اسلام قلعه، افغانستان، ۱۷ سپتامبر (رویترز) - محمد سعید تازه هجده ساله شده بود که با پدر و مادر و خواهر و برادر کوچکترش به ایران گریخت تا از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان در سال ۲۰۲۱ فرار کند.
اکنون سعید و خانواده او بخشی از هزاران نفری هستند که برای فرار از بحران اقتصادی ایران، ناشی از درگیری با آمریکا و اسرائیل، به وطن بازگشتهاند.
سعید گفت که خانواده او تقریباً با دست خالی بازگشتند.
او گفت: «ارز ایران به شدت سقوط کرد»؛ به طوری که پسانداز خانواده، که به ریال ایران نگهداری میشد، بیش از دو سوم ارزش خود را از دست داد.
برای دههها، اقتصاد صنعتی و بسیار بزرگتر ایران به افغانها پناهگاهی از فقر و در دهه ۱۹۹۰ و دوباره از سال ۲۰۲۱، از حکومت سختگیرانه طالبان ارائه میداد.
اکنون، اقتصاد ایران به قدری شدید فروپاشیده است که بسیاری از افغانها میگویند بازگشت را تنها گزینه خود میبینند. آنها با همسران و دخترانشان، علیرغم محدودیتهای شدید علیه زنان در افغانستان، شامل محدودیت در تحصیل، سفر و اشتغال، باز میگردند.
روزنامهنگاران رویترز یک هفته را در مناطق مرزی ولایت هرات افغانستان و فراه همسایه صرف صحبت با افرادی کردند که از ایران بازگشته بودند. اکثر بازگشتگان، که آزاد بودند بدون ترس از نظارت دولت ایران درباره آن بحث کنند، از اقتصاد ویران شده در ایران سخن گفتند.
در گذرگاه مرزی غبارآلود اسلام قلعه بین ایران و افغانستان، جریانی تقریباً مداوم از مهاجران بازگشتی در حال انجام بررسی مدارک و تشریفات ثبت نام بودند.
مسئولان در کانتینرهای حملونقل موقت نشسته بودند. بازگشتگان هنگام بازگشت به سرزمین خود، با کوههای صحرایی خشک و جادهای پر از چالهچاله، یعنی جاده منتهی به هرات، بزرگترین شهر غرب افغانستان، روبرو شدند.
بیشتر افغانهای بازگشتی گفتند که ماهها بیکار بوده و پیش از تصمیم به بازگشت، زیر فشار تورم افسارگسیخته له شدهاند.
با تشدید اثرات تحریمهای سختگیرانه و محاصره دریایی آمریکا که اخیراً باعث شده است ایران بدون صادرات قابل توجه نفت خام از طریق تنگه هرمز باشد، قیمت مصرفکننده طبق آمار مرکز آمار ایران، حدود ۹۰ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته است. تورم مواد غذایی حتی بیشتر، نزدیک به ۱۳۰ درصد بوده و نان، شیر و سایر اقلام ضروری را به طور فزایندهای غیرقابل خرید کرده است.
مأموریت ایران در نیویورک به درخواست برای اظهار نظر پاسخ نداد.
سید جاوید قاضی خانی، مهاجر ۴۰ ساله، گفت: در گذشته، برخی فروشندگان افغان میتوانستند در بازارهای ایران با فروش کالاها با قیمتی حدود دو برابر قیمت خرید، سود ببرند. اما تورم و ناپدید شدن پساندازها در میان ایرانیان و مهاجران افغان منجر به فروپاشی تقاضای مصرفکننده شد.
او گفت: «آنچه باقی ماند، کار روزمزد بود»، اغلب با همان دستمزد یک سال پیش.
طبق نظرسنجیهای سازمان بینالمللی مهاجرت (IOM)، تنها ۲۹ درصد از افغانهایی که اخیراً از ایران بازگشتهاند گفتهاند که پس از کاهش درآمد متوسط خود به میزان نزدیک به یک سوم نسبت به سطوح پیش از بحران، هنوز پساندازی دارند.
بازگشت بیشتر زنان
بیش از ۲ میلیون افغان در دو سال گذشته ایران را ترک کردهاند. طبق دادههای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، اکثر آنها پیش از موج اخیر بازگشتگان که در جریان جنگ ترک کردند، توسط مقامات ایرانی اخراج یا تحت فشار قرار گرفتند تا بروند.
اخراج اجباری همچنان یکی از دلایل اصلی بازگشت افغانها است، با این حال مردان تنها مدتهاست که هدف اصلی مقامات ایرانی به نظر میرسند. اما طبق دادههای بازگشتگان و IOM، جمعیت افغانهای بازگشتی در مقایسه با سطوح پیش از بحران، به طور فزایندهای شامل زنان و کل خانوادهها نیز میشود.
برای بسیاری از مادران و دختران افغان که پس از تصرف افغانستان توسط طالبان در ایران مانده بودند، بحران اقتصادی اخیر ایران آنها را با انتخابی تقریباً غیرممکن روبرو کرده است: رویارویی با فقر در آنجا، یا بازگشت به کشوری که نیمی از زنان تنها یک یا دو بار در ماه از خانه خارج میشوند، طبق گفته سازمان ملل.
قوانین طالبان سفر زنان بدون سرپرست مرد را محدود کرده و آنها را از برخی مشاغل منع کرده است. طالبان میگویند حقوق زنان را مطابق با شریعت اسلامی احترام میگذارند.
عبدالجبّار، ۴۴ ساله، گفت که نمیخواست همسر، دو دختر، نوه و مادرش را به افغانستان برگرداند. خانواده او تقریباً چهار دهه در ایران زندگی کرده بودند و جبّار به عنوان نصاب نمای ساختمان کار پیدا کرده بود. خانواده زندگی راحتی داشتند و آپارتمانی مدرن در کرمان، نزدیک به پایگاه نظامی ایران، داشتند.
در مصاحبهای، با صورتی که از گرمای تنور نان فطیر در اتاق تکنفرهای که اکنون در افغانستان دارند گلگون شده بود، گفت: «قبلاً میگفتم حتی اگر افغانستان فقط دو خیابان دورتر باشد، نمیروم.»
جبّار گفت وقتی پایگاه نظامی مجاور بارها مورد اصابت موشک قرار گرفت و کار در جریان جنگ امسال کم شد، اعضای دوردست خانواده افغان او را به بازگشت تشویق کردند و وعده کار و امنیت از موشکهای آمریکایی را دادند.
وقتی جبّار با تقریباً هیچ وسایل یا پساندازی به افغانستان رسید، خویشاوندان لوازم ضروری اهدا کردند و به او پول قرض دادند.
دو ماه بعد، او همچنان بیکار است و چون قادر به بازپرداخت پول نیست، خوشآمدگویی را از بین برده است. خانواده اکنون در خانهای گِلی و سوزان با تنها یک اتاق زندگی میکنند که پنلهای خورشیدی تنها منبع برق هستند. فرش غبارآلود هدیه شده بود.
ستایش، دختر ۱۵ ساله او که میخواهد طراح مد شود، دلتنگ زندگیاش در ایران است.
او گفت: «اگر میتوانستم، برمیگشتم». «برای تحصیلم، دوستانم.»
راهاندازی مجدد کسبوکار پنیر
عبدالغنی قزیزاده، مقام ارشد دولت طالبان در مرز، گفت که در اسلام قلعه، حداقل ۲۰ تا ۴۰ خانواده، از جمله زنان و دختران، هر روز داوطلبانه باز میگردند.
او گفت: «دستمزدهایی که کسب میکنند دیگر برای پوشش هزینههای اولیه زندگی کافی نیست.»
او گفت بسیاری از کارگران افغان شکایت داشتند که کارفرمایان ایرانی دستمزدهای آنها را پرداخت نمیکنند. «همه شکایت میکنند که پولشان پشت سر مانده است.»
در ایران، سعید و مادرش رضوانه جمعی، ۴۲ ساله، گفتند که پس از ورود در سال ۲۰۲۱، کسبوکاری تولید پنیر پیتزا راه انداخته بودند. در ابتدا، این کسبوکار رونق داشت و خانواده مشتریان وفاداری پیدا کردند.
جمعی گفت با تشدید تنشهای آمریکا و ایران در امسال و جهش تورم، غذا آنقدر کمیاب شد که او در تأمین مواد لازم برای کسبوکار، از جمله شیر، دچار مشکل شد.
او گفت: «دیگر نمیتوانستم تولید را ادامه دهم»، که سرانجام پنج ماه پیش خانواده را مجبور به بازگشت کرد.
جمعی و سعید گفتند که آخرین پسانداز خود را برای خرید تجهیزات آشپزخانه جدید در افغانستان خرج کردهاند و تولید پنیر پیتزا را در خانه جدیدشان از سر گرفتهاند.
خانواده در افغانستان، جایی که پنیر پیتزای باکیفیت کالایی کمیاب است، فرصت بازار میبینند. آنها میگویند با دخترانی کار میکنند که در کشورهای دیگر سن مدرسه داشتند، اما طبق قوانین طالبان از تحصیل بالاتر از کلاس ششم و از دانشگاه منع شدهاند.
جمعی گفت از زمان بازگشت او به افغانستان پنج ماه پیش، دختر ۱۷ سالهاش بیشترین مشکل را داشته است.
جمعی گفت: «او مدام به من میگوید، 'مادر، من هشت سال درس خواندم، و حالا فقط در خانه نشستهام'.» «هیچ کاری نمیتوانم بکنم جز اینکه به او بگویم، 'صبور باش. خدا بخشنده است.'»
گزارشگری توسط محمد یونس یاور، سید حبیب و احمد مسیح نوری در هرات و ریک نوک در اسلامآباد؛ ویراستاری توسط راجو گوپالاکریشن