اشتراک
تصویر: خبرگزاری اپا (AP)
تصویر: خبرگزاری اپا (AP)
خاورمیانه و آفریقا روابط بین‌الملل

گزارش خاورمیانه: بازگشت جنگ خلیج فارس

گریگ کارلستروم، خبرنگار ما در خاورمیانه، درباره دلایل درگیری‌های اخیر

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

درگیری‌های اخیر میان ایران و آمریکا در خلیج فارس، پس از یک دوره آرامش نسبی، دوباره با تبادل آتش میان دو کشور شدت گرفته است. واشنگتن مدعی است با بمباران لانچرهای موشکی، مانع از مین‌گذاری ایران در تنگه هرمز شده و در مقابل، ایران نیز پایگاه‌های آمریکایی در اردن را هدف قرار داده است. موضوع محوری این تنش‌ها، تلاش دولت ترامپ برای حفظ جریان صادرات نفت از طریق انتقال کشتی به کشتی است تا کنترل ایران بر تنگه هرمز را بی‌اثر کند. اگرچه در مورد حجم دقیق این صادرات اختلاف‌نظر وجود دارد، اما موفقیت احتمالی این عملیات می‌تواند مانع از افزایش شدید قیمت نفت شده و فشار سیاسی بر دولت ترامپ را کاهش دهد. با این حال، تداوم این وضعیت مستلزم حضور پرهزینه و مداوم نیروهای نظامی آمریکاست که از نظر اقتصادی و استراتژیک پایدار به نظر نمی‌رسد. در سوی دیگر، محاصره دریایی آمریکا سبب کمبود بنزین و انرژی در داخل ایران شده و با نزدیک شدن به فصل زمستان، احتمال بروز بحران‌های داخلی برای رژیم افزایش یافته است. در نهایت، این تقابل به یک جنگ فرسایشی شباهت پیدا کرده که در آن هیچ‌یک از طرفین تمایلی به تشدید درگیری بزرگ ندارند، اما از سوی دیگر، هیچ‌کدام نیز تحت فشار کافی برای تن دادن به یک توافق جدید قرار نگرفته‌اند و به نظر می‌رسد این وضعیت بن‌بست‌گونه در آینده نزدیک تداوم یابد.

بدون شک بسیاری از شما تعطیلات مورد علاقه خود را در ماه اوت گذراندید. جنگ خلیج فارس نیز دست‌انداخت و مدت‌ها در حالت تعلیق بود؛ تا اینکه شب یکشنبه، آمریکا و ایران برای نخستین بار در عرض یک ماه، تبادل آتش کردند.

در نگاه اول، این رویداد شبیه به تکرار درگیری‌های اوایل تابستان به نظر می‌رسید. آمریکا اعلام کرد که لانچرهای موشکی را بمباران کرده است که ایران قصد داشت از آن‌ها برای مین‌گذاری در تنگه هرمز استفاده کند (روش غیرمتعارفی اما واقعی برای استقرار مین‌های دریایی). ایران نیز با بمباران پایگاه‌های آمریکایی در اردن پاسخ داد.

اما پیش‌زمینه ماجرا اهمیت دارد. دولت دونالد ترامپ دو هفته گذشته را صرف بحث بر سر این موضوع کرد که کنترل ایران بر تنگه هرمز شکسته شده است. واشنگتن ادعا می‌کند که روزانه بیش از ۸ میلیون بشکه (b/d) نفت خام از این مسیر خارج می‌شود. گزارش‌ها حاکی از آن است که این طرح بر پایه انتقال نفت از کشتی به کشتی استوار است، زیرا هنوز خطرناک است که بزرگ‌ترین تانکرهای نفتی، یعنی VLCCها (تانکرهای بسیار بزرگ نفت خام)، از تنگه عبور کنند. در عوض، تانکرهای کوچک‌تر این مواد را از کنار تنگه هرمز منتقل کرده و آن‌ها را در VLCCهایی که در دریای عمان لنگر انداخته‌اند، بارگیری می‌کنند.

اگر چنین چیزی در جریان باشد، منطقی است که ایران بخواهد آن را مختل کند: رژیم بر حفظ کنترل بر تنگه اصرار دارد. با این حال، اینکه آیا واقعاً چنین اتفاقی در حال رخ دادن است، موضوع برخی اختلاف‌نظرهاست. گلدمن ساکز، بانک سرمایه‌گذاری، معتقد است ارقام ارائه‌شده توسط دولت تقریباً دقیق هستند. کلپر (Kpler)، شرکت داده‌محور، نیز همین نظر را دارد. ردیاب‌های دیگر کشتی‌ها اعداد را اغراق‌آمیز می‌دانند. ما باید در فصل پاییز پاسخی قطعی داشته باشیم، زیرا صادرات از خلیج فارس به صورت واردات در کشورهای دیگر ظاهر خواهد شد. اگر کشورهای آسیایی شروع به گزارش تحویل‌های بیشتر نفت خام خاورمیانه کنند، نشانه‌ای از موفقیت عملیات اسکورت دریایی خواهد بود.

با وجود اهمیت آن، تمرکز بر ارقام صادرات نفت تا حدی تقلیل‌گرایانه است. نخست، تنگه هرمز مجری کالاهای دیگری نیز هست. انتقال گاز طبیعی مایع (LNG) در دریا غیرممکن است و کسی تمایلی ندارد ریسک کردن و کشتی‌های گران‌قیمت و کمیاب LNG را از میان گردنه تنگه هرمز بگذراند. حملات این کالا از قطر، یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان جهان، همچنان نزدیک به صفر است. سپس همه کشتی‌های دیگری هستند که معمولاً در تنگه تردد می‌کنند؛ کشتی‌های فله‌بر و کانتینربری که همه چیز از ذرت تا خودرو را تحویل می‌دهند. آن‌ها نیز طرد شده‌اند که هزینه‌های عظیمی را بر کشورهای وابسته به واردات خلیج فارس تحمیل می‌کند.

ثانیاً، این انتقال‌ها تنها در صورتی امکان‌پذیر است که آمریکا هماهنگی و حفاظت از آن‌ها را بر عهده گیرد. این امر اصلاً پایدار نیست. نیازمند استقرار طولانی‌مدت و پرهزینه نیروهای دریایی و هوایی آمریکا خواهد بود که ادامه آن موجودی رو به کاهش موشک‌های رهگیر دفاع هوایی، موشک‌های برد بلند و سایر مهمات را سوزانده و کاهش می‌دهد.

با این حال، حتی با در نظر گرفتن این قیود، جریان یافتن نفت ضربه‌ای واقعی به اهرم قدرت ایران خواهد بود. استراتژی رژیم در طول جنگ اقتصادی بوده است: ایجاد درد و رنج کافی برای آمریکا و جهان به گونه‌ای که آقای ترامپ مجبور به درخواست صلح شود. اگر کشورهای خلیج فارس واقعاً مقادیر زیادی نفت خام صادر کنند، این امر سقفی بر قیمت‌ها اعمال خواهد کرد.

قیمت هر بشکه نفت برنت اکنون ۹۲ دلار است و قیمت یک گالن بنزین در آمریکا به طور متوسط ۴.۱۰ دلار است. هر دو عدد بالاتر از سطوح پیش از جنگ هستند، اما بسیار پایین‌تر از اوج‌های اوایل امسال که به ترتیب به ۱۱۸ دلار و ۴.۵۶ دلار رسیده بودند. این موضوع فشار بر آقای ترامپ را کاهش می‌دهد؛ وی همچنین به نظر می‌رسد انتخابات میانه‌دوره پیش‌رو را از دست داده است (که بخشی دیگر از استراتژی ایران در اوایل امسال بود).

اکنون به نظر می‌رسد رژیم امیدوار است پیروزی بزرگ دموکرات‌ها در نوامبر دست آمریکا را ببندد. اما تکیه بر کنگره برای پایان دادن به جنگی ناپوپولار (یا حتی برای انجام کاری) خوانش ضعیفی از تاریخ اخیر آمریکا است. و همان‌طور که همکارم دیوید رنی هفته گذشته نوشت، ترامپی زخمی و ناتوان (lame-duck) احتمالاً در سیاست خارجی تهاجمی‌تر خواهد بود، نه کمتر.

همزمان، محاصره بندرهای ایران توسط آمریکا همچنان اثر خود را نشان می‌دهد. در هفته‌های اخیر، رانندگان در تهران و شهرهای دیگر با صف‌های طولانی برای دریافت بنزین مواجه شده‌اند. ایران نفت خام فراوانی دارد، اما ظرفیت محدودی برای پالایش آن دارد. جنگ به پالایشگاه‌ها آسیب زده و تولید آن‌ها را بیشتر کاهش داده است، و محاصره به معنای آن است که ایران نمی‌تواند کمبود را با واردات جبران کند.

ایران ممکن است مجبور شود یارانه سوخت را کاهش دهد تا تقاضا را کم کند؛ اقدامی که در گذشته باعث اعتراضات گسترده شده است. به زودی زمستان فرا خواهد رسید. ایران اغلب در برابر کمبود گاز طبیعی در هوای سرد مشکل دارد و جنگ به تأسیساتی که شبکه برق را تأمین می‌کنند آسیب زده است.

در حال حاضر، این وضعیت شبیه به دستورالعملی برای یک جنگ فرسایشی طولانی‌مدت به نظر می‌رسد. اگر آمریکا بتواند قیمت نفت را در سطوحی کمتر از فاجعه‌بار نگه دارد، آقای ترامپ ممکن است تمایل به حفظ وضع موجود داشته باشد. اقتصاد ایران بیشتر فرو خواهد رفت، اما رژیم سابقه طولانی در تحمل چنین بدبختی‌هایی دارد. به نظر نمی‌رسد هیچ‌یک از طرفین تمایل به تشدید بزرگ داشته باشند، اما آن‌ها نیز به اندازه کافی درد نمی‌کشند که توافق جدیدی امضا کنند.

لطفاً نظرات خود را به [email protected] ارسال کنید.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: economist.com