تازهترین تهدید ایران به ترور، ماه گذشته با انتشار ویدئویی تحت عنوان «کجا بارون ترامپ را بکشیم» مطرح شد که در آن جایزهای ۱۰ میلیون دلاری برای قتل کوچکترین فرزند رئیسجمهور آمریکا تعیین شده بود. کمتر از ۲۴ ساعت بعد، وزارت امور خارجه آمریکا در شبکههای اجتماعی مجدداً پاداش ۱۰ میلیون دلاری خود را برای دریافت «اطلاعات» درباره پنج تن از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از جمله مجید خادمی، رئیس سازمان حفاظت اطلاعات، اعلام کرد.
این پیشنهاد وزارت امور خارجه، بخشی از برنامه «پاداش برای عدالت» (Rewards for Justice)، نخستین بار در ۲۰ مارس منتشر شد. چند هفته بعد، دولت اسرائیل مسئولیت ترور خادمی را در جریان یک حمله هوایی به تهران بر عهده گرفت؛ امری که به تصمیم دولت آمریکا برای بازنشر این اعلان، جلوهای هشداردهنده بخشید. از وزارت امور خارجه پرسیدم که آیا این اقدام بلافاصله پس از اعلام جایزه ۱۰ میلیون دلاری ایران برای ترور پسر رئیسجمهور، عامدانه بوده است یا خیر. یکی از مقامات از اظهار نظر درباره «رایزنیهای داخلی» خودداری کرد اما خاطرنشان ساخت که اطلاعات بهدستآمده از طریق برنامه پاداش برای عدالت میتواند «برای پشتیبانی از مجموعهای از واکنشهای دولت آمریکا جهت مهار تهدیدات، منطبق با قوانین و سیاستهای ایالات متحده، مورد استفاده قرار گیرد.»
تهدید به ترور از همان ابتدا روندی تاریک و مخل در بطن جنگ آمریکا و ایران بوده است. هر دو طرف این تاکتیک را در کانون راهبردهای ملی خود قرار دادهاند، هرچند که ترورها تا حدودی یکطرفه بوده است؛ چرا که پرزیدنت ترامپ و متحدان اسرائیلیاش کشتار گسترده سران ارشد ایران را پیش بردهاند. با این حال، تأثیر این روند بر دولت آمریکا عمیق بوده است. تامی پیگات، سخنگوی وزارت امور خارجه در بیانیهای مکتوب به من گفت: «ما از تهدیدهای مداوم رژیم ایران و نیروهای نیابتی آن آگاهیم و آنها را بسیار جدی تلقی میکنیم. ما برای اقدام در راستای محافظت از مقامات کنونی و پیشین دولت ایالات متحده و خانوادههایشان درنگ نخواهیم کرد.»
ایران بهروشنی به ارزش تبلیغاتی تهدید مقامات آمریکایی پی برده است. اکنون دیوارنگارههایی در تهران ترامپ، اعضای خانوادهاش و سایر مقامات ارشد آمریکایی را درون تابوت به تصویر میکشند. بر روی یک بیلبورد که ظاهراً با هوش مصنوعی طراحی شده و ترامپ را در حال نگاه به آسمان در یک زمین گلف نشان میدهد، نوشته شده است: «هی تروریست! آماده مرگ باش». ماه گذشته، فرمانده کل ارتش ایران بدون تعیین مکان مشخصی، وعده جایزه ۳۰ هزار دلاری به هر مرد ایرانی داد که یک نظامی آمریکایی را بکشد یا به اسارت درآورد (این پاداش برای زنان دو برابر خواهد بود). رسانههای وابسته به ایران علاوه بر تهدید بارون، ویدئویی تحت عنوان «چگونه ملانیا را بکشیم» درباره بانوی اول منتشر کرده و فهرستی از اهداف شامل چند تن از رهبران جهان و اعضای کابینه آمریکا ارائه دادهاند. آیتالله مجتبی خامنهای، رهبر عالی ایران، در بیانیهای مکتوب در ۱۱ ژوئیه اظهار داشت: «جنایتکاران و قاتلان بیآبروی رهبر شهید که اسامیشان از بالاترین تا پایینترین ردهها به طور کامل مستند است، آرزوی مرگی آرام در بستر را با خود به گور خواهند برد.» وی جانشین پدرش، آیتالله علی خامنهای، شد که در نخستین روز جنگ در پی حملات هوایی اسرائیل به مقر اقامتش به شهادت رسید.
اما کارزار ایران به موضعگیریهای تبلیغاتی محدود نمیشود. ماه گذشته، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اعلام کرد که «ایران تلاش کرده است یکی از پسرانش را به قتل برساند»؛ اشارهای آشکار به یائیر نتانیاهوی ۳۵ ساله. در ماه ژوئیه، نهادهای اطلاعاتی اسرائیل از توطئهای پرده برداشتند که در آن ایران قصد داشت از یک فرد مقیم فرانسه به نام سروت اوزکور برای اجیر کردن ضاربان با هدف سوءقصد به مقامات ارشد اسرائیل استفاده کند. به گفته وزارت دادگستری آمریکا، ایران در واکنش و مجازات دستور ترامپ در سال ۲۰۲۰ مبنی بر ترور فرمانده نظامی ایران، قاسم سلیمانی، بارها افرادی را برای ترور ترامپ و سایر مقامات آمریکایی اعزام کرده است. حدود یک هفته پس از آغاز جنگ امسال با ایران، یک هیئت منصفه فدرال در بروکلین، آصف مرچنت، طراح یکی از دو توطئه منتسب به ایران در ایالات متحده را محکوم کرد. دادستانها مدعی شدند که مرچنت، تبعه پاکستانی آموزشدیده توسط سپاه پاسداران، با دستور اجیر کردن آدمکشهای «مافیا» وارد خاک ایالات متحده شده بود. اما مرچنت در نهایت با مأموران مخفی به گفتگو پرداخت و به آنان گفت که پس از خروجش از کشور، مشخصات هدف را دریافت خواهند کرد. وی پیش از رسیدن به فرودگاه بازداشت شد و با مجازات احتمالی تا حبس ابد روبهرو است.
هنگام جان باختن خامنهای پدر، ترور آشکارا فکر ترامپ را به خود مشغول کرده بود. ترامپ در ماه مارس به جاناتان کارل، خبرنگار ایبیسی نیوز (ABC News) گفت: «من قبل از اینکه او به من برسد کارش را تمام کردم. آنها دو بار تلاش کردند؛ خب، من اول دست به کار شدم.»
ریاستجمهوری ایالات متحده همواره شغلی پرمخاطره بوده است. ترامپ دستکم با سه فقره سوءقصد از سوی مهاجمان داخلی روبهرو شده است. این حملات در کنار تهدیدهای ایران، زندگی رئیسجمهور و مشاورانش را دگرگون کرده و امکان تعامل مستقیم ترامپ با کشوری را که اداره میکند، به شدت محدود ساخته است.
اوایل امسال، در جریان نشستی در آنکارا، ترامپ به خبرنگاران گفت احتمال مرگ او در دوران مسئولیتش ۵.۲ درصد است؛ رقمی که بهمراتب بالاتر از رانندگان مسابقات اتومبیلرانی و گاوبازان است (او منبعی برای این مقایسه خود ارائه نکرد. از میان ۴۵ فردی که به عنوان رئیسجمهور انتخاب شدهاند، چهار نفر یعنی حدود ۸.۹ درصد، در دوران تصدی خود ترور شدهاند). ترامپ در همان مراسم گفت: «من هدف شماره یک در فهرست ترور ایران هستم.» سپس رئیسجمهور برای گریز از توطئه ادعایی ایران جهت هدف قرار دادن هواپیما، به صورت پنهانی از درِ کناری هواپیمای ویژه ریاست جمهوری (Air Force One) در باند فرودگاه خارج شد و خبرنگاران همراه و دو عضو کابینهاش را به عنوان طعمه جا گذاشت. او پس از پیمودن مسیری کوتاه با یک کامیون حمل غذای هواپیما، سوار بر هواپیمایی دیگر شد و به مقصد بعدی خود در بریتانیا پرواز کرد.
ترتیبات لجستیکی سفرهای ریاستجمهوری اکنون بهمراتب سنگینتر و پیچیدهتر از آغاز دوره نخست ترامپ است. بودجه حفاظت فردی سرویس مخفی از سال ۲۰۱۶ تاکنون تقریباً دو برابر شده است. محدودیتهای جدیدی برای حریم هوایی بر فراز مار-ئه-لاگو اعمال شده است. پارک لافایت، واقع در ضلع شمالی کاخ سفید، ماههاست به دلایل امنیتی مسدود شده و برنامههایی برای نصب حصارهای جدید جهت جلوگیری بیشتر از ورود عموم وجود دارد. ارتش آمریکا در دادگاه استدلال کرده است که با توجه به تهدیدات جدید حملات پهپادی، ساخت سالن تشریفات جدید در کاخ سفید برای «تضمین فرماندهی و کنترل بدون وقفه، حیاتی است».
شماری از اعضای کابینه و دستیاران ارشد کاخ سفید، در مواردی به دلیل تهدیدات مشخص خارجی، اکنون برای حفظ جان خود و خانوادههایشان در پایگاههای نظامی سکونت دارند. برخی دیگر از مشاوران ردههای میانی کاخ سفید نیز پس از اقدام به ترورِ داخلی در ضیافت شام انجمن خبرنگاران کاخ سفید در آوریل، از حضور در سطح شهری که در آن زندگی میکنند عقب نشستهاند. یکی از مقامات کاخ سفید به من گفت: «افراد اکنون بیشتر مراقب مکانهایی هستند که میروند و صراحتاً در دفعات حضورشان در انظار عمومی احتیاط میکنند.»
همه این رویدادها نشانگر آیندهای تاریک است که در آن ترور از خطری حاد به تهدیدی روزمره بدل میشود. شاید این امر موجب بازنگری در استفاده از ترور، هم به عنوان ابزاری در سیاست خارجی آمریکا و هم روشی برای تهدید مقامات ارشد دشمن گردد. سایمون بال، استاد دانشگاه لیدز در انگلستان و نویسنده کتاب «مرگ با سفارش: تاریخ مدرن ترور»، به من گفت: «گاهی به این فکر میکنم که آیا سیاستمداران با ترویج قتلهای فراقضایی علیه دشمنان خود، واقعاً به این نتیجه میرسند که دارند حکم مرگ خود را امضا میکنند یا پایههای دموکراسیهایشان را متزلزل میسازند؟» او افزود تهدید به ترور اکنون چنان به واقعیتی عادی در زندگی بدل شده که برخورداری از تدابیر حفاظتی، نوعی پرستیژ تلخ ایجاد میکند. بال گفت: «جایگاه نخبگی اکنون با این سنجیده میشود که آیا در برابر ترور محافظت میشوید یا خیر. اگر محافظت نشوید، فرد مهمی نیستید؛ آدم کماهمیتی به حساب میآیید.»
تهدید به ترور از سوی ایران تأثیر زیادی بر زندگی ترامپ داشته است، اما مقامات دولت او مدعیاند این تهدیدها هیچ نقشی در تصمیم ترامپ برای حمله به ایران نداشتهاند؛ حملاتی که وی در ژوئن ۲۰۲۵ و بار دیگر در فوریه به اجرا گذاشت و از جمله دلایل آن، لزوم جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای را برشمرد. یکی از مقامات ارشد دولت به من گفت: «او هرگز تهدیدهای آنها علیه خود را به عنوان دلیلی برای انجام این اقدامات قلمداد نکرده است. او تهدیدها علیه خود را بخشی از این شغل میداند.»
با این حال، ارتش، حذف افرادی را که ادعا میشود رئیسجمهور را تهدید میکنند، به بخشی از این کارزار بدل ساخته است. چهار روز پس از آغاز جنگ، پیت هگست، وزیر دفاع، با خبری از حمله موفق شب گذشته اسرائیل وارد پنتاگون شد. او اعلام کرد که آمریکا و اسرائیل توانستهاند «فرمانده یگان عامل سوءقصد به پرزیدنت ترامپ» را به هلاکت برسانند.
از یک سو، هگست این حمله را پیروزی شخصی رئیسجمهور قلمداد کرد. او به خبرنگاران گفت: «ایران سعی کرد پرزیدنت ترامپ را بکشد، اما در نهایت این پرزیدنت ترامپ بود که پیروز میدان شد.» از سوی دیگر، وی اظهار داشت که ترامپ ذهن خود را درگیر این حملات نکرده است. هگست افزود که تعقیب عوامل ترور رئیسجمهور «به هیچ عنوان کانون این تلاش نبوده و در واقع هرگز از سوی رئیسجمهور یا فرد دیگری مطرح نشده است.» به روایت او، این اقدام بیشتر شبیه به نوعی خدمت و لطف به رئیس بوده است. هگست گفت: «من و دیگران اطمینان حاصل کردیم کسانی که در این قضیه دست داشتند، در نهایت در فهرست اهداف قرار بگیرند.»
ترامپ نیز به همین ترتیب این مرزها را مبهم ساخته است؛ گاه بر تهدید متمرکز شده و گاه آن را بیاهمیت جلوه داده است. پس از آنکه کول توماس آلن، معلم خصوصی اهل کالیفرنیا، هنگام تلاش برای نفوذ مسلحانه به ضیافت شام خبرنگاران با چندین سلاح گرم و چاقو دستگیر شد، ترامپ به خبرنگاران گفت: «من به احتمال ترور فکر نمیکنم و اگر فکر میکردم، کارم را به درستی در اینجا انجام نمیدادم.» اما ساعاتی پیش از حمله بمبافکنهای بی-۲ به ایران در ژوئن سال گذشته، رئیسجمهور پس از پیاده شدن از هواپیمای ویژه ریاست جمهوری در نیوجرسی، به خبرنگاران گفت آنها صرفاً با ایستادن در کنار او خود را به خطر انداختهاند و هشدار داد: «مراقب باشید.»
ترامپ همچنین تصریح کرده است هر کشوری که دست به ترور او بزند با پاسخی ویرانگر روبهرو خواهد شد. او دو هفته پس از آغاز به کار خود در سال گذشته درباره ایران گفت: «من دستورالعملها را صادر کردهام. اگر دست به چنین کاری بزنند، محو خواهند شد؛ چیزی از آنها باقی نخواهد ماند.» در ماه ژوئیه، ساعاتی پیش از آنکه مجتبی وعده انتقام مرگ پدرش را بدهد، ترامپ در شبکههای اجتماعی نوشت حتی اقدام به سوءقصد علیه او نیز واکنشی نظامی در پی خواهد داشت: «دستورات از پیش صادر شده است و ارتش ایالات متحده برای یک دوره یکساله، که قابل تمدید است، آماده، مایل و قادر است تمام مناطق ایران را به طور کامل نابود و ویران سازد.»
مقامات ایران موضعی مبهم درباره میزان جدی بودن تهدیدهای خود اتخاذ کردهاند. چند روز پس از پخش ویدئوی بارون در سایت تبیان، از بازوهای رسانهای حکومت ایران، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، تهدیدها علیه بارون را دروغ خواند و توطئه ادعایی علیه ترامپ در ترکیه را «خبر جعلی» دانست. اما رضایی — که سلف او در ماه مارس بر اثر حملات اسرائیل جان باخت — در همان گفتگو با شبکه المنار لبنان اظهار داشت که ایران نتانیاهو را «به جهنم» خواهد فرستاد.
این اظهارات پوشش رسانهای ناچیزی به همراه داشت؛ چرا که توطئه سران کشورها برای قتل یکدیگر، امروزه به رویدادی عادی بدل شده است.