بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، هفتههاست که دستور گلولهباران مواضع حزبالله در جنوب لبنان، قتلهای هدفمند بیش از ۲۰ نفر در غزه و بمباران یک پایگاه هوایی در شمال سوریه به نشانه هشداری به ترکیه را صادر کرده است.
او همچنین از مهار خشونت شهرکنشینان در کرانه باختری خودداری کرده است؛ اقدامی که ژنرالهای ارتش اسرائیل هشدار دادهاند خطر شعلهور ساختن انتفاضه جدید فلسطینیان را در پی دارد.
تشدید تنشها در همه جبههها ارتش اسرائیل را که پس از نزدیک به سه سال جنگ دچار فرسایش شدید شده است، بیش از پیش تحت فشار قرار میدهد؛ گذشته از مردمی که به شدت خسته و مستأصل شدهاند.
با این حال، توجیهات امنیت ملی اسرائیل هر اندازه هم که معتبر باشد، آقای نتانیاهو دلایل خاص خود را برای جستوجوی یک درگیری تازه دارد.
نخستوزیر اسرائیل در انتخابات ۲۷ اکتبر به دنبال انتخاب مجدد است، اما در نظرسنجیها از رقبای خود عقب مانده است؛ نظرسنجیهایی که نشان میدهند مخالفان او از حمایتی تقریباً کافی برای برکناری وی و ائتلافش برخوردارند.
متحدان و رقبای نتانیاهو همگی از جناح راست در مسائل امنیت ملی به او میتازند و همین امر سبب شده تا او نیز لحن جنگطلبانهتری به خود بگیرد. با وجود این، گادی آیزنکوت، رئیس سابق ستاد کل ارتش و رقیب اصلی او، اکنون در نظرسنجیهای مربوط به میزان اعتماد رأیدهندگان به نامزدها در مسائل امنیتی از نتانیاهو پیشی گرفته است. بیتردید، مسئولیت نتانیاهو در زمان حمله ویرانگر حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ هنوز بر دوش او سنگینی میکند.
با این همه، تصدی قدرت در این مرحله پایانی همچنان یک مزیت بیرقیب برای نخستوزیر مستقر به همراه دارد: پدیده انسجام ملی در زمان بحران (Rally-around-the-flag effect).

شیرا افرون، تحلیلگر اسرائیلی در اندیشکده آمریکایی رَند (RAND Corporation)، اظهار داشت: «نتانیاهو میخواهد همه جبههها را به آتش بکشد، زیرا این کار چهرهای از او با عنوان 'آقای امنیت' به نمایش میگذارد.»
خانم افرون افزود: «اما این اقدام همچنین به او کمک میکند تا افکار عمومی را از ناکامیهای ۷ اکتبر و کارنامه سه یا چهار سال گذشتهاش منحرف سازد، زیرا کانون بحثها بر وضعیت امنیتی متمرکز خواهد شد، نه بر خساراتی که دولت او به اسرائیل وارد آورده است.»
در واقع، آقای نتانیاهو آشکارا میکوشد تنشهای منطقهای را به نفع جایگاه سیاسی خود تغییر دهد. او در ویدئویی که روز سهشنبه منتشر کرد، گفت شنیده است که محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، «میخواهد من در انتخابات شکست بخورم.»
او با لبخندی ادامه میدهد: «آیتاللهها میخواهند من ببازم. حزبالله و حماس هم میخواهند من شکست بخورم. ضمناً ترکیه هم همین را میخواهد. آنها این را علناً میگویند. از خودتان بپرسید، دشمنان اسرائیل خواهان پیروزی چه کسی در این انتخابات هستند؟»
تحلیلگران نظرسنجی در اسرائیل میگویند اگر در روز انتخابات، امنیت ملی در صدر اولویتهای رأیدهندگان باشد، میتواند تا سه کرسی در پارلمان به حزب لیکود او اضافه کند. این میزان شاید برای جلوگیری از کسب اکثریت توسط احزاب مخالف کافی باشد و نتانیاهو را تا زمان برگزاری انتخاباتی دیگر در قدرت نگه دارد.
اما یک مانع بزرگ بر سر راه ایجاد نوعی وضعیت اضطراری امنیت ملیِ مدنظر نتانیاهو وجود دارد: ایالات متحده به عنوان مهمترین متحد اسرائیل، تقریباً در تمام میدانهای درگیری از این رژیم میخواهد که آرامش خود را حفظ کند.
اسرائیل از نبرد با ایران توسط پرزیدنت ترامپ کنار گذاشته شده است؛ کسی که در حال حاضر تحریمهای اقتصادی را جایگزین اقدام نظامی کرده است. در جنوب لبنان، اسرائیل در مذاکرات سیاسی کندی با نظارت مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، مشارکت دارد که بر اساس آن توافق کرده به ارتش لبنان زمان بدهد تا نیروهای حزبالله را پاکسازی کرده و کنترل امنیتی برخی مناطق نزدیک به مرز اسرائیل را به دست گیرد.
در سوریه نیز، دولت پرزیدنت احمد الشرع نه تنها تهدیدی فوری برای اسرائیل به شمار نمیرود، بلکه از آمریکا برای مذاکره بر سر ترتیبات امنیتی با اسرائیل درخواست کمک کرده است؛ توافقی که میتواند به عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از منطقه حائل منجر شود.
در کرانه باختری، جایی که شهرکنشینان تندرو و شماری از نظامیان اسرائیلی به آزار و اذیت، حمله و آواره کردن غیرنظامیان فلسطینی پرداختهاند، دولت اسرائیل تا حدی تحت فشار مایک هاکبی، سفیر ایالات متحده قرار گرفته است که به طور معمول از حامیان شهرکنشینان به شمار میرود، تا آنچه را که خود «تروریستهای اسرائیلی» نامیده است، مهار کند.

در غزه نیز دست و پای اسرائیل تا حدودی توسط «هیئت صلح» وابسته به ترامپ بسته شده است؛ نهادی که بخش عمده مدیریت آن بر عهده جرد کوشنر، داماد رئیسجمهور و مدیر غیررسمی پروژههای خاورمیانه است.
در ماه ژوئیه، این هیئت توانست برای نخستین بار حماس را به پذیرش طرح خلع سلاح کامل ترغیب کند. اسرائیل این طرح را رد کرد و دستور حملات دوباره به غزه را صادر نمود. در ۲۶ اوت، نیکلای ملادینوف، نماینده عالی این هیئت در امور غزه، در سخنرانی خود در شورای امنیت سازمان ملل از اسرائیل به دلیل این حملات انتقاد کرد و گفت این اقدامات دستاورد چندانی نداشته و تنها خلع سلاح غزه را به تعویق انداخته است.
نمرود نوویک، مشاور دیپلماتیک و فرستاده پیشین شیمون پرز که نتانیاهو در سال ۱۹۹۶ با شکست دادن او به نخستوزیری رسید، معتقد است نتانیاهو بیهوده در پی یافتن منازعهای است که بتواند بدون ممانعت واشینگتن بر آتش آن بدمد.
وی گفت: «او مانند دزدی در هتل است که به هر دری دست میزند تا ببیند کدام در باز میشود. سوال این است که دولت ترامپ در برابر کدام جبهه کمترین مقاومت را نشان میدهد؟»

این مسئله شاید معمای بمباران غافلگیرکننده یک پایگاه هوایی متروکه در شمال سوریه توسط اسرائیل در ۱۸ اوت را که تنها در فاصله ۴۰ مایلی مرز ترکیه قرار دارد، توجیه کند.
تنها اسرائیلیهای متمایل به چپ نبودند که متوجه انگیزه سیاسی احتمالی این اقدام شدند. در یک مصاحبه پادکستی پس از این حمله، تام باراک، سفیر ایالات متحده در ترکیه و فرستاده ویژه ریاست جمهوری در امور سوریه، اظهار داشت که «یکی از فرضیهها» در مورد صدور این دستور از سوی اسرائیل، به کارگیری یک «ایده تبلیغاتی پیش از انتخابات با استقبال عمومی مناسب» بوده است. آقای باراک به درخواستها برای اظهار نظر در این باره پاسخی نداد.
مقامات اسرائیلی حمله به پایگاه هوایی ابوالظهور را هشداری به آنکارا توصیف کردند تا تلاشی برای استقرار حضور نظامی خود در آن محل نکند. به گفته دو مقام سوری، یک هیئت ترکیه اخیراً در چارچوب مذاکرات برای بازسازی این پایگاه هوایی، از این فرودگاه در استان ادلب بازدید کرده بود. اسرائیل مدعی شد که سوریه قصد داشته به نیروهای ترکیه اجازه استقرار در آنجا را بدهد و «سوریه هشدارهای اسرائیل را نادیده گرفته است.»
کارشناسان اسرائیلی معتقدند تهدید اصلی برای اسرائیل زمانی شکل میگیرد که ترکیه سامانههای پدافند هوایی را در این پایگاه مستقر کند؛ سامانههایی که میتوانند جنگندههای اسرائیلی فعال در حریم هوایی سوریه را تهدید کنند. اسرائیل از حریم هوایی سوریه به عنوان یک کریدور حیاتی برای حمله به ایران استفاده کرده است. دولت سوریه بارها از «نقض حریم هوایی سوریه» توسط اسرائیل شکایت کرده است.
در موضعگیریهای اسرائیل، هیچ اثری از به رسمیت شناختن سوریه به عنوان کشوری دارای حاکمیت ملی و اینکه اسرائیل حاکمیت آن را نقض کرده است، دیده نمیشد. در عوض، به نظر میرسید اسرائیل به آسمان سوریه به عنوان منطقه حائل دیگری برای خود نگاه میکند؛ درست مانند ۴۰۰ کیلومتر مربع از اراضی جنوب سوریه که نظامیان اسرائیلی در حال حاضر به عنوان خط دفاعی پیشرو در مرزهای خود اشغال کردهاند.
نکته قابل توجه این بود که بیانیههای اسرائیل با دو لحن کاملاً متفاوت ارائه میشد. دفتر نتانیاهو برای مخاطبان بینالمللی به زبان انگلیسی اعلام کرد که اسرائیل صرفاً به دنبال بازگرداندن «وضعیت موجود» (Status quo) میان خود و سوریه است.
اما نخستوزیر اسرائیل برای مخاطبان داخلی، ویدئویی به زبان عبری منتشر کرد که در آن لحنی بسیار جنگطلبانهتر داشت و نشان میداد رجزخوانیهایش متوجه آنکاراست. وی گفت: «ما استقرار حضور نظامی ترکیه را که به سمت جنوب گسترش یابد تحمل نخواهیم کرد، چرا که این موضوع ما را تهدید میکند.» او افزود: «ما پیام خود را رساندهایم. چطور این پیام را بگویم؟