اشتراک
شی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین، و همتای مصری او عبدالفتاح السیسی هنگام ورود به فرودگاه بین‌المللی قاهره در مصر، ۱ سپتامبر ۲۰۲۶، دست تکان می‌دهند.
شی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین، و همتای مصری او عبدالفتاح السیسی هنگام ورود به فرودگاه بین‌المللی قاهره در مصر، ۱ سپتامبر ۲۰۲۶، دست تکان می‌دهند.
دیدگاه خاورمیانه سیاست

اسرائیل نمی‌تواند از پیوندهای راهبردی رو به رشد چین با مصر چشم‌پوشی کند

حضور فزاینده چین در مصر نشان می‌دهد که اسرائیل به دولتی نیاز دارد که بر استراتژی بلندمدت منطقه‌ای، دیپلماسی و روابط اقتصادی متمرکز باشد

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

سفر اخیر شی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین به مصر و گسترش همکاری‌های راهبردی میان پکن و قاهره در حوزه‌های هوش مصنوعی، انرژی و فعالیت‌های نظامی، نشان‌دهنده تغییری بنیادین در معادلات قدرت در خاورمیانه است که اسرائیل نباید از آن غافل بماند. این تحولات در حالی رخ می‌دهد که به باور تحلیلگران، دولت فعلی اسرائیل فاقد یک استراتژی بلندمدت و منسجم برای مدیریت روابط منطقه‌ای است و سیاست خارجی آن بیش از آنکه بر منافع ملی متمرکز باشد، تحت تأثیر ملاحظات سیاسی داخلی و کوتاه‌مدت قرار دارد. اسرائیل به دلیل فقدان برنامه‌ای جامع، فرصت‌های راهبردی بسیاری را از دست داده و در مسائلی نظیر مدیریت نوار غزه یا تضمین امنیت کشتیرانی در دریای سرخ، در حاشیه قرار گرفته است. نویسنده با انتقاد از عملکرد حاکمیت فعلی، تأکید می‌کند که اسرائیل نیازمند دولتی متشکل از متخصصان با تجربه است که به جای شعارزدگی و تمرکز بر بقای سیاسی، اولویت خود را تدوین برنامه‌های دقیق عملیاتی، مدیریت سیستم‌های پیچیده و رصد هوشمندانه تحولات منطقه‌ای قرار دهد. به عقیده نویسنده، بازگشت به مسیر پیشرفت و ثبات، تنها در گرو تشکیل دولتی است که اداره کشور را نه یک فعالیت جانبی، بلکه وظیفه اصلی خود بداند و با درک درست از تقاطع منافع قدرت‌های جهانی، جایگاه از دست‌رفته اسرائیل را در تصمیم‌گیری‌های کلان منطقه بازیابد.

شی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین، اخیراً از قاهره بازدید کرد؛ نخستین سفر رسمی او به این شهر از سال ۲۰۱۶. این بازدید نشان‌دهنده تغییر عمیق و حیاتی است که اسرائیل نباید آن را نادیده بگیرد.

رئیس‌جمهور شی در اواخر ماه آگوست برای یک بازدید رسمی وارد قاهره شد، درست پس از نشست سازمان همکاری شانگهای که در بیشکک، قرقیزستان برگزار گردید.

همین برنامه سفر به تنهایی گویای نحوه جایگاه‌دهی پکن به قاهره در نقشه راهبردی خود است. روابط بین چین و مصر ریشه‌دار اما پیچیده است، عمدتاً به دلیل ارتباطات مصر با ایالات متحده.

روزنامه مصری «المصری الیوم» این رابطه را در حال ورود به مرحله‌ای جدید توصیف کرده و هوش مصنوعی و انرژی را بخش‌هایی دانسته که انتظار می‌رود همکاری در آن‌ها گسترش یابد.

به تازگی، دو کشور یک مانور هوایی مشترک انجام دادند که طی آن چین برای نخستین بار در تاریخ، جنگنده‌های چندمنظوره شنیانگ J-16 را به قاره آفریقا اعزام کرد. این تنها تجارت نیست؛ بلکه حضور فزاینده یک قدرت جهانی در یکی از مهم‌ترین کشورهای خاورمیانه است.

با این حال، داستان زیربنایی و عمیق‌تری که در اینجا در جریان است و باید نگرانی اسرائیلی‌ها را برانگیزد، نه مربوط به چین و نه حتی خود مصر است.

در واقع، این داستان تنها نمونه‌ای از تغییرات بزرگی است که دقیقاً زیر چشم اسرائیل در خاورمیانه رخ می‌دهد. با این وجود، سیاست دولت در مواجهه با این تغییرات یا عقب‌مانده بوده یا اصلاً وجود ندارد.

علاوه بر این، دولت ممکن است توانایی اجرای حتی ساده‌ترین اقدامات در این زمینه را نیز نداشته باشد.

بدیهی است که معاهده صلح اسرائیل با مصر و روابط دو ملت، لنگرگاه‌های ثبات منطقه‌ای هستند، حتی اگر اختلاف‌نظرهایی وجود داشته باشد.

با توجه به اهمیت این روابط، منطقی است که دولت رویکردی منظم و عاقلانه برای حفظ آن‌ها داشته باشد.

باید برنامه‌ای متناسب با درک تقاطع منافع آمریکا، مصر و اسرائیل داشته باشد. در خصوص نوار غزه، دولت باید چشم‌اندازی داشته باشد که در آن مصر به عنوان یک لنگرگاه راهبردی، نفوذ بیشتری نسبت به کشورهایی مانند ترکیه و قطر داشته باشد.

اما همان‌طور که در بسیاری از مسائل دیگر منطقه‌ای و جهانی، این دولت هیچ‌یک از این موارد را ندارد. سیاست خارجی آن کاملاً تحت تأثیر ملاحظات سیاسی داخلی کوتاه‌مدت است و توانایی و اعتبار لازم برای مدیریت گفتگوهای پیچیده و دشوار با شرکا و شرکای بالقوه را فاقد است.

برای مثال، این دولت هرگز طرحی تدوین نخواهد کرد، آن را اجرا نخواهد نمود و اعتبار و جایگاه لازم برای حتی متقاعد کردن مصر به منظور تعمیق روابط انرژی و اقتصادی را نخواهد داشت.

همچنین تاکتیکی برای حفظ گفتگوی راهبردی منظم با بزرگ‌ترین کشور عربی – کشوری که با اسرائیل روابط دیپلماتیک دارد – ندارد.

وقتی صحبت از یافتن راه‌هایی برای همکاری در چالش‌های مشترک، مانند تضمین آزادی کشتیرانی در دریای سرخ در برابر تهدید حوثی‌ها می‌شود، به نظر می‌رسد در این جبهه نیز هیچ استراتژی وجود ندارد.

این‌ها گام‌های بدیهی و عقل‌سلیم هستند که روابط را تقویت می‌کنند، اما به این دلیل اتفاق نمی‌افتند که اسرائیل تحت این دولت، سیاست خارجی ندارد. روابط با مصر تنها یکی از ده‌ها موردی است که این وضعیت در آن‌ها حاکم است. به همین دلیل، اسرائیلی‌ها هزینه‌ای سنگین را از نظر اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک پرداخت می‌کنند.

دولتی قادر به مدیریت اسرائیل

پس چه چیزی باید در دولت بعدی تغییر کند؟

اول از همه، ما به دولتی نیاز داریم که واقعاً اسرائیل را مدیریت کند. افراد در پست‌های ارشد باید تجربه متنوعی در مدیریت مسائل و سیستم‌های پیچیده داشته باشند.

آن‌ها همچنین باید در حوزه‌ای که مسئولیت آن را بر عهده دارند، تخصص داشته باشند. به عنوان یک کهنه‌کار نمایندگی اسرائیل در خارج از کشور، من می‌دانم وقتی دولتی متشکل از سیاستمداران حرفه‌ای باشد که همیشه سیاست را بر سیاست‌گذاری و مدیریت صحیح مقدم می‌دارند، چه شکلی است.

یائیر لپید، وزیر امور خارجه و رهبر حزب یش عتید
یائیر لپید، وزیر امور خارجه و رهبر حزب یش عتید
مارک اسرائیل سلِم / جروزالم پست

ما این را در دولتی که توسط نفتالی بنیت، نخست‌وزیر، و یائیر لپید، وزیر امور خارجه، اداره می‌شد دیدیم و امسال، آن‌ها با هم تیمی مشابهی ساخته‌اند.

دوم، ما به دولتی با دستور کار و فرآیند سیاستی شفاف نیاز داریم. من از تجربه شخصی خود در نمایندگی منافع اقتصادی اسرائیل در آسیا می‌دانم که در مسائل پیچیده و چندوجهی، اغلب پاسخ کاملی وجود ندارد.

اما با داشتن دستور کار، قطب‌نما و فرآیند شفاف، تصمیم‌گیری بهبود می‌یابد. یکی از دلایلی که تصمیم گرفتم به تیم بنیت بپیوندم این بود که در حالی که بسیاری از سیاستمداران کمپین‌ها را برنامه‌ریزی می‌کنند و با استراتژیست‌های سیاسی ملاقات می‌کنند، بنیت کاری متفاوت انجام داد.

بنیت دو سال صرف تهیه برنامه‌های عملیاتی دقیق و جامع برای مقابله با ده‌ها چالش پیش روی کشور کرد، همراه با خبرگان برتر و مبتنی بر درک خودش از پیچ‌وخم‌های سیستم سیاسی.

به عبارت دیگر، اسرائیل افراد مناسب و برنامه‌های مناسب را داشت. به نظر ساده می‌رسد. اما در چهار سال گذشته، ما این موارد را به شدت حس کردیم.

به همین دلیل، فرصت‌ها از کنار اسرائیل گذشتند و تغییرات منطقه‌ای مانند موارد ذکر شده در خصوص مصر، بدون اینکه اسرائیل حتی در میز تصمیم‌گیری حاضر باشد، رخ دادند.

فارغ از سیاست، تا زمانی که کشور دولتی نداشته باشد که وقت کمتری را صرف ساختن تیک‌تاک (TikTok) کند، سعی نکند با شعارهای ساده‌لوحانه حکومت کند و در مواردی که بیشتر به بقای سیاسی خودش مربوط است، مانند انتخابات مقدماتی، با فعالان حزبی ملاقات نماید، تغییری در مسیر ایجاد نخواهد شد.

اسرائیل به دولتی نیاز دارد که زمان خود را صرف برنامه‌ریزی سیاستی، رصد و تلاش برای تأثیرگذاری بر تحولات منطقه‌ای کند؛ دولتی که درک کند اداره کشور شغل اصلی اوست، نه شغلی جانبی برای کسب نفوذ سیاسی.

در ۲۷ اکتبر، اسرائیلی‌ها فرصت دارند چنین دولتی را انتخاب کنند و اسرائیل را بر مسیر ترمیم قرار دهند.

نویسنده رئیس سابق هیئت‌های تجاری و اقتصادی اسرائیل در چین و نامزد کنست از حزب «بی‌یاحاد» به رهبری نفتالی بنیت است.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: jpost.com