطرات صفر وجود دارد، پیتر، من هرگز نمیگویم آن. این به همین دلیل است که کتاب شما با "بیمار تقویتشده با هوش مصنوعی" ارتباط دارد. در هیچ زمانی قرار نیست دکمه "آسان" وجود داشته باشد که مردم بتوانند بزنند.
لی: درست است.
دبرونکارت: با این حال، بله، من از امکانات این کار هیجانزده هستم. در واقع، من به مردم در مورد نحوه انجام آن مشاوره میدهم.
لی: عالی است.
دبرونکارت: من میتوانم و در واقع به مردم نشان دادهام که چگونه از اسناد 500 صفحهای بیمه خود با پرسیدن فقط چند سؤال خلاص شوند، سؤالاتی مانند "در چه شرایطی درمان من پوشش داده نمیشود؟" در یک زمان فقط یک سؤال. بوم. اطلاعاتی که دنبالش بودید در یک مکان جمع شده است. این به طور کلی یک قدرت بزرگ است.
لی: بله، من واقعاً نمیدانم که چه خواهد شد، اما من هم از پتانسیل این پلتفرمها هیجانزده هستم.
به هر حال، دیو، از تو برای ملحق شدن به من در این پادکست بسیار سپاسگزارم.
دبرونکارت: در حضور شما بودن یک لذت بود، پیتر.
[موسیقی]
لی: و اکنون بگذارید گفتگویم را با کریستینا فار به اشتراک بگذارم:
کریستی، از پیوستن به این پادکست بسیار خوشحالم.
فار: از دعوت شما متشکرم، پیتر.
لی: مطمئناً. پس بگذارید با این سؤال شروع کنیم: همانطور که بازار سرمایهگذاری در فناوریهای بهداشتی به سمت بلوغ پیش میرود، چگونه فکر میکنید ما شاهد دگرگونی در نوآوریهای سرمایهگذاری بهداشتی خواهیم بود؟
فار: این یک سؤال عالی است. بنابراین به هر حال من یک V، یک سرمایهگذار خطرپذیر هستم و این در حال حاضر یک زمان... خب، به احتمال زیاد هر زمان زمان جالبی برای سرمایهگذاری است. اما منظورم این است که ما از دوران عجیبی در سال 2021 عبور کردهایم، جایی که بسیاری از شرکتها به طور عمومی عرضه شدند که مطمئناً نباید این کار را میکردند. این یک تجربه آموختنی برای مردم بود.
بنابراین من فکر میکنم هر چه بیشتر از دورههای سرمایهگذاری دیوانهوار خارج میشویم، بیشتر و بیشتر باید شاهد ورود سرمایهگذاریها به فضاهای بهداشتی بزرگ و به اصطلاح محافظهکارانهتر باشیم. و "بزرگ" منظورم این است که فکر میکنم شاهد سرمایهگذاریهای بیشتری در چیزهایی خواهیم بود که سیستم را واقعاً تقویت میکنند. ما در واقع باید سرمایهگذاری را به سمت جایی سوق دهیم که بیشترین تحول واقعی را ایجاد کند—چیزی که از نظر بالینی بسیار قانعکننده است و بهراحتی در یک سیستم مستقر مانند یک بیمارستان یا مطب پزشک ادغام میشود.
ما به عنوان سرمایهگذار باید بهطور جدی به این فکر کنیم که چگونه شرکتها مقیاس پیدا میکنند و در این مورد، تأیید بالینی واقعاً برای ادغام چیزها در این سیستم مهم است. بااینحال، از طرف دیگر، فکر میکنم با توجه به آنچه در مورد هوش مصنوعی مولد رخ میدهد، شاهد برخی تغییرات به سمت فناوری مصرفکننده بهبودیافته خواهیم بود.
لی: از آنجایی که به سمت دیدگاههای جدید برای نوآوریهای سرمایهگذاری در فناوریهای بهداشتی حرکت میکنیم، آیا فکر میکنید تمرکز بر کدام بخشهای مراقبتهای بهداشتی احتمالاً به بالاترین بازده منجر میشود؟
فار: فکر میکنم بخش بهداشتی زنان همیشه یک فرصت فوقالعاده است. و به این دلیل، بهویژه در دوران Roe بعد از Wade، فکر میکنم شاهد یک ترافیک دیوانهوار برای فناوری باروری خواهیم بود. برای شرکتهای فناوری باروری منطقی است که برای کمک به کنترل وضعیت و به دست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد بدن خود، به دست مصرفکنندگان هدایت شوند.
لی: متوجه شدم. ما در کتاب خود گفتیم که پتانسیل بسیار زیادی برای هوش مصنوعی وجود دارد تا خط نجات برای کسانی باشد که دسترسی به مراقبتهای کافی ندارند.
فار: کاملاً. بااینحال، فکر میکنم با سرمایهگذاریهای مربوط به اطفال نیز شاهد فرصت عظیمی خواهیم بود. درست مانند فناوری باروری زنان، میتوانید با اطفال شروع کنید و سپس از آنجا به سایر مراقبتهای بهداشتی خانوادگی گسترش دهید. در حال حاضر، مدل این است که مراقبت از هر عضو خانواده در سیلوهای جداگانه انجام میشود. شما هرگز نباید در مورد سوابق بهداشتی خانواده خود اطلاعات کسب کنید. من بهعنوان یک سرمایهگذار میخواهم به آن نگاه کنم تا یک پلتفرم بهداشتی خانوادگی ایجاد شود که به طور هدفمند توسط اطفال راهاندازی شده است.
لی: و برای افرادی که به این پادکست گوش میدهند و مدیران سیستمهای بهداشتی هستند، آیا توصیهای در مورد نحوه نگاه به این مسئله دارید؟
فار: در پاسخ به "چگونه ما به این هوش مصنوعی برای بیمارستان خود نگاه کنیم، باید با "آیا ما واقعاً به این نیاز داریم؟" شروع شود. قبل از پیادهسازی، باید مشکل را درک کنید. بسیاری از رهبران بیمارستانها در یک هیجان قرار میگیرند و از "هوش مصنوعی" استفاده میکنند بدون اینکه بدانند دقیقاً چه مشکلی را میخواهند حل کنند. بهمحض اینکه بفهمید به چه چیزی نیاز دارید، یک مطالعه نمونهبرداری را از این شرکت به همراه چند بیمار دیگر انجام دهید و سپس ببینید که آیا این مطالعه تأثیری دارد. بسیاری از افراد در تلاش برای گنجاندن آن در گردش کار خود دچار مشکل خواهند شد.
لی: کریستی، از اینکه به ما ملحق شدی متشکرم.
فار: لذت بردم.
[موسیقی]
این فقط مقدمهای بر آینده مهیجی است که با هوش مصنوعی با آن روبرو خواهیم شد. به یاد داشته باشید برای اطلاعات بیشتر در مورد این قسمت به MicrosoftResearch.com بروید. همچنین، لطفاً در MicrosoftResearch.com مشترک شوید و هرگز اپیزودی را از دست ندهید.
خوشحال میشوم که برای قسمت بعدی انقلاب هوش مصنوعی در پزشکی به من ملحق میشوید. و در همین حین، به من یادآوری میکنم که ما به تازگی سطح را خراشیدهایم.
[موسیقی]
پادکست تحقیقات مایکروسافت توسط تحقیقات مایکروسافت تولید میشود. ما محققان و دانشمندان در رشتههای متنوعی را درگیر میکنیم، از جمله هوش مصنوعی، هوش مصنوعی یادگیری ماشین و تعامل انسان و رایانه. همیشه میتوانید اطلاعات بیشتری را در MicrosoftResearch.com پیدا کنید